بازگشت

مدت‌هاست که چیزی اینجا ننوشتم. امروز دلم خاست برگردم. دلم برای وردپرس تنگ شده. سعی می‌کنم اینجا رو به روز نگه دارم.

رنج ‌نامه

متنفرم از آدمایی که خودشون سر تا پا شایسته‌ی یک صفت هستن و اون رو به دیگران نسبت میدن و بعدش هم خودشون رو به خریت میزنن.

واژه‌ی جدید

مسیحی‌نما

توپولف

توی هوای گرم اهواز هنگام ورود به هواپیما دم در به هر نفر یک بطری آب معدنی می‌دادند.

دوستم گفت: «یاد قربانی کردن گوسفند افتادم.»

بشر

آدم‌ها، با پله برقی، با آسانسورها، بالا و پایین می‌روند، با ماشین رانندگی می‌کنند، با یک دگمه در گاراژ را باز می‌کنند. بعد به باشگاه بدن‌سازی میروند تا چربی‌شان را آب کنند. توی 4000 سال ما دیگر هیچ پایی نخواهیم داشت، روی سوراخ ک.. های‌مان میخزیم، یا شاید مثل کرم روی زمین وول بخوریم. هر گونه‌یی خودش را ویران می‌کند. چیزی که دایناسورها را کشت، این بود که همه چیز دور و برشان را خوردند و بعد هم‌دیگر را خوردند و آخر سر به یک دایناسور رسیدند و آن مادرقحبه آنقدر گرسنگی کشید تا مرد.

چارلز بوکوفسکی

تواضع

اگه تمام درسام هم بيفتم اعتراض نمي زنم.

تيم سبز

گاهی تیم باید توپ را به عقب بفرستد، گاهی در عرض زمین بازی را وسعت دهد، همیشه به سمت هدف رفتن عاقلانه و میسر نیست. 

مسعود بهنود

سیاست‌زدگی

وقتی سیاست به زندگی‌تان تجاوز می‌کند، به سختی می‌توانید از آن دوری کنید. تنها در کشورهایی با دموکراسی‌های پیشرفته است که می‌شود از مزایای فراموش کردن سیاست برخوردار بود. اگر در کشوری زندگی کنید که مشکلاتش بسیار بسیار بزرگ باشد و سیاست در زندگی روزمره‌ی مردم حضور داشته باشد، آن وقت نمی‌توان از سیاست اجتناب کرد، حتی اگر خودتان هم تلاش کنید که از سیاست دوری کنید، سیاست بیست و چهار ساعت توی زندگی‌تان سبز می‌شود.

ماریو بارگاس یوسا

ظلم

همه چیز از نازکی پاره می‌شود ظلم از کلفتی.

مساله‌ی شخصی

وقتی ناپلئون پاک‌باخته با بار یک میلیون کشته روی دست از روسیه برگشت و زنش رو با یه نره‌خر تو رختخواب دید گفت: «خوب عاقبت یک مساله‌ی شخصی! برای تنوع هیچ بد نیست.»

از کتاب خداحافظ گاری کوپر نوشته‌ی رومن گاری

« Older entries