<data:blog.pageTitle/>

آبی کبود

۱۴۰۴ دی ۱۴, یکشنبه

Driving home 
blind
through heavy fog
torrential rain
tears.
Streetlights bloom into yellow tents,
fog pitching camp
along the road.

۱۴۰۴ شهریور ۱۹, چهارشنبه

Fall

September sun,

casting gold on the still-green trees,

their shadows banded across the asphalt.

A sudden blotch of red

pressed into 

the striped road.

Closer still—

a squirrel’s tail,

sparkling with quiet persistence.

برچسب‌ها:

۱۴۰۴ فروردین ۱۶, شنبه

In time of daffodils

I went for a walk around the still-frozen lake, apart from the resident ducks who stayed over winter, there was one goose who slipped and walked across the ice, enjoying the early spring sun. This haiku was born in that moment : 
Meanders
On melting ice 
The early-arriving goose

برچسب‌ها:

۱۴۰۴ فروردین ۵, سه‌شنبه

۱۴۰۳ اسفند ۳۰, پنجشنبه

قدم‌های 
محتاط گربه، 
وسط سفره‌ی هفت‌سین


۱۴۰۳ اسفند ۱۵, چهارشنبه

a contemplation on nature contemplating

هر چهارشنبه صبح سوار قطار که می‌شم اول همه‌چیز تاریکه، ولی بعد یواش یواش روز شروع می‌شه و سایه‌ی سیاه درخت‌ها و سرمه‌ای دشت‌های برفی پیدا می‌شه. کم‌کم طیف رنگ ها روشن‌تر میشه و روز زمستونی در مینیمال ترین حالت خودش شروع می‌شه. توی این فصل برای ماه‌ها چند رنگ مختصر دنیا رو می‌سازن، سایه‌های سیاه و آبی توی پس‌زمینه‌ی سفید. امروز مه هم هست، یه لایه‌ی خاکستری رو همه‌ی منظره‌ها.
بعد، گاهی خورشید در میاد و یه رنگ دیگه اضافه می‌شه. هیچ وقت به قشنگی رنگ زرد آفتاب روی سفید برف دقت کردین؟ یا رنگ آبی روشنی که خورشید به سایه‌ها می‌ده؟
چه سعادتیه شاهد زمستون بودن.