چهره‌پوش سنگی

منتشرشده در

مغ را نشاید آمدن و شدن و نشستن و برخاستن با مردمان، بی چهره‌پوش سنگی. مغ را نشاید سخن گفتن با مردمان مگر در پس چهره‌پوشی از سنگ سرد خاکستر فام. مغ را آن گاه چهره‌پوش از رخ برداشتن شاید، که خسبد به تنهایی در کومه‌ی بی آتش خویش. مغ باید بهراسد از چهره‌ی بی چهره‌پوش خویش. ایدون باد!