دو تن از دوستان زمان دبیرستانم از ایران هر دو بفاصله ی یک روز متنی در باره ی تاریخ ایران را برایم در واتسپ فرستادند. نویسنده ی این متن را نمی شناسم. از شکست های پی در پی ایرانیان از زمان هخامنشیان گرفته تا حمله ی اعراب و مغول می نویسد و با از هم پاشیدن زندیه و افشاریه متنش را بپایان می رساند که مردم بدنبال چه بودند و چه گیرشان آمد. شاید چون درون ایران زندگی می کند از بیم گرفتاری بدست چاقوکشهای جمهوری اسلامی (شما بخوانید اطلاعات سپاه) و یا بدلیل دلبستگی اش به نظام ولایت فقیه٬ از حمله ی دوم اسلام بفرماندهی خمینی دجال که یکی از بزرگترین تراژدی های تاریخ ایران است چیزی بزبان نمی آورد. این متن را که ظاهرش منطقی بنظر می رسد و در واقع بخش هایی از حقیقت تاریخ را هم بیان می کند٬ اینجا می گذارم تا یک تنه بقاضی نرفته باشم٬ خواننده جزيیاتش را بخواند و بهتر متوجه شود چرا من از بازگویی بخشی از حقایق تاریخ ایران کمی برآشفته شدم.
اگر زیاد به گذشته برنگردیم و تمامی کارنامه ی درخشان جمهوری اسلامی را نظر نگیریم٬ اکنون با پشت سرگذاشتن جنبش ۸۸ و خیزش های ۹۶ و ۹۸ و نهایتا جنبش مهسا : زن زندگی آزادی در ۱۴۰۱ و سرانجام حمله ی شگفت انگیز اسرايیل که در چند ساعت ۲۰-۳۰ تن – یا بیشتر – از اوباش تروریست٬ دزد و قاچاقچی خامنه ای (شما بخوانید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) را در اتاق خواب هایشان بهلاکت رساند٬ چندین پایگاه سرکوب و کشتار مردم بیدفاع ایران را منفجر کرد٬ دیگر امروز دعوت مردم به کتاب خواندن و آگاه شدن٬ هر چند در ظاهر موجه است٬ نشانه ی وعدهً سر خرمن و موذیگری است. چرا؟ پایین متن کذایی خواهم نوشت↓
کپی متنِ ارسالی دوستانم :
. پایان هخامنشیان – امید به «پادشاه فاتح»
وقتی داریوش سوم در برابر اسکندر تسلیم شد، بسیاری از اقوام ایرانی از ظلم و فساد دستگاه سلطنت خسته شده بودند و حتی آمدن اسکندر را مایه نجات دیدند.
📌 «نتیجه؟
اسکندر آمد، آتش زد، کشتار کرد، تخت جمشید را سوزاند و فرهنگ یونانی را تحمیل کرد.
ایرانیان بهجای اصلاح درون، چشم به دشمن دوختند؛ و نتیجه: از دست رفتن استقلال.
۲. دوران اشکانیان – مردم بیخبر از حاکمان
اشکانیان درگیر جنگهای بیپایان با رومیها بودند؛ اما توده مردم نه سواد داشتند، نه نقشی در سیاست. بیشتر زندگیشان دست اربابان و اشراف بود، و امید داشتند «شاه خوب» بیاید.
📌 نتیجه؟
با اینکه برخی شاهان قوی بودند، اما مردمی که آگاه نباشند، تغییر پایدار نمیسازند. اشراف پرورش یافتند، و مردم رعیت باقی ماندند.
۳. سقوط ساسانیان – وقتی مردم از حکومت بریده بودند
در اواخر ساسانیان، مردم از فشار مالیاتی، تبعیض دینی، و فساد دربار بیزار بودند. بهقدری از حاکمانشان زده شده بودند که حتی حمله اعراب مسلمان را تحملپذیرتر از ادامه حکومت یزدگرد دیدند.
📌 نتیجه؟
فتح ایران توسط اعراب، فروپاشی تمدن ایرانی، نابودی زبان پهلوی، و قرنها از خودبیگانگی.
اگر مردم آگاه بودند، با اتحاد، میتوانستند کشور را نجات دهند.
۴. حمله مغول – خیانت از درون، انتظار عدالت از دشمن
مغولها با توحش به ایران حمله کردند، اما بسیاری از مردم و حکام محلی از یکدیگر نفرت داشتند و حتی به مغولها کمک کردند تا از شر رقبا خلاص شوند.
📌 نتیجه؟
بزرگترین فاجعه انسانی تاریخ ایران: کشتار میلیونی، نابودی شهرها و کتابخانهها، و سوختن تمدن. مردم باز هم بهجای بیداری، قربانی جهل و تفرقه شدند.
۵. دوران صفویه – اتحاد دینی بدون آگاهی
صفویه با شعاری دینی آمدند و مردم را متحد کردند، اما بیشتر مردم آگاهی نداشتند، صرفاً پیرو تعصب بودند. دولت قدرتمند شد، ولی مردم همچنان بیسواد و فاقد مشارکت.
📌 نتیجه؟
دولت دینیِ متمرکز، اما مردم محروم و توسریخور.
مدرسهها و علوم در انحصار بودند و تودهها کتاب نمیخواندند.
۶. دوران افشاریه و زندیه – امید به شمشیر قهرمان
نادرشاه و کریمخان زند هر دو آمدند با شمشیر کشور را نجات دهند. مردم نیز در ابتدا امیدوار شدند.
📌 نتیجه؟
با مرگ نادر، کشور فروپاشید.
با مرگ کریمخان، هرجومرج بازگشت. چون مردم متکی به «مرد بزرگ» بودند، نه ساختار آگاهانه و مشارکت جمعی
.
📌 جمعبندی تاریخی:
در طول ۲۵۰۰ سال تاریخ ایران، این چرخه بارها تکرار شده:
1. مردم از ظلم خسته میشوند.
2. منتظر نجات از بالا یا بیرون میمانند.
3. یا به دشمن امید میبندند، یا به شاهی «قوی» و «خوب».
4. اما آگاه نمیشوند، کتاب نمیخوانند، متحد نمیشوند.
5. در نتیجه، حکومت میرود، یکی دیگر میآید، ولی مردم همان رعیت باقی میمانند.
✅ نتیجه نهایی:
زندگی خوب وقتی میآید که مردم بخواهند خودشان زندگی خوب را بسازند، نه اینکه کسی برایشان بیاورد.
• تاریخ ایران را باید خواند، نه فقط شنید.
• باید از شکستها، آگاهی ساخت، نه تکرار.
• هیچ لشگری، هیچ موشکی، هیچ پادشاهی و هیچ خارجی، نجاتبخش ما نیست؛
ما خود، باید خود را بسازیم
اگر به جزيیات متن بالا دقت کنیم٬ نتیجه ی دردناک و غم انگیزی از خواندنش دستگیرمان می شود. می بینیم که (به ادعای نویسنده) ما ایرانیان از زمان هخامنشیان تا کنون٬ دو هزار سال پیوسته مشغول بدخوانی شرایط زندگی مان٬ از چاله به چاه افتادن٬ آسیب زدن بخودمان و درس نگرفتن از اشتباهات مان بوده ایم. با این توصیف٬ چه تضمینی وجود دارد که هزار سال دیگر اوضاع مان هم چنین نباشد. چه رویدادی باید رخ بدهد تا ما { بیدار و آگاه } شویم و ببینیم که -اینگونه که این متن اشاره می کند- ۲۰۰۰ سال راه به ترکستان برده ایم؟ گفته ی آن رپر معروفِ دربند افتاده و آزاد شده که می گویند به مجاهدین سمپاتی دارد به یادم افتاد که الان وقت انقلاب نیست٬ کتاب بخوانیم و آگاه شویم. با توجه به اینکه باقیمانده ی ایران تا ۳۰-۲۰ سال دیگر اگر زیر نکبت جمهوری اسلامی بماند بدون شک بزمین سوخته تبدیل خواهد شد ۱- اگر ما دویست سیصد سال دیگر کتاب بخوانیم آگاه خواهیم شد؟ ۲- اگر بشویم٬ وقتی ایران را از دست داده باشیم آن آگاهی به چه درد مان می خورد؟ اگر ما با چند هزار سال تاریخِ سرشار از پستی و بلندی ها و بگفته ی این نویسنده ی گرامی٬ پس از شکست های پی در پی٬ هنوز برای نجات خودمان٬ آزاد بودن و آزاد زیستن آگاهی کافی نداریم و بدنبال لشگر و موشک و شاه و خارجی ها هستیم که ما را نجات بدهند٬ آن آگاهیِ کذاییِ مطلوبِ ایشان را هرگز بدست نخواهیم آورد.
از زمان هخامنشیان تا پایان فرمانروایی افشاریه و زندیه٬ این متن روی نبود آگاهی در میان مردم ایران تکیه و تلویحا همه ی حکومت های پیشین را محکوم می کند. خوشبختانه دوران درخشان قاجاریه (جنگ ایران و روسیه) که منجر به عهدنامه های ترکمنچای و گلستان و جدا شدن قفقاز و ترکمنستان و… (تخمین زده اند حدود یک میلیون متر مربع) از خاک ایران شد٬ و زمانی که شاهان قاجار از انگلستان حقوق ماهیانه می گرفتند و هر چه را آنها از ایران میخواستند٬ واگذار می کردند٬از تیغ قلم این نویسنده محفوظ مانده اند. هم چنین تراژدی ٬۵۷ شوم ترین رویداد تاریخی ایران پس از حملهً مغول که جمهوری اسلامی کشوری سرافراز در حال پیشرفت و توسعه را تصاحب کرد و در ۴۶ سال به انزوا و سرافکندگی ٬ فقر و فلاکت کشاند٬ مورد توجه ایشان قرار نگرفته است. فقط پس از اثبات خاک بر سر بودن دوهزار سالهً ایرانیان بدلیل ناآگاهی٬ موذیانه و خبیثانه پیشنهاد می کند که کتاب بخوانیم و آگاه شویم. مبادا برای آزاد کردن خود و کشورمان اندیشهً قیام در سر داشته باشیم یا – بدلیل سبعیت باور نکردنی حکومت مان – از این و آن یاری بطلبیم. نگاه کوتاهی به چند دوره از ادواری که در نوشته بالا گنجانده شده بیاندازیم. ما در زمان هخامنشیان بزرگ ترین و پیشرفته ترین تمدن روی کرهً زمین را داشتیم. سر فرصت٬ ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان بگذارید و از شگفتی های تمدن ایرانِ هخامنشیان از کورش بزرگ تا خشایارشاه لذت ببرید. جلوتر برویم. ایرانیانی که از حکومت ساسانیان ناراضی بودند٬ آیا از اعراب یاری خواستند که بیایند حکومت را براندازند و بزور مسلمانشان کنند؟ این اراجیف برای پای منبر خوب است. حملات اسکندر مقدونی٬ اعراب٬ ومغول ها به ایران کوچکترین ربطی به آگاهی یا ناآگاهی مردم ایران نداشت. اصولا جنگ ها بدلیل آگاهی جمعیت یا نبودِ آن بین کشورها رخ نمی دهند. از این گذشته٬ باید پرسید مردم ایران در آن تاریخ ها نسبت بمردم کدام کشورها «ناآگاه» بودند؟ ۸۰۰ سال پس از حمله اعراب به ایران آخوندهای مسیحی در ایتالیا می خواستند گالیله را اعدام کنند چون مدعی شده بود که زمین گِرد است.
جوامع دنیا هر چه مذهبی تر باشند٬ عقب مانده ترند. با پیشرفت علم و انقلاب های صنعتی٬ وقتی مردم اروپا آخوندهای مسیحی ها را بتدریج سر جای خودشان نشاندند و از مسايل مملکت داری جداشان کردند٬ از دیگر مناطق دنیا پیشی گرفتند. عقب ماندگی ما ایرانیان از دنیای متمدن نیز – ۸۰-۷۰٪ – بخاطر اسلام زدگی ماست. این آیین شومِ واپسگرا که ۱۴۰۰ سال سایهً ننگین سیاهش را روی کشورمان گسترده٬ ارمغانی جز جهل و خرافات٬ نکبت و عقب ماندگی برای ایرانیان نداشته است . در متنی که در باره هحامنشیان لینکش را گذاشتم میخوانیم که- بیش از۲هزار سال پیش – زنان ایرانی از چه مزایای افتخار برانگیزی برخوردار بودند و برای کارگران حقوق بازنشستگی در نظر گرفته می شد. میخوانیم که ایرانی ها هر سال کم و بیش ۲۰ جشن گوناگون برگزار می کردند. سپس نگاهی به گاه شمار نحس جمهوری اسلامی بیاندازید که با مرگ هر خاله خانباجی یا عمقلی صمدِ عربِ هزار سال پیش٬ ایرانیِ نگون بخت باید رخت عزا بپوشد ٬ گریه کند و توی سرش بزند. وقاحت را بجایی رسانده اند که می گویند خدای عرب گریه و زاری مسلمانان را دوست دارد و پاداش خواهد داد. هر باوری داشته باشید و هر طورنگاه کنید٬ اینگونه کارهای بیهوده و عزاداری ها به هدر دادن زمان و غیر انسانی اند. اسلام سم است و جمهوری اسلامی سرطان. درمان شیمیایی (کیمیوتراپی) این سرطان برای رهایی از مرگ و سپس سم زدایی (تدریجی) از بدنهً ایران میتواند راهگشای ایران برای پیوستن به گروه کشورهای متمدن باشد
سو تفاهم نشود٬ من با کتاب خواندن و کسب آگاهی مخالف نیستم! اما با در نظر نداشتن اولویت ها٬ با عصاره ی نوشته ی بالا مخالفم . خیلی ساده بگویم٬ اگر دزدی بخانه ی شما بیاید٬ دست و پای شما را ببندد و قبالًه خانه تان را بدزدد٬ اولین کاری که باید بکنید قطعا کتاب خواندن نیست. میخواهم چند نکته ی بسیار مهم را که نویسنده ی متنِ (بنظرم زیرکانه) از قلم انداخته٬ با اینکه ابتدایی و تکراری هستند بازگو کنم. دوباره می گویم : بی گمان بسیاری از ایرانیانِ زمان ساسانیان از حکومت ناراضی بودند٬ ولی ناراضی بودنشان باعث نشد که از حمله ی وحشیانه ی اعراب بیابان نشین شاد و خرسند شوند و خدای عرب و اسلام را با آغوش باز بپذیرند یا بقول نویسنده متن فوق الذکر: «بقدری از حاکمانشان زده شده بودند که حتی حمله اعراب مسلمان را تحملپذیرتر از ادامه حکومت یزدگرد دیدند». این برداشتِ مغرضانه از تاریخ٬ چرندیات آخوندی است که قرن ها در گوشمان خوانده اند. ایرانیان که یکتاپرست و زرتشتی بودند٬ چند قرن با اعراب اشغالگر جنگیدند و سرانجام زورشان به شمشیر متجاوزان نرسید٬ تسلیم شدند و برای پرهیز از پرداختن جزیه به اسلام گرویدند. همیشه بخودم گفته ام که اسلامِ عرب ها هرگز در معده ی ایرانیان هضم نشد. شاید بدلیل انزجارم از این آيین اهریمنی٬ کمی زیاده روی می کنم. بهر روی٬ حقیقت این است که ایرانیان رنگ دیگری به اسلام زدند و نهایتا شلم شوربایی از آن ساختند (شیعه دوازده امامی) که بمراتب مضحک و عقب مانده تر از اسلامِ ۹۰٪ جمعیت مسلمان دنیاست. هنوز شماری از ایرانیان و بقیه شیعه ها٬ هرسال در ایران و انگلستان و آمریکا و استرالیا در ماه محرم بخیابان ها می ریزند و برای بزرگداشت – یا سوگواری بمناسبت – چاقوکشی بین دو گروه از اعراب در ۱۳۰۰ سال پیش٬ بخود گِل می مالند و توی سرو کله خویش می زنند و منتظرند که یک مرد عرب که هزار سال ته چاهی پنهان شده٬ یکی از همین روزها بیرون بیاید و ۹۸٪ مردم کره ی زمین را که شیعه نیستند و کافرند٬ از دم تیغ بگذراند.
صرفنظر از دخالت های شرق وغرب و لاس زدن های جیمی کارتر با خمینی در نوفل دوشاتوی فرانسه و بقول دکتر عباس میلانی {ابر و باد و مه و خورشید و فلک} که کمر به پایین کشیدن محمد رضاشاه پهلوی بسته بودند٬ وقتی خود شاه بدلیل ضعف بنیه ٬ بیماری سرطان و عدم تمایلش به حفظ جایگاهش به بهای ریختن خون هم میهنانش٬ ایران را ترک کرد و خمینی دجال با عزت و احترام و هواپیمای اختصاصی ایرفرانس قدم نحسش را روی خاک ایران گذاشت و برای نطق تاریخی ٬٬ آب و برق و اتوبوس را مجانی می کنیم. دلخوش باین مقدار نباشید٬ ما شما را بمقام انسانیت می رسانیم….من توی دهن دولت می زنم٬٬ یکسر به بهشت زهرا رفت٬ نیش دوم اژدهای اسلام گلوی ملت ایران را نشانه گرفت و یکی از بزرگترین تراژدی های فرهنگی و محیط زیستی ۳ هزار سال تاریخ ایران رقم خورد. تا جاییکه حتی امروز با وجود اینترنت٬ هوش مصنوعی و عصر ماهواره ها٬ ایستگاه بین المللی فضایی و فضاپیمای جیمز وب (رازگشای کهکشان ها٬ ما هنوز با ورژن فکاهی- کمونیستی- ماتریالیستی قرن بیست و یکم تجاوزها٬ جنایات و چپاولِ جنون آسای اسلام دست و پنجه گرم می کنیم.
باورمندم که حملهً ۴۶ ساله جمهوری اسلامی و سلطه اش بر جان و مال و روان ایرانیان دست کم از یک جهت٬ دردناک و ننگبار تر از حملهً اسکندر و مغول و افغان است. وقتی اسکندر و چنگیزمغول بایران حمله کردند٬ ایرانیان بافاصله دریافتند که مورد تجاوز قرار گرفته اند ولی پس از حملهً جمهوری اسلامی ۳۹ سال طول کشید تا متوجه شوند و فریادبزنند ٬٬ دشمن ما همین جاست – دروغ میگن آمریکاست٬٬ . دشمن امروزی ما در غارت ثروت٬ سوختن و سوزاندن= تحریف و نابودسازی کتاب و فرهنگ ما با اعرابِ ۱۴۰۰ سال پیش تاخت میزند و در ویران سازی طبیعت و محیط زیست٬ تخریب و حتی سرقت آثار باستانی مان حتی الامکان از آنها پیش پیشی می گیرد. اصل ولایت فقیه٬ بزرگترین ننگ تاریخی ایران٬ سرطان مهلکی است که طی قرن ها (باورهای خرافی مذهبی) درون خود ما بوجود آمد و کمین کرده بود٬ با سقوط نظام پادشاهی٬ عود کرد و نزدیک به نیم قرن است که چهره ی منحوس و مرگبار خود را بنمایش گذاشته است. این سرطان٬ با سرمایه ی خود ما از دنیای علم و صنعت چین و سیستم های امنیتی روسیه بهره و آموزش می گیرد. مخالفان خود را در خیابان ها شناسایی و به سرو سینه و چشمان جوانان ایران با گلوله های جنگی و ساچمه ی شات گان شلیک می کند. هفتاد درصد مردم ایران را بزیر خط فقر کشانده تا جاییکه کودکان و پیران در سطل های زباله دنبال آت آشغال و غذا می گردند و حکومت اسلامی تا پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ افزون بر موشک و تجهیزات نظامی٬ سالی ۳۰ میلیون دلار برای تروریست های حماس و ۱۵۰ میلیون دلار برای حزب الله می قرستاد. دیروز شنیدم که پس از فاجعه ی ۷ اکتبر٬٬حماس از قاآنی (آقای دقت کنید) فرمانده بعد از اینِ سپاه قدس درخواست کرده بود ۵۰۰ میلیون دلار برای جنگیدن با رژیم صهیونیستی بفرستد (که نتوانستند و فقط ۳۰ میلیون فرستادند)! جمهوری اسلامی دست کم ۳۰ میلیارد دلار در سوریه برای کشتن سوریه ای های مخالف بشار اسد هزینه کرد تا اسد بماند٬ صدها هزار شهروند سوریه را بکشد و ۱۲ تا ۱۵ میلیون تن را آواره کند. همه میدانیم قاسم سلیمانی با افتخار گفته بود (با دزدیدن از سفره ی ایرانیان) شش ارتش در منطقه تاسیس و تجهیز کرده بود تا آمریکا مجبور شود برای حمله به ایران٬ مانند زمان بوق٬ از این ۶ ارتش عبور کند. اکنون بخش های دیگری از خیانت ها و جنایات جمهوری اسلامی بازنگری کنیم.
https://bit.ly/4ePwzvJاز تارنمای تابناک در باره ی جنگ ایران و عراق:
بر اساس برآوردهای برخی کارشناسان ایرانی، ۴۴۰ میلیارد دلار خسارات مستقیم جنگ تحمیلی بوده که اکنون به ۱.۱ تریلیون دلار یا ۱۱۰۰ میلیارد دلار میرسد. اینها به جز غرامتی است که برخی جانبازان ایران به واسطه لطمه انسانی به کشور، انتظار دریافتش را دارند. حتی اگر قرار باشد صرفاً رقم ۹۷ میلیارد دلاری گزارش هیات کارشناسی سازمان ملل پرداخت شود، اکنون باید بالغ بر ۲۴۲ میلیارد دلار به ایران خسارت پرداخت شود.
جمهوری اسلامی از دریافت این غرامت صرف نظر کرد. دلیلش فراتر از دایره ی ادراک من است. فقط میتوانم حدس بزنم که از دشمنی با مردم ایران و ایران ستیزی ذاتی اش ناشی می شود (شاید هم بدلیل عراقی بودن برادران لاریجانی! 🙂
http://bit.ly/4lUsUik از تارنمای ویکی پیدیا در باره ی تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای:
برنامه هستهای ایران یکی از ناکارآمدترین طرحهای راهبردی از نظر اقتصادی در تاریخ معاصر بهشمار میآید، بهویژه پس از حمله اسرائیل که بخش بزرگی از سرمایهگذاریهای گذشته را از بین برد. با آنکه هزینههای زیرساختی و عملیاتی از ۵۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است، بار واقعی در زیان بالقوهٔ اقتصادی ۲ تا ۳ تریلیون دلاری و انزوای خارجی نهفته است.٬ در حالیکه سهم آن از تولید برق کمتر از۱٬۵٪ است. ایران به دلیل مذهب شیعه و ایدئولوژی رهبرانش همچنان در این برنامه بسیار ناکارآمد سرمایهگذاری سنگینی انجام داد
بگمانم متنی که ذکر کردم٬ پس از حمله ی اسرايیل به جمهوری اسامی (جنگ ۱۲ روزه) نوشته شده است. نویسنده اش در نتیجه گیری نهایی و دعوت ایرانیان به آگاه شدن٬ ضمن استفاده از کلمات لشگر و موشک٬ برای خالی نبودن عریضه لگدی هم به پهلوی (شاه) می اندازد. شمار نسبتا اندکی از ایرانیان-که خوشبختانه در اقلیت هستند- پس از ۴۶ سال تحمل زندانی کردن و کشتار مردم بیگناه ایران٬ فساد٬ چپاول٬ خشک و ویران کردن ایران٬ با حمله ی هوشمندانه و هدفمند اسرايیل و کشته شدن بسیاری از قاچاقچیان٬ تبهکاران و قاتلان فرزندان ایران (از جمله غلامعلی رشید و امیرعلی حاجی زاده) و انفجار پایگاه های سرکوب از قبیل اطلاعات سپاه٬ قرارگاه ثارالله- قرارگاه خاتم الانبیا… یادشان افتاد که وطن و هموطن دارند. وقتی سهم ایران از دریای خزر از ۵۰ درصد به ۱۱٪ رسید٬ وقتی جمهوری اسلامی با چین قرارداد ۲۵ ساله ای (بخواسته ی چین) مخفیانه بست٬ وقتی قایق های تجاری- ماهیگیری چین ته خلیج فارس را با تورهای صنعتی از ماهی تهی می کردند٬ وقتی در آبان ۹۸ در یکهفته الی ۱۰ روز بیش از ۴ هزار ایرانی* ↓ بیگناه را در خیابانها با گلوله های جنگی کشت (بگفته ی رویترز ۱۵۰۰ تن) ٬ صد ها تن را کور کرد٬ دگمه ی وطن و هم وطن دوستی شان خاموش بود و خفه خونِ مرگ گرفته بودند. کسی که امروز از هلاکت اراذل و اوباش جمهوری اسلامی٬ قاتلان مردم ایران آزرده خاطر می شود و بجای جمهوری اسلامی که ۴۶ سال شعار نابودی اسراییل را داده٬ تنها بشعار دادن بسنده نکرده٬ بلکه با دزدیدن از سفره ی ایرانیان٬ چندین ارتش را هم برای این هدفِ شوم تجهیز و مسلح کرده٬ اسراییل را محکوم می کند٬ اگر دشمن مردم ایران نیست٬ چیست؟ خودم پاسخ خواهم داد. او یا ابله است یا پشت جمهوری اسلامی ایستاده٬ نان در خون مرد و زن ایرانی میزند. تصور کنید در یک قیام همگانی٬ مردم ایران برای دسترسی و از بین بردن این جانیان و تبهکاران٬ بر فرض امکان پذیر بودن٬ باید چند تن قربانی می دادند؟
* آبان ۹۸
ویکی پیدیا
https://bit.ly/40cDPf4 متن کامل
در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ سازمان عفو بینالملل جزئیات مرگ ۳۰۴ نفر از معترضان آبان ۱۳۹۸ در ایران را منتشر کرد.[۶] بر اساس این گزارش آنها در فاصله ۲۴ تا ۲۸ آبان توسط نیروهای امنیتی کشته شدند.[۷] خبرگزاری رویترز در روز در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۹ تعداد کشتهشدگان را بر اساس دریافت آمار از سه مقام وزارت کشور ایران که خواستهاند نامشان فاش نشود، حدود ۱٬۵۰۰ تن در ۱۹۰ شهر اعلام کرد که تا کنون اسامی ۵۴۷ تن از آنها مشخص شده است.[۸][۹] از سویی برخی پژوهشها نشان میدهد بیش از ۷۵۰۰ مرگ بدون دلیل در پاییز سال ۱۳۹۸ و ۶۳۰۰ مرگ بدون دلیل در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است که علت این مرگومیر کرونا، آنفولانزای فصلی، تصادفات جادهایی و حوادث طبیعی نبوده است
رادیو فردا:
https://bit.ly/4lsIC4I متن کامل
با مقایسه آمار ثبت احوال در فصل پاییز ۹۸ با آمار میانیگین پاییز سالهای قبل درمییابیم که در این فصل بیش از ۷ هزار و ۵۰۰ فوت اضافه ثبت شده است که بیشترین آمار فوت اضافه مربوط به آبان ۹۸ است.
بر اساس این آمار در ماه آبان ۹۸، تعداد فوت ثبت شده ۳۸ هزار و ۵۱۷ نفر بوده است. این آمار در ماه قبل از آن یعنی مهرماه ۳۴۳۱۶ نفر بوده است و در ماه بعدی یعنی آذر ماه سال ۹۸، ۳۳۶۱۵ نفر . آمار نشان میدهد که در ماه آبان، آمار مرگ و میر ثبت شده ۴۲۰۱ نفر بیشتر از ماه مهر و ۴۹۰۲ نفر بیشتر از ماه آذر بوده است.
علاوه بر این، مقایسه آمار با ماههای بعد نشان میدهد که میزان مرگ و میر در این ماه با آمار بالای فوت در ماههای اوج ابتلای به کرونا در تابستان و پاییز ۹۹ برابری میکند و همچنین میزان فوت در آبان ۹۸، شش هزار نفر بیشتر از تعداد فوت ثبتشده در ماه آبان سال ۹۷ بوده است
کشور بزرگ ما هیچگاه دشمنی به پلیدی و دون مایگی جمهوری اسلامی نداشته است. یک مشت گدا صفت وطنفروشِ آدمخوارند که ۸۰ میلیون ایرانی را بگروگان گرفته اند. بهمین خاطر٬ من هم مانند میلیون ها ایرانی درون و بیرونِ ایران٬ از حمله ی اسرايیل نه تنها دره ای ناراحت نشدم٬ با علم بر اینکه اسرايیل دلش برای من و شما نمیسوزد و این حمله در راستای حفظ امنیت خودش بود٬ همواره سپاسگزار اسرايیل خواهم بود که بسیاری از دشمنان ما را بدرک فرستاد و راهکار را برای نیل بهدف مان (آزادی) هموار یا دست کم آسانتر کرد. افزون بر آن٬ معتقدم که کار اسراییل هنوز بپایان نرسیده است. وقتی جمهوری اسلامی با صرف میلییاردها دلار برای حزب الله و حماس تونل های مجهز به تهویه هوا و سرویس های بهداشتی می ساخت و وقتی رهبر خیانتکارِ بزدلش بدست و پیشانی تروریست های ۷ اکتبر بوسه زد٬ مرتکب اشتباه برزگی شد٬ چندان که گویا به هشتم اکتبر نیاندیشیده بود. این زمین گرد است. حتما شنیده اید که اسرايیل (یهودی جماعت) هرگز قاتلان شهروندانش را فراموش نخواهد کرد که بگذارد آب خوش از گلویشان پایین برود. ما و اسراییلی ها پیشینه ی دوستی چندهزار ساله داریم. اسراییل دشمن ما نیست. از آگاهی می گفتیم: سخنان بسیاری از هم میهنانم از درون ایران و سطح آگاهی شان از رویدادها تحسین برانگیز است: خیلی بالا و والاتر از آگاهی اجتماعی ۵۰٪ مردم آمریکا که در کشوری آباد و آزاد زندگی می کنند. ما امروز برای تلاش در راه آزادی خود و میهن مان به آگاهی لازم دست یافته ایم. شعارهای طلایی مردم در سال ۹۶: اصلاح طلب٬ اصولگرا – دیگه تمومه ماجرا یا شعار {رو به میهن- پشت به دشمن} در واکنش بسخنان یک امام جمعه و… حتی شعارهای دشنام آلود و دلنشین ۱۴۰۱ قصه ی غصه های مردم ستمدیده را می گویند و بیداری را نوید می دهند. حتی با وجود ۴۶ سال سمپاشی٬ کینه کاشتن و دروغ بافی جمهوری اسلامی٬ بنظر می آید که اکثر مردم ایران اسراییل را دشمن خود نمی شمارند. از هر ده نفری که به شبکه های خبری خارج کشور زنگ می زنند یا پیام صوتی میفرستند٬ ۸-۹ تن با اینکه از زیر آتش قرار گرفتن ایران غمگین٬ بیمناک و شرم زده هسنتد٬ از کشته شدن فرماندهان و کارگزاران سپاه و پرسنل امنیتی ابراز شادمانی می کنند. اصلا ما در ایران چرا باید جاهایی با نام ثارالله و خاتم الانبیا داشته باشیم؟ بقول دکتر سکویی این پدر سگ ها (که اصلا شبیه ما نیستند) از کجا آمدند؟ چرا روی در و دیوار بانک ها و اداره های دولتی ….و بالای سر خامنه ای نوشته های عربی دیده می شود؟ مگر نه اینکه ما ایرانی هستیم و بفارسی سخن میگوییم و می نویسیم؟ اگر من بنویسم ایران نزدیک به نیم قرن بدست یک مشت اراذل و اوباشِ دزدِ بی لیاقتِ تازی تبار و تازی پرست اشغال شده اغراق بحساب می آید؟
دریاچهً ارومیه را اسراییل خشک نکرد. اسراییل زاینده رود و رود کارون را خشک نکرد و به لجن نکشاند. اسرايیل تالاب های هورالعظیم و هامون و جمعا نیمی از تالاب های ایران را خشک نکرد. اسرايیل به جنگل های هیرکانی ایران آسیب نزد و کمر بنابودی شان نبست. اسرايیل آبهای زیرزمینی ایران را (با سو مدیریت و حفر چاههای عمیق بی رویه) از بین نبرد. در پی خشک شدن آبهای زیرزمینی٬ اسرايیل باعث فرونشست بیش از ۳۰۰ دشت (از مجموع ۶۰۹) در ایران نشد. سیستم آب و برق ایران را اسرايیل مستهلک و ناکارآمد نکرد. اسرايیل باعث آمیخته شدن اب و نمک با چاه های نفتی ایران نشد. اسراییل پسران و دختران نازنین ما را در خیابان ها ی ایران نکشت٬ آنها را از بالای ساختمان ها بپایین پرتاب نکرد٬ به چشمانشان شلیک نکرد. در زندان ها خودکشی شان نکرد! زنان و مردان ما را به فحشا و اعتیاد نکشاند. دختران ایران را برای تن فروشی به دوبی و استانبول نفرستاد. پول و پاسپورت مارا جزو بی اعتبارترین های دنیا نکرد. بانک هامان را ورشکسته نکرد و……
حال ایران مان خوب نیست. از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت/عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی وضع مسکن٬ اجاره نشینی٬ آب و هوا٬ دارو و بهداشت شهروندان٬ شرایط زندگی بازنشستگان٬ کارمندان و کارگران اسفبار است. منهای ۵-۴٪ که سر سفره ی انقلاب نشسته اند٬ مافیاهای نفت و آب٬ بانکداری و خودروسازی٬ اینترنت و فیلترشکن٬ دست اندرکارانِ ساخت و ساز فاجعه بارسدها و برجهای غیر اصولی…کاسبان تحریم که از قبل فلاکت مردم میلیاردر شده اند٬ مردم عادی آسایش و آرامش ندارند٬ در واقع زندگی نمی کنند٬ فقط زنده مانده اند.۸۰ تا ۹۰٪ مردم از جمهوری اسلامی بریده اند و خواهان نابودی اش هستند. خوشبختانه نیمی از این راه دشوار را خود جمهوری اسلامی با موفقیت پیموده است. انصافا از هیچگونه اقدامی برای تخریب خودش (فروپاشی) و تواماٌ گند زدن به ایران فروگذار نبوده است. کفتارهای حکومتی آماده هستند سر بزنگاه گلوهای همدیگر را بدرند. میماند نصف دیگرِ راه. بخش کلیدی ومهمی از این نصف باقیمانده راه را هم فرزندان موسی آسفالت کرده اند که به حول و قوه الهی – تا نابودی تک تک جنایتکاران و دزدان رژیم – امیدوارم به این کار درخشانِ تاریخی شان ادامه بدهند. فقط کافی است ۳٪ از جمعیت ناراضی و جان به لب رسیده ی ایران روزی بگویند دیگر بس است. ما باید کشورمان را از این قوم اشغالگر پس بگیریم. من باورمندم آنروز فرا خواهد رسید. دوست دارم اینگونه بفردا فکر کنم.
دشمنان ما اسرايیل و آمریکا نیستند. دشمنان ما همان کسانی هستند که دیروز جلومان را گرفنتد که برای گرامیداشت کورش بزرگ به پاسارگاد نرسیم و امروز به مداح هفت تیرکش می گویند {اگر خسته نمی شوی سرود ایران را بخوان} و بهترین تلاشت را بکن که به آن هم گند بزنی. او هم می خواند و با تبدیلش به نوحه به گندش می کشد. هما ن سرودی که سراینده اش را از ایران راندند. همان مرد نازنینی که سرود: ای ایران ایران- دور از دامان پاکت دست دگران٬ بدگهران. چه می دانست که بَدان و بدگهران سرودهً او را خواهند دزدید تا با احساس خطر از سوی بزرگترین دشمنانشان- مردم ایران- بدروغ خود را دوستدار ایران جلوه بدهند؟ دشمنان ما چنان حقیر و درمانده شده اند که ۴۶ سال از پادشاهان ایران بد گفتند و هخامنشیان و تخت جمشید را طاغوتی نامیدند و امروز در کمال وقاحت تصاویر شاهان ساسانی با تاج پادشاهی را در خیابان های تهران نصب کرده اند! ما آنقدر آگاه شده ایم که مادر زنده نام پژمان قلی پورگفت: خودتونم میدونید که با آبان نابود شدید.
زمان٬ زمان آزادی ایران است.
پ.ن: کیبرد لپتاپ من برای فونت فارسی٬ کاما ندارد یا من پیدایش نکرده ام. پوزش مرا بپذیرید.










