جهش از ناوبری

نام ِ نمایش:کیر هم شد کس؟
با حضور ِ افتخاریه هایده در نقش ِ خریدار
حسام ساقی ِ محل ملغب به حسام کونده در نقش ِ حسام ساقی ِ محل ملغب به حسام کونده

نما کلن داخلی-حسام کونده در حال ِ حساب کتاب
(هایده از در وارد می شود مثله یک خانومه واقعی، با همان استیل ِ خاصه خودش شروع می کند به خواندن)
سلام من به تو یاره قدیمی منم همون هوادار ِِ قدیمی
-سلام(سرش را بلند می کند)
هنوز همون خراباتی ُ مستم ولی بی تو صبوی می شکستم
– دور از جونت(سرش پایین است،مثلن دارد حساب کتاب می کند جان ِعمه اش)
همه تشنه لبیم ساقی کجااایی؟ گرفتاره شبیم ساقی کجاااایی؟ اگه صبو شکست عمر تو باقی که اعتبار مِی تویی تو ساقی
– آره جامون ُ عوض کردیم،چاکرِ شما و خانواده ی محترمت نیز هستیم(سعی می کند لبخند ِ قابل ِ باوری بزند،موفق نمی شود)
اگه میکده امروز شده خونه ی تزویر وای شده خونه ی تزویر تو محراب دل ِ ماع تویی تو مرشدُ پیر
– هی روزگار،بزرگواری شما(سعی می کند محترمانه رفتار کند،تا حدودی موفق می شود)
همه به جرم مستی سره داره ملامت، میـمیـــــــــریمُ می خونیم سره ساقی سلامت
-نکن،اینقد مارو شرمنده نکن
یه روزی گله کردم من ازعالم مستی تو هم به دل گرفتی دل مارو شکستی
(حسام تکانی به خود داده سر ِ درد و دلش باز می شود)
– د ِ آبجی ناطو گقته بودی د ِ نه،من کجام گرون فروشه؟ به قرعان برین از این محله پایینیا بپرسین قیمتارو ،
ببینین چن حساب می کنه باشون اون اصغر سیفون ِ اُبنه ای، امضا جم کرده بودی برا من؟ می خواسی به دل نگیرم؟ آخه تخمم یه ظرفیتی داره نوکرتم
من از مستی نوشتم ولی قلب ِ تو رنجید تو قهر کردی ُ قهرت مصیبت شد ُ بارید
– د ِ کس نوشته بودی آخه فدات شم،پدرم در میاد تا اینارو از دبی برسونم اینجا،برا صد نفر باس ساک بزنم
شما که نم دونین چه کونی از ما پاره می شه تو این راا
پشیمونم ُ خستم اگه عهدی شکستم آخه مسته تو هستم اگه مجرم ُ مستم
– همتون آخرش به شکر خوری می افتین،موردی نی،تخم ِ مام ظرفیتش کم نیس به هر حال
همه به جرم مستی سره داره ملامت میمیریم می خونیم سره ساقی سلامت
– هوم (با بی تفاوتی انگشت به دماغش می کند)
می گن مستی گناه به انگشت ملامت باید مستارو حد زد به شلاق ندامت
-ای بابا چیزی که اینا زیاد می گن،کس
صبوی ما شکسته در میکده بسته
-اوخی بی بغلم اصن(نگاه ِ هیزانه)
(هایده به روی ِ خودش نمی آورد،ادامه می دهد)
امید همه ی ماع به همت تو بسته به همت تو ساقی تو که گره گشایی تو که ذات ِ وفایی همیشه یار مایی
-قربون تو،اصن خودتُ ناراحت نکن که کل محل ُ ساپورت می کنم حتی بهتر از اون سوگند جندهه(با صدای بلند به شوخی ِ خودش می خندد)
همه به جرم مستی سره داره ملامت میمیــــــــریمُ می خونیم سره ساقی سلامت سره ساقی سلامت وای سره ساقی سلامت سره ساقـ
-خعله خب بسه دیگه نمی خواد ایقد بمالی کمرنگ می شه،هشت ُ دو می کنه ده،ده ُ یازده بیس یک بیس یک ُ شیش بیس هف یه هشتم ازهفته پیش بدهی داری،می کنه به عبارتی سی ُ پنج، قابلم نداره،می دم ممد بیاره دم ِ خونه(با خارکسه ترین لهن ِممکن)
وای سره ساقی سلامت وای سره ساقی سلامت سره ساقـ
– د می گم مایرو بده باز نزده چت کردی
(هایده عصبانی می شود )
مرتیکه پدرسگ ِ شفته کیر ِ حرومی ِ نسل در نسل زنا زاده اگه داشتم که ایقد فکم ُ نمی گائوندم برا تو خایه دولایه ی جنده پرست ِ کس دوست ِ کونده
-لطف ِ عالی متعالی،به هر حال نسیه دیگه تو کاره ما نیس(نیش خند)
(هایده مستأصل)
خب….امممم …..شانه هایت را برای ِ گریه کردن دووس دارم دوس دارم…
(حسام کونده از جایش بلند شده سینه های فرضی اش را می کند توی حلق ِ هایده،با عشوه شروع می کند به خواندن)
– زندگی هنوز خوشششششکلیاش ُ داره، زندگی هنوز خوشششششکلیاش ُ داره(به بانمکی ِ خودش می خندد)

پایان

و همانا که هیچ روزی به شیرینی و شگرفی روزی که اولین کف دستی زده شد نرسید .

ارتباط مستقیمی وجود دارد بین ِ میزان ِ دوست داشتن ِ یک لباس و وایتکسی(مایه ی سفید کننده ای!) شدن ِ ناگهانی آن.یعنی هر چقدر بیشتر لباست را دوست داشته باشی لکه ی ایجاد شده ی روی ِ آن بزرگتر و به فاک دهنده تر خواهد بود.پس خاک بر سر ِ منی که بلند بلند به لباسهایم ابراز ِ علاقه می کنم.خاکع.
عاشقت هستم مادرم.عاشقع.

شب به لوله ی کتری هم نمی شود اعتماد کرد چه برسد به هم اتاقی

به خود اجازه می دهند با صابون صورت شما شرتشان را بشویند آنوقت به آروغ های ِ سرشار از خلاقیت شما گیر ِ بیخود داده و طی یک حرکت ِ مغرضانه ملغبتان می کنند به کثافت ِ خوابگا

– چی شد این ناهااااااار
+ الآن حاضر میشه
– این چه وضع زندگیه یه غذا نمی دی ما بخوریم
+ وا من که هر روز به موقع غذا دُرُس می کنم
– دیرو چی دُرُس کرده بودی مثلا؟
+ وا قرمه سبزی
– خب حالا دیرو قرمه درس کردی پریرو چی؟
+ پریروز که خالتینا اومده بودن…مرغ داشتیم
– همین دیگه مگه اینکه مهمون داشته باشیم یه غذا درس حسابی بدی ما
+ اوا چی می گی؟ تو که اصن مرغ دوس نداری
– خب اگه من دوس ندارم تو غلط می کنی درس کنی
+ !!
– پس پریرو چی داشتیم؟
+ کوفته
– داشتیم که داشتیم….اصن وظیفته غذا درس کنی
+ !!
– اه ولمون کن بابا،اصن انگار ما یادمون می مونه شام چی خوردیم
+ !!
– پس چی شد این غذااااااااااااااا

سخن ِ راوی : یه دفه بگن عزیزم بیا بکنمت قشنگ تر نیست؟

بعد می خوام بدونم شمام می رید سر ِ یخچال، با اعتراض ِ اعضای ِ خانواده رو به رو می شید؟ یا اینکه من در یک خانوار ِ یخچال دوست ِ یخچال عزیز متولد شده ام؟

اگر ح نبود میزان ِ صمیمیت در جامعه افزایش میافت
نه ممد؟ نه مُسن؟ نه ممود؟ نه میا؟ نه تَت ِ تأثیر؟!

می گه کون ِ لق ِ همتون

بعد اونوخ فقط آرنج ذکور شبیه بیضست یا خانومام این سعادت ُ دارن؟

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید