فریاد سکوت

عکس و نوشته ای که روی شیشه عقب ماشین بود از دور توجهم رو جلب کرد. با رد کردن چند تا ماشین خودمو رسوندم پشتش.

رو شیشه عقب در کنار عکس جوانی نوشته بود:

شادی روح بزرگ مرد ایران زمین

شهید محمد کامرانی صلوات

با وجود اینکه به دلیل سرعت زیاد عکس گرفتن از این  صحنه کار خیلی سختی بود تصمیم گرفتم سعی خودم رو بکنم (که البته شکست خوردم). در حال تلاش بودم که راننده تو آینه عقب دوربین رو تو دست من دید. با خودم گفتم کارم در اومد حالا فکر می کنه می خوام براش دردسری درست کنم. ولی آقای راننده انگشتاش رو به علامت پیروزی برد بالا. سرعتم رو بیشتر کردم  و در حال سبقت من هم با علامت پیروزی جوابش رو دادم سرش رو که به طرفم برگردوند به پهنای صورت اشک از چشماش جاری بود و دستش به علامت پیروزی همچنان بالا.

پ.ن.1: محمد کامرانی کیست؟

پ.ن.2: متاسفانه  این بهترین عکسی بود که تونستم تو اون وضعیت بگیرم.

روزنه های امید در روزهای تاریک

برای چون منی که در این روزگار و در این کشور (ایران) زندگی می کنم. وجود آدم هایی که  امید به آینده را در من زنده نگه دارند، همچون اکسیژن حیاتی است.  و چه هفته پر امیدی بود هفته ای که گذشت.

اول کار بزرگ خانواده بزرگوار مرحوم مسعود روزبهانی که با سخاوت و انسانیت خود موجب شدند حس خوب انسان بودن را همه ما بچشیم. به عنوان یک انسان و یک هم میهن از ایشان سپاسگزارم.

و امروز خبر پیام سید مطفی تاج زاده از درون زندان. پیامی که نشان از پایمردی، شجاعت و بزرگی مردی دارد که چهار ماه گذشته را در زندان اوین و در شرایطی که همه می دانیم، گذرانده، و حالا حامیان دولت کودتا را به پای میز مناظره دعوت می کند.

ما به مردانی چون تاج زاده و بزرگوارانی چون خانواده روزبهانی همیشه محتاج و در عین حال مدیونیم.

خاله موش ها رو با گربه ها چه کار

سلام خاله مرضیه

من داینا هستم. نه از اون داینا های آروم و مهربون، بد اخلاقم و عصبانی. از دوستانم شنیدم که شما کار جدیدی رو می خوای شروع کنی. و این عصبانیم کرده. من اینجوریم دیگه. وقتی می بینم آدمهایی که دوستشون دارم دست می زارن  تو دست آدم بدا. آدم های دروغ گو و بهشون کمک می کن تا دروغشون رو رنگ و لعاب بدن عصبانی می شم. سختم ه نمی تونم باور کنم کسی کپل و خواب آلو رو ساخته، کسی که بتونه بگه » زی زی گولو آسی پاسی دراز کوتاه تا به تا» کسی که نوک و طلا و نوک سیاه و هاپو کومار رو دوست داشته باشه. کسی که … مگه می تونه برا آدمهایی کار کنه که می گن کدوم ندا؟

راستش خاله مرضیه من نمی تونم دوست نداشته باشم. شایدم از این عصبانی می شم. عصبانیم چون نمی خوام از دستت بدم. نمی خوام وقتی لیست درست می کنم ازدوستای آدم بدا اسم تو رو کنار شریفی نیا و رضازاده بیارم. تو از جنس اونا نیستی تو خوبی. به خاطر یه داینای کوچولو و  میلیونها مثل من که با تو و حرفهای تو بزرگ شدن خوب بمون. پاک بمون. من می خوام باز هم دوست داشته باشم.

قربانت داینا.

نوشته شده در جامعه, سیاست. Leave a Comment »

احمدی نژاد در دادگاه

بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری، احمدی نژاد در دادگاه رسیدگی به جرایم 4 سال ریاست جمهوری اش: آقای قاضی من به شما علاقه مندم ولی  بعضی شایعه کرده اند که من 4 سال رییس جمهور بوده ام البته من هم این مطالب را در روزنامه ها خوانده ام. این ها تماما دسیسه های هاشمی و پسرانش است. من تعجب می کنم شما چطور هویدا ی ملعون را که  در 4 سال گذشته رییس جمهور بوده و تمام اسنادش هم در دفتر ریاست جمهوری موجوده رها کردید و گیر دادید به من، برید یقه اون و بچسبید.

________________________________________________________

لینک مطلب در بالاترین

چرا باید در انتخابات شرکت کرد / مسئله تاثیر مشارکت

پيش ن.: در مطلب قبل بحثي پيرامون برخي استدلال هاي طرفداران تحريم آغاز شد. در آن مطلب به اختصار به مسئله ارتباط بين ميزان مشارکت در انتخابات و مشروعيت نظام با مقايسه موردي مشارکت در جوامع مختلف، پرداخته شد. در اين مطلب به دليل ديگري که گروهي براي عدم شرکت در انتخابات مطرح مي کنند پرداخته خواهد شد.

بخش عظيمي از جامعه ايراني- چه آنها که در انتخابات شرکت مي کنند و چه آنها که  طرفدار تحريم انتخابات هستند- شرکت در انتخابات را بي فايده مي دانند و معتقدند حکومت به هر حال کسي که خود مي خواد  را از صندوق بيرون خواهد کشيد. از نظر اين دسته شرکت در انتخابات تنها مورد استفاده تبليغاتي و به اصطلاح پز سياسي حکومت شده، و هيچ تاثيري در نتيجه ندارد.

به منظور بررسي تاثير ميزان مشارکت مردم در انتخابات و راي آنها در انتخاب افراد، مي توان به مقايسه آراي نامزدهايي که در دور اول انتخابات مجلس هشتم به مجلس راه يافتند با آراي همين افراد در انتخابات مجلس ششم پرداخت.

از ميان 19 نامزد انتخابات مجلس هشتم در حوزه انتخابيه تهران که در دور اول راهي مجلس شدند آراي 7 نفر که در انتخابات مجلس ششم نيز شرکت داشتند در دسترس بود.

در جدول زير تعداد آراي اين نامزدها در دو دوره مجلس و درصد تغييرات آنها آمده است.

table01

مي بينيم که اين افراد با افزايش اندکي در ميزان آرا موفق شده اند به عنوان نفرات برگزيده بين 19 نفر اول در انتخابات مجلس هشتم راهي مجلس شوند. در حالي که همين افراد در انتخابات مجلس ششم حتي نتوانسته بودند بين 30 نفر اول قرار بگيرند. مسئله وقتي جالبتر مي شود که بدانيم در انتخابات مجلس هشتم تعداد واجديدن شرايط براي شرکت در انتخابات بيش از 23 درصد نسبت به دور ششم مجلس افزايش داشته است. اين بدان معني است که نسبت آراي اين افراد به کل واجدين شرايط عموما افزايش چنداني نداشته و حتي در مورد آقايان «حداد عادل»، «باهنر» و «مرندي» اين نسبت کاهش نسبی نيز داشته است.

به عبارت ديگر اين افراد با راي واقعي مردم البته مردمي که در انتخابات شرکت کردند، (و هميشه شرکت خواهند کرد) راهي مجلس شدند.

پ.ن 1: مشارکت مردم تهران در انتخابات مجلس ششم 57 درصد و در انتخابات مجلس هشتم دور اول 27 و دور دوم 13 درصد بود. تفاوت بين اين دو انتخابات به حدي است که کل شرکت کننده ها در انتخابات مجلس هشتم کمتر از آراي نفر اول انتخابات مجلس ششم است.

پ.ن 2: فراموش نکرده ایم در انتخابات ریاست جمهوری هفتم ، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق نهادهای حکومتی مخالف ریاست جمهوری خاتمی بودند و پشتیبان رقیب او بودند، رای مردم موجبات پیروزی وی را فراهم کرد.

———————————————

لینک مطلب در بالاترین

چرا باید در انتخابات شرکت کرد // مسئله مشروعیت

باز هم انتخابات و اينبار نيز همانند چند دوره اخير  بحث اصلي در فضاي مجازي بين طرفداران تحريم و مخالفان آن در جريان است. هر چند اين بار آتش تحريم کم فروغ تر از انتخابات گذشته مي نمايد، ولي هنوز کم نيستند کساني که  اطرافيان را به تحريم دعوت مي کنند و  تحريم را تنها گزينه درست برخورد با انتخابات در ايران مي دانند. با وجود اينکه دلايل زيادي در رد استدلال هاي تحريمي ها ارائه شده و هرچه بگوييم تکرار مکررات است، تصميم گرفتم من نيز يک بار ديگر اين بحث را تکرار کنم. چرا که موضوع را بسيار پر اهميت و حياتي مي دانم. در اين راستا در مطالب مختلف سعي خواهم کرد به بحث پيرامون استدلال­هاي تحريميون براي عدم شرکت در انتخابات بپردازم.

استدلال اول اکثر مبلغين تحريم انتخابات اين است که: « عدم شرکت در انتخابات موجب زير سوال رفتن مشروعيت انتخابات و نظام در سطح بين اللملي خواهد شد.»

سوالي که از گروه اول مي توان کرد اين است که، چگونه شرکت پايين تر افراد در انتخابات مشروعيت نظام و يا انتخابات را زير سوال مي برد آيا نظام سياسي و انتخابات سوييس با 45 درصد و انگليس با 50 درصد* و يا آمريکا با 36 درصد* شرکت کننده در آخرين انتخابات کنگره و 66 درصد در انتخابات رياست جمهوري اخير که از سال 1908 ميلادي بي سابقه بوده، فاقد مشروعيت است؟ آيا ازبکستان با 96 درصد و يا کوبا با 90 درصد مشارکت در انتخابات داراي حکومتي دموکرات و مشروع هستند؟ انتخابات رياست جمهوري در عراق را به خاطر داريد؟ انتخاباتي که با 99 درصد شرکت کننده و با راي 100 درصدي صدام حسين انجام مي گرفت؟

انتخابات مجلس هشتم را یادتان هست؟ آیا  مشارکت 27 درصدی در دور اول و تنها 13 درصد در دور دوم انتخابات در تهران مشروعیت نظام و یا مجلس و یا نمایندگان را زیر سوال برد؟ آیا همین مجلس نیست که امروز قوانینی را تصویب می کند که در کشور محل زندگی من و شما واجب الاجراست؟

براي روشن تر شدن موضوع و آگاهی بیشتر از نحوه آماده سازی رسانه های حکومتی در ایران برای برخورد متناسب با میزان مشارکت مردم در انتخابات پيشنهاد مي کنم، به پژوهشي که در صدا و سيماي ايران پيش از انتخابات مجلس هشتم و به منظور تبيين استراتژي تبليغاتي اين مجموعه بعد از روشن شدن ميزان مشارکت در انتخابات، با عنوان «میزان مشارکت مردم و سناریوهای تبلیغاتی» انجام گرفته است، مراجعه کنید.

پ. ن 0: در اینباره به مسائل دیگری نیز می توان اشاره کرد. از جمله این سوال اساسی که  گیرم عدم شرکت در انتخابات مشروعیت نظام را زیر سوال ببرد. خوب بعد چه؟ برنامه تحریم کننده های عزیز برای بعدش چیست؟ و بسیاری مسائل دیگر که نیازی به تکرار آنها نمی بینم.

پ.ن 1: طرفداران تحریم انتخابات از نظر من کسانی هستند که، در انتخابات شرکت نمی کنند و دیگران را نیز به عدم شرکت دعوت می کنند، و عموما تحریم انتخابات را فعالیتی سیاسی جلوه می دهند.

پ.ن.2: صحبت پیرامون استدلال های دیگر تحریمیون را در مطلب بعدی پی خواهم گرفت.

*:  میزان مشارکت مردم و سناریوهای تبلیغاتی

لینک مطلب در بالاترین

و سر انجام داینا سرباز شد

داینا در خدمت نظام وظیفه

به این ترتیب آرزوی دیرینه داینا برآورده گشت.

بالاترین نمی میرد

balatarin2.jpg
در آستانه 30 امین سالگرد انقلاب و کمتر از 5 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، بالاترین، بزرگترین وب سایت تبادل لینک و پرچم دار وب 2 در دنیای مجازی فارسی زبانان، هک شد.

پ.ن1: بالاترین برای کاربرانش فقط یک وب سایت معمولی اشتراک گذاری لینک نبود. بالاترین جامعه ای بود که در آن زندگی می کردیم، نفس می کشیدیم و یاد می گرفتیم.

پ.ن2: پیش بینی راهگشای خبرگزاری فارس را در این مورد بخوانید

پ.ن3: برخی مطالب مرتبط:

آداش خان: بهت زده، حیران، گریان
ابراهیم نبوی: دوستان بالاترین
شاتوت: بالاترین اینروز ها نیاز به حمایت جدی کاربرانش داره …!
فضول باشی:بالاترین در جنگ
یوزپلنگ: در راستای هک شدن بالاترین
فروغ: بالاترین هک شد
میلاد: حمایت از بالاترین , حمایت از وب ۲ فارسی
توهم نامه: درخواستی از یک هکر عزیز
قانقاریا: بالاترین رو هک کردی، امیدوارم پایینترین جات هک بشه هکر!
پدرام: بالاترین با حمایت کاربران خود زنده است!
رضا: پایگاه دموکراسی ایرانیان هک شد!
بوچی: گیرم که بالاترین را بستید با اندیشه های بالاترینی ها چه میکنید؟
امیر: بالاترین! تنها نیستی…
سعید: جنگ با بالاترین یا قمه کشی در تاریکی
نقاد: بالاترین
شهرام: نمی گذاریم بالاترین را پایین بیاورند
دست نوشته: اعدام بالاترین
یک پزشک: بالاترین را فراموش نکنید
خرچنگ زاده: حمله به بالاترین
رضا: به امید بازگشت بالاترین [یادداشت]
gajamoo:شما صدای ما را با هک کردن سایت بالاترین خفه کردید،ما هم صدای شما را در انتخابات ریاست جمهوری خفه خواهیم کرد
کمانگیر: برای بالاترین
روی خط وحید: نگذاریم بالاترین رسانه‌مان را پایین بکشند
خبرنگار: بالاترين هك شد
یادداشتهایی از هرات: بالاترین هک شد.
بادبان: بالاترین هک شد
ایران گلوبال: بالاترین در جنگ – بالاترین هک شد!
دوستک: بالاترین یک فرهنگ است
خواندنیها: وب سایت بالاترین هک و مصادره شد
زری: حمله جمهوری اسلامی به سایت بالاترین
عصیان: برای بالاترین هک‌شده چه می‌توانیم بکنیم؟
ابران دخت: بالاترین من
آرمین: بالاترین مرد، زنده باد بالاترین
بابک: جمهوری اسلامی روی سخنم با توست بالاترین رفت بالاترین ها می آیند. خواب خوش بر تو حرام باد.
بدنویس: یکی از بهترین وب2 های فارسی هک شد!! همه از بالاترین حمایت کنیم!
اسپینوزا: گیرم میزنی، گیرم میبری، با رویش ناگزیر جوانه چه میکنی؟
وب سایت حمایت از بالاترین
ابوالفضل بیهقی: هک کردن “بالاترین”، قصه پیرمرد در صف نان و دواتی که انوشیروان ” عادل ” بر سر دیگر اندیشان میشکست!
bidgani: و هکرُو و هکرُو الله و الله خیر الهاکرین
آرش: برای بالاترین/ چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟
علیرضا رضایی: بالاترین هک شده نابود که نشده . بالاترین مائیم . من مطمئنم که خیلی زود مدیران توانمند بالاترین دوباره راهش خواهند انداخت . مطمئنم …
توازن: بالاترین برای همیشه
اتوپیا: بالاترین باقی خواهد ماند
بند 209: نفرین ابدی بر کسانی که بالاترین را هک کردند، شرم بر شما!
farhadata: بالاترین : کلاس حل تمرین دموکراسی
رویای آبی: بالاترین برگرد…
مرلین: بالاترین نه.هرچه غیر فارس نیوز ممنوع
پیاده: حمايت از بالاترين
کافه چی: بالاترین جایی که دوستش داشتم
برای تکمیل این لیست به کمک همه دوستان نیازمندیم.

خاطره بازی

دوست عزیزم آرش از من دعوت کرده تا توی بازی وبلاگی که دوست دیگرم یوزپلنگ راه انداخته شرکت کنم. توی این بازی قراره پرده از بهترین خاطره ملی و شخصی مون برداریم. البته این بازی برای من که تمام این 30 سال رو تجربه نکردم با این وضعیت آلزایمر و حافظه یه کم سخته ولی دعوت دوستان رو نمی شه بی پاسخ گذاشت.
اولین خاطره ای که کاملا شفاف به یاد می آرم. بمباران شهرمون توسط هواپیماهای عراقی است. تازه با مادر از خونه بیرون اومده بودیم که 3 هواپیما رو که از ارتفاع خیلی پایین حرکت می کردند دیدیم. مادر بی خبر از همه جا هواپیما ها رو به من 4-5 ساله نشون می داد. محو تماشا بودم که هواپیما ها بمبهاشون رو رها کردند. دود خاکستری رنگی بلند شد. بهت زده تماشا می کردم که پدر رو دیدم، در حالی که داد می زد و از دویدن به نفس نفس افتاده بود طرف ما می اومد. وقتی آژیر خطر رو شنیده بود حتی نتونسته بود کفش بپوشه لباس عوض کردن که پیش کش، تو عالم بچگی تو اون موقعیت آی خندیدم (اون بمبها روی چند تا مدرسه ریخته شده بود. یکی از مدارس رو مطمئنم که یک دبستان دخترانه بود). این از اولین خاطره، ولی به عنوان بهترین خاطره واقعا سخت می شه اتفاقی غیر از انتخاب خاتمی و یا صعود ایران به جام جهانی رو پیدا کرد.
پس دو خاطره برگزیده به ترتیب زیر اعلام می گردند.
انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری و تقارن میمون و فرخنده اولین حضور پرشور من در انتخابات با پیروزی قاطع خاتمی در انتخابات که انصافا خیلی خوشمان آمد.
صعود تیم ملی به جام جهانی 1998 در دقایق پایانی بازی با استرالیا در ملبورن و جشن بی سابقه ای که همه مردم ایران رو برای ساعاتی به خودش مشغول کرد. یکی از معدود روزهایی (در این 30 سال) که اغلب ایرانی ها به ایرانی بودنشون افتخار کردند.

به عنوان ملی ترین و البته بهترین خاطره صعود تیم ملی به جام جهانی رو انتخاب می کنم. شاید تنها روزی که اکثریت مردم ایران واقعا از صمیم قلب خوشحال بودند. روزی که مشابه اون از لحاظ گستردگی شادی بین مردم به این زودی ها تکرار نمی شه.

انتخاب بهترین خاطره شخصی کار سخت تری است. بی شک بهترین روز زندگی من روز ازدواجم بوده ولی به دو دلیل بایستی روز دیگه ای رو انتخاب کنم. اول اینکه ازدواج من هیچ جوری به انقلاب مربوط نمی شه. دلیل مهمتر اینکه، مدت زیادی از این اتفاق نگذشته و هنوز تبدیل به خاطره نشده.
بنابراین بارش برف سال گذشته که منجر به تعطیلی چند روزه مملکت شد رو انتخاب می کنم. با وجود اینکه روز اول مجبور شدم بیشتر از 3 ساعت توی برف و کولاک و سرما پیاده راه برم تا به دانشگاه برسم، ولی این تنها راه ممکن بود که من وقت اضافه ای به دست بیارم و بتونم از پایان نامه ام دفاع کنم.

من هم از آداش خان و امیر عزیز دعوت می کنم که خاطراتشون رو عیان کنند.

پ.ن1: فکر می کنم بین همه شرکت کننده ها اشتراکات خیلی زیادی در انتخاب خاطره ها وجود داشته. که البته می تونه شدیدا معنی دار باشه.

پ.ن2: انتخاب بدترین خاطره هم راحت تر بود و اگر بازه زمانی بازی تا آخر خرداد 1384 انتخاب می شد، می تونست تنوع بیشتری داشته باشه.

حلقه انسانی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در حمایت از برنامه 90

90-2

امروز در دانشگاه صنعتی شریف دانشجویان  با تشکیل یک حلقه انسانی به شکل 90  حمایت خود را از  برنامه نود و عادل فردوسی پور -مجری برنامه 90 و استاد دانشگاه صنعتی شریف- در مقابل مشکلات ایجاد شده توسط سازمان تربیت بدنی اعلام کردند

مکان: دانشگاه صنعتی شریف رو به روی ساختمان ابن سینا

زمان: سه شنبه 1 بهمن 1387

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید