قيمت گذاری کالا بين شرکا به صورت عادلانه
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ قَالَ: «مَنْ أَعْتَقَ شَقِيصًا مِنْ مَمْلُوكِهِ فَعَلَيْهِ خَلاصُهُ فِي مَالِهِ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ قُوِّمَ الْمَمْلُوكُ قِيمَةَ عَدْلٍ ثُمَّ اسْتُسْعِيَ غَيْرَ مَشْقُوقٍ عَلَيْهِ». (بخارى:2492)
ترجمه: ابو هریره می گوید: نبی اکرم فرمود: «اگر کسی، سهم خود را در برده ای مشترک، آزاد نمود، باید سهم شریک خود را از مال خود، آزاد نماید. واگر مالی در بساط نداشت، غلام را به قیمت عادلانه ای قیمت گذاری کنند. سپس از او بخواهند (تا برای پرداخت سهم شریک) تلاش نماید، به گونه ای که برایش دشوار نباشد».
فکر هر کس به قدر همت اوست
در سرزمینی که پهلوانانش فرزندان خود را بر زمین می کوبند
در سرزمینی که خرافات از دیوارها و گفتار مردمانش بالا می رود
در سرزمینی که گوسفندانش بر لب تیغ خودخواهی جان خود را استفراغ می کنند
در سرزمینی که مردمانش سفیدی را دوست دارند اما سیاهی را عادت کرده اند
در سرزمینی که عده ای ماهی فروشند و عده ای قلاب فروش
عده ای چوب فروشند و عده ای تبر فروش
عده ای تاریک فروشند و عده ای تاریخ فروش
عده ای جوانه فروشند و عده ای داس فروش
فقر هم وطن را از یاد می برد … دوست را نیز
فقر برادر را از یاد می برد … پدر و مادر را نیز
آنگاه
عده ای عاشقانه فروش می شوند و عده ای عشق فروش
عده ای خود فروش می شوند و عده ای آدم فروش
عده ای زهر فروش می شوند و عده ای دشنه فروش
عده ای کفن فروش می شوند و عده ای گور فروش
و این سرزمین در آغاز قرن فضا
جوانان خود را رهسپار چوبه ی دار می کند
سرزمینی غریب و آشناتر از هر آشنایی …

ثواب پرورش اسب برای جهاد
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ : «مَنِ احْتَبَسَ فَرَسًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ إِيمَانًا بِاللَّهِ وَتَصْدِيقًا بِوَعْدِهِ فَإِنَّ شِبَعَهُ وَرِيَّهُ وَرَوْثَهُ وَبَوْلَهُ فِي مِيزَانِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (بخاري:2853)
ترجمه: ابوهريره روايت مي كند كه نبي اكرم فرمود: «هركس كه اسبي را در راه خدا (براي جهاد) با ايمان به خدا و تصديق وعده هايش، نگهداري كند، روز قيامت، خوردن و نوشيدن و ادرار و مدفوع آن اسب، در تراوزي اعمالش قرار خواهد گرفت».
واقعیتی کوتاه از محمد، پیغمبر هوس باز اسلام و دستورات او برای قتل و غارت

سوره 9 آیه 30:( در اینجا فقط فارسی های قران را میآورم )و بجنگید با آنان که…رحم و شفقت محمدی هم تعریف خاص خودشو داره و بازی با الفاظ برای توجیح جنایت در اسلام هم شیوه خاص محمد و طرفداران جانی اوست . آنها مخالفین خود را ملعون می نامند و جزای ملعون هم مرگ است!!
( دولت کنونی ایران هم دشمنان برحق خود را مرتد نامگذاری کرده و حکم اعدام و سنگسار میدهد!! چه شباهتی!!)
فرمان خدای محمد را بشنو: هرکجا ملعونی یافته اورا گرفته و بکشید کشتنی بلیغ!!!از نظر خدای ساختگی محمد حتی نوع کشتن مخالفین اسلام هم متفاوت است مثلا” به کشتن انسان ها با صفت ملعون (لعنت شده) میگویند بلیغ.به عبارتی در اسلام مدلهای دیگر کشتار هم داریم مثلا” به کشتن پل جانسن و نیک برگ و پوست کندن سربازان آمریکائی میگویند تمام بلایغ و به کشتن زهرا کاظمی که جرمش فضولی در اداره حکومت اسلامی است می گویند نیمه بلیغ !!
چرا که معلوم نخواهد شد که سرش را از فرط دیوانگی به سنگ زده و معنی آن این است که خدا از آسمان سنگ را فرستاده نه نیروهای انتظامی که همچون ملائک پاک و معصوم هستند!!! به عبارتی دیگر اکثر اوقات خدا به کمک مسلمین شتافته و وارد صحنه کشتار می شود و سلاح او هم ابزار طبیعی است. ملعون واقعی از نظر اسلام کیست ؟: مسلمین به تمامی مسیحیان و یا یهودیان میگویند ملعون و بنا بر فرمان خدای محمد هر کجا ملعونی یافتند باید اورا بکشید.
قضیه به این دو فرقه ختم نمی شود چون بنیادگرایان اسلام شیعیان را هم ملعون می دانند پس آنها هم از این قائده مستثنی نیستند ولی چون وقت کشتن آنها هنوز فرا نرسیده پس در کشتار آنها تعجیلی نیستاز طرفی شیعیان هم اهل تسنن را ملعون میدانند پس آنها هم منتظرند تا سر فرصت به کشتار پرداخته و به وعده خدای ساخته و پرداخته محمد عمل کنند.
در این میان یکیشون در انتظاره که مهدی بیاد و دیگری در انتظاره که محمد بیاد (عجب خر تو خری شد). و اما وقتیکه همه این حضرات تشریف بیآورند تازه خر بیار و باقالی بار کن!! چون آنها مدعی این هستند که خدا گفته دیگران را بکشید!! (یعنی همه همدیگرو بکشند)
(همش در فکر کشتن هستند و نه بالا بردن فرهنگ مردم /فرهنگ را هم هیچوقت نمیتوانند و نتوانستند بالا ببرند چون حرفهای غلط میزنند و حرف غلط فقط باید زور چپون بشود و با کشتن سر بریدن به زور به دیگران آویزان و الحاق میشود)و اما در مدل انتحاری که بیشتر خاص شیعیان است یک ابلهی با فلسفه نمیر بودن مسلمان به فرمان یک آت الهی ( آیت الله خودمان) خودش و گروهی از مردم بی دفاع را به سوی مرگ هدایت می کند مانند حادثه 11 سپتامبر و متروی لندن . ببینیم قران چه میگوید و جواز جنایتکاران چگونه صادر شده !!:
سوره 3 آیه 163:و هرگز نپندارید آنانکه در راه خدا کشته شدند مردگانند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی مدارند!!
سوره 4 آیه 76: پس کار زار با آنانکه زندگی دنیا را به آخرت خریدند و کارزار کنندگان را مزد بزرگی است چه کشته شوند و چه غالب آیند برای آنها مزد بزرگی است…در مرام مسلمانی هیچ جائی برای اسیران جنگی نیست!!
خدای محمد به آنها گفته کسانی که با شما می جنگند فقط آنها را بکشید این هشدار باید برای تمام کسانی که مدافع حقوق بشر هستند قابل توجه باشد و در جنگ با مسلمانان تصور نکنند که آنها بشر هستند و باید حقوقی داشته باشند.
مسلمان از طرف خدا دستور دارد که فقط بکشد!! اگر در جنگ با مسلمانان آنان را نکشید آنها شما را خواهند کشت!!!به نام آنکه انسان را از خون بسته آفرید و بعد قتل او را به محمد و طرفدارانش تا امروز یاد داد.
سوره 2 آیه 187: و بکشید آنانرا که با شما کار زار میکنند… (همش بکشید) یه روزی دوتا پسر عمو سر لحاف ملا دعواشون شده و یه عمر ملت دنیا باید عذابشو بکشند و کسی نیست که بگوید به ما چه مربوط که ابو سفیان پسر عموی محمد اورا از مکه بیرون میکند و بعد ها که محمد به قدرت میرسد دستور قتل خاندانش را برای انحصاری کردن درآمد مکه صادر میکند.
از همه بدتر اینکه 1400 سال قبل محمد برای بیرون کردن پسر عمویش ایه ای نازل میکند و فلسطینی ها به استناد این فرمان راه افتاده اند که یهودی ها را از اسرائیل بیرون کنند ! یکی نیست که به اینها بگه اولا” به استناد تاریخ قوم بنی اسرائیل مالک آن سرزمین هستند و ثانیا” مردم اسرائیل در بخشهایی از اون سرزمین زندگی میکنند .
سوره 2 آیه 188و بکشید آنها را هرجا بیابیدشان و بیرون کنید آنها را ار آنجا که شما را بیرون کردند!
(همش بکشید آخه خدائی که بسیار مهربونه که دستور کشتن نمیتونه بده) و خدای محمد گفته بکشید و بیرون کنید کسانی را که شما را بیرون کردند پس بنابراین بجنگید و بکشید و یا کشته شوید و بروید بهشت من براتون خانم میارم/ ببخشید حوری/ به نظر شما این خدای اسلام چه کاره هست؟!! تو فارسی اسمهای بدی داره)ملت بیگانه پرست ایران هم (اونهائی که ایرانی بودن و اصالت خود را فروخته و سنگ محمد و حزب الله را به سینه میزنند و در قرن بیست و یکم شیوه زندگی قرن اول هجری را انتخاب کرده اند بدانند که در بهشت ساختگی سلمان پارسی و محمد جائی برای آنها وجود ندارد!!
سوره 9 آیه 29:و بجنگید با آنانکه به روز واپسین و خدا ایمان نمی آورند و حرام نمیکنند آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده اند و قبول نمیکنند دین حق (اسلام) را.در این آیه استراتزی مسلمین در شناخت دشمنان اسلام کاملا” مشخص میشود و بنا بگفته این آیه کشورهای اسلامی با کشورهای زیر باید بجنگند:
1- روسیه – چین و کلیه کشورهائی که به وجود خدا ایمان ندارند.
2- تمامی کشورهای اروپائی و آمریکائی و بعضی کشورهای آسیائی که شرب شراب کنیاک و عرق را حرام نکرده اند و خلاف فرمان خدا عمل میکنند.
(البته آن مردمان بعد از مسلمان شدنشان خدای مهربان اسلام بهشان اجازه همین کار را میدهد بشرط اینکه حق و حساب خدای رئیس شده آسمانی را به پیغمبر و امام و بدنبالش آخوند زمینی را بدهد تا آنها حسابی مفت خور شوند –
خدا به خاطر همین فهم و خرد و مهربانیش بود که به الرحم الراحمین نامیده شد!! )
3- تمام کشورهایی که دین اسلام را قبول نمیکنند.کسورهای اسلامی در حال حاضر آنقدر قوی نیستند که بتوانند به دنیا به خاطر عدم اطاعت از فرمان خدای محمد هشدار دهند ولی به محض اینکه ملاهای حاکم بر ایران به سلاح اتمی دسترسی پیدا کنند آنوقت خواهید دید که امنیت و آرامش در منطقه بکلی از بین خواهد رفت!!
(درضمن خودم اضافه کنم که این اعترافات تلویزیونی هم در اجرای همین راستاست تا با مدرک بی دینی و غیره بمب اتمشان را بر سر مردم دیگر نقاط جهان بیندازند تا آن بیچاره ها را هم مسلمان کنند ما که مسلمان شدیم و مردهایمان میروند تو بهشت پر از خانم ما زنها هم که هرکاری کنیم بازهم هیزم جهنم هستیم).
سوره 48 آیه 25ایشان کسانی هستند که کافر شدند و شما را از مسجد الحرام باز داشتنددر این آیه رسما” به مسلمین میگوید با یهودیان بجنگند چون آنها از بر داشتن نماز مسلمین به سمت مسجد الحرام جلوگیری کردند و باعث شدند آبروی محمد در آن زمان برود و او را وادار کردند تا خانه خدا را عوض کندالبته این زمانی رخ داد که محمد مطمئن شده بود مکه را تسخیر خواهد کرد.
سوره 4 آیه 86: پس کارزار کنید در راه خدا و ترغیب کنید مومنان را تا با شما همراه شوند.
در این آیه نقش حکومت اسلامی ایران را در تحریک سایر کشورها علیه ممالک غیر اسلامی بیشتر درک خواهید کرد روش فعلی رزیم آخوندها به این ترتیب است که اول فردی در دستگاه رهبری یکسری چرندیات در باره کشور مورد نظر سر هم میکند اگر کشور مخاطب عکس العملی از خود نشان دهد در این صورت آخوند خندان جمهوری اسلامی (مستر خاتمی) میاد وسط و میگه این نوع اظهار نظر ها غیر رسمی است و مورد تائید دولت نیست!!! در حالی که به هدف اصلی خود یعنی تحریک مسلمانان افراطی و نوجوانان نا آگاه به منظور جنایت و بمب گذاری در اجتماعات عمومی نایل آمده است!!
هیهات از این مغز شیطانی آخوند .
سوره 9 آیه 5:……. و بکشید مشرکان را هر جا بیابیدشان….
.سوره مائده آیات 33 و 34:همانا مجازات کسانی که با خدا و رسولش کارزار میکنند آن است که کشته شوند و یا پاهای ایشان به صورت مخالف بریده شود!!
سوره محمد آیه 4: پس چون ملاقات کنید آنان را که کافر شدند گردن آنها را بزنید و از آنجا بسیار بکشید…در این آیات نفرت اسلام از غیر مسلمان به اوج خودش می رسد در این ایات فقط صحبت از کشتار است آنهم کشتاری بیرحمانه و حیوان صفت گونه.
محمد مدعی است که خدا به او گفته هر کجا مشرکی یافتند او را بکشید به عبارت دیگر علت کشتن غیر مسلمان کار زار با مسلمان نیست! یک مسلمان مجاز است انسانهای دیگر را به علت عدم پذیرش اسلام بکشد ولی اگر با او کارزار کنی و دستگیر شوی در این صورت مسلمان طبق فرمان خدا مجاز است دست و پای اسیر را ببرد!!
متاسفانه پل جانسن آمریکائی مشمول این آیه نشد تا بدون یک دست و پا زنده بماند شاید هم چون با مسلمانان کارزار نکرده بود دست و پای اورا قطع نکردند اما از آنجائی که جرم او آموزش علم و انتقال تکنولوزی به اعراب بوده است بنابراین در حکم کافران قرار گرفت و مطابق سوره محمد آیه چهارم مشمول بریدن سر و یا قطع سر از بدن شد!
(آنوقت مسلمین میگویند در اسلام محمد گفته تا چین هم رفتید علم بیآموزید – این هم جوابی به آنهائی که میگویند این تکنولوزی ها مثل کامپیوتر و موبایل و غیره… در قران هست و ما مخالفتی با آنها نداریم محمد هم که گفته تا چین رفتید علم بیآموزید اما سر این مرد را به خاطر یاد دادن علم و همان تکنو لوژی میبرند)
قرآن را به فارسی بخوانیم و این شریعت غیر انسانی را بیشتر بشناسیم
کسانی که مایل به شناخت قرآن و اسلام ضد بشریت هستند، لطفا بخوانند و قضاوت کنند:
اسلام = قتل، ترور، تجاوز، زنا
(24) و نیز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند از کتاب خدا پیروی کنید و جز اینها ، زنان دیگر هر گاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح در آورید نه به زنا ، بر شما حلال شده اند و زنانی را که از آنها تمتع می گیرید واجب است که مهرشان را بدهید و پس از مهر معین ، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهی نیست هر آینه خدا دانا و حکیم است (24) وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَیمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِینَ غَیرَ مُسافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیكُمْ فِیما تَراضَیتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیماً حَكِیماً (25) هر کس را که توانگری نباشد تا آزاد زنان مؤمنه را به نکاح خود در، آورداز کنیزان مؤمنه ای که مالک آنها هستید به زنی گیرد و خدا به ایمان شما آگاه تر است همه از جنس یکدیگرید پس بندگان را به اذن صاحبانشان نکاح کنید و مهرشان را به نحو شایسته ای بدهید و باید که پاکدامن باشند نه زناکار و نه از آنها که به پنهان دوست می گیرند و چون شوهر کردند، هر گاه مرتکب فحشا شوند شکنجه آنان نصف شکنجه آزاد زنان است و این برای کسانی است از شما که بیم دارند که (25) وَ مَنْ لَمْ یسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ ینْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَیمانُكُمْ مِنْ فَتَیاتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَیرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَینَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَیهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ ذلِكَ لِمَنْ خَشِی الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیرٌ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (56) إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیرَها لِیذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِیزاً حَكِیماً (56) آنان را که به آیات ما کافر شدند به آتش خواهیم افکند هر گاه پوست تنشان بپزد پوستی دیگرشان دهیم ، تا عذاب خدا را بچشند خدا پیروزمند وحکیم است
(57) وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَْنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلاً (57) و آنان را که ایمان آورده و کارهای نیکو کرده اند به بهشتهایی که در آن نهرها جاری است در آوریم ، تا ابد در آنجا خواهند بود و در آنجا صاحب زنان پاک و بی عیب شوند و در سایه های پیوسته و خنک جایشان می دهیم
اسلام دین کاملی است!
متاسفانه ما خیلی از مفاهیم را بدون اینکه روی آنها فکر بکنیم و یا تحقیقی بکنیم به عنوان یک سری اصول و پیش فرضها قبول میکنیم و هیچ چیز به اندازه پیش فرضهای غلط خط فکر انسان را به سوی منجلاب جهل امتداد نمیدهد. یکی از مفاهیمی که هر روزه شنیده ایم و قبول کرده ایم این است که اسلام دین کاملی است. آیا هرگز به این فکر کرده ایم که این کمال اسلام به چیست؟! چرا اسلام کامل است؟ آیا دین ناقصی وجود دارد؟
در اکثر موارد افراد مذهبی مفاهیمی که به آنها توسط سوداگران مذهب تلقین و تزریق شده است میمون وار تکرار میکنند، خود این افراد از ریشه و پشت پرده این مفاهیم مذهبی اطلاعی ندارند، کمال دین اسلام یکی از همین مفاهیم است. مسیحیان و یهودیان در تمام شاخه هایشان دین و علم را دو پدیده جدا میداند و از دین انتظاراتی دارند که از علم ندارند! از دین انتظار ندارند به دنیای فیزیکی آنها بپردازد و روش های زندگی زمینی را به آن ها بیاموزد و این دست آورد سالها تلاش و مبارزه انواع و اقسام دانشمندان و مبارزان و آزادیخواهان این مردم است، تکلیف و جایگاه دین در میان ملل پیشرفته جهان بسیار روشن و ثابت است. کلیسای مسیح هرگز خود را در مقابل مجامع علمی دنیا قرار نمیدهد، بعنوان مثال واتیکان در مقابل ادعاهایی که در مورد پدیده تکامل میشد، اظهار میکند که داستانهای انجیل و آموزه های دینی تنها میتوانند دانسته های اخلاقی و آموزشی باشند، و به عنوان مثال داستان آدم و حوا را یک داستان سمبلیک میدانند، و اعتقاد ندارند که این ماجرا ها واقعا در دنیا و زمان فیزیکی اتفاق افتاده باشد.
اما در جوامع اسلامی چون همواره اندیشه کشی و تکفیر اشخاص و مردتد خواندن وجود داشته و عده کثیری از دانشمندان این جوامع مثل راضی، الکندی، پور سینا، فارابی، حافظ و سایر این متفکران همگی در زمان خود تکفیر شده اند و از طرف مذهبیون تندرو زمان خود همواره مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند پیشرفت چندانی در فلسفه و طرز فکر این جوامع پیش نیامده است. مسلمانان امروزی مثل مسلمانان 600 سال پیش فکر میکنند و هنوز تکلیف و جایگاه علم و مذهب در بین این افراد هنوز مشخص نیست! حال اگر پیشرفتهایی در این جوامع دیده میشود، مثلا اگر در ایران زنان آنقدر که زنان در عربستان از طرف مردان به رعایت حجاب مجبور نمیشوند، این ریشه در تک روی های افرادی دارد که خواسته اند این مردم را به زور پیشرفت دهند، و الا اندیشمند و نخبه و دانشمند و دگر اندیش در میان این مردم جایگاهی نداشته اند که بخواهند پیشرفتی حاصل کنند!
به همین دلایل مسلمانان هنوز ننشسته اند فکر بکنند و تصمیم بگیرند که آیا نوح و یونس و موسی و خضر، آدم و حوا و یوسف و ذوالقرنین شخصیت های اسطوره ای ملل سامی هستند که به کتب و افکار آنها اضافه شده اند یا شخصیت های تاریخی و واقعی ای که روزی روی این زمین راه میرفته اند؟! هنوز نمیدانند که آیا 7 آسمان وجود دارد یا این تنها یک معنای استعاره ای دارد؟! از دل همین آشوب زدگی تفکر مذهبیست که مفاهیمی همچون کمال دین اسلام بر می آید و کسی نمیداند که این ناگهان از کجا آمده است. حقیقت این امر این است که کامل بودن دین اسلام در اصل در مقابل ناقص بودن علم و خرد بشری مطرح میشود.
یعنی اسلام کامل است چون علم ناقص است! و به همین دلیل بهترین برنامه برای زندگی و جهانبینی همانا اسلام است و نه علم و عقل!
مسلمانان و سایر مذهبیون بر روی این مسئله پافشاری دارند که عقل بشر ناقص است و این نقص شایستگی خرد و عقل را برای راهنما و ریشه تفکرات بودن نفی میکند. در مورد این موضوع در شرح سفسطه ای با عنوان «عقل بشر ناقص است! علم ناقص است!» توضیحات کامل داده شده است.
البته شایان ذکر است که بسیاری از مسلمانان دلیل کامل بودن اسلام را این میدانند که در اسلام از طریقه شکار ملخ و آداب شستشوی مدخل و استبراء گرفته تا طریقه نزدیکی حرف به میان آورده شده است و علمای اسلام جدول لگاریتمی دقیقی در مورد شکیات نماز بوجود آورده اند. اما این افراد باید بدانند که در ادیان دیگر نیز اشخاصی مثل مجلسی ها یافت شده اند که این مزخرفات را در دینشان گسترش دهند. بعنوان مثال یهودیان نیز آداب و سنن کاملی برای مراسم دستشوئی رفتند دارند که کمتر به آن توجه میکنند و تشابه میان آن قوانین مضحک یهودی و قوانین اسلامی که در رساله های علما(!) ی دینی یافت میشود مثال زدنیست!. مثلاً در میان یهودیان ارتودکس لمس آلت تناسلی برای پاکیزه کردن بعد از تخلی جایز نیست، چون ممکن است موجب تحریک جنسی شود. بنابر این اگر کمال اسلام به این مزخرفات است که ادیان دیگری پارا بسیار فراتر نهاده اند. چگونه است که اسلام کامل است و بقیه ادیان ناقص هستند؟ بازهم همان داستانی که ادیان مکمل یکدیگر هستند و مسیحیت یهودیت را کامل میکند و اسلام مسیحیت را و این ها در امتداد یکدیگرند؟ در سفسطه «ادیان همه یک چیز میگویند» به این مسئله اشاره خواهیم کرد.
گروهی نیز بر این باورند که کمال اسلام از آن جهت است که اسلام تمامی قوانین و مفاهیم لازم را برای زندگی بشر در تمام جنبه های زندگی وی در خود دارد؛ و بنابر این نیازی به هیچ مفهوم غیر اسلامی ای برای زندگی وجود ندارد. بسیار جالب است که بدانیم کتابخانه های ایران و سایر بلاد دیگر نیز با استناد به مفاهیم مشابهی توسط عمر خلیفه دوم مسلمین به آتش کشیده شد. عمر معتقد بود هر آنچه ما بدان نیاز داریم در قرآن وجود دارد. بنابر این در بقیه کتابها اگر چیزهای خوبی نوشته شده است، حتما آن چیزها در قرآن هم وجود دارد، و اگر هم چیز خوبی نوشته نشده است، پس ما نیازی بدان کتابها نداریم. همانطور که در بخش دموکراسی چیست؟ شرح داده شد، دلیل اصلی تضاد اسلام با دموکراسی همین جزم اندیشی و مطلق اندیشی و جهالتی است که در اسلام نهفته است.اما نکته این است که اگر معنی کامل را بدین تفسیر و مفهوم دریافت کنیم، دیگر عبارت «اسلام کاملترین دین است!» معنی نخواهد داد و از لحاظ منطقی غلط است. زیرا کامل تر و کاملترین با توجه به این معنی غلط میباشند. کامل در این حالت یک صفت عینی (Objective) و یک مفهوم مطلق است، و پسوند تر را نمیتوان بدان چسباند. و البته لازم به توضیح نیست که این ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه اسلام بدین مفهوم نیز کافی است، تا چه حد بی اساس و بی پایه است.
زن در اسلام و قرآن محمد
مقدمه: قبل از پرداختن به آیات خدای محمد در قرآن راجع به زن ، کنیز و مملوک ، به بررسی مختصری از تاریخچه وضعیت عمومی زنان در کشورهای باستانی و قبل از اسلام می پردازیم .( این مطالب از کتابهای محققینی چون گزنفون ، ویل دورانت ، دیاکونوف ، راوندی و…اقتباس شده است .)
در بابل قدیم :وظایف زن بچه آوردن و پروردن ،آب از چاه یا رودخانه آوردن ،پختن ، شستن ، بافتن وتمیزکردن خانه بود. مرد میتوانست زن خود را به علل نازایی ، زنا ، ناسازگاری و بد اداره کردن خانه طلاق دهد و تنها کاری که باید میکرد این بود که جهیزیه زن را به وی بازگرداند و به او بگوید (تو زن من نیستی) ، ولی زن چنین حقی نداشت . اگر زنی می توانست ثابت کندکه نسبت به شوهرش وفاداربوده و شوهر در حق وی سختی روا داشته ،طلاق نمی گرفت ولی عملا حق داشت جهیزیه خود رابردارد ، خانه شوهر را ترک کند و به خانه پدر بازگردد .
در آشور:اگر مردی زن خود را در رابطه جنسی با مرد دیگری دستگیر میکرد ، حق کشتن او را داشت .مردان می توانستند تعدادی کنیز برای خود بعنوان معشوقه بگیرند ، ولی زنان موظف بودند که کاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند .
زن در حکومت هخامنشیان : در نخستین تمدن آریائی مردان تنها یک زن میگرفتند . اما پس ازتشکیل حکومت هخامنشیان ، در نتیجه تکامل طرز تولید و افزایش تولید اضافی و ظهور طبقات مختلف ، تعدد زوجات در بین طبقات مرفه و ممتاز جامعه و بخصوص در بین سلاطین و شاهزادگان رواج یافت . زنان و کودکان در کارهای ساختمانی و تولیدی مثل مردان شرکت داشتند . ویل دورانت نوشته – در زمان زرتشت ، زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روئی گشاده در میان مردم رفت و آمد میکردند و صاحب ملک و زمین می شدند و در آن تصرفات مالکانه داشتند – پس از داریوش مقام زن مخصوصا در میان طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند. زنان بالای اجتماع جرأت نداشتند جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند .زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ، ولو پدر یا برادرشان باشد ، ببینند .در نقشهائی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورتی از زن دیده نمی شود . کنیزکان آزادی بیشتری داشتند جه لازم بود ار مهمانان خواجه خود پذیرایی کنند. در رساله اندرز آذر پاد مهر سپندان به نقل دینشاه آمده که – زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نشوی . در ایران باستان غیر از زنان وابسته به طبقه اشراف ، سایر زنان از قید حجاب آزاد بودند .
قوانین بابلیان در دوره داریوش : مرد فقط میتواند یک زن داشته باشد ولی اگر زن نازا باشد می توان زن غیر عقدی داشت . ازدواج بی قرارداد قانونی نیست .اگر آزاد با کنیزی ازدواج کند، آن کنیز مقام آزاد را می یابد .اگر شوهر زنش را طلاق دهد باید جهیزیه او را رد کند و یک سهم پسری از مال خود را به او ببخشد ولی اگر زن نازاست فقط جهیزیه به او بر میگردد.در مورد خیانت زن ، شوهرش او را اخراج یا برده می کند . زن میتواند اموالش را خودش اداره کند ، اجاره دهد ، جهیزیه خود را پس بگیرد ، مال خود را ببخشد ، تجارت کند ، در زمره روحانیون در آید . دخترانی که جهیزیه گرفته اند از ارث محرومند ولی آنها که جهیز ندارند در ارث بردن با پسران مساویند .
در انجیل مسیح آمده است : ….اما من میخواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح خداست .- زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است ، مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد ، زن را اجازه نمیدهم که تعلیم گیرد و یل بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند . زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا ،و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد و در تقصیر گرفتار شد . ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را ، زیرا شوهر زن، سر زن است.
وضعیت زن در اعراب جاهلیت : زن در جامعه عرب استقلال و شخصیت نداشت ، جزءمایملک مرد بشمار می رفت و هرگونه رفتاری با وی متداول و مجاز بود ،درنزد بعضی از اعراب زن مثل سایر ترکه میت به وارث او منتقل میشد ، بعضی از اعراب مولود دختر خود را می کشتند.
1- آیات قرآنی و اسلام محمد در رابطه با زن :
سوره اعراف آیه 189 : اوست خدایی که شما را از نفس واحده آفرید و جفت او را از او آفرید تا موجب آرامش او شود .- سوره بقره آیه 220 : و نکاح نکنید زنان مشرکه را تا وقتیکه ایمان آورند و هر آینه کنیزمومنه بهتر است از مشرکه و اگر چه خوش آید شما را و نه زن دهید مشرکان را تا وقتی که بگروند و هر آیینه بنده مومن بهتر است .- سوره بقره آیه 223 : زنان شما کشتزارند مر شما را پس بیایید کشتزار خود را از هرجا خواسته باشید و مقدم دارید برای خودتان. – سوره المومنون آیه 5و6 : و آنان که ایشانند مر عورتهاشان را نگاه دارندگان – مگر بر زوجهاشان یا آنچه را مالک شد دستهاشان پس بدرستیکه ایشانند غیر ملامت کرده شدگان . – سوره نور آیه2 و4 : زن زناکار و مرد زنا کار پس بزنید هر یک از آن دو را صد تازیانه – و آنان که نسبت زنا دهند بزنان با عفت پس نیاورند چهار گواه پس بزنید ایشانرا هشتاد تازیانه و قبول نکنید مر ایشان را کواهی .- سوره احزاب آیه 35 : بدرستیکه مردان گردن نهندگان و زنان گردن نهنده و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان با خضوع و زنان با خضوع و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار ومردان نگاهدارنده فرجهای خود و زنان نگهدارنده و مردان یاد کنندگان خدا را بسیار و زنان یاد کننده ، شمرده خدا مر ایشان را آمرزش و مزدی بزرگ – سوره احزاب آیه 73 : تا عذاب کند خدا مردان با نفاق و زنان با نفاق و مردان شرک آورنده را و زنان شرک آورنده را و توبه پذیرد خدا از مردان گرونده و زنان گرونده و باشد خدا آمرزنده مهربان . – سوره تکویر آیه 8 و 9 : و آنگاه که دختران زنده در گور کرده پرسیده شوند – که به کدام گناه کشته شده . –
سوره نساء آیه 3 : واگربترسید که عدل نورزید دریتیمان پس نکاح کنید آنچه را خوش آید شما را از زنان دو و سه و چهار پس اگر بترسید که عدالت نورزید پس یکی یا آنچه را مالک باشد دستهاتان آن نزدیکتر است که میل نکنید .- آیه 29 : و آنکه استطاعت ندارد از شما بتوانگری که زنان آزاد ایمان دار بزنی خواهد.پس ازآنچه مالک شد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند و خدا داناتر است به ایمانتان بعضی تان از بعضی است پس بزنی بخواهید آنرا برخصت صاحبهاشان .-آیه 38 : مردان کارکذاران فرمان روایند بر زنان بآنچه فزونی داده خدا بعضی ایشان را بر بعضی و بآنچه انفاق کردند از اموالشان پس نیک زنان پرستارانند و نگاه دارنندگانندخود را در وقت حاضر نبودن شوهر بنگاهداشت خدا و آن زنانی که میترسید از نافرمانی ایشان پس پند دهید آنها را و دوری کنید از آنها در خوابگاهها و بزنید ایشان را پس اگر فرمان برند شما را پس مجوئید بر ایشان راه آزاری بدرستیکه خدا باشد برتر بزرگ .
– همچنین آیات دیگری نیز در مورد برتری مردان بر زنان در مورد طلاق و نکاح ، وظایف زنان ، کارهائیکه بر زنان ممنوع و حرام است ، شهادت دادن زنان ، منع قضاوت و غیره آمده که از ذکر آنها خودداری و مفهوم آن آیات و آیاتی که در بالا آمد و آنچه را که فقه اسلامی از قرآن در مورد زنان تفسیر نموده و جزوشریعت اسلامی میدانند در زیر می آوریم و بعد به بررسی آنها میپردازیم .
2- مفهوم آیات قرآنی و نظر شریعت اسلام در باره زن و نقد و بررسی آنها:
(خلق زن در قرآن) : خدا از باقیمانده خمیره آدم ، حوا را برای آسایش و آرامش و شرکت در زندگی آدم و بکار انداختن کارخانه آدم سازی خلق کرده ، زن جزء اخیر و علت تامه کمال آفرینش است . و فقهای اسلام می گویند که خدا در قرآن گفته : برای فرزندان پسر آدم دخترانی چون مادرشان از جنس حوریه و جنیه آفریدیم وتوالد و تناسل لز فرزندان طبقه دوم آنها شروع شده و دختر عموها با پسر عمو ها عقد بستند. و روایت شده از امام باقر و صادق شیعیان در بحار مجلسی که : هر زن خوشروی و خوشبوی و خوش خوی و خوش سیرت باشد ، نسبش بمادر حوریه میرسد و هر زن بدخوی و بد بوی و بد روی و بد نفس باشد نسبش بمادر جنیه میرسد . جالب است بدانید که برخی فقها گفته اند : حوا مادر بزرگ همه بشر و شاخص تربیت و تعلیم در نشو و نمای فرزندان بود ، او مادر نمونه بود و بیش از 500 پانصد فرزند آورد و همه را بترتیب تعلیم مکتب آسمانی داد و بکمال رساند !.
بررسی : در مورد خلق آدم و حوا از گل و…میگذریم ، کودکانه و غیر علمی بودن این داستان را قبلا در بحث تکامل روشن کرده ایم . اما باید در اینجا توجه کنیم که در قرآن و اسلام حتی از نظر به اصطلاح آفرینش انسانها ، زن در درجه دوم قرار دارد و از همینجاست که درجه دوم بودن و مقام پایین تر داشتن از مرد برای زن یک اصل است . زنی که خدا او را برای آرامش خاطر و آسودگی خیال مرد درجه اول آفریده . در مورد ازدواج به اصطلاح فرزندان حوا با حوریه و جنیه ، به علت بسیار مزخرف بودن آن می گذریم و نکته دیگر اینکه خدای داناو توانای قرآن محمد هیچ خبری از اجتماعات اولیه بشری و انواع ازدواج در پیش از تاریخ و اوائل تاریخ بشری نداشته و مسلمین هم بدین خاطر میخواهند ثابت کنند که حتی از شروع زندگی به اصطلاح فرزندان آدم و حوا ازدواج بین برادر و خواهر نبوده و اخلاقی و شرعی بوده و آنها حرام زاده نبوده اند !
(تقدم مرد بر زن در قرآن و اسلام) : مردان بر زنان قیومت دارند و برتری داده شده اند ، مردان کار گذار و فرمانروایند بر زنان ، زنان برای مردان همچون کشتزارند ، مرد میتواند در یک زمان چهار زن و تعدادی کنیز غیر عقدی داشته باشد ،مرد باید اجازه بیرون رفتن زن از خانه را بدهد ، زن باید خود را برای هر لذتی که مرد می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلو گیری نکند ، دختری که به حد بلوغ رسیده اگر بخواهد شوهر کند واجب است از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد ،مرد میتواند زن خود را طلاق دهد حتی بدون اینکه زن را آگاه کند ، مرد میتواند زن را قبل از عقد کردن ببیند ( و بقول روایتی که در کافی از ابی عبدالله آمده : باید ببیند که چه چیزی میخرد و مالش را برای چه میدهد!) ، شریعت اسلامی تسلط مرد بر زن را مسلم شناخته : مرد خودرا مالک زن میداند ، مرد در ارث و شهادت دادن دو برابر زن حقوق دارد ، مرد قوی و زن ضعیف است ، مرد حاکم و زن رعیت است ، مرد آقا و زن تابع است ، مرد اجازه دارد زن خود را بزند ، زن از نظر عقل در درجه پس از مرد قرار دارد ، بعلت ضعف مدارک و مشاعر زن طلاق به مرد سپرده شده ، قرآن و اسلام تعدد زوجات را برای مردان تصویب نموده ، باید در امور مالی و قضایی و حقوقی بجای یک مرد دو زن شهادت دهند
بررسی :آنچه در بالا آمد بخوبی برتری مرد بر زن در اسلام و قرآن را روشن میکند ، این برتری مردان بر زنان آنقدر آشکار است که به هیچ صورتی نمی توان آنرا تأویل و توجیه کرد و مترقی جلوه داد میبینیم که چگونه حکومت مردان و مردسالاری بر سر زنان حاکم است و زنان انسانهای درجه دوم و زیر دست مردان و بردگان خانگی محسوب می شوند و اصلا اثری از مساوات و برابری حقوق سیاسی و اجتماعی بین زنان و مردان بچشم نمیخورد !
(تقدم زن بر مرد در قرآن و اسلام) : ببینیم در اسلام و قرآن زن چگونه برتری هائی نسبت به مرد دارد : زن تقدم برمرد دارد و آن از جنبه اخلاقی و احساسات تند و رقیق اوست که چون شدید التأثر است و زود رنج باید او را مقدم داشت در خوردن و لباس پوشیدن و مسکن دادن و خوابیدن و موجبات رفاه و آسایش فراهم نمودن زن مقدم بر مرداست . البته اینها در صورتی است که زن وظایفش را نسبت به شوهر انجام دهد و نا فرمانی نکند .
چنانکه دیدیم برتری و تقدمی که زن به مرد دارد در مورد اموراجتماعی و سیاسی و حقوقی و فرهنگی و اقتصادی نمی باشد ، بلکه از نوعی است که یک کودک را می توان در خوردن و خوابیدن و غیره به بزرگترهابرتری داد، تنها در همین حد پایین و کودکانه است !
(مساوات زن و مرد در قرآن و اسلام): مساوات زن و مرد در اسلام را فقط میتوان در قسمت عبادات و بندگی خدا و به اصطلاح در آمرزش و اجر و عذاب آنها در آخرت دید . بطوریکه در سوره احزاب آیه 35 و 73 آمده : در قسمت عبادات و بندگی زن در کنار مرد می باشد یعنی در گردن نهادن و ایمان به خدا ، در شکیبائی ، در خضوع ، در صدقه دادن ، در روزه گرفتن ، در نگهداری فرجهای خود و در یاد کردن خدا . و همچنین است مساواتشان در عذاب نفاق و شرک .
بررسی : روشن است که ازدید قرآن و اسلام زن از نظر حقوق اجتماعی و سیاسی و غیره هیچگاه برابری با مرد ندارد و فقط برابریشان در عبادت و بندگی و اجر و پاداش و عذاب اخروی ، آنهم در آن دنیاست ! واقعا که عجب مساواتی دارند !
(قوانین اسلامی و نظرات قرآن در باره زن ): زن از نظراسلام یک کارخانه آدم سازی است که باید نخست در مراقبت از مرد شایسته باشد تا بعد هم بتواند مادر شایسته ای باشد . بله کارخانه ایست که در قرآن همچون کشتزار مردان از آن یاد شده ، اسلام برای زن جنگ را واجب نکرده ، اگر زنی مرتد شد کشتن او واجب نیست بخلاف مرد مرتد که باید او را کشت ، شرکت دادن زنان در امور مهم اجتماعی با دیانت اسلام مخالف است ،اسلام زن را ناقص العقل میداند، زن از پرداخت جزیه و دیه عاقله معاف است ، بر زن قسامه و سوگند در باره قتل واجب نیست ،نفقه زن را اسلام بعهده شوهر قرار داده ، امامت و پیشوائی و زعامت و راهنمائی و رهبری نیز در حدود اختیارات زن نیست .در اسلام زن برای قضاوت و حکومت منع شده ، در قرآن یکی از چیزهائیکه عظیم شمرده شده کید و مکر زن است ، اسلام به مقام مادری زن ارج نهاده ، اسلام دختران را از کشتن و زنده بگور شدن نجات داده ! و البته ناگفته نماند که در اسلام زن آزاد است که کنیز و غلام بخرد !!
بررسی : بطوریکه دیدیم زن در اسلام از بسیاری حقوق اجتماعی و سیاسی محروم است ، اسلام زن را در اجتماع قانونی و حقوقی خانه نشین کرده و با مقام مادری زنان را در خانه شوهر ، شریک زندگی مرد قرار داده . این زن که ناقص العقل و در مرتبه دوم قرار دارد نباید در اموری چون قضاوت و حکومت و مقامات اجتماعی شرکت داشته باشد و باید در خانه بماند و بچه داری و خانه داری کند ، البته خرجی اش بعهده شوهر است ! چه لطفی به این زن شده که با این شرایطی که دارد لااقل مجبور به خرجی دادن به شوهر نشده است !
قوانینی که در اسلام راجع به زن آمده در همان زمان محمد ارتجاعی و غیر انسانی بوده چه رسد به این زمان ، بطور مثال یاد آوری می کنیم : برتری مرد به زن ، قانون تعدد زوجات برای مردان ، قوانین عقد و صیغه و طلاق ، ازدواج دختر 9 ساله با مردان میانسال و بیش از پنجاه سال ، قوانین ارث و شهادت و حضانت کودکان وقصاص و سنگسار و…، اینکه مرد میتواند زن خود را بزند و..
و اما در اینجا آقایان روشنفکر اسلامی همه این بیحقوقی ها و قوانین ضد زن و ضد بشری را نادیده گرفته و انگشت میگذارند بر اینکه محمد و اسلام و قرآن دختران را از زنده به گور شدن و کشتن نجات داده است ، اولا اگر این زنده بگور کردن دختران در بین همه شایع و متداول بوده چگونه نسل اعراب منقرض نشده ؟ در ثانی مگر فقط محمد با این امر مخالف بوده ؟ یعنی هیچ کس دیگر در باره نکشتن دختر( در بین عده ای معدود) روشنگری نمی کرده ؟و ازهمه اینها گذشته مگر در تمامی جهان این امر انجام میشده ؟ دین اسلام که به اصطلاح شریعتی جهانی است در این مورد جز برای معدودی از اعراب اگر قبول کنیم کاری کرده برای غیر عربها چه کرده ؟ اصلا اگر قبول کنیم که قرآن کلام خداست ، و ازلی و ابدی و برای همه زمانها و مکانها ، پس اگر امروز شخصی 4 زن بگیرد و یا زنش را بعلت نافرمانی بزند و یا دختر 9 ساله اش را بخواهد شوهر دهد و یا به زنش اجازه ندهد از خانه خارج شود ، آیا دربین خود مسلمین کسی پیدا میشود که او و این اعمالش را تأیید و قبول کند و از او طرفداری کند ؟؟
(کنیزی و بردگی انسانها در قرآن و اسلام ) : در سوره مومنون آیه 6 و نساء آیه 3 و 29 و بسیاری از آیات دیگر آمده که – …آنچه را مالک شد دستهاتان ،… آنچه را مالک باشد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند… – در حاشیه قرآنها نوشته شده که مالک شد دستهاتان یعنی حرام است بر شما زن شوهر دار مگر آنچه را مالک باشید . مثل اسیر هرچند که شوهر داشته باشد همینکه بدست اهل اسلام افتاد و مسلمان شد جایز است نکاحش یا مثل کنیزی که متصرف شود به سببی از اسباب شرعی از جمله بیع و هبه و میراث… بنابراین میبینیم که قرآن کنیز و برده را انسان به حساب نیاورده ،وقتی در آیاتی آمده زنان آزاد و در کنارش آمده آنچه را مالک شد دستهاتان از کنیزانتان ، بخوبی روشن است که خدای قرآن بر روی کنیز و بردگی صحه گذاشته ، ضمن اینکه این کنیزان از حقوق ناچیزی که زنان در نکاح داشتند نیز محروم بوده اند، وقتی آمده : اگر بترسید که عدل نورزید( در میان زنان آزاد ) پس یکی یا آنچه را مالک شد دستهاتان از کنیزان را بنکاح خود در آورید یعنی برای کنیزان لازم نیست که خرج و مهریه بدهید و نوبت را رعایت کنید زیرا آنها را در ردیف زنان معمولی هم نمی دانسته . محمد خود از کنیزان سهم داشت و چندین زن را به عنوان کنیز از غنایم جنگی و هدایا دریافت کرده بود . آیا امروزه میشود و میتوان با استناد به اینکه قرآن کلام خداست وغیر محدود در زمان و مکان ، به خرید و فروش انسانها به عنوان کنیز و برده پرداخت ، درمورد نکاحشان بحث کرد؟ آیا امروزه یکی از خود همین مسلمین جرأت دارد از برده و برده داری که قرآن بر آن صحه گذاشته دفاع و طرفداری کند؟

















9 comments