گاهی ناچاریم …
12 ژوئیه 2013
این صفحه دل را دوست دارم …
گاهی بیشتر از بیان کردن حس و حالم
و زبانی گویا تر دارد برایم …
اما چه کنم در این جا هم راحت نیستم !
============================
پ. ن : کوچ پرستوها …
بس مان است دیگر … بس !
3 مارس 2013
خدایا … خدای خاص من
در وجود ما انسان ها چه چیزی ست که در آن واحد می توانی متلاشی شوی و در لحظه ای به خود آیی و روال یکنواختی زندگی ات را ادامه دهی و کتابت را مقابلت ببینی …
خدایا دیشب غم گریبانم را فشرد … آخر رسمش نیست … فکر رو خیال هایی غریب و لرزان آن هم برای عزیزانت …
می دانی عاشق کیست ؟ می دانی عاشق کیست ؟ می دانی بغل کردن نگاه عزیزانت چیست ؟
خدایا می دانی خیالش هم مثل رفتن تو دشت شقایق هاست …
می دانی همانند این است که قاصدکی را به امید بهترین ها به هوا پرواز دهی …
خدایا می دانی حسی شبیه حس بال پروانه هاست که صورتت را نوازش می دهد …
آخ … خدای خاص من …
عاشقی ای سوره است مبارک … با عاشقی باید با تک تک آیه اش را متبرک کنی وجودت را …
می دانی نوازش باران بر صورتت چیست ؟
می دانی شعله های شمعی که در شب می رقصد چه حسی دارد ؟
خدایا می دانی که روحمان لطیف تر از آنچه که خودمان حس کنیم و بفهمیم …
خدایا خودت به داد خسته هایت برس …
خدایا بس است دیگر … بس …
خسته ام … خسته تر از اونچه که فکرش را بکنی …
خدایا ثابت ترین عزیزانم را برایم نگه دار …
حتی در رویا هم لرزی بر من نینداز … نینداز …
خدایا … آینه که عاشق بشود کم چیزی نیست …
================================
پ . ن : آینه که عاشق بشود کم چیزی نیست اما مراقب باش زخمی بر دلت نگذارد همان تکه های خرده آینه …
اشک !
21 فوریه 2013
بی خود نبود امروز از صبح حال خوبی نداشتم …
یادم رفته بود میخوای بری …
یادم رفته بود گذشته ها رو …
البته گذشته ها وفادارن به من !
خیلی وفادار …
آب پوششی عالی ست برای پنهان کردن اشک هایت … غرق در آب که شوی راحت تر میتوانی بغضت را بترکانی …
آب استخر هم یجورایی پوششی شبیه باران دارد … قبول دارم قابل قیاس نیست ولی در نبود باران خوب پوششی ست …
بی خود نبود حال خوشی نداشتم …
رفتنت دروغ است … من که باورم نمی شود !
21 فوریه 2013
عزیزکم
رفتی ولی رفتنی دروغ است … تا به حال این قدر نزدیک به هم حس ات نکرده بودم
مراقب خودت باش … خیلی !
دوست جون من این روزها خالی بودن را حس می کنم … نیستی در کنارم تا غم ها و شادی هایمان را با هم از نزدیک قسمت کنیم …
ولی خب دوریم اما نزدیک نزدیک …
آن قدر نزدیک ک حس ات می کنم …
حسی غریب …
بدان عزیزکم … هر کجای این کره جغرافیایی باشی در درون منی …
سازش کن …
17 فوریه 2013
اونایی رو که از ذهنت میندازیشون بیرون به نوعی هم با پای خودشون ممکنه برن بیرون ولی خب رفتارشون جور دیگه ای ست، دوباره برخواهند گشت و اونا هستن که برات عزیزن نه به خاطر اینکه برگشتن نه ، فقط بخاطر این که رک و روراست انداختیشون بیرون و این یعنی تکلیفت با خودت روشن بوده … به انسانیت احترام گذاشته بودی و اجازه دادی ثابت کنن خودشون رو بهت …
و هیچ وقت هم اعتمادی باقی نمیمونه !
قاتل همیشه به صحنه جنایت بر می گردد !
========================
پ . ن : گاهی تجربه غم فقط بخاطر اینه که دیگرانی رو هم که غم کشیدن درک بشن …
پ . ن : غم بوده و هست و خواهد بود !
پ . ن : تک خوری خوبه اما نه تو غم ! غم خوردن دست جمعی بهتر از تک خوریشه !
هویدا شد !
15 فوریه 2013
امروز صبح …
14 فوریه 2013
این را بدان …
13 فوریه 2013
نگم خیلی بهتره …
گاهی ارزش صحبت هایی که گفته نمیشه خیلی بیشتر از حرف هایی است که گفته میشوند !
کلمات حیف می شوند !
حیف تو !
امشب …
10 فوریه 2013
بارون میاد جر جر …
10 فوریه 2013
غصه نخور دیوونه …
کی دیده که شب بمونه ؟!
==================
پ . ن : عاشق این شعر احمد شاملو ام !


