نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

نوزدهمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسؤولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی منتشر از صبح اول آذرماه 90 بر روی دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت.  

منبع:http://www.cmmagazine.ir/portal/tabid/70/articleType/ArticleView/articleId/200/—.aspx

دسته‌ها:Kamalipour_2

دکترکمالی پور: گرایش رسانه ها به سوی دیجیتال وفراگیری است

پایک نیوز: دکتر یحیی کمالی پور در سفر اخیر خود به مالزی در یک کنفرانس خبری با حضور رسانه های ایرانی و مالزیایی در دانشگاه لیم کوک وینگ حضور یافت و به سئوالات متنوع آنها در مورد رسانه های دیجیتال، رونامه نگاری شهروندی، مسائل اخلاقی و … پاسخ داد. خبرنگار ایرنا، خبرنگار خبرگزاری مهر، خبرنگار وبسایت خبری ایران مالزی، خبرنگار مجله بیلبورد، خبرنگار مجله مونوریل و خبرنگاران روزنامه های محلی مالزی از جمله رسانه های حاضر در این کنفرانس خبری بودند. متن زیر حاصل گفتگوی صمیمانه خبرنگاران با دکتر یحیی کمالی پور است که توسط طناز اکرامی، دانشجوی رشته مدیریت ارتباطات و روابط عمومی ترجمه و تنظیم شده است.

1- شما در سخنرانی خود از چاپ دیجبتال در مقابل چاپ پرینت صحبت کردید. خود شما به هنگام راه اندازی ژورنال گلوبال مدیا به صورت آن لاین و حتی قبل از شروع آن در ارتباط با همکارانی که هنوز در رسانه ی سنتی کار می کرده اند، درگیر چه موضوعاتی بودید؟

در واقع پشت تمام این پروژه (دیجیتالی کردن) داستانی وجود دارد.این پروژه در سال 1991 شروع شد. یک زمانی یکی از ناشران امریکایی برای ملاقات با من به دانشکده ما آمده بود.سپس او به من پیشنهاد کرد که روی نشر کتاب ارتباطات جهانی کار کنم. در واقع یک پیشنهاد ساده بود اما مثل توپی بود که ما آن را در هوا گرفتیم و در نتیجه تبدیل به وب سایت گلوبال مدیا ژورنال، ویسابت شخصی من به عنوان یک دهکده کوچک و دیگر رسانه های دیچیتال شد که ایده مرا حمایت می کردند. این لازمه یک کار علمی‌ دراز مدت بود. این کتاب در دو ویرایش به زبان چینی نیز ترجمه شد وتنها کتاب در مبحث ارتباطات جهانی است که در دانشگاه‌های چین در کلاسهای درسی به عنوان رفرنس از آن استفاده می شود.

قصد من از ایجاد وبسایت‌های مختلف به روز نگه داشتن دانش آموزان و استادان دانشگاه بود. در اینجا باید بگویم که دانشگاه من در طول 25 سال گذشته همواره پذیرای هر گونه ابتکاری از سوی من بوده و از کارهای علمی و آموزشی‌ من استقبال کرده. در نتیجه تنها چیزی که من احتیاج داشتم پشتیبانی فنی و فضای کافی برای سرور دانشگاه بود. بنابراین حجمی کافی‌ از سرور دانشگاه را در اختیار من گذاشتند که برای من هیچ هزینه ای نداشت. سپس من دانشجویان خود را وارد کار کردم دانشجویانی که در طراحی خوب بودند و دانشگاه من هر سال وهر ترم پذیرای دانشجویان زیادی بود و سعی من بر این بود تا از آنها طی مدت سال تحصیل استفاده کنم. این پروژه ها فرصت مناسبی را برای آموزش عملی‌ تعدادی از دانشجویان ارتباطات بطور مداوم مهیا کرد.

هم اکنون ژورنال رسانه‌‌های جهانی‌ دربیش از 18 کشورو به زبان‌های مختلف منتشر می شود و نسخه فارسی آن نیزبوسیله بخش ارتباطات دانشگاه تهران منتشر می شود و دانشجویان زیادی برای این ژورنال کار می کنند و این کار برای آنها یک موقعییت یادگیری تجربی خوبی می باشد که در حین آموزش کارهم یاد می گیرند. در واقع برای موفقیت این نشریه جهانی‌ چیزی که ما احتیاج داریم علاقه، پشتکارو فداکاری است.

2. کار شما برای بسیاری از فعالان قدیمی حوزه کار نشر، فرهنگ و رسانه یک جور تولید رسانه ی جدید می باشد. آیا تا به حال کسی شما را به خاطر انتشار ژورنال شخصیتان زیر سوال برده است ؟منظورم کسانی هستند که هنوز با انتشار ژورنال به صورت نوشتاری موافق هستند؟

البته کسانی بوده اند، چون من مرزهای سنتی و قدیمی را شکسته ام نه فقط در زمینه ی ژورنال بلکه در انجمن جهانی ارتباطات نیز ما همین کار را کردیم. در واقع ما در ابتدا هیچ عضوی نداشتیم و هنوز هم نداریم و حقٔ عضویتی نیز از کسی‌ دریافت نمیکنیم و این بخشی از پروژه آزاد سازی ( (democratization اطلاعات و ارتباطات می باشد. از یک طرف آنها کار من را دوست نداشتند ولی از طرفی دیگر قدمهای من را دنبال می کردند و این یک علامت خوب بود. آزاد سازی و شکستن مرز‌های جغرافیا یی و گروهی و اجازه دسترسی‌ همه به مطالب چاپ شده در ژورنال ها، یکی‌ از جذابیت‌های این پروژه‌های علمی‌ است که صدها نفر را به همکاری و همگامی با من از سراسر جهان جلب کرده است.

باید در نظر داشته باشیم که ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه همه چيز در حال تغيير است و در آينده مي‌توانيم آن‌چه امروز بر ما مي‌گذرد را بدرستي درك و تحليل كنيم. در واقع بشر پس از سپري كردن دوره‌ي كشاورزي و صنعتي اكنون در حال گذار به ‌مرحله‌ي جديدي‌ست كه اينترنت و تكنولوژي‌هاي ارتباطي ديجيتال نقش مهمي در آن ايفا مي‌كنند. من همواره تلاش کرده ام تا از این فرصتهای استثنایی به بهترین نحو استفاده کنم.

3. همانطور که شما می دانید نسل وب سایتها هر روز در حال تغییر می باشند. آمار و ارقام هر روزه بیشتر و بیشتر می شوند. هدف اصلی این است که این پویایی به سمت با معنا بودن پیش برود.امروزه اصول اخلاقی مهمترین هدف در دنیا می باشد اما در دنیای تکنولوژی، ماشین چطور می تواند این اصول اخلاقی را دیجیتالی کنند؟ به عبارت دیگر، رسانه و روزنامه ها چطور می توانند این اصول اخلاقی را در کنار تکنولوژی برای نسل جدید به وجود بیاورند؟ البته در بعضی از جوامع بدون قانون و خط قرمز، تکنولوژی بدون اصول اخلاقی وجود دارد که دولت هیچ کنترلی روی هیچ چیزی ندارد.

مطمئنا این یک سوال و مساله چالش برانگیز است. در هر زمینه ای و در هر رشته ای اصول اخلاقی یکی از مهمترین چالش ها بوده است. هیچ فرقی نمی کند که شما یک تاجر، یک سیاست مدار یا یک وکیل باشید با وجود اصول اخلاقی، اطمینان به وجود می آید وبه دنبال آن مسئولیت. و شما از طریق تحصیلات و آموزش می توانید به این هدف برسید. البته این هدف از خانواده شروع می شود که مادر و پدر ملزم به آموزش فرزندان هستند و در کنار آنها فرزندان آموزش دیده می شوند و اصول اخلاقی را یاد می گیرند. همچنین آنها از معلمان و استادان خود هم آموزش می گیرند. بنا براین اگر پدر و مادر خود اخلاق مدار باشند، فرزندان آنها نیز اخلاق مدار خواهتد بود. این در زمینه استاد و دانشجو نیز صحیح است. البته باید پذیرفت که چیزی را نمی توان به زور وارد مغز کسی کرد. این یک فرایندی است که از سن خیلی کم شروع می شد و ادامه پیدا می کند اما در طول آموزش مهم تر از همه تاکید بر اهمیت اصول اخلاقی می باشد که این مسئولیت به عهده ی رسانه ها نیز هست. به همین خاطر است که من تاکید دارم این کار باید از والدین سپس مدارس، دانشگاه ها ،مساجد، کلیسا و رسانه ها شروع شود. این امر در ارتباط با رسانه ها نیز صحیح است. اینکه شما در نوشتن اصول اخلاقی را رعایت کنید، در گزارش نوشتن منصف باشید و یا در هر کار رسانه ای دیگر کار آسا نی نیست ولی‌ انجام شدنی است وکلید آن آموزش است.

4. در ارتباط با روزنامه نگاری شهروندی، به نظر شما ایده ی خوبی است که مردم را وارد مسائل سیاسی کرد و روزنامه نگاری حرفه ای را به روزنامه نگاری غیر حرفه ای تغییر داد؟

روزنامه نگاری حرفه ای باید همیشه باشد چون ما به روزنامه نگار حرفه ای نیاز داریم. این یک واقعیت است چه در ارتباط با رسانه های سنتی و چاپی و چه در ارتباط با رسانه های مدرن و دیجیتال. اما این روزنامه نگاری باید ارتقاء یا بهبود یابد. از سوی دیگر روزنامه نگاری شهروندی قرار هم نیست که جایگزین روزنامه نگاری حرفه ای شود و نباید هم بشود. اما مسئله مهم این است که امروزه هر کسی می تواند نظر خودش را بلند اعلام کند و حتی شما به عنوان یک مصرف کننده می توانید رسانه ی خود را انتخاب کنید. شما مجبور به قبول هر چیزی که می بینید یا می شنوید یا حتی می خوانید نیستید. لذا روزنامه نگاری حرفه ای باید خود را با این وضعیت انطباق دهد چون مسئولیت‌های اوزیادترو پیچیده تر شده است . اصطلاح حرفه ای بودن در بردارنده یکسری توانایی هایی است که هرکسی از عهده آن بر نمی آید. هما نطور که در بحث قبلی گفتم، حرفه ای یعنی تخصص به اضافه اخلاق و مسئولیت.

5. با توجه به بحث دیجیتالی شدن رسانه ها و موضوع آزاد سازی اطلاعات، بویژه ژورنال ها، چطور می توان به بحث اعتبار رسانه پرداخت؟ شما تاکید می کنید که با دیجیتالی شدن، اطلاعات به طور وسیع و رایگان در اختیار مخاطب قرار می گیرد، این ممکن است اعتبار و درجه علمی رسانه یا آنچه به قول معروف Impact Factor نامیده می شود، را کاهش دهد.

ببینید با ديجيتالی كردن ژورنال‌هاي علمي دسترسي افراد در سرتاسر دنيا به آخرين نتايج علمي آسان شده است. اين امر همچنین به دموكرات كردن هر چه بيشتر فضاهاي آكادميك مي‌انجامد. به عنوان مثال در پروژه‌اي) ژورنال رسانه‌‌های جهانی(‌ كه من در دانشگاه پوردو سرپرستي آن را بر عهده دارم تلاش مي‌كنيم تا متون تا از طریق شبکه جها نی‌ این ژورنال ها به راحتي با زبان‌هاي ديگر نيز در دسترس علاقه مندان قرار بگيرد. همچنين با بهره‌گيري از ابزارهاي جديد، متون علمي، نويسندگان،‌ پژوهشگران، و دانشجويان را بيش از پيش به يكديگر مرتبط مي‌كنيم. در اين روش امكان بازخورد و تبادل نظر نيز وجود دارد كه برتري بزرگي نسبت به شيوه‌ي سنتي ژورنال چاپي محسوب مي‌شود. روش دیجیتال مزایای دیگری همچون كاهش هزينه‌ي توليد، توزيع و آرشيو و … را هم دارد.

اما چیزی که بسیار مهم است، طرز فکر سنتی است که مثل بسیاری از سنت هایی چون طرز لباس پوشیدن تغییر آن به آسانی انجام شدنی نیست و نیاز به فرصت و پشتکار دارد. ما انسان‌ها فرزندان عادت‌هاي خودمان هستيم و به همين دليل نسبت به پديده‌ها و جريان‌هاي جديد زندگي موضع‌گيري مي‌كنيم. يادآوري تاریخ گذشته و عكس‌العمل‌هاي جوامع نسبت به وسايل ارتباطي از جمله راديو،‌ تلويزيون و اينترنت موئد اين نكته است. در حالي‌كه پديده‌هاي جديد ارتباطي تنها يك نوع ابزار هستند و خوبي يا بدي آن‌ها در شيوه‌ي استفاده و بهره‌برداري از آنهاست.

6. در دنياي جديد و دیجیتال هيچ‌كس نمي‌تواند ادعا مالكيت فضاي اينترنت را داشته باشد اما بايد در نظر داشت كه پيروزي از آن كساني ا‌ست كه در كار خود خلاقيت داشته باشند و با بهره‌برداري از ايده‌ها و امكانات جديد مخاطبان بيشتري را به خود جلب كنند. لذا در عصر مدرن و دیجیتال، تاکید باید روی محتوا و کیفیت تولید باشد. اگر کیفیت محتوا افزایش یابد، بحث اعتبار نیز حل می شود. ضمن آنکه خیلی از این مسائل کمی است و مثل امتحان تافل و نمونه های مختلفی از آزمونهای دیگر که پتانسیل واقعی شما را نمی سنجد، در عرصه انتشار نیز کمیت تمی تواند تنها ملاک باشد، البته کمیت هم یک فاکتور است، اما تمرکز باید روی کیفیت باشد.

امروزه قطار انتشار از سمت انحصاریت به سوی فراگیری حرکت می کند و محصول خودش باید به جای خودش صحبت کند. در عرصه نشر دیجیتال، کیفییت مقاله و محتوای آن می تواند بجای خود صحبت کند. یعنی‌ هر خواننده خود میتواند داوری کند، نه اینکه مقاله شما از قبل توسط معدودی از افراد گزینش و در اختیار مخاطب قرار گرفته باشد. به عبارت دیگر، در نشر دیجیتال این دیگر گروه های کوچک و انحصاری نیستند که که مقالات را قبل از چاپ رده بندی می کنند، بلکه در عوض انبوه مخاطبان یان کار می کنند. شما زمانی که مقاله ای را می خوانید، خودمتوجه علمی بودن آن خواهید شد.

7. رسانه های دیجیتال چه استراتژی هایی را برای نوآورانه بودن می توانند به کار گیرند؟

این یک سئوال عالی است. در واقع برای هر ایده و نوآوری برای اینکه به واقعیت تبدیل شود، محیط باید مناسب باشد. در محیطی که محدودیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد نو آوری بسیار مشکل است. تنها در یک محیط مناسب و سازگار می توان شکوفا شد اما برای نو آوری، شما باید بستر آنرا فراهم کرده باشید. این چیزی است که من در حال انجام آن هستم و آن تغییر و انقلاب در نحوه انتشار است، البته انقلابی که در آن کشته و زحمی نیست. این یک کار مثبت است. تمام تغییرات به معنای تغییر منفی نمی باشند. زمانی که شما در مورد تغییر صحبت می کنید ما احتیاج به محتوا و بستر داریم و اینکه چه طور باید این کار را انجام داد؟ این بستگی دارد که شما کجا هستید و چه محدودیت هایی دارید. شما باید در محدوده ی قوانین هر کشور کار کنید، چون هر کشوری قوانین مخصوص به خود دارد و قوانین جهانی‌ و یکسان نمی باشند. به نظر من محیط و بستر نقش کلیدی را بازی می کند. محیط باید پشتیبان شما باشد. به عنوان مثا ل مالزی حال حاضر را با مالزی 10 سال پیش مقایسه کنید متوجه می شویم که در آن زمان کجا بوده و حالا چه شده است. من به تازگی از عمان آمده ام،عمان باور نکردنی بود. زمانی که شما پذیرای ایده‌های تازه باشید، احترام متقابل را اساس کارها و دیدگاه‌های خود قرار دهید در نتیجه پشتیبانی متقابل خواهید داشت. در آن صورت استعدادها را پیدا می کنید.هیچ وقت موفقییت به طور تصادفی به سمت شما نمی آید بلکه یک روندی را باید بپیمایید. هر کشوری افراد با استعدادی دارد که می توانند به موفقیت برسند اما موانع بر سر راه محدودیت ها، امکانات، پول، قدرت و سیاست است.

8. شما قبول دارید که در پس رسانه ها ایدئولوژی و پروپاگاندا وجود دارد؟

ما نمی توانیم این حرف را برای همه ی رسانه ها بزنیم و آنرا به همه تعمیم دهیم. بستگی دارد، چون ما خیلی رسانه، روزنامه و مجله داریم که مسئولیت پذیر هستند و با وجود همه محدودیت ها بیشترین تلاش را برای اطلاع رسانی و آموزش به روش اصولی و اخلاقی می کنند. همچنین ما باید متوجه همه حد و حدود و مزرها باشیم، بویژه اینکه اگر ما در یک کشور دیکتاتوری زندگی می کنیم. در کشور های دیکتاتوری رسانه ها عمدتا در اختیار رژیم هاست.

علاوه براین ما باید بین رسانه های غالب و رسانه های جایگزین تفاوت قائل شویم. آری، رسانه های غالب حتی در ایالت متحده آمریکا نیز گرایش به سمت ایدئولوژی و پروپاگاندا دارند. ولی همه آنها این طور نیستند.

اما باید توجه داشته باشید که نمی توان رسانه را از سیاست، اقتصاد، و فرهنگ جدا دانست. قدرت، رسانه، سیاست و فرهنگ با هم عجین شده اند. بنابراین رسانه صرفا در پس قدرت، فرهنگ و سیاست نیست، بلکه بخشی از زندگی سیاسی، فرهنگی و حتی تجاری امروزی است. یک تاجر برای تبلیغ محصولاتش به رسانه احتیاج دارد و یک سیاست مدار نیز از طریق رسانه میتواند با عموم مردم ارتباط برقرار کند. در عرصه فرهنگ نیز، برای حفظ فرهنگ و سنت های باید کار فرهنگی کرد و همه اینها از طریق رسانه ها صورت می گیرند.

9. چرا فقط امریکا و انگلیس می توانند روی محتوای خبرها در مقیاس جهانی تاثیر داشته باشند؟

این قضیه در حال تغییر است. هم اکنون زلزله ای در چشم انداز رسانه ها در حال وقوع است. خیلی از رسانه ها هستند که غربی نیستند، اما تاثیر شگرفی روی جریان اخبار دارند. البته این گفته تا حدودی درست است چون قبل از فراگیر شدن اینترنت و شبکه‌های جهانی‌ تلویزیون رسانه های غربی بیشتر تاثیرگذار بوده اند، اما این وضعیت به سرعت در حال تغییر است.

10. نظر شما در ارتباط با خبرگزاری الجزیره چه می باشد؟

بلی، الجزیره یک نمونه خوب برای اثبات تغیری است که به آن اشاره کردم. به نظر من الجزیره یک کانال خبرگزاری بسیار قوی می باشد که نقش مهمی را در کشور های خاورمیانه و اخیرا نیز در انقلاب مصر بازی کرد. شما می توانستید 24 ساعته از طریق دوربین الجزیره را روی اتفاقا تی که در میدان تحریررخ می داد به صورت زنده ببینید. این چیزی است که خودم دیدم و حتی کسانی که در دسترسی به این کانال نداشتند می توانستند این کانال را از طریق اینترنت دریافت کنند. امروز کانال الجزیره نقش کلیدی را در خبر رسانی ایفا می کند.

در ارتباط با قسمت دیگر سوال شما، همیشه این از من پرسیده می شود که آیا شبکه های اجتماعی باعث تحول (انقلاب) می شود یا نه؟ جواب من برای این سئوال منفی می باشد. رسانه هیچ گاه به تنهایی باعث انقلاب نمی شود حتما باید دلایل اقتصادی و سیاسی برای آن وجود داشته باشد. در جایی که شما می خواهید استخدام شوید، ولی کار نیست، می خواهید صحبت کنید، ولی آزادی بیان ندارید، می خواهید تجلی یابید ولی محدود هستید و نمی توانید از استعدادهایتان استفاده کنید، و امیدی به آینده ندارید. در چنین فضا یی است که انقلاب جان می‌گیرد و رسانه‌‌ها محرک آن می شوند. اینجاست که رسانه و بویژه شبکه های اجتماعی به شما اجازه ی ابراز ایده های تان را می دهد، به شما امکان تحرک و کار جمعی را می دهد. بنا براین ما باید به رسانه نگاه جامع و همه جانبه داشته باشیم، ضمن آنکه همه رسانه ها هم توانایی و قابلیت های یکسان ندارند. تاثیرات هر رسانه با رسانه دیگر متفاوت می باشد.

11.نظر شما در ارتباط با آزادی رسانه ها چیست؟

اول به من اجازه بدهید که مفهوم آزادی را توضیح بدهم. آیا ما میتوانیم آزادی مطلق داشته باشیم؟ نه اصلا چنین چیزی وجود ندارد و ما نمی توانیم آزادی کامل داشته باشیم. واژه آزادی باید همراه با مسئولیت باشد. در کشورهای در حال توسعه واژه آزادی به معنای اینکه هر کاری من می توانم انجام دهم و هر چیزی را می توانم بیان کنم، نیست. این یک تلقی اشتباه از مفهوم آزادی است. حتی در آمریکا هم همچنین تصوری از آزادی دستکم بر اساس قانون وجود دارد. آزادی بدون قید و شرط و بدون مسئولیت، یعنی‌ هرج و مرج.

12. در زمان جنگ بین عراق و امریکا مردم دسترسی به اخبار نداشتند. من صحنه ای از فیلمی را دیدم که مالکان رسانه ها در شهر سیاتل در حال بحث با هم بودند که اگر مردم می خواهند اخباری در ارتباط با جنگ داشته باشند باید اخبار را از کانال های کانادایی دریافت کنند؟

من فکر می کنم که این موضوع اشتباه تفهیم شده است .رسانه در هیچ کشوری به طور کامل آزادی ندارد حتی رسانه ی غالب در امریکا. در آمریکا شما در خانه تلویزیون دارید می توانید کانال FOX را که به سمت حزب جمهوری خواه متمایل است نگاه کنید . از طرفی دیگر CNNوجود دارد که میانه رو است وCNB در طرفی دیگر که بیشتر دموکرات است. شما نمی توانید تمام این کانال ها را در یک بسته قرار دهید. کسانی که چپ گرا هستند کانال چپ گرا ها و کسانی که راست گرا هستند کانال مخصوص خود را نگاه می کنند و این موضوع در ارتباط با روزنامه ها هم صدق می کند. شما انتخاب رسانه ای زیادی دارید. به نظر من تنوع رسانه ای گستره اختیارات و آزادی عمل مالکان رسانه ها را محدود کرده است. هرچند این تنوع بویژه در ارتباط با رسانه های کوچک با مشکلاتی همچون مسائل مالی، بحث اشتراک و … مواجه هستند.

دسته‌ها:Blog

«نسبت به پدیده های جدید ارتباطی موضع نگیریم»

تاریخ : يك شنبه 1 آبان 1390 ساعت 7:15 صبح
منبع : اختصاصی ایران مالزی
تعداد بازدید : 479
دانشگاه «ليم كوك وينگ» روز پنجشنبه ميزبان يكي از معتبرترين استادان ايراني مقيم آمريكا بود.

پروفسور يحيي كمالي‌پور – استاد دانشگاه پوردو– است كه تا به حال در زمينه‌ي علوم ارتباطات فعاليت‌هاي علمي گسترده‌اي را انجام داده است. وي طي سخنراني و يك جلسه‌ي مفصل پرسش و پاسخ با دانشجويان اين دانشگاه به تشريح اهميت ‍ژورنال‌هاي علمي ديجيتال پرداخت و گفت: «ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه همه چيز در حال تغيير است و در آينده مي‌توانيم آن‌چه امروز بر ما مي‌گذرد را بدرستي درك و تحليل كنيم. در واقع بشر پس از سپري كردن دوره‌ي كشاورزي و صنعتي اكنون در حال گذار به ‌مرحله‌ي جديدي‌ست كه اينترنت و تكنولوژي‌هاي ارتباطي ديجيتال نقش مهمي در آن ايفا مي‌كنند».

دكتر كمالي‌پور تاكيد كرد با ديجيتال كردن ژورنال‌هاي علمي دسترسي افراد در سرتاسر دنيا به آخرين نتايج علمي آسان شده. اين امر به دموكرات كردن هر چه بيشتر فضاهاي آكادميك مي‌انجامد. وي همچنين با مقايسه ‍ژورنال‌هاي ديجيتالي و چاپي،‌ ويژگي‌هايي چون كاهش هزينه‌ي توليد، توزيع و آرشيو را از جمله نقاط قوت اين روش به شمار آورد و افزود: «در پروژه‌اي كه من در دانشگاه پوردو سرپرستي آن را بر عهده دارم تلاش مي‌كنيم تا متون به راحتي با زبان‌هاي ديگر نيز در دسترس قرار بگيرد. همچنين با بهره‌گيري از ابزارهاي جديد، متون علمي، نويسندگان،‌ پژوهشگران، و دانشجويان را بيش از پيش به يكديگر مرتبط مي‌كنيم. در اين روش امكان بازخورد و تبادل نظر نيز وجود دارد كه برتري بزرگي نسبت به شيوه‌ي سنتي ژورنال چاپي محسوب مي‌شود».

كمالي‌پور در ادامه به مبحث «خلاقيت» اشاره كرد و گفت: در دنياي جديد هيچ‌كس نمي‌تواند ادعا مالكيت فضاي اينترنت را داشته باشد اما بايد در نظر داشت كه پيروزي از آن كساني‌ست كه در كار خود خلاقيت داشته باشند و با بهره‌برداري از ايده‌ها و امكانات جديد مخاطبان بيشتري را به خود جلب كنند.

وي همچنين با تاكيد بر نقش شبكه‌هاي اجتماعي افزود: افراد بايد به جاي موضع‌گيري نسبت به پديده‌هاي جديد ارتباطي به درستي آن را بشناسند و از اين فضاي تعاملي و دو سويه كمال بهره‌برداري را ببرند. پروفسور كمالي‌پور در تشريح اين موضوع گفت: ما انسان‌ها فرزندان عادت‌هاي خودمان هستيم و به همين دليل نسبت به پديده‌ها و جريان‌هاي جديد زندگي موضع‌گيري مي‌كنيم. ياداوري گذشته و عكس‌العمل‌هاي جوامع نسبت به وسايل ارتباطي از جمله راديو،‌ تلويزيون و اينترنت موئد اين نكته است. در حالي‌كه پديده‌هاي جديد ارتباطي تنها يك نوع ابزار هستند و خوبي يا بدي آن‌ها در شيوه‌ي استفاده و بهره‌برداري از آن است.

وي با اشاره به اين نكته كه عصر جديد ارتباطات فضا را نسبت به گذشته دموكرات‌تر كرده تاكيد كرد كه «دموكراسي» و «آزادي» دو مقوله مرتبط به هم هستند. از سويي دموكراسي در فضاي غيرآزاد به وجود نمي‌آيد و از سوي ديگر بايد در نظر داشت كه دموكراسي يك جريان فكري و فرهنگي‌ست. دموكراسي يك كالا نيست كه بتوان آن را از كشور صادر يا به كشوري وارد كرد. مردم بايد براي دموكراسي در يك فضاي آزاد آمادگي داشته باشند. بايد بتوانند افكار مخالف با خودشان را بشنوند و تحمل كنند. به همين دليل نمي‌توان گفت كه فضاي آزاد اينترنت دموكراسي را در تمام دنيا به ارمغان مي‌آورد اما مي توان اميد داشت كه به آماده سازي اين جوامع براي پذيرش دموكراسي كمك كند.

http://www.iranmalaysia.my/123NewsDetail.aspx?NewsId=21459

دسته‌ها:Kamalipour_1

ادعای ترور سفیر عربستان سوال برانگیز است/ دموکراسی کالای تولیدی نیست

کوالالامپور – دفتر منطقه ای خبرگزاری مهر در جنوب شرق آسیا: استاد برجسته علوم ارتباطات دانشگاه پرودوی آمریکا با مضحک خواندن ادعای آمریکا در خصوص توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در این کشور، این ادعا را بسیار سوال برانگیز دانست.

به گزارش خبرنگار مهر، «یحیی کمالی پور» در گفت و گو با خبرنگاران رسانه های ایرانی و غیر ایرانی مالزی در دانشگاه «لیم کوک وینگ» مالزی، افزود: انجام عملیات تروریستی در خاک آمریکا و برعلیه یک دیپلمات عربستانی به دور از منطق است و این سوال وجود دارد که انجام این ترور در صورت اجرا چه سود و منفعتی برای جمهوری اسلامی ایران داشته است.

وی در پاسخ به سوالی در خصوص تعریف جهانی از دموکراسی و آزادی این مقوله را نسبی دانست و گفت: آزادی در هیچ نقطه ای از جهان مطلق نیست و آزادی تنها همراه با مسئولیت است که معنا دارد.
این استاد برجسته علوم ارتباطات دموکراسی از رویه کشورهای غربی برای صادر کردن دموکراسی به کشورهای دیگر انتقاد کرد و گفت: دموکراسی یک کالای تولیدی نیست و باید در بستر فرهنگی یک جامعه و توسط نسل جوان آن با کمک فناوری های جدید ارتباطی و آگاهی بخشی محقق شود.
کمالی پور تحمل نظر مخالف را یکی از مولفه های اصلی دموکراسی دانست و گفت: تحمل نظر مخالف تنها وظیفه حکومت ها نیست بلکه تک تک افراد جامعه وظیفه دارند تا آستانه تحمل خود را نسبت نظر مخالف افزایش دهند.
وی در پاسخ به سوالی در خصوص واژه جدید «شهروند خبرنگار» و تاثیر آن در دنیای ارتباطات گفت:  ثبت و مخابره وقایع توسط شهروندان عادی با کمک فناوری های جدید انقلابی در دنیای ارتباطات بوده اما هیچگاه تهدیدی برای خبرنگاری حرفه ای نیست و مقوله ای مجزا در جهت تقویت اطلاع رسانی است.
موسس و پایه گذار ژورنال جهانی ارتباطات در پاسخ به سوالی درباره آزادی مطبوعات در آمریکا و اروپا به افتضاح روزنامه انگلیسی سان در خصوص شنود تلفنی اشاره کرد و گفت: این طرز تلقی از مطبوعات آزاد در کشورهای غربی پس از رسوایی شنود تلفنی از سوی نشریات روبرت مرداک که به زلزله ای در دنیای ارتباطات شبی بود در حال تغییر است.
پروفسور کمالی پور که ریاست بخش ارتباطات دانشگاه پوردو امریکا، پایه گذار و موسس ژورنال جهانی ارتباطات و ریاست انجمن جهانی ارتباطات را برعهده دارد، تاکنون آثار متعددی از وی منتشر شده که از میان آنها می توان به گوناگونی فرهنگی و رسانه های آمریکا، رسانه های جمعی در خاورمیانه، ارتباطات جهانی و رسانه ها، قدرت و سیاست در عصر دیجیتال اشاره کرد
.
دسته‌ها:Kamalipour_1

دموکراسی بیشتر ارمغان اینترنت است / یک دلیل بقا یا فنای رسانه چاپی

کوالالامپور – دفتر منطقه ای خبرگزاری مهر در جنوب شرق آسیا: استاد برجسته علوم ارتباطات با بیان اینکه ارتباطات مفهومی جدید در دنیای امروز به خود گرفته است، دموکراسی بیشتر در دنیای ارتباطات را ارمغان فناوری اینترنت دانست.

به گزارش خبرنگار مهر، «یحیی کمالی پور» شامگاه پنجشنبه در سخنرانی علمی خود در دانشگاه «لیم کوک وینگ» مالزی با عنوان » آینده نشرعلمی، دیجیتال در برابر چاپ» افزود: ارتباطات حالت فعل و انفعالی قوی تری نسبت به گذشته دارد و هرکس می تواند با دسترسی به اینترنت به طور رایگان نظرات و دیدگاه های خود را منتشر و جهانی کند.

رئیس بخش ارتباطات دانشگاه پوردوی آمریکا ادامه داد: در کمتر از سه دهه اینترنت چنان انقلابی در زندگی ما بوجود آورد که امروز تاثیر آن چه در کوچکترین زوایای زندگی مان و چه درمقیاس های بزرگتر مانند دنیای ارتباطات مشهود و ملموس است.
این استاد برجسته علوم ارتباطات، نفوذ اینترنت در نقاط مختلف دنیا مانند کشورهای غربی و آفریقا را بسیار متفاوت عنوان کرد و گفت: زمان،هزینه و تلاش بیشتری نیاز است تا در آینده تمام نقاط دنیا از لحاظ پوشش اینترنتی در جایگاهی برابر قرار گیرند.
وی ضمن ابراز امیدواری برای گسترش نفوذ اینترنت در تمام نقاط دنیا تاکید کرد: این پیشرفت به تغییرات واصلاحات بنیانی در سطوح مختلف اجتماعی ختم خواهد شد.
این استاد برجسته ایرانی موسس و پایه گذار ژورنال جهانی رسانه (Global Media Journal) به تجربیات خود در ایجاد  این پایگاه اطلاع رسانی اشاره کرد و گفت: این پایگاه اطلاع جهانی رسانی از یک ایده ساده در سال 2002 آغاز به فعالیت کرد و امروز با گردآوری مقالات و آثار به 18 زبان دنیا  تاثیری جهانی داشته است.
کمالی پور به اهمیت روی آوردن به رسانه دیجیتال و پشت سر گذاشتن دوران رسانه چاپی اشاره کرد و قابلیت هایی همچون دسترسی آسان، مشترک شدن با قیمت مناسب، توزیع با هزینه پایین، سهولت در به روز رسانی، اشغال فضای کمتر و دریافت سریع بازخورد و نظرات را از مزایای رسانه دیجیتال نسبت به رسانه سنتی عنوان کرد.
وی در پایان بقا یا فنای رسانه چاپی را در گرو نگاه و رویکرد نسل های بعد به این نوع از رسانه عنوان کرد و کاهش روز به روز استفاده از این نوع رسانه را دلیلی کافی برای پایان ابدی آن ندانست.
در پایان این مراسم و پس از برگزاری پرسش و پاسخ دانشجویان، با حضور مسوولان دانشگاه «لیم کوک وینگ» از خدمات علمی پروفسور کمالی پور در حوزه علوم ارتباطات قدردانی شد.
 از پروفسور کمالی پور که علاوه بر ریاست بخش ارتباطات دانشگاه پوردو امریکا، ریاست انجمن جهانی ارتباطات را برعهده دارد،آثارمتعددی منتشر شده که ازمیان آنها می توان به گوناگونی فرهنگی ورسانه های آمریکا،رسانه های جمعی در خاورمیانه، ارتباطات جهانی و رسانه ها، قدرت و سیاست در عصر دیجیتال اشاره کرد.
دسته‌ها:Kamalipour_1

دیدار پروفسور یحیی کمالی پور با وزیر آموزش عالی عمان

پروفسور یحیی کمالی پور، رئیس ایرانی انجمن جهانی ارتباطات‌ و و پروفسور هوارد کهن رئیس دانشگاه پوردو آمریکا با دکتر راویه بوسعیدیه وزیر آموزش عالی‌ عمان ملاقات و خواستار تقویت ارتباطات علمی‌ و آموزشی فی مابین شدند.

بر اساس این گزارش در این دیدار که چند تن از رؤسای دانشگاه های عمان نیز حضور داشتند پروفسور کمالی پور با ارایه تاریخچه ای از شکل گیری انجمن جهانی ارتباطات گفت : در دنیای امروز ارتباطات سالم و صحیح عامل موفقیت حکومت ها ، دولت ها و حتی اشخاص محسوب می شود و طبیعی است یکی از مهم ترین وظایف انجمن ها و مراکز علمی ، ارایه راه حل های کلیدی برای حل مشکلات ارتباطی بشریت در قرن 21 است.  ایشان اشاره کرد که ارتقا ی آموزش ارتباطات و همکاری گسترده نهادهای آموزشی در سطح جهانی‌ یکی‌ از ارکانهای اساسی‌ گسترش تعامل و صلح جهانی است.

رییس ایرانی دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو با اعلام این که فناوری های نو امکان اثربخشی و گسترش تعاملات بین ملت ها را بیش از پیش هموار کرده است اظهار امیدواری نمود ارتباطات به عنوان محور توسعه جهان مورد توجه دولت ها و ملت ها قرار گیرد.

در این دیدار دکتر راویه بوسعیدیه وزیر آموزش عالی عمان نیز با اظهار خرسندی از توسعه فعالیت های انجمن جهانی ارتباطات به فرآیند خصوصی شدن دانشگاه ها در این کشور اشاره کرد و افزود : اطمینان داریم این سیاست موجب توسعه ارتباطات دانشگاه ها و تحکیم و تقویت روابط میان آنها و انجمن های علمی خواهد شد.

دسته‌ها:Kamalipour_1

پايان مهلت ارسال مقاله به پنجمين همايش روابط عمومي الكترونيك

فراخوان پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک منتشر شد

مهلت ارسال مقاله به پنجمين همايش روابط عمومي الكترونيك پايان يافت . بر اين اساس دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك سرگرم دسته بندي و جمع آوري مقالاتي است كه از طرق مختلف به اين دبيرخانه ارسال شده است. قرار است تا دو روز ديگر جزييات بيشتري از مقالات رسيده اعلام شود. نتايج نهايي مقالات برتر نيز تا تاريخ ۱۵/۲/۸۹ اعلام خواهد شد. سه نفر برتر اين بخش از فرصت ارايه مقاله خود در كنار اساتيد دعوت شده براي ارايه مقاله در روز همايش برخوردار شده و اصل مقاله آنها در كتاب مقالات منتشر مي شود.دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك هر ساله باهدف شناسايي استعدادهاي نو و ترغيب علاقمندان حوزه هاي مختلف به ويژه متخصصان آي تي براي حضور و توليد دانش در حوزه روابط عمومي به عنوان يك علم ميان رشته اي به برگزاري بخش فراخوان مقالات كه عملا» جنبه رقابتي نيز دارد مبادرت مي نمايد.در اين دوره از همايش نيز بخش فراخوان مقالات با محور اصلي روابط عمومي الكترونيك ، روابط عمومي كاربردي در حال برگزاري است.

اضافه می نماید پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک 28 اردیبهشت ماه سال جاری  و يك روز پس از روز ارتباطات و روابط عمومي در تقويم رسمي كشور در هتل المپیک تهران برگزار خواهد شد.  دانشجویان، مدیران و کارشناسان روابط عمومی قادرند براي حضور و ثبت نام در همايش ضمن كسب اطلاعات لازم از طريق سايت www.eprcenter.ir با شماره ۸۸۹۲۲۷۸۲ تماس حاصل نمایند.

وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، وزارت رفاه و تامین اجتماعی ، وزارت کارو امور اجتماعی ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، شهرداری تهران،سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای کشور ،دانشگاه آزاد اسلامی، سازمان تامین اجتماعی ، سازمان بهزیستی کشور ، شرکت سهامی مخابرات ایران ، مرکز افکار سنجی دانشجویانایران ( ایسپا) ، بانک پاسارگاد ، بانک ملی ایران ، بانک تجارت ، بانک توسعه تعاون ، بانک تات ، مرکزآموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد 41 ، روزنامه همشهری ، روزنامه دنیای اقتصاد ، روزنامه عصر اقتصاد ، روزنامه فناوران اطلاعات ، روزنامه تفاهم ، روزنامه قدس ، روزنامه حمایت ، روزنامه  فرهیختگان ، هفته نامه فارغ التحصیلان ، مرجع تخصصی سی وی لی کا ، شرکت ایران دی ان ان و ماهنامه مدیریت ارتباطات از برگزاری این همایش حمایت کرده اند.

دسته‌ها:Blog

جدیدترین ویژه نامه روابط عمومی الکترونیک منتشرشد

دسته‌ها:Blog

انتقاد پروفسور یحیی کمالی پور از شعار پردازی ها در حوزه روابط عمومی

چه تعدادی از مدیران ، اهمیت روابط عمومی را درک می کنند؟

انجمن روابط عمومی ایران به عنوان ریشه دارترین و قدیمی ترین نهاد صنفی روابط عمومی در ایران با انتشارپیام پروفسور یحیی کمالی پور رییس انجمن جهانی ارتباطات و مدیر دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردوی ایالت متحده آمریکا به مناسبت در پیش بودن پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک به نقل از وی به انتقاد از شعار پردازی ها در حوزه روابط عمومی به جای عمل پرداخته و یادآور شده است: به راستی چه تعدادی از مدیران شرکت ها ونهادهای دولتی و غیر دولتی به این حرفه اهمیت می دهند و یا آن را درک می کنند؟

وی درادامه پیام خود تاکید کرده است: روابط عمومی، چه الکترونیک و چه سنتی، کالا نیست، ابزار تجملی نیست، بلکه علم و حرفه است که با شناخت و استفاده بهینه از امکانات تکنولوژی های دیجیتال و براساس تحقیق و برنامه ریزی خردمندانه، باید راهگشای چالش های فرهنگی، اجتماعی، سازمانی و ملی باشد.

متن کامل پیام پروفسور کمالی پور که در سایت رسمی انجمن روابط عمومی ایران به آدرس www.prsir.org منتشر شده است را مرور می کنیم:

برگزاری پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک، نویدبخش تداوم تلاش گروهی و خستگی ناپذیر جمعی از همکاران و دوستان دلسوز در راه آموزش، تبادل نظر، برنامه- ریزی، نشر، استقرار و تقویت یک حرفه ارتباطاتی کاملا مردمی است که وظایف اصلی آن، نهادینه کردن ارتباطی مستمر، سالم، مفید، دوسویه و سازنده است. خوشبختانه در چند سال گذشته، همایش ها، بحث ها، نشست ها و کارگاه های گوناگونی ارائه شده و همچنین نشریات، کتاب ها و مقالات زیادی به چاپ رسیده که قابل تقدیر است؛ ولی از منظر یک ایرانی دور از وطن و دلسوز که همواره از راه های مختلف، از جمله اینترنت درتماس مدوام با دست اندرکاران عمومی و ارتباطات هستم، چنین به نظرم می رسد که ما طبق عرف رایج در کشورمان، بیشتر وقت مان را صرف شعارپردازی و حرف های دلنشین می کنیم تا عمل؛ و در این میان، همواره درگیر این مسائل هستیم که: شکل مهم تر است یا محتوا؟ علم بهتر است یا ثروت؟ تعامل بهتر است یا رودررویی؟ خوش اخلاقی بهتر است یا بداخلاقی؟ مشورت بهتر است یا تک روی؟ تخصص بهتر است یا بی تخصصی؟ مجادله بهتر است یا مباحثه؟ آزادی بهتر است یا دربند بودن؟ بی خبری بهتر است یا آگاه بودن؟ غیره…

اینها همه به جای خود، ولی ما از کجا و چه گونه باید در این دنیای پرشتاب دیجیتال، جایگاه علمی، حرفه ای، عملی و سازمانی روابط عمومی را نهادینه کنیم؟در حالی که روابط عمومی الکترونیک به سرعت در حال تکامل و پیشرفت است و جایگاه قابل توجهی در کشورهای پیشرفته و شرکت های جهانی دارد، به راستی چند دانشگاه در ایران رشته ارتباطات و یا حداقل دروس ابتدایی ارتباطات و روابط عمومی را ارائه و تدریس می کنند؟ به راستی چه تعدادی از مدیران شرکت ها و نهادهای دولتی و غیردولتی به این حرفه اهمیت می دهند و یا آن را درک می کنند؟ و به راستی چه تعداد از مسئولان روابط عمومی در این رشته تحصیل کرده اند؟

روابط عمومی، چه الکترونیک و چه سنتی، کالا نیست، ابزار تجملی نیست، بلکه علم و حرفه است که با شناخت و استفاده بهینه از امکانات تکنولوژی های دیجیتال و براساس تحقیق و برنامه ریزی خردمندانه، باید راهگشای چالش های فرهنگی، اجتماعی، سازمانی و ملی باشد.اینجانب صرفنظر از شرکت درچند همایش ارتباطاتی و روابط عمومی در ایران، برگزار کننده دو کنفرانس بین المللی سالانه در کشورهای مختلف هستم و می دانم که دوستان روابط عمومی، با چه مشقت هایی- و در عین حال با چه شور و شوقی – در پیشبرد و استقرار روابط عمومی کاربردی فعالیت و تلاش می کنند. باعث خوشحالی است که در چند سال گذشته، تلاش بی وقفه شما منجر به برگزاری پنج همایش سالانه موفق و سودمند و کارگاه های عملی متعدد و همچنین انتشار کتاب و جزوه در مسیر استقرار روابط عمومی الکترونیک در ایران شده است.

من به نوبه خود و از صمیم قلب به شما تبریک می گویم و برای همه، شما عزیزان، توفیق، تندرستی، و طول عمر آرزو دارم.

اضافه می نماید پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک 28 اردیبهشت ماه سال جاری  و يك روز پس از روز ارتباطات و روابط عمومي در تقويم رسمي كشور در هتل المپیک تهران برگزار خواهد شد.  دانشجویان، مدیران و کارشناسان روابط عمومی قادرند براي حضور و ثبت نام در همايش ضمن كسب اطلاعات لازم از طريق سايت http://www.eprcenter.ir  با شماره ۸۸۹۲۲۷۸۲ تماس حاصل نمایند.

ستاد خبری

دسته‌ها:Kamalipour_2

مرورگر بسیار پر سرعت یوز جامپ از این طریق شما میتوانید شهر ارتباطات واینترنت باز کنید….

http://www.4shared.com/file/191107747/d36a09f2/usejump_installer_latest.html

مرورگر بسیار پر سرعت یوز جامپ :از این طریق شما میتوانید شهر ارتباطات واینترنت باز کنید

دسته‌ها:Files

حق ارتباط؛ کتاب جدید دکتر یحیی کمالی‌پور

حقوق ارتباطات– :

کتاب حق ارتباط؛ امید‌های تاریخی، بحث‌های جهانی و نظریه‌های آینده نوشته دکتر یحیی کمالی‌پور، به زودی منتشر می‌شود.

کتاب Right to Communicate: Historical Hopes, Global Debates and Future Permisesتحلیل کامل و جامعی از یکی از قدیمی‌ترین بحث‌های علم ‌ارتباطات به نام حق ارتباط ارائه می‌دهد و با مطرح کردن پیشینه فرهنگی‌- اجتماعی و سیاسی به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا حق ارتباط از اهمیت بالایی در دنیای دیجیتال برخوردار است.

در بخش‌های مختلف این کتاب سعی شده‌ تا با بررسی دقیق پیشینه تاریخی، بحث‌ها و نظریات مختلف و دورنمای آینده این بحث، مرجعی مناسب برای علاقه‌مندان به بحث حق ارتباط تهیه شود.

این کتاب توسط انتشارات کندل‌هانت منتشر خواهد شد و به زودی آماده پخش در بازار‌های جهانی می‌شود.

پروفسور يحيي كمالي‌پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنر‌هاي زيباي دانشگاه پوردو است

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=87232

[نشست تخصصي با پروفسور كمالي‌پور در همشهري‌آنلاين]

دسته‌ها:Kamalipour_1

هنوز روابط عمومی را پوستر چسبان و برگزارکننده مراسم ختم و عزا می‌دانند

دانش و حرفه روابط عمومی در ایران بیش از آنچه تصور می‌شود متزلزل است

س از عملی شدن تفاهم نامه اخیر وزارت بهداشت٬ درمان و آموزش پزشکی و معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی رییس جمهوری مبنی بر اجرایی شدن چارت جدید تشکیلاتی این وزارتخانه و ادغام اداره کل روابط عمومی با اداره کل حوزه وزارتی٬ شوک جدی به جامعه روابط عمومی کشور وارد شده است. این شوک وقتی جدی تر می شود که شنیده ها حکایت از تعمیم این تفاهم نامه به سایر وزارتخانه ها و سازمان ها دارد. البته گفته می شود احسان جهان دیده٬ معاون سخنگو و دبیر شورای اطلاع رسانی دولت٬ تلاش های خوبی را برای جلوگیری از ادامه این سیاست آغاز کرده است که امیدواریم موفق شود.

اما این تصمیم نشان می دهد که دانش و حرفه روابط عمومی در ایران بیش از آنچه تصور می شود متزلزل و عدم آشنایی مدیران ارشد وزارتخانه ها و سازمان ها با کارکردهای روابط عمومی بسیار جدی است. موضوعی که سابقه تاریخی هم دارد. بسیاری از مدیران، هنوز روابط عمومی را پوستر چسبان و برگزار کننده مراسم ختم و عزا می دانند. برای این دسته از مدیران چه تفاوتی می کند که روابط عمومی اداره کل است یا اداره؟ زیر نظر خودشان است یا زیر نظر مدیر کل دفترشان؟ اصلا» بود و نبودش چه فرقی دارد؟

چنین مدیرانی با این فراز از پیام اخیر پروفسور یحیی کمالی پور به دبیرخانه دایمی همایش روابط عمومی الکترونیک که تأکید می کند «روابط عمومی، چه الکترونیک و چه سنتی‌، کالا نیست، ابزار تجملی نیست، بلکه علم و حرفه است که با شناخت و استفاده بهینه از امکانات تکنولوژی های دیجیتال و بر اساس تحقیق و برنامه ریزی خردمندانه، باید راهگشای چالش‌های فرهنگی‌، اجتماعی، سازمانی و ملی‌ باشد.»هیچ شناخت و قرابتی ندارند.

بر ما به عنوان مدیر و یا کارشناس روابط عمومی وزارتخانه و سازمان است که هر چه سریعتر دست به‌کار شویم و در فضایی منتقی و با استنادات دقیق و کارشناسانه به مدیر ارشدمان بگوییم و بنویسیم دانش روابط عمومی چیست؟ چه کارکردهایی دارد و به چه میزان در تحقق اهداف وزارتخانه یا سازمان مؤثر است؟ در واقع عواقب ادغام اداره کل روابط عمومی با سایر ادارات کل را گوشزد کنیم. بگوییم و بنویسیم که چنین تصمیمی تا چه حد در کاهش سطح تعامل با مخاطبانمان تأثیر گذار است؟ تا چه حد روابط با رسانه ها را دستخوش تغییرات منفی قرار می دهد و تا چه حد به کاهش محبوبیت و مشروعیت سازمان می انجامد؟

اگر چنین شد هیچ جریان و گروهی نمی تواند ما را متهم به تلاش برای حفظ منافع شخصی کند. مثلا» بگوید فلان مدیرکل روابط عمومی می کوشد تا از کاهش مزایایش به سطح مدیر یا رییس اداره جلوگیری کند! بهتر است در این موقعیت حساس و برای کاستن از اثرات شوکی که وارد شده است آگاهانه٬ منطقی و البته مستند به دفاع از واقعیت های صنفی خود پرداخته و وظایف‌مان را به درستی انجام دهیم.

امیرعباس تقی پور
دبیر پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک

منبع:http://www.medianews.ir/fa/2010/03/12/pr-taqipour.html

دسته‌ها:Communications, Kamalipour_1

معرفی دکتر محمد سلطانی فر به عنوان استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک

با تأیید و تصویب اعضای کمیته علمی پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک، دکتر محمد سلطانی فر  به عنوان استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک شناخته و معرفی شد.

دکتر شهیندخت خوارزمی ٬ دکتر علی اصغر محکی٬دکتر سعید رضا عاملی ٬ دکتر یونس شکرخواه ٬ دکتر داود زارعیان و دکتر حمید ضیایی پرور اعضای کمیته علمی این همایش را تشکیل می دهند.

امیر عباس تقی پور دبیر پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک با اعلام این مطلب افزود: دکتر سلطانی فر از چهره های علمی شناخته شده در حوزه ارتباطات بوده و در ردیف نخستین اساتیدی است که در جهت تبیین اهمیت روابط عمومی الکترونیک به تألیف کتاب و مقاله پرداخت ضمن آنکه چهار دوره ریاست بر کمیته علمی همایش روابط عمومی الکترونیک در سال های 84 87،86و88 و داوری بیش از 150 مقاله مرتبط با روابط عمومی الکترونیک کافیست تا ایشان به عنوان استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک معرفی شوند. وی از روابط عمومی الکترونیک و روابط عمومی در فضای سایبر به عنوان دوکتاب تألیفی دکتر سلطانی فر نام برد و اضافه کرد: کتاب دیگری از ایشان با نام دیپلماسی عمومی نوین و روابط عمومی الکترونیک ، همزمان با برگزاری مراسم تجلیل ،رونمایی خواهد شد.

دبیر پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک با تأکید بر این که بسیاری از مدیران و کارشناسان علوم ارتباطات در مقاطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا از کلاس های درس دکتر سلطانی فر بهره برده اند ادامه داد: در کنار شخصیت برجسته علمی دکتر سلطانی فر ، خصلت های پسندیده اخلاقی وی و مردمی بودن استاد نیز قابل اعتنا و درس آموزاست .

وی  با اعلام این مطلب که تمبر یادبود پنجمین همایش روابط عمومی الکترونیک با تصویر دکتر محمد سلطانی فر منتشر می‌شود ادامه داد: تولید تندیس و انتشار کتاب و زندگی نامه ایشان از دیگر برنامه‌های دبیرخانه همایش در تجلیل از استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک است.

تقی پور ، معرفی الگوهای برتر علمی به علاقمندان تعالی و پیشرفت در حوزه روابط عمومی را یکی از دستاوردهای دبیرخانه دایمی همایش روابط عمومی الکترونیک دانست و یادآور شد:ازسوی دیگر روابط عمومی الکترونیک به عنوان یک دانش میان رشته ای محتاج بهره مندی از دانش و اساتید رشته های مختلف است.

ادامه:http://www.epr86.blogfa.com/post-774.aspx

منبع:http://www.epr86.blogfa.com/post-774.aspx

دسته‌ها:Communications

پروفسور يحيي كمالي پور:روابط عمومی باید راهگشای چالش‌های سازمانی و ملی‌ باشد

روابط عمومی باید راهگشای چالش‌های فرهنگی‌، اجتماعی، سازمانی و ملی‌ باشد.
پروفسور يحيي كمالي پور رييس انجمن جهاني ارتباطات و مدير دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردوي ايالت متحده آمريكا در پيامي به مناسبت در پيش بودن پنجمين همايش روابط عمومي الكترونيك ، ضمن اشاره به تلاش هاي انجام شده در جهت استقرار و تقويت حرفه روابط عمومي در ايران به انتقاد از شعار پردازي ها به جاي عمل پرداخته و يادآور شده است : به راستی‌ چه تعدادی از مدیران شرکت ها و نهاد‌های دولتی و غیر دولتی به این حرفه اهمیت می دهند و یا آن را درک می کنند؟

وي در ادامه پيام خود تأكيد كرده است : روابط عمومی، چه الکترونیک و چه سنتی‌، کالا نیست، ابزار تجملی نیست، بلکه علم و حرفه است که با شناخت و استفاده بهینه از امکانات تکنولوژی های دیجیتال و بر اساس تحقیق و برنامه ریزی خردمندانه، باید راهگشای چالش‌های فرهنگی‌، اجتماعی، سازمانی و ملی‌ باشد.

متن كامل پيام پروفسور كمالي پور بدين شرح است:

به نام پروردگار هستی‌ بخش و با سلامی گرم، دست شمارا از راه دور می فشارم.

برگزاری پنجمین همایش روابط عمومی‌ الکترونیک، نویدبخش تداوم تلاش گروهی و خستگی‌ ناپذیر جمعی‌ از همکاران و دوستان دلسوز در راه آموزش، تبادل نظر، برنامه- ریزی، نشر، استقرار و تقویت یک حرفه ارتباطاتی کاملاً مردمی است که وظایف اصلی آن، نهادینه کردن ارتباطی ‌مستمر، سالم، مفید، دوسویه و سازنده است.

خوشبختانه در چند سال گذشته، همایش ها، بحث ها، نشست ها و کارگاه های گوناگونی ارائه شده و همچنین نشریات، کتاب ها و مقالات زیادی به چاپ رسیده که قابل تقدیر است؛ ولی‌ از منظر یک ایرانی‌ دوراز وطن و دلسوز که همواره از راه های مختلف، از جمله اینترنت در تماس مداوم با دست اندرکاران روابط عمومی‌ و ارتباطات هستم، چنین به نظرم می‌رسد که ما طبق عرف رایج در کشورمان، بیشتر وقت مان را صرف شعارپردازی و حرف های دلنشین می‌کنیم تا عمل؛ و در این میان، همواره درگیر این مسائل هستیم که:

شکل مهم تر است یا محتوا؟ علم بهتر است یا ثروت؟ تعامل بهتراست یا رودررویی‌؟ خوش اخلاقی بهتراست یا بد اخلاقی؟ مشورت بهتر است یا تک روی؟ تخصص بهتراست یا بی تخصصی؟ مجادله بهتراست یا مباحثه؟ آزادی بهتر است یا در بند بودن؟ بی خبری بهتر است یا آگاه بودن؟ وغیره.

اینها همه به جای خود، ولی‌ ما از کجا و چه گونه باید در این دنیای پرشتاب دیجیتال، جایگاه علمی‌، حرفه ای‌، عملی‌ و سازمانی روابط عمومی را نهادینه کنیم؟  درحالی که روابط عمومی الکترونیک به سرعت در حال تکامل و پیشرفت است و جایگاه قابل توجهی در کشورهای پیشرفته و شرکت های جهانی‌ دارد، به راستی‌ چند دانشگاه در ایران رشته ارتباطات و یا حداقل دروس ابتدا‌یی‌ ارتباطات و روابط عمومی را ارائه و تدریس می‌کنند؟ به راستی‌ چه تعدادی از مدیران شرکت ها و نهاد‌های دولتی و غیر دولتی به این حرفه اهمیت می دهند و یا آن را درک می کنند؟ و به راستی‌ چه تعداد از مسئولان روابط عمومی در این رشته‌ تحصیل کرده اند؟

روابط عمومی، چه الکترونیک و چه سنتی‌، کالا نیست، ابزار تجملی نیست، بلکه علم و حرفه است که با شناخت و استفاده بهینه از امکانات تکنولوژی های دیجیتال و بر اساس تحقیق و برنامه ریزی خردمندانه، باید راهگشای چالش‌های فرهنگی‌، اجتماعی، سازمانی و ملی‌ باشد.

اینجانب صرفنظر از شرکت در چند همایش ارتباطاتی و روابط عمومی‌ در ایران، برگزارکننده دو کنفرانس بین‌المللی سالانه در کشورهای مختلف هستم و می دانم که دوستان روابط عمومی، با چه مشقت هایی – و در عین حال با چه شور و شوقی – در پیشبرد و استقرار روابط عمومی کاربردی فعالیت و تلاش می کنند. باعث خوشحالی است که در چند سال گذشته، تلاش بی وقفه شما منجر به برگزاری پنج همایش سالانه موفق و سودمند و کارگاه های عملی متعدد و همچنین انتشار کتاب و جزوه در مسیر استقرار روابط عمومی الکترونیک در ایران شده است.

من به نوبه خود واز صمیم قلب به شما تبریک می‌گویم و برای همهٔ شما عزیزان، توفیق، تندرستی، و طول عمر آرزو دارم.

گفتني است پنجمين همايش روابط عمومي الكترونيك 28 ارديبهشت ماه سال 89 در هتل المپيك تهران برگزار خواهد شد

منبع:http://www.epr86.blogfa.com/post-745.aspx .

دسته‌ها:Kamalipour_1

روزنامه‌نگاري ايراني

روزنامه‌نگاری– گفت‌وگو از امير دبيري مهر:
گفت‌وگو بايحيي كمالي‌پور، محمدمهدي فرقاني، فريدون صديقي و يونس شكرخواه

اگر بخواهيم جايگاه و وضعيت روزنامه‌نگاري امروز ايران را با معيارهاي استاندارد جهاني بسنجیم يا به بيان ديگر، اگر بخواهيم بدانيم با افق‌هاي ايدئال روزنامه‌نگاري چقدر فاصله داريم، بايد مؤلفه‌ها و متغيرهاي زيادي را بشماريم. آموزش روزنامه‌نگاري در ايران بايد بررسي شود. مهم‌ترين علت انتخاب اين مسئله، افزايش روزافزون دانشجويان روزنامه‌نگاري و حتي علاقه‌مندان به روزنامه‌نگاري در نسل سوم است. علاوه بر این، اقتصاد روزنامه‌نگاري، دولتي بودن مطبوعات و استقلال روزنامه‌ها، آسيب‌ها و تهديدهايي است كه از زاويه اقتصادي، حرفه روزنامه‌نگاري را در ايران تهديد مي‌كند و از دیگر نکاتی است که باید به آن توجه شود. بر اساس آمارموجود،‌ حدود 22هزار نفر به حرفه روزنامه‌نگاري اشتغال دارند كه 6هزار نفر از آنان در بخش محتوايي روزنامه‌ها (نويسنده، خبرنگار، تحريريه) فعال هستند. از سوي ديگر، تعداد دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري نیز افزايش يافته است. اما اين سؤال همچنان مطرح است كه دليل رغبت نسل سوم به تحصيل در اين رشته چيست؟ در چنين فضايي سؤالات گوناگوني مطرح مي‌شود؛ آيا ما توان و امكانات مطلوب براي اين كار را داريم و آيا نياز جامعه به روزنامه‌نگاري اين‌قدر زياد است؟

دكتر کمالی‌پور: در باب جذب نشدن افراد تحصيل‌كرده به روزنامه‌نگاری، ‌علل مختلفي وجود دارد. آموزش‌هاي تئوريك و‌ عملي از جمله مسائل مهمي است كه در بحث آموزش روزنامه‌نگاري در ايران اهميت دارد. آموزش روزنامه‌نگاري در ايران ضعیف است و با چالش‌هاي زيادي روبه‌روست. اگر آموزش ارتباطات و روزنامه‌نگاري در ايران را با كشورهاي پيشرفته مانند آمريكا مقايسه كنيم، متوجه مي‌شويم كه در آمريكا برای دانش‌آموزان از دوران دبيرستان، دروس ارتباطات و روزنامه‌نگاري تدريس مي‌شود و آنها روزنامه تهيه مي‌كنند.

در آنجا حداقل در هفته يك روزنامه توسط دانش‌آموزان و با سرپرستي يك استاد تهيه و منتشر مي‌شود؛ در صورتي كه چنين كاري حتي در سطح دانشگاهي كشور ما انجام نمي‌شود. برخي دانشگاه‌هاي آمريكا – مانند دانشگاه ميسوري كه من از آنجا فارغ‌التحصيل شده‌ام – روزنامه منتشر مي‌كردند. اين مسئله به دانشجو اجازه مي‌دهد در زمينه‌هاي مختلف (ورزش، كارتون، عكاسي، خبر و…)‌ همزمان با يادگيري دروس تئوري به طور عملي، تئوري‌های آموزش ديده را هم به كار بگیرد.

  • به نظر شما چرا چنین تفاوتی میان فلسفه آموزشي ما و کشوری مانند آمريكا وجود دارد؟

دكتر کمالی‌پور: سواد رسانه‌اي يكي از دلايل اين امر است. به دليل اين ويژگي است كه تأثيرات رسانه‌ها بر جامعه در امور مختلف زندگي آنها نمود بيشتري دارد. ضعف سواد رسانه‌اي در ايران، خود يك چالش است و در ايران آن‌طور كه بايد، به رسانه‌ها توجه نشده است. البته ممكن است آمار و ارقام، درصد بالایی را نشان دهد اما كيفيت برنامه‌ها اهميت دارد. آيا در ايران دانشگاهي هست که دانشجويان روزنامه‌نگاري‌اش روزنامه منتشر كنند؟ ‌هميشه بايد تئوري و عمل همزمان اجرا شود تا دوباره‌آموزي انجام شود.

  • اين قضاوت شما مبتني بر اين است كه مي‌توان ميان وضعيت ما و غربيان مقايسه كرد. آيا واقعا امكان مقايسه وجود دارد؟

دكتر كمالي‌پور: بله، قابل مقايسه است ولي فاصله زياد است.

دكتر فرقاني: اجازه بدهيد با اين مقدمه وارد بحث شوم كه آموزش‌هاي روزنامه‌نگاري، يكي از مؤلفه‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي است. آموزش روزنامه‌نگاري در غرب، از زماني كه مطبوعات، تجاري و خبري شدند و از اواسط قرن19 ميلادي، متولد شد. به همين منظور لازم بود تا عده‌اي متخصص به آموزش اين حرفه بپردازند. از همان زمان تا هم‌اكنون دو نگاه در این‌باره وجود دارد؛ يكي روزنامه‌نگاري‌اي كه به بحث آزادي بيان و قلم مربوط مي‌شود بايد به حرفه‌اي‌ها واگذار كرد. بنا براين ديدگاه نبايد براي آنان كه وارد اين حرفه مي‌شوند، محدوديت ايجاد كرد. نگاه ديگر اين است؛ در صورتي كه به دنبال روزنامه‌نگاري حرفه‌اي باشيم،‌ بايد شاخصه‌ها و مؤلفه‌هايي را در اختيار داشته باشيم؛ يكي از اين مؤلفه‌ها، آموزش است. بنابراين ما براي ورود افراد غيرآموزش‌ديده محدوديت ايجاد نمي‌كنيم ولي حق تقدم با كساني است كه براي اين حرفه آموزش ديده باشند؛ زيرا آنها مي‌دانند كه چگونه حق مردم را در زمينه دسترسي همگاني اطلاعات به مردم، تامين كنند و چگونه اين اطلاعات را به‌عنوان حياتي‌ترين كالاي مورد نياز بشر امروز بسته‌بندي كنند و به متقاعدكننده‌ترين شكل ممكن در اختيار مخاطب قرار دهند. بنابراين روزنامه‌نگاري هم مانند همه حرفه‌ها بايد 2 ويژگي داشته باشد؛ 1 – تخصص داشته باشد و 2 – تحت حاكميت ضابطه و قانون عمل كند و تخطي از آن جرم محسوب شود.

من فكر مي‌كنم در مجموع، نگاه دوم، نگاه متعادل‌تري است؛ يعني كسي را از حق ورود به اين حرفه (به دليل اينكه روزنامه‌نگاري با حق آزادي بيان و حق دسترسي به اطلاعات سر و كار دارد) محدود كرد اما كار حرفه‌اي را بايد صرفا به حرفه‌اي‌ها واگذار كرد.
نكته قابل اشاره اين است كه از سال1318 اولين دوره‌هاي آموزش روزنامه‌نگاري توسط مؤسسه «پرورش افكار» در ايران ارائه شد تا اينكه در سال‌هاي بعد، در دانشگاه تهران دوره‌هاي 4ساله كارشناسي راه‌اندازي مي‌شود و تا سال1346 كه اولين دانشكده ارتباطات و روزنامه‌نگاري در ايران تشكيل مي‌شود،  از مجموع مؤلفه‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي فقط يك بعد مورد توجه قرار گرفت. به بيان ديگر، ما مؤلفه‌هاي روزنامه‌نگاري را آموزش، استقلال حرفه‌اي، امنيت شغلي،‌ استقلال اقتصادي و… مي‌دانيم. ما چقدر به اين مؤلفه‌ها رسيده‌ايم؟ ما پارامترهاي ديگر را به دليل تداخل با عرصه سياست، كنار گذاشته‌ايم اما آموزش را كه با عرصه سياست تداخل نداشته، ضمن پرداختن و برجسته كردن، مورد انتقاد قرار داده‌ايم؛ زيرا دانشجويي كه از دانشكده روزنامه‌نگاري فارغ‌التحصيل مي‌شود، روزنامه‌نگار خوبي نيست. هر كس در رشته‌‌اي مانند علوم سياسي فارغ‌التحصيل مي‌شود، سياستمدار خوبي نمي‌شود. در روزنامه‌نگاري هم همين‌‌طور است. مگر تضميني وجود دارد؟ مگر ما صاحبان استعداد در روزنامه‌نگاري را آموزش داده‌ايم؟ و مگر آموزش مي‌تواند در مورد هر كسي معجزه كند؟ آموزش زماني كه با استعداد، علاقه و انگيزه‌هاي لازم در خود فرد توأم شود، مي‌تواند جواب دهد. با يك تفكر خوشبينانه در مدت 170سال گذشته،‌ ما حدود نيم‌قرن آموزش روزنامه‌نگاري داشته‌ايم؛ 120سال آموزش نداشته‌ايم. مشكل اين است كه ما فقط به يك مؤلفه توجه كرده‌ايم، در حالي كه وقتي آموزش روزنامه‌نگاري مي‌دهيم، بايد براي نمونه، يك روزنامه آموزشي و پژوهشي هم داشته باشيم. اگر هم بخواهيم روزنامه داشته باشيم، بايد با هزار و يك پيچ و خم و مانع سياسي برخورد كنيم. در مرحله بعد بايد به اين سؤال پاسخ دهيم كه ما چقدر مستقل يا وابسته هستيم. چرا وابسته‌ايم؟ چه عواملي موجب وابستگي مي‌شود؟ رابطه 3رأس مثلث رسانه، مردم و حكومت، چگونه تعريف شده است؟
اينكه آموزش – بنا به دلايل ذكر شده – معجزه نمي‌كند، به اين دليل است كه فقط يك پايه از 4پايه ميز وجود دارد. با اين حال، لازم است در قالب آموزش‌هاي روزنامه‌نگاري بايدها و نبايدها و ‌اصول و متدهاي علمي را آموزش دهيم. اما همان‌طور كه آقاي دكتر كمالي‌پور فرمودند، دانشجوي روزنامه‌نگاري وقتي كه فارغ‌التحصيل مي‌شود، نه تحريريه روزنامه را ديده و نه در اين زمينه تجربه دارد. به ما مي‌گويند چرا روزنامه‌نگاري راديو و تلويزيون را داير نمي‌كنيد؟‌ وقتي هيچ‌گونه امكاني براي آموزش و كسب تجربه نداريم، ايستگاه راديويي و تلويزيوني براي آموزش نداريم و زمينه‌اي هم براي كارآموزي دانشجويان وجود ندارد، چگونه فقط با آموزش تئوريك، روزنامه‌نگار تربيت كنيم؟
بنابراين از يك طرف جذب دانشجويان با معيارهاي سياسي صورت مي‌گيرد و از طرف ديگر به دليل عدم كارايي بالاي فارغ‌التحصيلان دانشگاه، خيلي از آن استقبال نمي‌‌شود و در نهايت موجب سرخوردگي مي‌شود.
در دوره‌اي به‌‌سر مي‌بريم كه زندگي ما در فضاي رسانه‌اي، شناور است. حتي در كشور ما با اينكه هنوز رسانه‌ها به ميزان مقبولي از اقتدار و تسلط اجتماعي نرسيده‌اند، باز هم چنين واقعيتي وجود دارد و به هيچ‌وجه فضاي امروز جامعه ما با گذشته قابل مقايسه نيست. اين فضا نه فقط از بعد تولد و رشد روزنامه‌نگاري الكترونيك در كنار روزنامه‌نگاري سنتي بلكه از نظر تنوع مطبوعات و نيز از نظر ايستگاه‌ها و فرستنده‌هاي راديويي جهاني هم تغيير كرده است. به هر حال، ما با حركت در اين فضاي جهاني به نوعي در يك فضاي رسانه‌اي شناور هستيم و اين امر مستلزم داشتن دانش و سواد رسانه‌اي است.
در فضاي موجود – كه آموزش روزنامه‌نگاري را در مدارس نداريم – روزنامه ديواري دانش‌آموزي هم جدي گرفته نمي‌شود و نشريات دانشجويي هم بيشتر از آنكه تمرين كار روزنامه‌نگاري باشد، تمرين كار سياسي است. به نظر من، علل اين امر نبود زيرساخت است؛ زيرا دانش‌آموز فارغ‌التحصيل دبيرستان با رسانه، ارتباطات و روزنامه‌نگاري بيگانه است. با نگاهي عميق درمي‌يابيم كه اين مسئله در كشور ما پيچيده است.

  • در اين حرفه، ما شاهد افراد موفقي هستيم كه آموزش نديده‌اند و البته گاه موفق‌تر از افراد آموزش‌ديده هستند. آيا با استناد به اينكه بسياري از فعالان سياسي در كار روزنامه‌نگاري از بسياري از تحصيل‌كردگان اين رشته موفق‌ترند، مي‌توان گفت كه بايد «تجربه روزنامه‌نگاري» را در نظر بگيريم و نه آموزش صرف را؟

دكتر فرقاني: در باب اين نكته كه افراد آموزش‌نديده و سياسي‌ها در اين حرفه موفق‌ترند، بايد بگويم اين مسئله به دليل وجود يك نوع بيماري حاكم بر فضاي سياسي و رسانه‌اي است. متأسفانه عدم سلامت فضاي سياسي و رسانه‌اي موجب برهم زدن وضعيت موجود شده است؛ زيرا سياسيون به نوعي به رانت منابع معتبر وصل هستند.
نكته دوم اين است كه فضاي فعاليت سياسي آن‌چنان كه بايد به صورت نهادمند فراهم نبوده است؛ بخشي در قالب مبارزه سياسي و بخش ديگر در قالب حزب صورت مي‌گيرد. در صورتي كه بايد اين حوزه‌ها از يكديگر تفكيك شود (يكي از ويژگي‌هاي كشور توسعه‌يافته، افتراق يافتگي نقش‌ها و كاركردهاست)، در حالي كه در جامعه ما درهم تنيدگي وجود دارد و در نتيجه براي اينكه يك عنصر سياسي بتواند فعاليت‌هاي خود را پيش ببرد، ناگزير به وارد شدن در عرصه روزنامه‌نگاري است. ولي درباره اين نوع فعاليت به دليل عدم تداوم آن نمي‌توان قضاوت منطقي كرد و بنابراين به عنوان يك مكتب روزنامه‌نگاري شناخته نمي‌شود. من نمي‌خواهم بين عرصه روزنامه‌نگاري و قدرت تفكيك قائل شوم ولي وقتي شما وارد عرصه روزنامه‌نگاري مي‌شويد، به نوعي وارد حوزه قدرت شده‌ايد؛ زيرا قدرت به معناي ساختار مستقل سياسي در جامعه است. در نتيجه با ورود شما به عرصه قدرت، بايد خطرپذير (ريسك‌پذير) باشيد تا بتوانيد تنش‌ها را پشت سر بگذاريد. به‌‌رغم اينكه روزنامه‌نگاري مي‌گويد ما با سياست كاري نداريم ولي در واقع چنين نيست و اين فقط يك بحث غيرواقع‌بينانه است.

  • جناب آقاي صديقي، آقاي دكتر فرقاني در ابتداي بحث به 2مؤلفه براي رسيدن به حرفه روزنامه‌نگاري اشاره كردند؛ يكي آموزش و پژوهش و ديگري اقتصاد روزنامه‌نگاري. ايشان به طور خاص به 5مؤلفه اشاره كردند و به تعبير ايشان، اين مؤلفه‌ها در حكم يك ميز است كه بايد همه ستون‌ها و پايه‌هايش را در نظر گرفت. انتقاد ايشان اين بود كه چرا در سال‌هاي گذشته، فقط به آموزش توجه شده، در حالي كه بدون 4مؤلفه ديگر (استقلال حرفه‌اي، امنيت شغلي، اقتصاد حرفه‌اي و اخلاق حرفه‌اي) نگاه ما ناقص است. در حال حاضر، با توجه به سابقه شما، اولويت را در چه مؤلفه‌اي مي‌بينيد؟

فريدون صديقي: به نظر من همه مؤلفه‌هايي كه دكتر فرقاني نام بردند، در اين مسئله دخالت دارد. هر يك از اين مؤلفه‌ها در موقعيت و شرايط خاص اجتماعي، سياسي و فرهنگي بر ديگري غلبه مي‌يابد. البته در جامعه‌اي كه از نظر مناسبات اجتماعي، سياسي و آموزشي متعادل‌تر و متوازن‌تر باشد،‌ گردهم‌آمدن همه عناصر براي رسيدن به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي و سپس تربيت روزنامه‌نگاري حرفه‌اي مقدور است. اما به نظرم ذكر اين نكته ضروري است كه خاستگاه اوليه روزنامه‌نگاري ادبيات داستاني،‌ داشتن قريحه و استعداد شگفتي است كه موجب مي‌شود عرصه روزنامه‌نگاري به هنر و ادبيات نزديك شود. از اين زاويه اگر نوع انتخاب ما براي دانشجو مبني بر اين مؤلفه باشد،‌يعني در صورتي كه مانند دانشكده هنر، نمايش و موسيقي پس از كسب رتبه علمي نياز به مصاحبه باشد، ‌در آن صورت استعداد افراد تا حدودي تشخيص داده مي‌شود كه البته در كشور ما اين اتفاق نمي‌افتد.

اگر شما مشاهده مي‌كنيد كه با توجه به تعدد رسانه‌هاي موجود، تعداد ‌افراد علاقه‌مند به روزنامه‌نگاري زياد است،‌ به نظر من اين نشان‌دهنده اين است كه ورود ما به اين حوزه اساسا نادرست و موردي و مناسبتي بوده است. بخش ديگري از آن به انتخاب موقعيت و شرايط اجتماعي در فضاي موجود برمي‌گردد كه جوان‌هاي امروز در آن معلق هستند. برخي از جوان‌ها به شهرت اهميت مي‌دهند و ابتدا دوست دارند بازيگر شوند اما پس از مدتي ناگهان تصميم مي‌گيرند مثلا فوتباليست شوند تا در كنار شهرت، ‌پول هم به دست آورند ولي سرانجام تصميم مي‌گيرند به دليل جذابيت، ماجراجويي، تلاش و تكاپوي اين حوزه وارد عرصه روزنامه‌نگاري شوند. به دليل عدم گذر از آزمون، تعداد زيادي از اين افراد وارد مراكز آموزشي مي‌شوند؛ در حالي كه فقط درصد كمي از آنها بنيه اوليه و دانش و مهارت لازم براي اين حرفه را دارند. متأسفانه دانشجويي كه وارد اين عرصه مي‌شود، فرق روزنامه و مجله را نمي‌داند كه البته اين برخاسته از نوع نظام آموزشي ماست؛ همان نظام آموزشي‌اي كه هيچ كمك و بسترسازي‌اي براي اينكه چه كسي و با چه گرايشي وارد چه حوزه‌اي شود،‌ نمي‌كند. به نظر من ـ كه روزنامه‌نگاري كار 35 ساله من است ـ روزنامه‌نگاري در ايران براي بقا و استمرار خودش شبيه بند بازي است. يك موضوع مهم در تداوم اين حرفه امنيت شغلي است؛‌ شما مي‌توانيد يك روزنامه‌نگار حرفه‌اي باشيد كه البته حرفه‌اي بودن شما تأمين‌كننده شما از حيث مالي نيست. عدم امنيت شغلي و ‌حرفه‌اي موجب مي‌شود ما در افت و خيزهايي قرار بگيريم كه بخشي از آن به دليل ورودي‌هاي غيرحرفه‌اي است.
علاوه بر اين، بخش ديگري از مشكل به اين موضوع برمي‌گردد كه شكل‌گيري رسانه‌اي ما شكل‌گيري غيرحرفه‌اي است. وقتي مدير رسانه آگاه نيست و رسانه را نمي‌شناسد، گزينه‌هاي بعدي نمي‌تواند به استمرار، پايداري و مخاطب شناسي كمك كند. خلاصه اينكه مشكل در نظام آموزشي ماست. منظور از نظام آموزشي هم فقط سيستم‌هاي رسمي نيست. مشكل در نقطه آغاز است. پدرخانواده‌اي كه كتاب و روزنامه نمي‌خواند و رسانه‌اي وارد خانه نمي‌كند و با اين پديده بيگانه است، چگونه مي‌تواند در شكل‌گيري علايق فرزندانش در آينده تأثير بگذارد؟

  • گفتيد كه يكي از وجوه روزنامه‌نگاري ادبيات است و ادبيات هم يك عنصر خلاق و تقريبا غيرقابل تعليم است. اگر مبنا را بر ادبيات بگذاريم، ‌آيا مي‌توانيم بگوييم كه در واقع در روزنامه‌نگاري عناصر قابل تعليم وجود ندارد يا خيلي كم وجود دارد؟

فريدون صديقي: من مبنا را بر ادبيات مي‌گذارم ولي نكته‌اي كه شما به آن اشاره كرديد، به تكنيك‌ها و مهارت‌ها برمي‌گردد. اگر قريحه آغازين و اوليه وجود نداشته باشد، شما فقط مي‌توانيد «تكنيسين روزنامه‌نگاري» شويد. آن قريحه به شما فرصت مي‌دهد كه دريابيد از چه دريچه‌اي به پديده نگاه مي‌كنيد و ظرفيت‌ها و تكنيك به شما مهلت و مجال مي‌دهد كه بتوانيد يك موضوع كهنه را نو كنيد. من در اينجا اشاره كنم به ايده نسلي كه روزنامه‌نگاري را فقط سياسي مي‌دانند؛ همچنان‌كه سينما، فوتبال، اقتصاد و خيلي چيزهاي ديگر را هم سياسي مي‌بينند و در نتيجه همه را از يك دريچه مي‌نگرند. اين گروه جمع ديگر را – كه خارج از حوزه سياسي كار مي‌كنند– روزنامه‌نگار نمي‌دانند زيرا تلقي و تصور آنها از روزنامه‌نگاري، تحقق سياست و رسيدن به قدرت است. اگر بين آن جمع توفيقاتي ديده مي‌‌شود، ميان كساني است كه ظرفيت‌هاي دروني و ماندگار آنها و نقطه عزيمت‌شان ادبيات يا آن دانشي است كه در خدمت آن اتفاق قرار مي‌گيرد. كساني كه در حوزه ادبيات موفق نيستند، در حوزه سياست هم موفق نيستند. نكته دوم اين است كه نويسنده مطبوعات بودن با روزنامه‌نگاربودن تفاوت دارد. يك نفر مي‌تواند در خانه بنشيند و براي روزنامه مقاله بنويسد و البته به عنوان روزنامه‌نگار شناخته شود. من نمي‌توانم بپذيرم كه يك نماينده مجلس – كه تخصص‌‌اش چيز ديگري است – يك رسانه درست كند و ما او را روزنامه‌نگار بناميم.

  • آقاي دكتر شكرخواه قبل از اينكه نظر خود را بيان كنيد كه كدام‌يك از اين مؤلفه‌ها ما را به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي نزديك مي‌كند، خوب است در اين باره بحث كنيم كه وضعيت روزنامه‌نگاري ايران با متوسط حرفه‌اي جهاني آن چقدر فاصله دارد و درحال‌حاضر وضعيت اين حرفه در كشور ما چگونه است؟

دكتر شكرخواه: من مي‌خواهم موضوع را از گره خوردگي در چهارچوب ايراني خارج كنم. آقاي دكتر كمالي‌پور – كه فارغ‌التحصيل دانشگاه ميسوري هستند – به نكته خوبي اشاره كردند. دانشگاه ميسوري – كه در سال 1908 تأسيس شد – اولين مدرسه روزنامه‌نگاري در آمريكاست. اما طبق تازه‌ترين تحقيقات آمريكا،‌ ميسوري متهم اول است تا به مدارس روزنامه‌نگاري جديد در آمريكا برسيم و همه آنها به يك دليل مشترك چنين وضعيتي دارند زيرا هيچ‌كدام شكل‌دهنده صنعت نشده‌اند و كماكان در اختيار اهداف صنعت هستند. من مي‌خواهم بگويم كه داستان روزنامه‌نگاري در كشور ما هم از داستان كشورهاي ديگر جدا نيست. اگر روزنامه‌نگاري را به جز مفهومي كه دكتر صديقي معرفي كرد بدانيم، من يك وجه ديگر به آن اضافه مي‌كنم و مي‌گويم اگر روزنامه‌نگاري را ديالوگ جامعه با خودش بدانيم، بعضي‌ها اين ديالوگ را دوست ندارند. ‌در اينجا تفكيكي بين قدرت و روزنامه‌نگاري پيش مي‌آيد. من عامل بازدارنده و مانع بزرگ روزنامه‌نگاري را قدرت مي‌دانم؛ قدرت گاه خود به شكل فرهنگي و زماني سياسي و اقتصادي مانع تراشي مي‌كند.

اما درباره اينكه فاصله ما چقدر است، بايد بگويم با مراجعه به مبناي مشتركي كه به آن اشاره كردم (شكل‌ندادن به صنعت و پيرو آن بودن)، من اضلاع اين سرنوشت مشترك را به 3بخش تقسيم مي‌كنم؛ استاد روزنامه‌نگاري، روزنامه‌نگار و دانشجو. به عنوان يك معلم ابزارها بسيار آزاردهنده است و كمبودهايي وجود دارد. به عنوان يك روزنامه‌نگار نيز بسيار آزار مي‌بينم؛  به دليل ابزارهايي كه بايد باشد تا كار راحت و سريع تر انجام شود ولي وجود ندارند. به عنوان دانشجو هم در 2 حوزه زبان و فلسفه روزنامه‌نگاري احساس خلأ شديد مي‌كنم. در واقع به زبان علمي بايد بگويم جاي «مطالعات رسانه‌اي» خالي است.
اما در حوزه آموزش، من وضعيت امروز را خيلي بهتر از ديروز مي‌دانم. اين موضوع فقط مربوط به تجربه ايراني نيست بلكه به زندگي عمومي روزنامه‌نگاري در جهان مربوط است. امروز جهان به دليل وجود ابزارهاي گسترده، ارتباطي‌تر شده است. ما اسير جغرافياي خانه خودمان نيستيم. ارتباطات بيشتر از گذشته است. با آمدن تلفن همراه ارتباطات خانه به خانه به ارتباطات نقطه به نقطه بدل شده است. بنابراين ما هميشه در دسترس هستيم و اين ارتباطي‌تر شدن جهان به جريان آموزش روزنامه‌نگاري شتاب بيشتري بخشيده است. دانشجوي روزنامه‌نگاري، امروز اطلاعات مورد نياز خود را راحت‌تر از ديروز به دست مي‌آورد ولي اين به آن معنا نيست كه اطلاعات‌اش تازه‌تر است. اگر روزنامه‌نگاري را – چه در قالب خبر و چه در قالب گزارش – روايتگري بدانيم، به محض اينكه رنگ انتقاد به خود بگيرد يا ترجيح دهد كه اين روايتگري را در طلب كشف و گسترش يك فضاي دموكراتيك‌تر قرار دهد، حتماً مانع به وجود مي‌آيد. اما اين موانع طبيعي است و مسئله اين است كه با چه تمهيداتي از آن عبور كنيم.

دكتر فرقاني: در مورد اينكه ما در كجاي دنيا هستيم، فكر مي‌كنم ما به لحاظ آموزش و تجربه و تكنيك روزنامه‌نگاري چيزي كم نداريم؛ آنچه كم داريم شرايط و مقتضيات است؛ اينكه روزنامه‌نگار چگونه بتواند از حقوق اجتماعي مردمش دفاع كند و در خدمت ارتقاي كيفيت زندگي انسان و آگاهي و هوشياري او باشد. من مجموعه اين عوامل را روزنامه‌نگاري مي‌نامم؛ نه فقط اينكه سبك هرم وارونه را بداند و شيوه ليد و خبر نوشتن بلد باشد؛ مهم اين است كه همه اين‌ تكنيك‌ها در خدمت تأمين محتواهاي فرهنگي باشند.

  • يعني اگر ما تفاوتي ميان دانش و بينش در علوم انساني قائل شويم و‌ تكنيك‌ها را دانش بدانيم، آيا به اعتقاد شما در بينش ضعف داريم؟

دكتر فرقاني: بله، و مرز بين دانش و بينش در همه عرصه‌‌ها تحقق مي‌يابد. يك جامعه توسعه‌يافته در همه ابعاد توسعه يافته است ولي در يك جامعه توسعه نيافته نمي‌توان توقع داشت كه در حوزه روزنامه‌نگاري كاملا توسعه يافته باشد. اگر آموزش و شرايط اجتماعي،‌ سياسي و فرهنگي توسعه يافته داشته باشيم، آنگاه مي‌توانيم انتظار روزنامه‌نگاري توسعه يافته را داشته باشيم.  حوزه روزنامه‌نگاري از بقيه حوزه‌‌ها ارتزاق مي‌كند بنابراين نبايد ارتباط آن را با ديگر متغيرهاي فرهنگي فراموش كرد.

فريدون صديقي: فراموش نكنيد كه بخشي از اين حرفه – كه درگير آن هستيم – از سر اتفاق است. اگر اتفاق توأم با علاقه و استعداد و دريافت از مناسبات اجتماعي باشد، در آن حرفه باقي مي‌مانيم و به آن استمرار مي‌بخشيم. حالا چرا از سر اتفاق است؟ زيرا آموزش درست و قاعده‌مند نيست.

دكتر كمالي‌پور: من با آنچه دوستان گفتند، موافق هستم و تاكيد مي‌كنم آزادي مطبوعات شرط اول و اساسي توسعه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي است و در اين ميان، رسانه‌ها نقش بسيار مهمي دارند. ما نمي‌توانيم رسانه‌ها را از سياست و فرهنگ جدا بدانيم زيرا اينها در هم ادغام هستند. در ايران سياست روي رسانه تأثيرگذار است اما در غرب، نهادهاي اقتصادي. يكي از دلايلي كه دانشجويان دانشگاه ميسوري اقدام به انتشار روزنامه مي‌كنند، اين است كه يكي از بزرگ‌ترين غول‌هاي رسانه‌اي آمريكا به نام «تنت» در آنجا سرمايه‌گذاري كرده است؛ به طوري كه يكي از ساختمان‌هاي دانشكده روزنامه‌نگاري اين دانشگاه به نام تنت نامگذاري شده است؛ از طرف ديگر تبليغات روزنامه دانشگاه، مخارج آن را تأمين مي‌كند و حتي مي‌تواند به دانشگاه پول بدهد.

  • شما تاثيرگذاري اقتصاد بر روزنامه‌نگاري را آسيب نمي‌دانيد؟

دكتر كمالي‌پور: تا حدي آسيب است اما تاثير سياست نسبت به اقتصاد بيشتر است. سياست مرزها را تعيين مي‌كند ولي در غرب آزادي نسبي وجود دارد. من در اينجا مي‌خواهم از رابطه‌ها صحبت كنم. آنچه وجود ندارد نه فقط در زمينه رسانه‌ها و آموزش بلكه ايجاد رابطه‌هاي سالم و سازنده است. من لزومي براي اجازه دولت مبني بر انتشار روزنامه نمي‌دانم؛ اين مسئله در دنياي ديجيتال امروز معنا ندارد.

  • ولــي يــكـي از وجـوه روزنامه‌نگاري پيداكردن راهي براي دورزدن موانع است. سؤال اين است كه چرا بايد بر مطالبي تاكيد كرد كه همه ساختارها عليه آن واكنش نشان مي‌دهند؟ اين ديدگاه كه ما بايد همه حوزه‌ها را پوشش بدهيم، فقط يك ديدگاه است كه البته ديدگاهي ايدئال است.

دكتر فرقاني: شما به ايدئال اشاره كرديد. ما هيچ‌جا به ايدئال نمي‌رسيم. ايدئال بودن و حركت در آن مسير خوب است. دور زدن و مقابله نكردن با مشكلات و چالش‌هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي اشكالي ندارد. مگر چقدر مي‌توان دور زد و چقدر مي‌شود آن را پذيرفت؟ در اين دورزدن‌ها مجبوريد اولويت‌هايي را به حاشيه برانيد و مسائل فرعي را جلو بكشيد. آيا شما مي‌توانيد نقش اجتماعي خود را ايفا كنيد؟ اينها تضادهايي است كه وجود دارد. از يك طرف منافع اجتماعي را مي‌بينيد و از طرف ديگر مقتضيات را؛ بايد بين اينها بالانس ايجاد شود.

دكتر شكرخواه: ويليام فالكنر در تعريف قصه مي‌گويد «قصه در واقع درگير ساختن قلب انسان‌ها با خودشان است». اين مسئله در روزنامه‌نگاري هم هست. به نظر من ما بايد كاري كنيم كه روح و احساس و قلب انسان‌ها را با خودشان درگير كنيم. اما بحث در اين است كه قلب چگونه به غليان درمي‌آيد؟ با تصاويري كه من نويسنده به آن مي‌دهم تا قلب را درگير آن اتفاقات بكنم. در روزنامه‌نگاري ـ خواسته يا ناخواسته ـ وسعت دموكراسي و وسعت تجربه و كشف، درست با وسعت جغرافياي انتقادي روزنامه‌نگاري برابر است؛ يعني اگر فكر كنيم روزنامه‌نگاري نبايد اين كاركرد را داشته باشد، ‌اشتباه كرده‌ايم  به دليل اينكه قلب درگير نمي‌شود و به غليان درنمي‌آيد زيرا اين وظيفه را به ما سپرده‌اند كه امتداد چشم و حواس مردم باشيم و اين حرفه ماست و انتظار ديگري از ما نمي‌رود. به نظر من، روزنامه‌نگاري حتي در تبييني‌ترين صورت خودش هم كاركرد انتقادي دارد اما اينكه در ارائه تصويرهاي انتقادي، فقط برخورد مستقيم تنها چاره كار است، بحث ديگري است.

  • انسان براي شناسايي درد به پزشك مراجعه مي‌كند. منتقد سياسي – كه گاهي اوقات در جامه روزنامه‌نگار وارد جامعه مي‌شود – بدون گرفتن اجرت، بيماري نظام اجتماعي را تشخيص مي‌دهد. چرا در جامعه ايراني با اينكه منتقد و روزنامه‌نگار هيچ پولي دريافت نمي‌‌كنند اما برخورد  با 2 قشر پزشك و منتقد متفاوت است. آيا اين به دليل ضعف سواد رسانه‌اي است.

فريدون صديقي: دكتر كمالي‌پور اشاره كردند كه در دانشگاه ميسوري، اقتصاد به عنوان حامي، اجازه حركت و توليد روزنامه را مي‌دهد نه سياست. به نظر من، سياست اقتصاد را توليد مي‌كند و گاهي هم اقتصاد، سياست را توليد مي‌كند و اين دو از يكديگر جدا نيستند. هر جا كه رسانه‌اي توليد شود، بحث قدرت، سياست و اقتصاد مطرح مي‌شود. در واقع آزادي (بيان و پيام) ماحصل كار رسانه‌اي و تابعي از رفتار نظام است. وجود آزادي در هر كشور به اندازه‌اي است كه موجب تهديد نظام و سيستم موجود نشود و به محض احساس تهديد نظام، جلوي آزادي گرفته مي‌شود؛ مثل ماجراي واترگيت كه2 روزنامه‌نگار خواستند از يك اتفاق خبط و خطايي رازگشايي كنند. خب چه اتفاقي مي‌افتد؟ مگر كل نظام سرمايه‌داري آمريكا را زيرسؤال مي‌برد؟ به هيچ وجه. مسئله فقط اين است كه قدرت از دست يك حزب به حزب ديگري سپرده شود. در بخشي از جهان، گاهي از انتقادها (به دليل عدم درك مديريت جامعه يا عدم درك توليدكننده رسانه) اين تلقي به وجود مي‌آيد كه نقد قرار است موجب جابه‌جايي يا فرو ريختن كل نظام شود. مسلما آزادي به قدري وجود دارد كه موجب تهديد سيستم و نظام نشود اما به محض تهديد نظام، جلوي آزادي گرفته مي‌شود. ظرفيت آزادي‌ها در همه جاي جهان تابعي از قدرت تحمل مديريت جامعه است. چه بسا در كشورهايي مانند آمريكا و سوئيس روزنامه نگارهايشان از روزنامه‌نگاران كشور ما بيشتر منتقد دولت خود باشند و البته آن روزنامه‌نگاران از ظرفيت كارآفريني و اطلاع‌رساني كشورشان ناراضي باشند. در همه جاي دنيا، آزادي تابعي از مديريت نظام موجود است و البته اين مديريت به دانش و سواد عمومي جامعه بستگي دارد. فهم و سواد از نظر من يعني فهم ديروز و درك امروز كه براي رسيدن به فردا اهميت دارد.
در مورد اينكه چرا جامعه، پذيراي ديدگاه‌هاي مثلا صنف پزشك است اما منتقد را پذيرا نيست، بايد بگويم كه اين امر به خصلت‌ها و فرهنگ جامعه برمي‌گردد. اساسا جامعه ما تحمل انتقاد را ندارد زيرا هر يك از افراد، خود را يك جهان و تركيبي از دانش‌هاي مختلف و تافته جدا بافته مي‌داند. متاسفانه هنوز در جامعه ما تخصص جاي خود را پيدا نكرده و در نتيجه به دليل عدم قرار گرفتن افراد در جايگاه‌هاي خود، مثلا ليسانسيه تاريخ رئيس بيمارستان مي‌شود. من گزارشي در مورد دانش آموزان المپيادي خواندم كه اين گروه از دانش‌آموزان محصول يك حركت هستند و ارتباطي با نظام آموزشي ندارند و در واقع يك استثنا هستند؛ چرا كه از اين سو مي‌بينيم كه يكي از معضلات نظام آموزشي ما، افت تحصيلي و ترك‌تحصيل است.

دكتر فرقاني: حوزه علوم پزشكي متعلق به علوم تجربي است و با تجربه و ملموسات در ارتباط است. اما حوزه علوم اجتماعي حوزه محسوسات است. بنابراين قرائت‌ها، ديدگاه‌ها و نظريات مختلف در اين حوزه جريان دارند كه هر يك در موقعيتي خاص بر اريكه قدرت مي‌نشينند. بنابراين، يك نظر واحد در مورد امور اجتماعي وجود ندارد زيرا اين حوزه با فهم و درك و بينش مرتبط است نه با ملموسات. در حوزه اجتماع و فرهنگ هم مسائل غير ملموس هستند و درمان آن نيز زمان‌بر است؛ يعني وقتي شما براي يك مشكل اجتماعي- فرهنگي راه‌حلي مي‌يابيد و به اجرا مي‌گذاريد، ممكن است نتايج آن در دوره زندگي شما بروز نكند. بنابراين اساسا قياس حوزه انتزاع و تجربه با هم متفاوت است.

دكتر كمالي‌پور: من با آقاي صديقي و دكتر فرقاني موافق هستم كه واقعا بيشتر چالش‌هاي ما ريشه فرهنگي دارند. هر زمان، هر نظام كه احساس خطر كند، به طور يقين از خود واكنش نشان مي‌دهد (البته شدت و ضعف دارد و آزادي هم نسبي است). در رابطه با سؤالي كه در مورد پزشك و منتقد كرديد بايد بگويم كه امكان ندارد مشكلات فرهنگي را زير ميكروسكوپ بگذاريم و از آنها عكس‌برداري كنيم؛ مشكلات فرهنگي خيلي پيچيده و زمان‌بر هستند. بنابراين بايد با شناسايي مشكلات و برنامه‌ريزي براي آنها، با صرف وقت لازم درصدد رفع آنها برآييم.

  • آيا تشخيص اين مشكلات وظيفه متخصصان علوم انساني نيست؟

دكتر كمالي پور: فرهنگ، اقتصاد، سياست و ارتباطات داراي رابطه تنگاتنگي با يكديگر هستند. در نفوذ شركت‌هاي فراملي بر محتواي رسانه شكي نيست ولي در كشورهاي توسعه‌يافته، در «رسانه‌هاي عمومي» موضوعات انتقادي را چاپ نمي‌كنند ولي در مجله‌هايي كه عمومي نيستند و صداها و گفته‌هاي مختلف وجود دارد، اين امكان هست. ضمنا اينترنت هم ابزار خوبي براي انتشار ديدگاه‌هاي افراد است. براي من معيارهايي وجود دارد اما نمي‌دانم دركشورهاي در حال توسعه مانند ايران، چرا تا اين حد حساسيت روي روزنامه‌هاي تيراژ پايين وجود دارد و چرا بر روزنامه‌هاي تيراژ پايين تكيه مي‌شود. وقتي رسانه‌هاي غالب مانند صدا و سيما در دست سيستم است، به نظر من انتقاد سازنده مفيد است و در صفحات روزنامه جاي صفحه انتقادات خالي است.

  • اصولا براي قدرت، اينكه تيراژ روزنامه چقدر است، اهميت ندارد بلكه شكل‌گيري گفتمان مهم است، نه شيوع آن. از طرف ديگر حكومت فكر مي‌كند با اينكه تيراژ روزنامه پايين است اما آن روزنامه در هر حال مخاطباني دارد و ممكن است افراد فرهيخته‌اي هم باشند.

دكتر كمالي‌پور: نه‌خير، به نظر من اينجا بحث اصلا تيراژ نيست بلكه بحث اين است كه انتقادها با ابزار روزنامه چگونه عموميت و انتقال پيدا مي‌كنند. اگر در موضوعي عده زيادي موافق يا مخالف نباشند، بحران و مشكلي به وجود نمي‌آيد. اگر موضوعي در قالب انتقاد از يك روزنامه كم تيراژ شروع ‌شود و سپس عموميت پيدا كند، ‌نشان‌دهنده مشكلي است كه بايد روي آن كار شود و روزنامه‌نگار آن را به شيوه خود مطرح مي‌كند. به نظر من اين خدمتي است كه روزنامه‌نگاري به جامعه مي‌كند.

دكتر فرقاني: هر گفتماني،‌ پادگفتمان خود را توليد مي‌كند؛ يعني گفتماني نداريم كه دچار گفتمان رقيب نباشد. اگر چنين نباشد، يا بايد در رسالت گفتمان شك داشت يا بايد به برخورد گفتمان‌هاي رقيب توجه كرد. عاقبت رضا شاه به اين علت ذلت‌بار شد كه با سركوب مخالفان، ديگر مخالفي نداشت و اطرافيان او همگي مدح و ثنايش را مي‌گفتند. او نيز چنين مي‌انديشيد كه همه چيز در بهترين وضعيت ممكن است بنابراين زماني كه پس از تبعيد او، مردم به خيابان‌ها آمدند و تظاهرات كردند، تعجب كرد كه چگونه قبل از آنها هيچ مخالفي وجود نداشت و حالا يكباره همه مخالف شدند. علت آن است كه فرصت و مجال براي مخالفت به آنها داده نمي‌شد بنابراين ما بايد درجه‌اي از انتقاد را بپذيريم.

فريدون صديقي: مخالفت‌ها،‌ تضادها و برخوردها با رسانه‌ها لزوما كاركرد سياسي ندارند؛ يعني ممكن است شما در مورد ميز و صندلي، مجله‌اي منتشر كنيد اما همان نشريه فقط به پشتوانه اسپانسر مالي حوزه كاركردش فعاليت مي‌كند. فرض كنيد فلان نشريه مربوط به حوزه چرم و كفش تا زماني مي‌تواند به فعاليت خود ادامه دهد كه بتواند جذب آگهي كند. اين نشريات هم مانند نشريات سياسي پس از مدتي با اعتبار مخاطب‌سازي خود مي‌توانند با حداقل درآمد به فعاليت خود ادامه دهند. پس اين مخاطرات فقط محدود به حوزه سياست و مهندسي افكار عمومي نيست؛ حتي در حوزه قدرت اقتصادي ممكن است مجله‌اي كه مثلا به صنعت چرم و توليد كيف و كفش مي‌پردازد، نتواند به بعضي از مناسبات اجتماعي انتقاد كند. به طور عموم هر جا كه رسانه به قدرت‌ تلنگري بزند، در آن هنگام قدرت واكنش نشان مي‌دهد.

  • در بسياري از كشورهاي در حال توسعه روزنامه‌نگارها وقتي در حوزه قدرت قرار مي‌گيرند، اين محدوديت را براي احزاب ايجاد مي‌كنند و پس از آن يك نتيجه‌گيري اشتباه مي‌كنند كه جنس و ساختار قدرت بدين گونه است. در حالي كه به واقع چنين نيست؛ در بسياري كشورهاي پيشرفته حداقل آزادي مطبوعات پذيرفته شده است. آقاي دكتر فرقاني فكر نمي‌كنيد كه اين گفتمان در ايران نهادينه نشده است كه به استقلال حرفه‌اي و نقش حرفه‌اي آنها بها بدهند.

دكتر فرقاني: چون روزنامه،‌ مطبوعات و روزنامه‌نگاري شاهرگ حياتي‌شان‌ مربوط به فرايندهايي است كه بتوانند آزادي قلم را تعيين كنند، بنابراين امكان نهادينه شدن امور در ايران فراهم نشده است . به نظر من اگر بخواهيم گشايشي در اين زمينه پيدا شود، بايد هزينه‌هاي اوليه آن را بپردازيم زيرا توسعه، هزينه به همراه دارد. يكي از كاركردهاي عمده رسانه، كاهش عوارض رواني توسعه است بنابراين توسعه هم عوارض رواني، انساني و اجتماعي دارد؛ به همين دليل ما ناچار به پرداخت بخشي از اين هزينه‌ها هستيم. دولت به معناي قدرت نيز بايد درجه‌اي از انتقاد را بپذيرد و  آن را تحمل كند. جامعه منتقدان نيز بايد زبان مناسبي را براي انتقاد پيدا كنند. من تحقيقي در مورد زبان ارتباطي در كشورهاي در حال گذار انجام دادم كه نشان مي‌دهد در جوامع در حال توسعه همه‌چيز در تب و تاب است و همه از ديدگاه خود نگران از دست دادن وضعيت موجود هستند (مانند از دست‌دادن آزادي و ارزش‌ها) و در نتيجه در اين كشورها درجه تحمل افراد بسيار پايين است؛ به همين دليل زباني كه براي طرح انتقاد انتخاب مي‌شود، بايد زباني نرم باشد تا خود زبان موجب آشفتگي نشود.

دكتر كمالي پور: به نظر من ضعف ديگر اين است كه ما واقعا فاقد رسانه عمومي هستيم؛ زيرا رسانه عمومي، رسانه‌اي است كه هيچ‌گونه وابستگي سياسي و اقتصادي نداشته باشد اگرچه رسانه‌‌هاي مدني و مستقل هم براي خود محدوديت‌هايي دارند.

  • با توجه به قانون پيچيده، تاريخ و عقبه روزنامه‌نگاري در ايران، مبحث ساخت اقتصادي رسانه و كار روزنامه‌نگاري يك بحث انتزاعي نيست و نيز با توجه به اينكه ساختار اقتصادي منشأ بسياري از گرفتاري‌هاست، يكي از دلايلي كه روزنامه‌نگارهاي با سابقه 50-40 ساله كم داريم، همين مسئله است. به نظر، اين مطلب به مسائل اقتصادي مربوط مي‌شود. در ايران روزنامه‌نگاران پس از مدتي با پست‌هاي غيرروزنامه‌نگاري به دليل اينكه معيشت آنها با اين كار تامين نمي‌شود، تغيير شغل مي‌دهند. در برخي كشورهاي دنيا، روزنامه‌نگاري از نظر درآمد جزو مشاغل بالاي جامعه محسوب مي‌شود و هيچ‌گاه يك روزنامه‌نگار به دليل معيشت خود تشويق و ترغيب به تغيير شغل نمي‌شود، در حالي كه در ايران چنين نيست. آيا در ايران راهي وجود دارد كه اقتصاد روزنامه‌نگاري درمان شود تا ما بتوانيم به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي برسيم و در صحنه جهاني حرفي براي گفتن داشته باشيم؟ يكي ديگر از ضعف‌هاي ما نداشتن چهره‌هاي بين‌المللي در عرصه روزنامه‌نگاري است و البته تنها دليل آن زبان نيست و مسائل ديگري از جمله عدم استقلال كار روزنامه‌نگاري نيز در آن دخيل است.

دكتر شكرخواه: من ابتدا يك نكته در مورد بحث قبلي بگويم و آن اينكه بايد همان محور كار خود يعني روايت كردن موضوعات و رويدادها را باور داشته باشيم. به نظر من بين قصه و روزنامه‌نگاري شباهتي در شخصيت، ديالوگ، كنش‌ها و خيلي مسائل ديگر وجود دارد. كار نويسنده اين است كه كاراكترهايي را خلق كند و بين مخاطب و جهان واقعي، وابستگي و ارتباط برقرار كند اما روزنامه‌نگار درصدد خلق نيست؛ روزنامه‌نگار بايد مسائل را منعكس كند و بيشتر اوقات نقطه شروع را هم تعيين نمي‌كند ولي بايد تازه‌ترين را گزارش كند. به عنوان مثال، در صورتي كه سازمان ملل متحد اعلام مي‌كند كه آمريكا نبايد به عراق حمله كند ولي آمريكا به عراق اعلان جنگ مي‌دهد، ما بايد به عنوان يك روزنامه‌نگار قسمت دوم يعني اعلان حمله را تعقيب كنيم. به اعتقاد من ما نبايد داستان بگوييم و اين مسئله عين اخلاق حرفه‌اي است كه چيزي را خلق نكنيم و فقط در پي انعكاس مطالب باشيم. نتيجه‌گيري من اين است كه مشكل ما فقط زبان نيست كه اگر مسائل را با زبان نرم مطرح كنيم، حل مي‌شود؛ مشكل ما از اينجا شروع مي‌شود كه عده‌اي در تلاش هستند تا گفتمان‌ها را به گفتمان خودشان تقليل دهند و گفتمان خود را برديگر گفتمان‌ها تسري دهند. به بيان ديگر ما با مكانيسم درگير نيستيم بلكه ما با فلسفه‌اي مواجه هستيم كه ارتباط چنداني با نرمي و سختي زبان ما ندارد. در ارائه و روايتگري 2 پايه غير قابل ترديد وجود دارد؛ يكي آنكه روايتگري يك مايملك بشري است كه بر اساس آن همه ما در تلاش براي روايت كردن افكار و عقايد پيرامون خود هستيم. پايه دوم اين است كه ارائه و روايت، يك مايملك فرهنگي است كه در اينجا ما با متدهاي فرهنگي هر جامعه مواجه هستيم. ما با روزنامه‌ ايده‌اي را به چاپ مي‌رسانيم اما برخي جوامع با سيلك،

افست و ديجيتالآنها را چاپ مي‌كنند و در اينجا من به دكتر كمالي پور خيلي نزديك مي‌شوم كه ما با رگرسيون چند متغيره روبه‌رو هستيم كه يكي از‌آنها شكل پرزنت و عرضه كار ماست كه مي‌توانيم نرم‌تر باشيم. اما در باب بحث اقتصاد رسانه‌اي بايد بگويم كه حاصل مطالعات بشر تاكنون در حوزه «رسانه به عنوان اقتصاد» 3 نظر را نشان مي‌دهد: ديدگاه اول اينكه اگر شما صاحب رسانه باشيد، تغيير براي شماست و درنتيجه تغييرات در اختيار شما قرار مي‌گيرد؛ يعني در ديدگاه اول رسانه عامل تغييرات است. ديدگاه دوم كه ناشي از مكاتب ماركسيستي بوده و وارد ادبيات ارتباطات شده،‌ معتقد است رسانه عامل تغييرات نيست بلكه ناقل تغييرات است و عامل تغييرات، بنگاه‌هاي اقتصادي و مجامع مالي،‌صنعتي و اقتصادي هستند و در نتيجه كار به نفع آنها خواهد بود. ديدگاه سوم تفكر فرهنگي در باب رسانه‌هاست كه رسانه به لحاظ اقتصادي مانند شهر است؛ يعني همان‌گونه كه در زندگي شهري رعايت علايم راهنمايي و رانندگي را مي‌كنيم و به همه فرصت مشاركت مي‌دهيم، رسانه اقتصادي هم مانند رسانه شهري است كه همه بايد با رعايت مقررات در آن تردد كنند. در واقع رسانه‌ به عنوان تاندون، استخوان‌ها و اندام‌ها را مي‌بندد. در اين نظريه به رسانه به عنوان نقشه شهري نگاه مي‌كنند. طبق ديدگاه سوم به جز روزنامه‌نگار و قسمت مالي، يك طرف سوم به نام مخاطب هم در اين بازي نقش دارد.

  • آقاي دكتر، شما با نظر سوم موافق هستيد؟

دكتر شكرخواه: تقريبا همه روزنامه‌نگاران خود را با مدل سوم نزديك مي‌بينند. متاسفانه در ايران علاقه آنها روند امور را تعيين نمي‌كند. در ايران پرتيراژترين روزنامه‌ها مانند همشهري متعلق به شهرداري، جام‌جم متعلق به تلويزيون و روزنامه ايران متعلق به دولت هستند.

فريدون صديقي: من مي‌خواهم يك مقدار بحث را به فضاي موجود نزديك كنم؛ يعني فضاي موجود جامعه كه رسانه با آن درگير است. پرتيراژترين رسانه‌هاي ما وابسته به نهادهاي دولتي است و به قدرت سياسي و اقتصادي آنها بر مي‌گردد. از روزنامه‌ها و نشريات تخصصي و خارج از قاعده، تنها كساني كه قدرت اقتصادي بالايي دارند به حيات خود ادامه مي‌دهند ولي چون حوزه آنها تخصصي است و آستانه تحمل آنها بيشتر است، به وسيله آن و ضمن استفاده از مهارت‌هاي ژورناليستي توانسته‌اند استمرار خود را حفظ كنند؛ مانند ماهنامه صنعت چاپ يا نشرياتي كه به بحث‌هاي خانوادگي مي‌پردازند و ما از آنها به نام «نشريات زرد» ياد مي‌كنيم. موضوع بحث ما اين است كه روزنامه‌نگار حرفه‌اي مي‌تواند استمرار پيدا كند و به درآمد حرفه‌اي دست يابد يا نه؟ به نظر من نه؛ زيرا يا بايد چند شغله بود و يا بايد اين حيطه را كنار گذاشت و به كار ديگري روي آورد. زناني كه 25 سال كار روزنامه‌نگاري حرفه‌اي انجام مي‌دهند و به استمرار رسيده‌اند، يا شوهر نكرده‌اند يا طلاق گرفته‌اند. دراين حالت است كه ـ همچنان كه گفتم ـ روزنامه‌نگاري به بندبازي بيشتر شبيه است و شما بايد همواره چوب تعادل را در دست داشته باشيد تا سقوط نكنيد.

دكتر فرقاني: اقتصاد روزنامه‌نگاري، داستاني مستقل است. آنچه در ايران مي‌گذرد با كشورهاي ديگر متفاوت است. در برخي كشورها رگه‌هاي متفاوتي دارند. وقتي فضاي روزنامه‌نگاري يك بند از چهار بند را داشته باشد و يك بند آن استقلال حرفه‌اي است كه تقريبا درفضاي روزنامه‌نگاري ايران به ندرت ديده مي‌شود، در اين صورت اوضاع نابساماني پيش مي‌آيد. وابستگي اقتصادي اشكال مختلفي دارد؛ اگر انتشار روزنامه مبتني بر گرفتن مجوز باشد و وقتي دولت به عنوان يك خدمت فرهنگي كمك‌هاي مستقيمي را در اختيار مطبوعات مي‌گذارد ( در عمل انتشار روزنامه به عنوان رانت و امتياز تلقي مي‌شود)، در اين حالت، كمك‌هاي دولتي فسادآور شده و از طرف ديگر تبديل به اهرم‌هاي كنترل و نظارت در مطبوعات مي‌شود. بنابراين اگر كمكي انجام مي‌شود بايد كمك‌هاي غيرنقدي باشد و از نوع خدمات باشد (اجاره محل، ‌آب، برق، ماليات،‌حمل و نقل و…) تا سوء استفاده‌اي صورت نگيرد. از طرف ديگر ما با رقابت نشرياتي كه اقتصاد صددرصد دولتي‌اي دارند و با نشرياتي كه تركيبي از كمك‌هاي دولتي و بودجه‌هاي دولتي هستند  مواجه هستيم و طبيعي است كه هيچ قدرتي در جامعه توان مقابله با دولت را ندارد و در نتيجه يا بايد تعطيل شوند يا دولتي شوند. اقتصاد مطبوعات مانند استقلال و امنيت حرفه‌اي و مانند آموزش و… پايه سست و لغزاني دارد كه عملا به جاي اينكه حيات مطبوعات را ترغيب كند به نوعي با آن بازي مي‌كند.

دكتر كمالي پور: براي اينكه بتوانيم در اين حوزه پيشرفت كنيم، نياز به استقلال حرفه‌اي و اقتصادي و آموزش حرفه‌اي است. من خوشحالم كه در مقاطعي از تاريخ ايران، پيشرفت‌هايي شده و روزنامه‌ها و خبرنگاران فراغت نسبي داشته‌اند؛ با اينكه اين دوران شكوفايي كوتاه و گذرا بوده است. عدم استقلال موجب ايجاد آشفتگي در اين رشته مي‌شود؛ زيرا مرزها مشخص نبوده و از نظر درآمد هم همه- به‌خصوص روزنامه‌نگاران- درگير مسائل اقتصادي هستند. درست بر خلاف كشورهاي پيشرفته، روزنامه‌نگاري در ايران به عنوان يك حرفه نيست و يك كار جانبي به شمار مي‌آيد. در ايران بايد يك فضاي مطلوب فراهم شود تا آموزش صحيح و حرفه‌اي در اين فضا جا بيفتد. وقتي چالش‌ها همه‌جانبه است، مشكلات نيز همه‌جانبه است. مي‌توان مشكلات را به طورعلمي و دقيق برنامه‌ريزي كرد و اين حوزه را توسعه داد. بيشتر صاحبان روزنامه از نسل قديم بوده و روزنامه‌نگاران از نسل جديد هستند و مسلما صاحبان روزنامه ـ‌چه دولتي و چه خصوصي ـ بر روند روزنامه‌نگاري و‌آنچه چاپ مي‌شود و نمي‌شود تأثيرگذار هستند و تا زماني كه مشكلات فرهنگي وجود داشته باشند، ما در هيچ حوزه‌اي نمي‌توانيم كارايي لازم را داشته باشيم.

  • دكتر سروش حدود 10 سال قبل مقاله مشهوري نوشت به نام «سقف معيشت بر ستون شرعيت» و در آن از شيوه ارتزاق روحانيون كه از محل دعوت ديني تأمين مي‌شود، ‌انتقاد كرد. همان روزها يك نفر در قم نقدي نوشت و گفت روشنفكري هم همين حالت را دارد و در واقع شيوه كسب درآمد روشنفكر هم مستقل از موضوع و سوژه فعاليت‌اش نيست كه جست‌وجوي حقيقت باشد؛ چون از اين راه پول درمي‌آورد پس به طور خودكار يا نيمه‌خودكار برخي ملاحظات را در كار مي‌كند كه اين در جست‌وجوي حقيقت تاثير مي‌گذارد و همان طور كه دكتر سروش پيشنهاد كرده بود كه روحانيون از راه ديگري امرار معيشت كنند، اين فرد پيشنهاد كرده بود كه روشنفكران هم در صورتي كه زبان مي‌دانند به سمت ترجمه بروند يا به تعبير جناب صديقي مبل‌فروشي بازكنند يا پيتزا بفروشند. حالا آيا در مورد روزنامه‌نگاري ـ با توجه به اين تعريف كه روزنامه‌نگار كسي است كه از اين راه نان مي‌خورد ـ هم مي‌توان اين را گفت كه نسلي را تربيت كنيم و به كساني مجال ورود دهيم كه دبير سرويس روزنامه بوده ولي [در عين حال] پزشك باشند و‌ پيتزافروش باشند اما خوش‌قلم باشند و بتوانند مطلب بنويسند و در حوزه اجتماعي و سياسي تأثير بگذارند؛ يعني اين مرز‌ها را از هم تفكيك كنيم و برايشان نرم بچينيم و قاعده‌مندشان كنيم. براي نمونه، كفش‌فروش بودن يك فرد منافاتي با روزنامه‌نگار موفق بودن او ندارد.

دكتر شكرخواه: در عرصه وب اين اتفاق افتاده ولي در حوزه روزنامه‌نگاري چاپي هنوز اين اتفاق نيفتاده است. در روزنامه‌نگاري چاپي، جمع محدودي براي جمع وسيعي مي‌نوشتند الان در وب، جمع وسيعي براي جمع وسيعي مي‌نويسند؛ يعني من همان طور كه در فضاي وب، ‌وب‌سايت خودم را دارم در عين حال خواننده وب‌سايت‌هاي ديگر هم هستم. اصلا هم نمي‌دانم كسي كه پشت آن وب‌سايت مطلب مي‌نويسد روزنامه‌نگار است يا نه. چه بسا روزنامه‌نگار هم نيست ولي خيلي خوب مي‌نويسد و در واقع فرق فضاي روزنامه‌نگاري آن‌لاين با روزنامه‌نگاري چاپي اين است كه در روزنامه‌نگاري چاپي، ‌كماكان روزنامه‌نگار بودن در گروي داشتن كارت خبرنگاري است و يك نهاد و سازمان لازم است كه شما را تاييد كند. اما در فضاي وب، روزنامه‌نگاري بدون كارت خبرنگاري در جريان است و چه بسا كسي كفاش باشد و در وب مطلب بنويسد. بزرگ‌ترين خبرنگار دوران جنگ ( حمله آمريكا به عراق) يك پسر عراقي به نام حسن بود كه البته روزنامه‌نگار هم نبود. او وبلاگي داشت كه هر روز گزارش مي‌داد نيروهاي آمريكايي چه مي‌كنند. اما جالب اينجاست كه حسن امروز براي روزنامه گاردين كار مي‌كند؛ يعني هنوز فضاي نوشتاري، فرد را به اين سمت مي‌آورد و هنوز احساس مي‌شود كه رسميت روزنامه‌نگار به داشتن كارت و بودن در يك سازمان رسانه‌اي است. به عبارتي آن حركت عمودي كه جمع محدود براي جمع وسيع مي‌نوشتند، به يك حركت افقي- كه جمع وسيعي براي جمع وسيعي مي‌نويسند يا همان روزنامه‌نگاري بدون كارت- تبديل شده است.

دكتر كمالي‌پور: در كشورهايي مانند آمريكا اين اتفاق افتاده كه شما به عنوان يك پزشك، وكيل، ‌كفاش و… مي‌توانيد يك مقاله بنويسيد و در روزنامه‌ چاپ كنيد. البته تعداد مقالاتي كه براي اين روزنامه‌ها مي‌رسند خيلي زياد هستند و آنها را گزينش مي‌كنند ولي اين مسئله، شدني است

دسته‌ها:Kamalipour_2, روزنامه

معرفی سایت:رسانه

سايت رسانه اروپايي

اين سايت با كارشناسان و متخصصان رسانه در زمينه پژوهش رسانه ايي ، راهبرد هاي مربوط به پيشرفتهاي رسانه و ارتباطات فعاليت مي كند. پژوهش در زمينه هايي چون ؛ تاثير رسانه بر روي پيشرفتهاي فرامرزي و نقش آنها در اتحاديه اروپا ، جنبه هاي عمومي پيشرفتهاي جديد رسانه و توسعه جامعه اطلاعاتي ، مهمترين بخش فعاليتهاي پژوهشي اين موسسه را تشكيل مي دهند.

در سايت اين موسسه بخش‌هاي مختلفي با عنوان سياستهاي ارتباطي ، خلاصه‌اي از پروژه‌هاي انجام شده ، دنياي ديجيتال ، رسانه و دموكراسي، برنامه اجلاس آينده ، تلويزيون و فيلم در اروپا، كتابخانه و انتشارات وجود دارد.

http://www.eim.org

• سايت پژوهش‌هاي رسانه

مركز پژوهش‌هاي رسانه وابسته به دانشگاه آلستر در انگلستان است و در آن مسائل مربوط به تاريخ رسانه، سياست رسانه، فن آوريهاي رسانه، جريان‌هاي بين فرهنگي و پيشرفتهاي رسانه جديد مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. پژوهش‌هاي كه در اين مركز انجام مي‌شود در چهار زمينه بصري ،فرهنگهاي ديجيتالي، مطالعات قياسي فيلم و رسانه و سياست رسانه است.

http://www.arts.ulster.ac.uk

• سايت بين‌المللي رسانه و پژوهش ارتباطات

سايت موسسه بين‌المللي رسانه و پژوهش ارتباطات كه يكي از موسسات معتبر رسانه و ارتباطات است  مشتمل بر اخبار، يافتن همكار جديد، خلاصه كنفرانس، عضويت، انتشارات، كنفرانس‌هاي موسسه، بخشها و گروه‌هاي كاري، گروه‌هاي خبري ، معرفي موسسه، بخش‌ها و  فهرست‌هاي پستي، موسسات و سازمانهاي مرتبط است.

http://www.iamc.net

• سايت بوم‌شناسي رسانه

اين سايت متعلق به موسسه بوم‌شناسي رسانه است . منظور از بوم شناسي رسانه، بررسي چگونگي تاثير رسانه ارتباطات بر بينش، درك و احساسات انساني است.

اين سايت در زمينه ارتقاء سطح مطالعات، پژوهش، انتقاد و كاربردهاي بوم‌شناسي رسانه در مفاهيم آموزشي، صنعتي، سياسي، مدني، اجتماعي، فرهنگي و هنري و تبادل عقايد و اطلاعات فعاليت مي‌كند.

ساير لينك‌هاي سايت از قبيل ؛ توضيح كامل بوم‌شناسي رسانه، درباره موسسه، عضويت در موسسه، انتشارات و …است.

http://www.media_ecology.org

• سايت آموزش روزنامه‌نگاري و ارتباطات جمعي

موسسه آموزش روزنامه نگاري و ارتباطات جمعي يك سازمان غير انتفاعي در ايالت ايلنويز آمريكاست كه داراي 3500 كارشناس متخصص در امر رسانه است و سايت آن داراي اطلاعاتي درباره سازمان، فراخوان مقاله، جلسات محلي و انتشارات است.

http://www.aejmc.org

• سايت سازمان ناظر بر رسانه

اين سايت مربوط به سازمان ناظر بر رسانه است و سايت آن داراي فهرست قابل جستجو از گزارش‌هاي رسانه‌اي، سخنراني‌هاي اساتيد دانشگاه درباره موضوعات مختلف، صحت محتواي مطالب رسانه و مقالات هفتگي، گزارش‌هاي ويژه و آرشيو مقالات و گزارشات است.

http://www.aim.org

• سايت پژوهش رسانه

موسسه پژوهش رسانه در خاورميانه يك سازمان مستقل و غير انتفاعي در واشنگتن است كه اوضاع و رويدادهاي خاورميانه را از طريق رسانه‌هاي منطقه مورد بررسي قرار مي‌دهد. موضوعات، كشورها، زبان، ويدئويي، عضويت، رسانه، آرشيو عنوان لينك‌هاي سايت هستند.

http://www.memri.org

• سايت مركز آموزش رسانه

اين سايت به بحث هاي انتقادي پيرامون رسانه مي‌پردازد. مطالب موجود در سايت: ليست كتب، كليپ‌هاي ويدئويي، مقالاتي در رابطه با نگرانيهاي موجود در رسانه كنوني. لينك‌هايي در رابطه با سواد رسانه‌اي و سرويس ايميل كه با عضويت در آن آخرين اخبار سواد رسانه‌اي به ايميل شما ارسال مي‌شود.

http://www.medialit.org

• سايت روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاي رسانه‌اي مستقل

گروهي از روزنامه نگاران و سازمان‌هاي رسانه‌اي مستقل به منظور گسترش آزادي بيان و اطلاعات، اقدام به راه اندازي اين سايت كرده اند كه محتواي آن شامل اخبار، رويدادها ، آرشيو ، قابليت جستجو ، تصاوير، فايل‌هاي صوتي ، كليپ‌هاي ويدئويي و همين طور مقالات موضوعي و لينكهايي مختلف است.

http://www.indymedia.org

• سايت اطلاع‌رساني رسانه

پايگاه شبكه اطلاع‌رساني رسانه Media Awareness Network ، در كانادا است كه در زمينه پيشرفت برنامه‌هاي سواد رسانه‌اي از سال 1996 فعاليت خود را آغاز كرده است.

سايت اين موسسه داراي بخشهاي از قبيل : اخبار، مسائل رسانه‌اي ، بخشهاي ويژه و بخش ديگري به نام منابع آموزش رسانه و اينترنتي مخصوص والدين و آموزگاران است.

دربخش مسائل رسانه‌اي مسائل متعددي از جمله خشونت در رسانه، كليشه سازي در رسانه، تنفرآنلاين، سياست اطلاعاتي ، رسانه‌اي و فرهنگي در كانادا به صورت مقاله وجود دارد.

http://www.media_awareness.ca

منبع:http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=7262

دسته‌ها:Communications

ارتباطی ها

رسانه‌های آنلاين– همشهري آنلاين
مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌اي روزنامه همشهري فهرستي از 12 سايت داخلي و خارجي مرتبط با علوم ارتباطات را تهيه كرده است

• سايت مطالعات سايبر ژورناليسم

مطالعات سايبر ژورناليسم يكي از مراكز مطالعاتي موجود در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات است كه به همت دانشجويان دكتراي تخصصي علوم ارتباطات اين دانشگاه و تحت نظر معاونت پژوهشي دانشگاه در سال 1384 آغاز به كار كرده است.  تحقيق در محيط سايبر، تكنولوژي‌هاي جديد ارتباطي، وبلاگ و نشريات الكترونيك، فصلنامه سايبر ژورناليسم، روزنامه نگاري الكترونيك، جامعه اطلاعاتي و آموزش عنوان لينك‌هاي اين سايت است

.http://www.ertebatat.net

• سايت اطلاعات رسانه اي و ارتباطات آسيا

مركز اطلاعات رسانه‌اي و ارتباطات آسيا كار خود را با هدف اشاعه پيشرفت‌هاي متخصصان رسانه و ارتباطات در منطقه آسيا و اقيانوسيه در سال 1971 و تحت حمايت دولت سنگاپور آغاز كرد.  در سايت اين مركز عناويني چون: درباره مركز، پژوهش (دورنماي پژوهشهاي مركز، رسالت و اهداف پژوهشهاي مركز، برنامه هاي پژوهشي، پروژه هاي در دست اجرا و پروژه هاي كامل شده به صورت خلاصه ، انتشارات كه شامل اطلاعات شناسنامه‌اي و خلاصه كتب منتشره در مركز با امكان خريد آنلاين قرار دارد.

http://www.amic-web.org/index.php

• سايت بين المللي ارتباطات

موسسه بين المللي ارتباطات يك موسسه مستقل و غير انتفاعي با انگيزه ايجاد موقعيتي جهاني براي مباحثه درباره گرايشات ارتباطات و گسترش دسترسي به ارتباطات براي تمامي افراد جهان است. مهمترين بخش اين سايت ، مربوط به انتشارات بوده و در آن مقالات ، مجلات و كتابهايي كه در اين موسسه به انتشار رسيده اند، قرار دارد. عنوان تعدادي از كتاب‌هايي كه در اين موسسه به چاپ رسيده است عبارتند از:  اكولوژي فرهنگ، مديريت رسانه و كنترل آن ، تاثير ارتباطات و…  است.

http://www.iicom.org/index.htm

• سايت ارتباطات و فرهنگ يوريكام  Euri com

يوريكام(Euri com) يك موسسه غير‌دولتي در كشور اسلووني به منظور پژوهش در زمينه ارتباطات جمعي و  مطالعات رسانه‌اي ، فرهنگي تاسيس شده است . خلاصه مقالات مجله javnost در اين سايت از سال 1995 تا سال 2004 قرار دارد. عناوين موجود ؛ درباره اين موسسه، دانشكده ارتباطات و فرهنگ، اخبار ساير بخشهاي و…است.

http://www.euricom.si

• سايت پژوهش ارتباطات

كنسرسيوم اروپايي پژوهش ارتباطات يكي از موسسات معتبر و غير‌دولتي است و سايت آن مشتمل بر بخش‌هايي با عناوين : درباره اين كنسرسيوم ، تاريخچه‌، اعضا، خدمات و آخرين رويدادها و….

http://www.eccr.info

• سايت علوم ارتباطات در آسيا

اين موسسه سايت پژوهشي حوزه علوم ارتباطات در آسيا است. فعال در انتشار كتاب و مجله و اقدام به انجام پروژه‌هاي متعدد پژوهشي و…. است. در اين سايت شما فهرست و خلاصه‌اي از پژوهشهاي در حال انجام، پژوهشهاي انجام شده و ساير برنامه‌هاي پژوهشي اين موسسه، دسترسي خواهيد داشت. همچنين به عناوين تعدادي از كتابهاي منتشره اين موسسه مانند : رسانه در دنياي مملو از تروريسم ، حقوق فرهنگي در دنياي جهاني شده ، اخبار رسانه و رسانه جديد ، چالش اينترنت براي دموكراسي در آسيا و ….. دسترسي خواهيد داشت. علاوه بر اين، تالار گفتگوي سايت محل مناسبي براي بحث و تبادل نظر ميان پژوهشگران در زمينه علوم ارتباطات است

.http://www.amic.org.sg

• سايت پژوهشگران اينترنتي

موسسه پژوهشگران اينترنتي يك موسسه آكادميك است كه به طور اختصاصي در زمينه مطالعات و پيشرفتهاي اينترنتي فعاليت مي‌كند.سايت اين موسسه منابع مفيدي براي پژوهشهاي اينترنتي از جمله كتاب ، لينكهاي موجود ، اعضا ، فهرست آدرس‌هاي پستي اينترنتي و عضويت در آدرس‌هاي پستي كه در سايت ارائه شده است.

http://www.aoir.org

• سايت شرقي ارتباطات

سايت موسسه شرقي ارتباطات داراي اطلاعاتي درباره موسسه، اخبار ، اطلاعات مفيد ، معرفي لينكها ، منابع اينترنتي ، اعضاء ، فرصت‌هاي شغلي و … است. اين سايت متعلق به موسسه شرقي ارتباطات است كه به عنوان قديمي ترين موسسه حرفه‌اي ارتباطات در ايالات متحده آمريكا در سال 1910 آغاز به كار كرده است. اين موسسه مجلات متعددي با عناوين ؛ فصلنامه ارتباطات، گزارش از پژوهش‌هاي ارتباطات، گزارشهاي پژوهش كيفي در ارتباطات چاپ مي‌كند.

www.ecasite.org

• سايت پژوهش ارتباطات دانشگاه ايلي نويز

سايت فوق اطلاعاتي براي دانشجويان و نيز تاريخچه ، اخبار موسسه ارتباطات دانشگاه ايلي نويز ، مطالعات رسانه‌اي و … ارائه مي دهد. در خصوص موسسه فوق بايد گفت: موسسه پژوهش ارتباطات دانشگاه ايلي نويز در زمينه آموزش بين رشته‌اي و سرويسهاي عمومي در ارتباطات فرهنگي فعاليت مي‌كند.

http://www.comm.uiuc.edu

• سايت فدراسيون بين‌المللي ارتباطي

سايت فوق يكي از موسسات ارتباطي در دنياست كه تحت عنوان فدراسيون بين‌المللي موسسات ارتباطي فعاليت مي كند. اين سايت داراي اطلاعاتي درباره موسسات تحت پوشش خود، كنفرانسها ، منابع اينترنتي ، فرصتهاي شغلي ، آموزش و… مي باشد.

http://www.acs.ucalgary.ca

• سايت بين المللي ارتباطات

سايت بين المللي ارتباطات در زمينه ارتباطات فرا مرزي فعاليت مي كند .عناوين موجود در اين سايت شامل: درباره موسسه، عضويت، بخشهاي مختلف سايت، رويدادها، اعضا ، فروشگاه و …. تقسيم مي شود. اين سايت ، موسسه بين المللي ارتباطات در واشنگتن است.

http://www.icahdq.org

• سايت مطالعه ارتباطي
در اين سايت لينك هاي مربوط به ارتباطات به صورت طبقه بندي موضوعي مانند: ارتباطات تجاري، روشهاي پژوهش، تكنولوژيهاي آموزش ارتباطات، ارتباطات مبتني بركامپيوتر، جنسيت و ارتباطات، مطالعات صورت گرفته برروي فيلم، زبان و زبانشناسي، آرشيو اطلاعات آماري، پژوهش ارتباطات علوم اجتماعي، مراكز رسانه‌اي مستقل،رسانه جمعي و فرهنگ و …. ارائه شده‌ است. اين سايت متعلق به يك مركز مطالعه ارتباطي درآمريكاست كه به منظور جمع‌آوري و تدوين نمايه‌اي كلاسه ، منابع وب در زمينه پژوهشهاي ارتباطاتي اقدام به راه اندازي اين سايت كرده است.

http://www.americancomm.org

هلن صديق بناي

منبع: همشهری آنلاین

دسته‌ها:Communications, روزنامه

حق ارتباط؛ کتاب جدید دکتر یحیی کمالی‌پور

کتاب حق ارتباط؛ امید‌های تاریخی، بحث‌های جهانی و نظریه‌های آینده نوشته دکتر یحیی کمالی‌پور، به زودی منتشر می‌شود.

کتاب Right to Communicate: Historical Hopes, Global Debates and Future Permisesتحلیل کامل و جامعی از یکی از قدیمی‌ترین بحث‌های علم ‌ارتباطات به نام حق ارتباط ارائه می‌دهد و با مطرح کردن پیشینه فرهنگی‌- اجتماعی و سیاسی به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا حق ارتباط از اهمیت بالایی در دنیای دیجیتال برخوردار است.

در بخش‌های مختلف این کتاب سعی شده‌ تا با بررسی دقیق پیشینه تاریخی، بحث‌ها و نظریات مختلف و دورنمای آینده این بحث، مرجعی مناسب برای علاقه‌مندان به بحث حق ارتباط تهیه شود.

این کتاب توسط انتشارات کندل‌هانت منتشر خواهد شد و به زودی آماده پخش در بازار‌های جهانی می‌شود.

پروفسور يحيي كمالي‌پور رييس دپارتمان ارتباطات و هنر‌هاي زيباي دانشگاه پوردو است

[نشست تخصصي با پروفسور كمالي‌پور در همشهري‌آنلاين]

دسته‌ها:Kamalipour_1

سومین کنفرانس جهانی ارتباطات برگزار شد

ایسکانیوز: پروفسور یحیی کمالی پور رییس ایرانی دپارتمان هنرهای خلاق و ارتباطات دانشگاه پوردوی آمریکا، طی سفر به هند، علاوه بر سخنرانی در سومین کنفرانس انجمن جهانی ارتباطات در شهر بنگلر با حضور در جمع اساتید و دانشگاهیان منیپال به بررسی و تشریح ابعاد مختلف زندگی در دنیای دیجیتال پرداخت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران «ایسکانیوز»، گزارش دو سخنرانی اخیر ایشان را می خوانید.
** منافع ملی کشورها تحت تاثیر ماهواره و اینترنت
پروفسور یحیی کمالی پور، در مراسم آغازین سومین کنفرانس انجمن جهانی ارتباطات که خود، ریاستش را نیز بر عهده دارد به ارایه گزارش مبسوطی از فعالیت های انجام شده و در دست انجام این انجمن پرداخت .
وی با اشاره به اینکه این انجمن فعالیت خود را از سال 2007 میلادی آغاز کرده است گفت: ارتقاء همکاری های علمی بین دانشگاه های بزرگ در سراسر جهان در حوزه جهانی شدن و ارتباطات، تعریف و انجام پروژه ها و فرصت های مشترک پژوهشی میان محققان، پژوهشگران، فارغ التحصیلان و دانشجویان حوزه ارتباطات در سراسر جهان، فراهم کردن زمینه های تحقیقاتی برای کاوش پیرامون فرصت ها و چالشهای متعدد حوزه های آموزش، یادگیری، توسعه ارتباطات، جهانی شدن، رسانه های جمعی و همکاری های بین المللی به همراه برگزاری همایش های سالانه در سراسر جهان از جمله اهداف این انجمن است.
وی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه در ضمن پیشرفت های حوزه ارتباطات و اطلاعات دنیا به دهکده جهانی تبدیل شده است گفت: واقعیت است که امروز جوامع به شدت در هم تنیده شده اند این در هم تنیدگی و اتصال ،نتیجه توسعه فناوری های اطلاعات و ارتباطات است.
پروفسور کمالی پور با اشاره به اینکه در چنین شرایطی، منافع ملی، فرهنگی، هویت و ثبات کشورها تحت تاثیر رسانه های جمعی،ماهواره و اینترنت قرار گرفته است افزود: اگر کشوری برای ورود به عرصه های نوین، فاقد برنامه باشد با بحران مواجه خواهد شد.
** رعایت اخلاق منجر به سلامت ارتباطات جدید انسانی می شود
دنیای دیجیتال؛ تکامل و تاثیر ابزارهای ارتباطا تی‌ بر روی روابط انسانی‌، موضوع سخنرانی‌ دیگر مدیر مرکز مطالعات جهانی در دانشگاه منیپال هندوستان بود.
پروفسور کمالی پور در جمع اساتید و دانشجویان این دانشگاه گفت: فن آوری اطلاعات، بیشترین تعاملات انسانی را در سراسر جهان موجب شده است.
وی به وابستگی شدید مردم جهان به اینترنت و ماهواره اشاره کرد و گفت: این وابستگی کمیت و کیفیت ارتباط و تعامل انسان ها با یکدیگر را تحت تأثیر قرار داده است. مجموعه ای ازتأثیرات مثبت فراوان و تأثیرات منفی که میزان آن به کیفیت آموزش کاربران در چگونگی استفاده از تکنولوژی های نوین بستگی مستقیم دارد.
وی تأکید کرد: رعایت اخلاق در فضای مجازی می تواند منجر به سلامت ارتباطات جدید انسانی شود.
رییس ایرانی دپارتمان هنرهای خلاق و ارتباطات دانشگاه پوردو با اشاره به اینکه در حال حاضر هیچکس نمی تواند ادعا ی مالکیت بر اینترنت داشته باشد افزود: اینترنت فضایی در دسترس، دموکراتیک و باز است.
وی اوقات فراغت و کار انسان ها را از جمله عرصه هایی دانست که با ورود فناوری های نوین دچار دگرگونی شده اند.
در این مراسم یادداشت تفاهم همکاری میان دانشگاه های پوردو آمریکا و منیپال هندوستان به امضا رسید

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=106058./

دسته‌ها:Kamalipour_1

دهکده جهاني

دسامبر 14, 2008 ۱ دیدگاه
با تشکر از همشهري و دوست عزيزم پرفسور يحيي کمالي پور که اين مطلب را به من يادآوري کرد:

اگر جمعيت جهان را فقط صد نفر ساکن يک دهکده فرض کنيم:
70 نفر بي سواد
50 نفر گرسنه
1 نفر در حال مرگ
1 نفر در حال تولد
يک نفر صاحب رايانه
يک نفرصاحب مدرک دانشگاهي
25 نفر صاحب سرپناه
92 نفر فاقد هر گونه پس انداز و
30نفر تنها زندگي مي کنند.
تو دليل زيادي براي خوشبختي داري. پس:
چنان کار کن که گوئي به پول نياز نداري
چنان دوست داشته باش که گوئي همه تو را دوست دارند
چنان خوشحال باش که انگار جهان براي خوشحالي تو خلق شده است
چنان زندگي کن که انگار بهشتي زميني براي تو ساخته اند
 ………………………………………………………………………………………………………….

آدرس وب سایت شخصی استادهنرمند وفرزانه ایران:آقای عبدالرشیدی

http://abdolrashidi.blogspot.com/

دسته‌ها:Files