همین که هست!

قسمتی در دنیای واقعی اتفاق افتاده ، بخشی در رویاهایم.

هشدار به وسیله پاداش!

نوشته شده به وسیلهٔ: خاستگاه در 10 نوامبر 2011

البته ما اراده نموده چهارشنبه را تعطیل کرده و رفتیم پی الواتی و خرید

خودمون رو کشتیم و چشم بازار را در اوردیم

خدایی اگه تو مود خرید باشم زودی خرید هام انجام میشه

و پس از زحمت بسیار خواهران گرامی همسر، بسیار هپی عزیر را دعوا نمودند که این چی هست خریدید ما رومون نمی شه به کسی نشون بدیم

اونوقت فکرش رو بکنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

حالا بیا ثابت کن به دستا و گردن  و سن من جواهرات گنده و پر کار نمی اید.

خلاصه اینکه اینهمه گرون خریدید چرا ظریف است و ………..

به هر حال من فقط لبخند زدم.

امروز که سر کار تشریف بردم مهندس صدام زد و پاکتی داد محتوی مبالغی تشویق و فرمودند

عزیزم تو به جایی رسیدی که نبودت در شرکت کاملا محسوس است و …

منم باز ار اون لبخند ملیح های خواهرشوهر پسند زده فرمودم

اصلا نگران نباشید مهندس هفته دیگه که نامزدیم مرخصی بگیرم میره تا بهمن که عروسی است.

و اینجا بود که مهندس فرمود: این چه فصل عروسی گرفتنه بچه!

Posted in باد و آفتاب | Leave a Comment »

حمایت _ شکست_ مستقل

نوشته شده به وسیلهٔ: خاستگاه در 2 نوامبر 2011

کار به جایی رسد که دیروز گفتم بابا من رژیمم چرا باور نمی کنید.

و امروز همه تلمفن زیدند  تبریکات صمیمانه و غیر صمیمانه گفتند.

و از آنجاییکه قیض تلقی  را پس از تهدیدهای متوالی همراه اول به علت  تنبلی ندادم یک طرفه شد البته 3

ساعت پس از اینکه پولش رو دادم.

و می گویند الا و بلا ما باید بیایم بله برون حالا جرات داری بیا بگو ما رسم نداریم.

و ما به دنبال جا برای عروسی هستیم

Posted in باد و آفتاب | Leave a Comment »

کاهش وزن بدون استرس ممکن است

نوشته شده به وسیلهٔ: خاستگاه در 1 نوامبر 2011

یعنی اصلا خدایی نکرده فکر نکنید من دارم خل می شم هااااااااااااا

یا از دست مامان پروین و آقای پدر خون خونم رو می خوره

من خیلی آرومم و سر کار بسیارخونسرد و شادم

من کلا نگران وزنم هستم در هنگام فشارهای عصبی که در زندگی ندارم

Posted in خاک بر سران | Leave a Comment »

آفتاب پاییزی

نوشته شده به وسیلهٔ: خاستگاه در 25 اکتبر 2011

کلا همه چیز خوبه

فقط نمی دونم

  آرامش قبل از طوفانه یا بعد از طوفان؟

Posted in باد و آفتاب | 1 Comment »