قشنگی زندگی اونجاست که هر روز در حال یاد گرفتنی. بی‌ریختی زندگی هم اینه که آموخته‌هات همه از رنجه.

چشمم خورده بود به این دستبند آبی با دم نهنگ بعد دیدم نوشته که می‌تونی یه نهنگ رو اداپت کنی و دنبال کنی ببینی کجاست. گفتم چه باشکوه! می‌تونی با یه نهنگ گنده همسفر بشی. بعد فکر کردم نکنه ادم یهو ببینه نهنگش خاموش شد ته اقیانوس و تموم شد؟ نکنه نگا کنی ببینی هی رفت و رفت و بعد تو یه ساحل شنی از اب زد بیرون و تموم؟ اصلا از کجا معلوم که نهنگ من دلش بخواد کسی بدونه تو کدوم جاده اقیانوسی دنیا سرگردونه، شاید اصلا بخواد برای خودش غوطه‌ور شه تو آب‌های آبی و درخشان و آوازهای ۵۲ هرتزی بخونه. صفحه آنلاین شاپ رو بستم و خوابیدم.

درخت در تنهایی درخت‌تر نیست. درخت در تنهایی فکر می‌کند که درخت‌تر است.

در بوته گرچه سخت مرا آزموده اند
و نیش مار مرا آزموده است
من هم به سهم خویش
بس آزموده ام
هیچ آزموده ریسمان سپید و سیاه را
هرگز به جای مار نخواهد گرفت

نوشته های تازه را از طریق ایمیل دریافت کنید.

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید