پانزده سال جنگ داخلی (1975 تا 1990 میلادی) و اختلافات عمیق مذهبی و سیاسی در لبنان ، مصیبتهای فراوانی را برای این کشور زیبا به ارمغان آورد. بیروت پایتخت لبنان که روزی به پاریس خاورمیانه شهرت داشت ، تبدیل به ویرانه ای با آسمان تیره از دود نفرت و خشونت شد.
تقسیم شدن بیروت به دو بخش، نقطه ی اوج بحران بود. من فکر می کنم این تقسیم بندی از دیوار برلین در آلمان هم بدتر بود. چون حداقل در آلمان دو بخش شرقی و غربی با هم جنگ نمی کردند. در حالی که در بیروت اینطور بود. روزی نبود که صدای تیراندازی و انفجار به گوش نرسد و ساختمانی باقی نمانده بود که آثار جنگ داخلی بر روی آن نباشد.

بیروت – سالهای جنگ داخلی
ساختمان یکی از هتلهای بیروت که یادآور(نماد) سالهای جنگ داخلی در لبنان است و دست نخورده باقی مانده است. (کلیک کنید)
از طرف دیگر همسایه ی قدیمی لبنان ، یعنی سوریه، از این موقعیت سوء استفاده کرده و نفوذ خود را در این کشور افزایش داد. بعد از پایان جنگ داخلی (سال 1990) سوریه با بهانه ی اینکه اگر ما نباشیم ، لبنان باز هم به خشونت کشیده می شود و حضور ما برای لبنان حیاتی است ، جای پایش را محکم تر کرده و تعداد زیادی از نیروهای نظامی و استخبارات خود را ، در لبنان مستقر کرد.

بشار اسد – رئیس جمهور سوریه
لبنانیها با تلاش بسیار ، بخش زیادی از ویرانیهای جنگ را ترمیم کردند و مجدداً آن لبنان ایده آل که در گذشته وجود داشت ، بسوی شکل گرفتن پیش رفت. موسیقی و هنر رونق بسیاری گرفت و ساختمانها و هتلهای زیبا و مجلل ساخته شد. فستیوالهای متعدد فیلم و موسیقی در شهرهای مختلف آن برگذار می شد که برخی از آنها مانند فستیوال بعلبک از اعتبار بین المللی هم برخوردار بودند. مراسم انتخاب دختر شایسته و ملکه ی زیبایی لبنان ، هر ساله مورد توجه بسیاری از مردم خاورمیانه قرار می گیرد. صنعت تورسیم رونق گرفت و بخش بزرگی از درآمد ملی لبنان شد.

نوال زغبی – خواننده ی زیبا و محبوب لبنانی

بیروت – پایتخت لبنان
و اینها به بخاطر حضور نظامی و اطلاعاتی سوریه نبود ، بلکه ثمره ی تلاشهای بزرگ مرد سرمایه دار لبنانی ، یعنی رفیق الحریری بود. او خط مشی صلح را در پیش گرفت و از هر چیزی که عامل خشونت می شد ، دوری جُست. عامل اتحاد مردم لبنان و همزیستی مصالمت آمیز مذاهب شد. رابطه ی لبنان را با جهان بهبود بخشید و سرمایه های خارجی را جذب کشور کرد.

رفیق الحریری – نخست وزیر سابق لبنان
او مخالف سرسخت حضور سوریه و خواهان استقلال و سربلندی لبنان بود. البته همیشه در صحبتهای خود جانب احتیاط را رعایت می کرد و نمی خواست کشورش را وارد درگیری کند. آن هم با سوریه که تقریباً لبنان را در اشغال کامل خود داشت.
…
تا اینکه روز 14 فوریه 2005 ، انتشار خبری تمام مردم لبنان و محافل سیاسی منطقه را شوکه کرد. انفجار مهیبی در بیروت رُخ داد که یادآور روزهای سخت جنگ داخلی برای مردم لبنان بود. رفیق الحریری نخست وزیر و مرد محبوب تمام ملت لبنان ، به همراه 22 تن از همراهانش در این انفجار کشته شدند. از همان ابتدا انگشت اتهام بسوی سوریه و گروه حامی آن در لبنان یعنی حزب الله دراز شد.
این حادثه با واکنش شدید مردم لبنان و جامعه ی بین المللی مواجه شد. تظاهرات میلیونی در لبنان بر ضد سوریه به راه افتاد. آنها خواستار خروج سوریه و پایان دادن سلطه ی 30 ساله ی این کشور بر لبنان شدند. جامعه ی جهانی و در راس آن کشورهای ایالات متحده و فرانسه از این خواست ملت لبنان حمایت کردند.تا اینکه شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه ای خواستار خروج فوری سوریه از لبنان و یافتن عاملان این جنایت و محاکمه ی آنان شد. حدود یک ماه بعد، سوریه به ناچار و بر اثر فشارهای بین المللی ، نیروهای نظامی و اطلاعاتی خود را از لبنان خارج کرد.

تظاهرات مردم لبنان که منجر به خروج سوریه شد
مجموعه ی این اتفاقات ، تحولات مهمی را بوجود آورد و معادلات سیاسی لبنان را تغییر داد.
گروه 14 مارس که ائتلافی از نیروهای مخالف سوریه هستند ، در انتخابات پارلمانی به پیروزی رسیدند و با توجه به در اختیار داشتن مقام نخست وزیری (فواد سینیوره) ، قدرت سیاسی کشور را بدست گرفتند. نهاد ریاست جمهوری همچنان در دست متحدان سوریه(امیل لحود) باقی ماند.
حتماً می دانید که دوره ی ریاست جمهوری امیل لحود چند روز پیش به پایان رسید و امیل لحود بدون مشخص شدن جانشین ، کاخ ریاست جمهوری لبنان را ترک کرد … .
« در مورد این مسئله مطالب زیادی دارم که در پستهای بعدی مفصلاً توضیح خواهم داد »
…
…
امروز در سایت دفتر بیروت کانال تلویزیونی انگلیسی زبان جمهوری اسلامی (Press TV) ، مطلبی را دیدم که توجه ام را جلب کرد:
» نام چهار تن از افرادی که در ترور حریری دست داشتند فاش شد «
البته نام این چهار تن در این خبر ذکر نشده. ولی من می توانم حدس بزنم که احتمالاً می تواند یک راننده یا یک نگهبان و یا افراد عادی و گمنامی باشند. حتماً اینها در این مسئله دست داشته اند ، ولی چیزی که مطمئنم این است که اینها فقط مجری این جنایت بوده اند. و شاید تعدادی از مجریان . من فکر می کنم افراد زیادی در این ترور نقش داشته اند.
اما واقعاً ، چه کسی(کسانی) عامل اصلی این ترور و ترورهای مشابه در لبنان است و از آشوب و اختناق در آن کشور سود می برد؟