می دونیم که سیمین بهبهانی بزرگوار ابداع کننده ی بسیاری از وزن های جدید شعر هستند بهرحال مقصود من از نوشتن این پست توضیح این حقیقت نیست که البته اگر وقت شد حتما روزی
درباره ی این مهم بیشتر خواهم نوشت چون این بانوی بزرگوار حق زیادی به گردن شعر و ادب ایران زمین دارن.بعد مدت ها داشتم مجموعه ی غزل های سال 1352-1360 ایشون رو
می خوندم که کتابی هست به نام (خطی ز سرعت و از آتش).مطلبی که برام جالب بود اینه که وقتی به اشعار دفتر دوم این کتاب برمیخوریم کاملا احساس می شه تاریخ در حال تکراره.
این اشعار درروزهای پاییز و زمستان 57 نوشته شده برای زندانیان سیاسی برای جمعه سیاه برای اعتصاب مطبوعات برای شهید شدن استاد نجات الهی برای روز هایی پر از استرس و آشفتگی…دقیقا چیزی که ما این روزها تو ایران لمس می کنیم…حتی جالب تو پاورقی یکی از غزل ها سیمین میگه شایع بود که برای تحویل جنازه ی شهیدان مبلغی بابت گلوله های سربی غرامت طلب می کنند( دقیقا شبیه قضیه شهادت ندا) و تو اون بیت شعر سیمین میگه : آن سرب برادر کش را گویند که تاوان باید….
امیدوارم خون ندا ها و صبر همه زندانیا بیهوده تباه نشه…( ای راه شرف پیموده با پای به خون آلوده بدخواه تو بند افزوده همراه تو پند آمخته)
بهر حال یک غزل از این مجموعه پیدا کردم که به حال و هوای این روزا میاد روزایی که همه نگران این هستند که سازشی صورت بگیره بین مخالفین و این حاکم های قاتل …
اسم این غزل هست (سازش مپسندید) که البته فقط قسمتی از این غزل رو اینجا می نویسم :
سازش مپسندید با هیچ بهانه کز خون شهیدان رودیست روانه
از ریشه ببرید آن دست که در باغ می کند شکوفه می سوخت جوانه
……ای داد خدارا بیداد فزون شد فریاد بر آمد از نای زمانه
سرخ است ازین پس چون خون جوانان هر سبزه که روید بر جوی کرانه…..
هر کشته ی گمنام زان سروقدان را بر گور نشانید سروی به نشانه
سازش مپسندید بر وعده بخندید کافتاده به حیلت دام از پی دانه
تا کعبه ی مقصود راه دگری هست جولانگه دیو است این راه میانه
25 دیماه 1357

