سال ۸۷، یک سال و سه ماه قبل ازاینکه پیر بشیم، هر سوراخ جدیدی که در اینترنت به وجود میامد را به رهبری مزیدی علیه رحمه میآزمودیم
این وبلاگ هم برای آزمایش امکان وبلاگ گروهی بود
Latest Updates RSS
-
-
Cynthia
گفت: حالا هر بار این سبزی رو بخوریم یاد شما می کنیم. دستتون درد نکنه مادر!
فکر کردم: حالا اگر مادر بزرگ من بود!
گفت: منیر جان! قربانت برم! گفتم که! روسری ت اوناها! رو مبله! بجنب خانم! ما فک و فامیل عروسیم ها!
فکر کردم: حالا اگر بابا بود!
-
ع. آرام
آدرس وبلاگ هفتشهر عشق: http://7citiesoflove.wordpress.com
آدرس وبلاگهای مرتبط (آرامش): http://4mezraab.wordpress.com
و سراب: http://mymirages.blogspot.com -
ع. آرام
سلام به دوستان. سلام به نوروز و سلام به دکتر مزیدی که تخم «نوروز87» را کاشت و رفت! نگذارید تخم لقی بشود توی دهن ما، میشود ازش یک جوجهی درست و حسابی درآورد یعنی نوروز 89 نوروزتان پیروز و همه روزتان نوروز. با همهی مشکلات و گرفتاریها دست کم اینجا جائی است برای بازدید از بعضی دوستان که چند روزی با ما بودند و هنوز هم میتوانند با ما و باهم و با همه باشند. بجنبید تا عید چند روزی نمانده. امروز سه شنبه و شب چهارشنبهسوری است. از دوستان دعوت میشود مطالب هفتشهر عشق مربوط به نوروز و چهارشنبهسوری را هم بخوانند. شاد باشید.
-
nooshin29
سال 87 سال گندی بود. خوشحالم که تموم شد! همین.
-
ع. آرام
همین حالا که نگاه کردم دیدم برخلاف چند هفته یا چندروز قبل که تعداد بازدیدکنندهها از انگشتان دست بیشتر نمیشد حالا کمی بیشتر شده یعنی به سی و دوتا رسیده! تعداد اضافه شده ولی هنوز سکوت برقراراست و کسی حرف نمیزند! چرا؟ عید نزدیک است، یا اینجا یا جای دیگر به استقبال نوروز 88 برویم. اگر مجلسی جای دیگر برقرار کردید آدرس آنرا به همه بدهید. تجربهی دکتر مزیدی را تکرار کنید. منتظر کسی هستید؟ چرا شما اولین نفر برای شکستن سکوت نمیشوید؟ طبیعت، بهار، نوروز و عید ما ایرانیها تجدید میشود، سال خوبی داشته باشید. این هم یک پیام برای کسانی که دنبال بهانهئی برای شاد بودن هستند:
«شاد بودن بزرگترین انتقامی است که از زندگی میشود گرفت!»
-
ع. آرام
سلام بر همه. کمی مانده تا یکسال از نوروز 87 دور شده باشیم امّا میشود از هم دور نشد زمان چیزی نسبی است. دکتر مزیدی این بنا را گذاشت دستش درد نکناد! کاش میشد از ابتدا اسم این وبلاگ را میگذاشتند نوروز و زمانی برای آن قائل نمیشدند تا بشود هرسال ادامهاش داد حالا دوکار میشود کرد؛ یا همین را ادامه داد یا وبلاگی دیگر برای نوروزی که در راه است ساخت امّا حیف است یک جوری به هم نچسبند! دوستان فکری، چارهئی، پیشنهادی چیزی دارند؟ حتماً دارند. منتظر میمانیم البته نه زیاد نوروز نزدیک است. در ضمن به مطلبی که در هفتشهر عشق راجع به پتیشن برای قراردادن نوروز در سالنمای سازمان ملل بعنوان روز رسمی نوشتهام مراجعه فرمائید. آدرس را که دارید؟ سون سیتیز آو لاو وردپرس دات کام! وقتی اینجا از هایپرلینک نمیشه استفاده کرد اینجوری مینویسم! شما سخت نگیرید.
-
ali786
یوهوووووووووووووووووووو
ما هستیم ولی هیشکی نمی نویسیم هاهاهاها -
شبستان
آمدم یخ اینجا رو بشکنم!
یخ شکنی شبستان، وب نوری شبستان!
چکشت رو بچرخون، مزیدی رم میگیری! -
key1one
وووووووووووووووووووووووووواوووواااااااووو
به به به به
اینجا متروکه شده!!!!!!! -
ali786
میبینم اینجا خیلی سوت و کور شده ! چرا نشه خوب ؟!!!
-
Mirzaee13
پس کجاست ؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
زیر و رو کنم :
پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارتهای اعتبار
کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
برگه ی حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
برگه ی رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام…
پس کجاست ؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم :
چند تا بلیت تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه ی سیاه
صورت خرید خوارو بار
صورت خرید جنس های خانگی …
پس کجاست ؟
یادداشت های درد جاودانگی ؟قیصر امین پور
-
ژوبین آی تی
سلام
با کمی تاخیر ما هم عیدی میدهیم!!
البته ببخشید نمیدونم حق دارم این پست رو اینجا قرار بدم؟ اگه نه بفرمایید حتما پاکش میکنم. -
جاوید
داستان Balatwit رو که همه میدونید انشاالله ! پس اینجا رو ببینید : http://balatwit.jaavid.com
در ضمن به تعدادی همکار برای کار در این زمینه نیازمندیم !!!!! -
A. J.
خدا کنه بدون مشکل همه چیز انجام بشه…
شما هم دعا کنین که بشه…
چیز بدی نیست…! -
pazh
من بچه مثبت که اعترافی برای کردن ندارم چه کنم؟ قبوله جک بگم؟ :))
-
Maryam
این اعتراف که می کنم رو اگه فامیلا بفهمن کارم ساخته س! مخصوصا اون کسی که اون بلا رو سرش اوردم!
فکر کنم 10 سالم بود که با یه سری از بچه های فامیل خونه مادربزرگم بودیم. همه بعد از غذا رفتن خوابیدن جز من. من کلا بعد از ظهرا خوابم نمی بره. اتفاقا اون روز یکی از این پسرا هم من رو اذیت کرده بود می خواستم تلافی کنم. رفتم آشپزخونه که یه هله هوله ای پیدا کنم و بخورم که یهو چشمم به یه شیشه عسل افتاد. شیشه عسل رو برداشتم و رفتم بالای سرش و همه عسلا رو ریختم رو سرش. اتفاقا موهای بلندی هم داشت. همون موقع نفهمید. بیدار که شد الم شنگه ای به را انداخت. چند بار موهاش رو شست اما هنوز موهاش نوچ بود. آخرسر مجبور شد بره کچل کنه! هنوزم هیچ کس نفهمیده اون کار رو من کردم! اسمایلی خنده های شیطانی، موذیانه و بدجنسانه و البته اعتراف گرایانه ( برای آشنایی با این اسمایلی و اسمایلی های مشابه به توییتر بپیوندید! :دی) -
ع. آرام
«آجرپاره»انداز را پاداش جفنگ است!
درجواب محمد جان، با پوزش :
«آرام» دگر شعر زخود دَر وَ نکرد!
چون رفت سفر، گذاشت میدان نبرد
او شعر سرود، دیگران معریدند
گردید تنور شعر افسرده و سرد
گپی دوستانه با دوستان:
«آرام» که شعر خوب دائم میبافت
برعکس، حریف او شدیداً میلافت!
از معر حریف جمله تعریفیدند!
او نه نقد هارد دریافت نه سافت!
این هم شعری نوروزانه ولی اندوهانه!
نوروز گذشت و سال سر خواهد شد
از محنت دوست، چشم، تر خواهد شد
یک کهنه برفت و نو بجایش آمد
یعنی که به است یا بتر خواهد شد؟!
-
شبستان
یه عده کپی میکنن مشهور میشن، بعد یه عده دیگه علیه اون عده اولی قیام میکنن بعد مشهور میشن!
-
شبستان
این که چیزی نیست. یارو سرچ کرده «یه روز یه رشتیه» آمده تو وبلاگ من! دو هفتهس دارم فکر میکنم طرف دنبال چی بوده!