شکر

وقتی فکر میکنی ختم روزگاری و دیگه هیچ کار نیست که نکرده باشی و بهت ثابت میشه که هنوز خیلی چیزهای شیرین هست که تجربه اش نکردی!

درسته که در آغاز راه، سردرگمی ترس و شکست حس میشه اما یه کم که بگذره متوجه میشی که گاهی شجاعت و شهامت و خلاقیت میتونه از یک وضعیت صلب نجاتت بده هر چند اگر پایانش به شیرینی وسطش نباشه

زمان آزاد

امروز عصر بالاخره ۲-۳ ساعتی وقت آزاد داشتم ، البته شاید یکی از دلایل آزاد نبودن وقتم ، خودم هستم! همین مدت زمان کم باعث شد به این نتیجه برسم که تنهایی نه تنها بلاخیز نیست ! بلکه فرصتی برای مرور خاطرات گذشته و عبرت آموزی محسوب می شود.

بماند به یادگار

نقاط عطفی در زندگی ما انسان ها وجود دارند که تمام سیکل تکراری وعمر رو به زوال ما را تعبیر و تفسیرمی کنند …

مدرسه،معلم ها، امتحانات نهایی، مقاطع مختلف تحصیلی، دبیرها، تشویق ها ، تنبیه ها، عشق اول ، کنکور، یافتن هویت جنسی ، اولین آغوش ، اولین سکس، سربازی، کار ، اولین حقوق و …. همه و همه بیانگر خاطراتی هستند که شاید با یادآوری هر کدام لحظاتی شیرین یا تلخ در ذهن ما تداعی کنند اما واقعیت امر آن است که در پس شیرین ترین خاطرات ، حسرتی به قیمت گذر عمر نهفته است …

اعتراف می کنم که پس از یادآوری تمامی خاطرات مهمم در قریب این سی و اندی سال گذشته از عمرم، فقط و فقط برآیند حس هایی که در آن رده هایی از عشق ، دوستی ، دوست داشتن و دوست داشته شدن در ذهنم تداعی می شود را دلیل حیاتم می دانم …

… کاش فرصتی باشد که بتوانم عشق بیشتری بورزم در هر قالبی که او برایم مقدر کرده است …

پ ن : نوشتن و تجربه کردن حس های خوب بعد از مدت ها سخته !