جدید

دسامبر 25, 2010

اینجا رو فیلتر کردن بیایید ادرس جدیدم

اخرادرس  بجای 7 بگذار 9 بیا خونه جدیدم  متوجه نشدی یه نگاه به توییت من بنداز

 

 

روز جهاني خواستگاري

دسامبر 22, 2010

سلام
سالهاست با مسئله فيلتر دسته و پنجه نرم ميكنيم من اصلا برام مهم نيست كه فيلتر بشم يا نه چون ميدونم كسي كه خواننده وبلاگ من باشه خلاصه وبلاگ رو ميخونه ، و كساني كه نظر ميگذارن لطف ميكنند كساني كه نظر نميگذارن بازم لطف ميكنن و خوانند داشتن وبلاگ به تعداد نظرات نيست من به همين داشته ها هم افتخار مي كنم و اين فيلتر شدن هم جز افتخارات من شده . منم مفتخرم كه وبلاگم فيلتر شد يعني اينكه من يه چي گفتم و حرف براي گفتن دارم كه براي بعضي ها خوش آيند نيست .
من ماموريت رفتم و اومدم و خيلي ايندفعه خوش گذشت اين دفعه با دفعات پيش فرق داشت حال هواي نهار خوري و مسير برگشت تا ساختمان اصلي و كلا خيلي فرق داشت وقتي بدوني كه يكي داره يه جايي بال بال ميزنه و تو همچنان ميانه رو هستي همه چي برات جالب ميشه . جالبه بدونيد روز اولي كه يارانه ها رو اعلام كردند كه آزاد شد . همونروز طي عمليات جوانمردانه پسرهاي مجرد سايت به سه تا دختر مجرد سايت هر كدوم دو سه تا پيشنهاد خواستگاري دادن كلا روز جهاني خواستگاري بود باور كنيد فكر كنم يكدفعه احساس پولداري بهشون دست داده بود يا اينكه فكركردن آخر عمرشون نزديكه بيان زن بگيرن شايدديگه ناكام از دنيا نرفتن طوريكه ما سه نفرمون شوكه شديم مونديم كدومشون بهتره … جالبه همشون هم از وجود ديگري هم خبر دارن ميگن ما ميدونيم اونم گفته ولي منم هستم .. اينجا عجيب نيست سه نفر دختر مجرد ! هر كدوم دو سه تا خواستگار اونم يه روز ؟

اجیل با طعم نفت

دسامبر 20, 2010

سلام
اومدم فقط بگم یه شب یلدا رو توی عمرتون از جیب این مملکت با یارانه هاتون برید اجیل بخرید کیف کنید بخورید و نفرین به جان هر کسی که دوست دارین حواله کنید
شب یلداتون مبارک باشه پیشاپیش
گازوئیل هم نشدیم اون آزاد شد ماهنوز در بندیم

فیل خیس شدیم

دسامبر 18, 2010

دو تا کلید ctrl و  A  را همزمان فشار بدهید

مثل اینکه ویبلاخ من فیلتر شده به عدد یک با یک نقطه
http://1.parchin147.wordpress.com
به اول ادرس وبلاگ اضافه کن ادرس وبلاگ  جدید من میشه

دارم میرم ماموریت انشالله برگشتم مینویسم

دوستان اگر زحمتی نیست اطلاع رسانی کنید

بوفه جا داری؟

دسامبر 13, 2010

22 آذر 1389

بعد از نه ماه و چند روز خلاصه من کوله بار خودم رو به تهدید بابام جمع کردم و فردا راهیه شهر باران میشم امیدوارم که من میرم  اونجا  خدا به من لطف نکنه بارون اونجا نصیب من کنه بلکه این بارون رو بفرسته برای تهران …

چند روز توی اون شهر باران قراره جولان بدم بعدش بیام تهران و برم سایت پالایشگاه . امشب عموم اینها دارن میرن ترکیه چقدر عموم به من اصرار کرد بیا بریم اما  نتونستم برم با اینکه خیلی دلم میخواد بزنم از ایران برم یه گردش ولی به هزار و یک دلیل فعلا نمیشه به عموم  گفتم عمو جان برو  جلوی اون سفارتی که من دوست دارم برم کشورش بگو سه نفر جا داری روی بوفه هم بشه جا بشه برادر زاده ام و دو تا دخترهام حاضرن بیان .. یا نگاه کن ببین  میتونی عمو جان  واسه ما شوهر موهر پیدا کنی ما بزنیم بریم .. عموم گفت اگر خودم رو بلند نکردن حتما شما سه تا رو می فرستم برین یه کاری میکنم,  خلاصه بوسش کردم گفتم ببینم چی کاری میکنی   ولی   حالا من روی قول عموم  حساب کردم ببینم بوفه جا داره منم برم … 😀

دل نوشت : حرف از عمو شد دلم براي عمو خسرو شكيبايي با اون صداي قشنگش يه دنيا تنگ شده ! عمو خسرو براي هميشه دوستت دارم

دنیا خیلی پدر سوخته س

دسامبر 11, 2010

تو در من زندگی کردی !

تو این رویا رو می فهمی !

خودت در گیر طوفانی

تواین دریا رو می فهمی

دریا رو!  به  قلبم دادی

توی  بندت بودن یعنی آزادی

یادمه وقتی  داشتم  بر میگشتم خیلی بی خیال بودم هنوز خبری نبود هنوز از احساسش هیچ خبری نداشتم و بلند با لبخند  گفتم خداحافظ  فلانی ! داشت با موبایل حرف میزد ! شوکه شد وقتی دید دارم میرم دستاش رو برد بالا سرش رو تکان داد که یعنی خداحافظ ! حالا منتظره که برم وقتی گفتم بعد از روز جهانی قیمه میام آرزو کرد زودتر برم …

دنیا خیلی پدر سوخته اس اینم روش منم یکی از پدر سوخته هاش(آیکون خدا شاهده من کرم  نریختم خودش خواهان شده )

اُردَنْگي

دسامبر 6, 2010

در دنيايي واقعي افرادي وجود دارند با توجه به اينكه خيلي خودشان را ادم مهم و ادميزاده ميدانند اما تنها از ادميزاده قيافه اش و آلت تناسلي اش را به يدك مي كشند و اما صفات انساني را در پس پردهاي بي حيايي با نهايت وقاحت، فراموش ميكنند و خود را به خنگي مي زنند.
مثلا ادم گربه صفت يا ادم ميمون صفت، ادم حيوان صفت، ادم سگ صفت! البته من در مورد خصوصيات سگ گفتم كه خيلي با وفا است اما گاهي پاچه گير بودن سگ هاي هاري كه زياد به انها مهرباني شده است خالي از لطف نيست كه صفتش را براي عده اي عزل و نصب كنيم .
كلا در اين چند ساله به اين نتيجه رسيده ام كه هر چقدر نامهربان تر باشي كمتر سوارت مي شوند ! هر چقدر بي ادب تر باشي بيشتر حواسشان را جمع ميكنند كه سر به سرت نگذارند . هواي كارشان را داشته باشند .
به اين نتايج عظيمي كه رسيدم فقط اين خيلي نتيجه عظيمي است كه ريشه هر چيزي را كه فكر و روحت و جسمت را آزار ميدهد بايد از ته بزني و رحم به صغير و كبير نكني.
هر چقدر مهرباني كني ميگويند خري وظيفه اش است ، هر چقدر كرنش كني ميگويند احمق است ، هر چقدر ابراز محبت كني مي گويند وظيفه اش است اخر از دماغ فيل افتاده ام بقيه ازجاي ديگر فيل .
انگاري اسمان سوراخ شده خودشان نازل شده اند بر روي زمين .
در كل بگويم خلايق گربه صفت كم نيستند كه تا مچ دستت را عسل بزني بگذاري در دهانشان ميگويند زهر مار است همان بهتر اين جور ادم هاي گربه صفت را با اردنگي از محدوده زندگي ات پرت كني بيرون تا يادشان باشد مسجد جاي گوزيدن و نازيدن نيست
وسلام

پالس ها دريافت شد !

دسامبر 5, 2010

هفته دومي است كه به ماموريت در ان مكان كاري پالايشگاهي نرفتم ، اولين بار كه در آن مكان رفتم ، تنها كسي كه از آن جمع زياد توجه من را به خودش جلب كرد با آن ويژگي ظاهري خاصش و مهرباني خاصش و خيلي گرم با من بر خورد كرد و باعث شد تا من در موردش فضولي كنم و از ديگران بپرسم ! هنوز هفته شروع نشده به ايميل شخصي من ميل زد خانم فلاني شما اين هفته مي آيي؟ ! ميخواستم بپرسم مي آيي يا نه فقط براي اين ميل زدم ؟
مثلا اين ايميل از مديري يا كسي بياييد بر حساب كار ميگذاري اما كسي كه هيچ رابطه اي كاري مشترك با هم نداري و به بهانه اي ايميلت و تلفنت را گرفته اس حتما جاي تعجب دارد مخصوصا با آن نگاه ها و محبت ها و پرسش هايي كه در موردت از ديگران كرده است !

و جالب اينكه اخرين باري كه رفتي تو را به خوردن قهوه دعوت كند و بعد برايت ايميل قهوه نمكي بفرستد !

درست است كمي احساس دارم اما شعور كه خيلي دارم 😉

غر نوشت1:  تهوع  دست از سر من  بر نمیداره امروز برای سومین بار رفتم  دکتر البته این دفعه رفتم بیمارستان  یه آمپول ضد تهوع زدم  آزمایش گرفتن از من رسما دکتر اعلام کرد مسمومیت هوایی ! به دکتر  گفتم مسمویت غذایی داشتیم هوایی رو نداشتیم دکتر جان مسمومیت زمینیش کی میاد ! گفت اون کی از خرداد پارسال اومده نفهمیدی ؟

غرنوشت 2: رسما و رسما از طرف بابام  تهدید به این شدم که گوشم در دستش و  کوله ام به دستش با اردنگی منو برای عاشورا و تاسوعا به رشت خواهد برد ! و اگر نروم  خودش با سه تا داداش های بنده اماده انجام همون گوش و کوله به دست خواهند شد برای بردنم به رشت ! چون  امروز فهمیدن حسابی مریض هستم تهوع دارم کلی نگرانن. امیدوارم زود خوب شوم .

حرفهاي خاله زنكي

دسامبر 4, 2010

از روز يكشنبه بنده به درد سرگيجه و تهوع و گلاب به روتون دچار شدم ! و اين باعث شد كه بنده فقط فقط بتونم آب و نعنا و نبات بخورم و هيچ چيز ديگر توي معده بنده جاي نگيرد ! روز چهار شنبه با دوستم شام رفتم يبرون و هرچي خورده بودم و نوش جانم شده بود كوفتم شد ! وقتي رسيدم خونه با يك عمليات انتحاري از معده بنده زد بيرون و دوباره رفتم سراغ آب و نبات و نعنا و همش آب به معده زدم دكتر هم رفتم و دكتر گفت اين آلودگي هوا باعث شده منم به دكتر گفتم دكتر بس كن مسخره اش را در اوردين آلودگي كجا بودآب هوا كار همش كار همو تعطيل چي هست من احتمالا يه مرض گرفتم .
خلاصه اينكه بنده همش مريض بودم و توي تخت بودم و هيچ چيزي نخوردم از ترس تهوع و سه كيلو گرم ناقابل رو به مانكن شدن وزن كم كردم واين بي كاري و روي تخت خوابيدن عاقبت اين شد كه بنده روز پنج شنبه از بي حوصله گي رفتم خونه دختر عموهام كيك هم درست كردم و تولد بازي كرديم عكسهايي گرفتم در حد خدا و وقتي اومدم خونه دوباره همان آش و همان كاسه همان تهوع و دوباره آب نبات و نعنا به معده زدم .. ديگر قرص تعوع هم هيچ اثري نكرده و دوباره رفتم توي تخت وبهترين كار خوابيدن بود اما اين ميان مردم آزار هايي بودند كه هر از گاهي به من زنگ ميزدند و كلي كل كل ميكردند يكي از دوستان زنگ زد و كار به حرف هاي خاله زنكي كشيد و بنده يكدفعه يك نطقي كردم از يك ايميلي كه دستم رسيد و چند تا جمله گفتم يكيش اين بود كه » مردان از دو نوع خارج نیستند;یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان» و دوست بنده اينقدر خنديد كه ذوق مرگ شد. بهش گفتم ببين عزيزم چيزي كه ادم نبايد توي اين دنيا غصه اش رو بخورد شوهر است تا زماني كه نداري يه اتفاق افتاده كه ميگي شوهر نداري ميگي ندارم خوب! بعد از اينكه وقتي شوهر داري ازش خسته شدي و مشكل پيدا كردي ،ازش طلاق ميگيري و اونوقت باز عوض كردن شوهر فقط مشكلي عوض شده و كلا بازهم بگويم برايت تنها دلیل وجود مردها برای اثاث كشي و پنچر گیری اتومبیل است! و در آخرش يه جمله انتحاري گفتم كه ادم ها ممكن است مرد باشند ولي مرد ها نمي توانن ادم باشند. اينجا بود كه ديگر دوستم گفت فكر ميكنم حالت اصلا خوب نيست استراحت كن بد جور افتاده اي به هذيان گويي !
حالا جان من جان من بد گفتم ( ايكون وارش بد جنس ) ديروز جمله آخر را به شازده ميرزا گفتم ميرزا گفت دست شما درد نكند خدا ميداند فردا چه توپخانه اي به سمت ما دخترها بگيرد !(آيكون وارش منتظر )

سلام عمو تعطیل چی !

دسامبر 3, 2010

عمو تعطیل چی سلام

این روز ها همه چی تعطیل است من چقدر خوشحالم ! خوشحال ؟ بله خوشحال مگر عیبی دارد ؟ زمانی مشتاق این بودیم که برف بیایید و تعطیل شویم الان منتظریم نفت بیاید نه ببخشید بنزین آلوده بیاید تا ما تعطیل شویم نه مثل اینکه باز هم  اشتباه کردم ! روزهای نشان دار بیاید و ما تعطیل شویم به هر حال !  تعطیلی، تعطیلی  است دیگر چه فرقی  میکند که کسی روز روشن با چاقو بزند کسی را در کرج یا میدان کاج بکشد و پلیس تعطیل باشد و  چه اداره هواشناسی تعطیل باشد مهم این است  که عمو تعطیل چی تو کارت را به نحو احسنت انجام میدهی هرگز نشه فراموشه عمو تعطیل چی نشه خاموش !

راستش این روز ها همه تعطیل شدند شما چطور مغز ها ، جیب ها ، رابطه ها ، عشق ها ، کتابها ، روزنامه ها ، وکیل ها ، ورزشکار ها ، یارانه ها ، شما چطور؟  شما هم تعطیل هستید؟ خوب از اسمتان معلوم است که کلا تعطیل هستید اما میخواستم بگویم  عمو تعطیل چی ، تعطیلی واقعی آن روزی که من بشکن بزنم بابا کرم برقصم کی هست ! که خودت و خودشون  وخودشان همه با هم آهنگ فتیله کلا» تعطیله رو بخوانیم !

راستی عمو  تعطیل چی تو چرا در جاهایی اصلا پیدا نیستی مثلا پایه چوبه دار ؟ زمان سنگ سار و موقع محاکمه نکند تو انجا نقش منفی بازی میکنی در آن زمان !

با تشکر یکی از احاد  عاشق تعطیلی

من توفیق الله و تعطیلهم  کلهم