یا حق
داشتم یادداشت های پارسال این موقع هامو نگاه می کردم خیلی وقت بود سراغشون نرفته بودم اصلا خیلی وقت بود که روی کاغذ چیزی ننوشتم. دلم تنگ شده شاید دوباره شروع کنم.وقتی به حرف های اون موقعم نگاه می کنم و یادداشت هایی که بعضی روزا می نوشتم رو میخونم می بینم که چقدر بزرگ شدم چقدر عوض شدم. این یک سالی گذشت با همه ی اتفاقات تلخ و شیرینش خیلی چیزا بهم یاد داد خیلی چیزا !
یاد گرفتم که لازم نیست ایده آل زندگی کنی فقط کافیه خوشحال زندگی کنی !
یاد گرفتم که توی زندگی سرمایه هایی بزرگتر از دوستای خوب نیستن !
یاد گرفتم که بخشیدن هر چند زخم را کاملا بهبود نمیده ولی به قول مهندس های بافت یه scaffold خوب برای یه regeneration موفقه یه آرامش عجیبی بهت میده حتما !
یاد گرفتم برای یه زندگی خوب باید maturity تو افزایش بدی برای اون هم باید آدم های mature رو دور و برت داشته باشی که البته کمتر کسی پیدا میشه پس باید خودت تلاش کنی!
یاد گرفتم که resolution ها همیشه آسون نیستن باید براشون زمان و انرژی بذاری!
یاد گرفتم که چیز های کوچک حتی بک لیوان آب بزرگترین اثر ها رو توی زندگی می ذاره پس باید برای همین لحظه های کوچک هم وقت بگذاری و برای جرعه جرعه ی اون لذت ببری
یاد گرفتم لبخند رو از هیچ کسی دریغ نکنم حتی از آدم هایی که زخم هایی بزرگ گذاشتند
یاد گرفتم دلم رو هر روز صاف کنم هر روز یک ctrl+A بعد هم Delete . زندگی اینطور ساده می شه.
این یک سال خودم رو خوب شناختم. هنوز می دونم که برای mature شدن گام های خیلی بزرگی باید بردارم باید هنوز هم برای عیب های کوچک و بزرگ مانده تلاش کنم.
حس می کنم بزرگ شدم خیلی بزرگتر از قبل! رفتار هایم و نگاهم به آدم ها بزرگتر شده . خنده داره ولی بچه ها می گن ظاهرم هم خیلی بزرگتر شده :)) حتی موهام هم خیلی بلندتر شده ;)
امیدوارم که سال دیگه که باز این حرف ها رو می خونم بازم بگم چقدر بزرگ شدم !
خدایا برای لحظه های آرامش ازت ممنونم ممنون! :)
تا حق
امضا : پردال کمی بزرگ شده !