رویایی کوتاه
آگوست 9, 2011در ستایش امید
آگوست 9, 2011احمد آقا برگشت . فکر میکردم انتشار یک روایت یا عکس از مرخصی اش حتی اگر «خردلی» اثر بگذارد در عدم تمدید آن نباید چیزی منتشر کرد. اما امروز دیگر آن نگرانی نیست. در این دو روز سه باری رفتم دیدنش – البته زیاد نماندم که جا برای دیگران هم باشد. جمعیت زیاد می آمد. احمد آقا با شوخ طبعی همیشگی اش بارها جمعیت را خنداند. خاطرات زیادی می گفت که معمولا با طنز پنهانش تلخیاش را میگرفت. دو نکته را من شنیدم از حرفهاش که حتما باید عمومی شود.
یکی اینکه فروتنانه معترض بود که ما که زندان رفتهایم کار خیلی ویژهای نکردهایم (اصلا دست خودمان نبوده !) که اینطور ابراز علاقه میشود. به طنز گفت مگر ما ضرب در دو یا سه شده ایم که اینطور لطف میکنید؟! بعد هم تاکید کرد اینکه گروهی در زندان هستند نباید نشاط را از جامعه بگیرد و این منجر به ناامیدی خواهد بود و همین بدترین اتفاق ممکن است. میگفت اگر شما زندان بودید من امیدم را هیچ وقت از دست نمیدادم پس شما هم نباید چون ما در زندانایم ناامید شوید. به خنده گفتم پس فرق ما و شما الان در سبک زندگی مان است!؟
نکته جالب دومی که گفت دربارهی روزی بود که از زندان بودنش کمی راضی شده. میگفت دورهای که با زندانیان خطرناک هم بند بود پیرمردی بوده که گوش خیلی سنگینی داشته و تقریبا از وضع دیگران بی خبر بوده . به خنده میگفت حوله ای هم داشت که هم با آن حمام میرفت و هم گاه در داخلش برنج میگرفت و میخورد و هم کارهای دیگرش را راه میانداخت! یک روز که از حمام آمده بوده و در حال خشک کردن موهایش بوده نگاهش به نگاه زیدآبادی میخورد که با تبسم به او نگاه میکرده. پیرمرد میگوید جوان نمیدانم برای چه اینجایی اما لبخندت که همیشه بر لبت هست برای من امید میدهد و زندگی.
http://ruzgaran.blogspot.com/2011/08/blog-post.html
آب زنید راه را……………………
آگوست 5, 2011احمد زیدآبادی پس از ۷۸۰ روز از زندان رجاییشهر به مرخصی آمد
آگوست 4, 2011احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و فعال سیاسی، پس از تحمل ۷۸۰ روز زندان، ساعتی قبل (عصر روز پنجشنبه ۱۳ مرداد ۹۰) به مرخصی آمد.
به گزارش بامدادخبر، آقای زیدآبادی که نزدیک به ۲۶ ماه گذشته را از حق مرخصی محروم بوده است، به دنبال ضعف شدید جسمی در هفتههای اخیر و درخواستهای مکرر همسرش از دادستان تهران، با قرار وثیقه و تنها به مدت دو روز از این حق قانونی خود برخوردار شده است.
دبیر کل سازمان ادوار تحکیم یک روز پس از انتخابات ریاستجمهوری مناقشهبرانگیز خرداد ۸۸ توسط نیروهای امنیتی در مقابل منزلش بازداشت و به سلول انفرادی در زندان اوین منتقل شد.
وی پس از ماهها تحمل انواع فشارهای جسمی و روحی از سوی بازجویان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در دادگاهی «نمایشی» شرکت داده شد و پس از آن از سوی صلواتی، قاضی شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به شش سال حبس تعزیری و پنج سال تبعید به گناباد محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار گرفت.
احمد زیدآبادی در اردیبهشت ماه سال ۸۹ به همراه تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی همچون عیسی سحرخیز و حشمت طبرزدی، از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان رجاییشهر کرج تبعید شد.
وی که در دو سال اخیر دو جایزهی معتبر «قلم طلایی آزادی انجمن جهانی مطبوعات» و «جایزه جهانی آزادی مطبوعات یونسکو» را از آنِ خود کرده، پیش از این نیز در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳ نزدیک به دو سال را در زندان سپری کرده بود.
مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی، در اوایل تیر ماه از کاهش وزن شدید او ظرف سه هفته خبر داد که این موضوع موجب افزایش نگرانیها نسبت به وضعیت احمد زیدآبادی و شدت گرفتن درخواستها برای استفادهی وی از حق مرخصی استعلاجی از سوی نهادهای حقوق بشری همچون سازمان عفو بینالملل گردید.

اولین تصویر منتشر شده از احمد زیدآبادی ساعتی پس از مرخصی در کنار همسر و فرزندانش
پیام تبریک احمد زیدآبادی از زندان در سالروز تولد همسرش: تحمل و شکیبایی تنها راه چاره است
ژوئیه 22, 2011احمد زیدآبادی دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) که از ۲۵ ماه پیش و در پی کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ در بازداشت به سر میبرد، در پیامی کوتاه به مناسبت سالروز تولد مهدیه محمدی همسر فداکارش، او را دارای شخصیتی به غایت توانمند، خردمند، با تدبیر و شکیبا توصیف کرد.
زیدآبادی که نزدیک ۷۶۷ روز از اسارتش میگذرد و تمام این دوران را بدون حتی یک روز مرخصی سپری کرده در پیام خود به مهدیه محمدی آورده است: به لطف خداوند روزی که آن تجربههای دلنشین و شیرین را از نو آغاز کنیم. دیر نیست، پس تا آن روز تحمل و شکیبایی تنها راه چاره است.
احمد زیدآبادی که پیشتر از سوی دادگاه انقلاب به شش سال حبس تعزیری و پنج سال تبعید به گناباد محکوم شده بود در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ توسط هیاتی متشکل از ۱۲ کارشناس بین المللی مستقل رسانهای برنده جایزه آزادی مطبوعات سازمان جهانی یونسکو، موسوم به «گییرمو کانو» شد.
http://www.bamdadkhabar.com/2011/07/post_5353/
متن کامل این پیام که در اختیار خبرنگار ادوار نیوز قرار گرفته بدین شرح است:
مهدیه جانم!
برای تولدت مراسم کوچکی در سلولم برگزار کردم، در واقع تنها کاری که از دستم بر آمد. وقتی به سرنوشتمان میاندیشم پیمیبرم که بیست سال پیش ما فقط همدیگر را انتخاب نکردیم، بلکه کشف کردیم. در آن زمان شاید کمتر کسی فکر میکرد که دخترک شیطون و یک دنده و غیر سفید محمد -آقای بزرگوار- شخصیتی به غایت توانمند، خردمند، با تدبیر، شکیبا و فداکار است و میتواند از گذر سختیها و رنجهای بسیار همسر و مادری نمونه باشد. من در کنار تو و بچههامان خوشبختی را با همه وجودم تجربه کردم و بسیار چیزها از سلوک تو آموختم. به لطف خداوند روزی که آن تجربههای دلنشین و شیرین را از نو آغاز کنیم. دیر نیست، پس تا آن روز تحمل و شکیبایی تنها راه چاره است. تولدت مبارک باشد.
احمد – ۲۹ /۴ /۹۰ – زندان رجایی شهر، بند ۴، سالن ۱۲، سلول ۲۴
بیاد بیاورید احمد زیدآبادی
جون 27, 2011نگرانی مهدیه محمدی از کاهش وزن شدید زیدآبادی
جون 27, 2011احمد زید آبادی که یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بازداشت شده تا کنون اجازه مرخصی نداشته است. همسر آقای زید آبادی با اشاره به آخرین ملاقاتی که روز پنج شنبه ۲ تیرماه با همسرش داشته گفت: این بار کاهش وزن خیلی محسوس بود، احساس کردم حداقل ۱۰ کیلو وزنش کم شده زمانی که برای خداحافظی بلند شد، شلوارش داشت از پایش می افتاد. من خیلی نگرانم.»
خانم محمدی همچنین اضافه کرد: «اینها مدتی با زندانیان عادی زندگی کردند، وسایل آرایشگاه و سلمانی آنها شریک بود. در زندان هزار نوع بیماری وجود دارد. من نگرانم که آقای زید آبادی به یک نوع بیماری مبتلا شده باشد که در زندان قابل تشخیص نیست.»
همسر آقای زید آبادی در خصوص درخواست برای مرخصی و درمان آقای زید آبادی گفت: «از روز پنج شنبه به هر کجا که فکر کردم، زنگ زدم. دیروز (شنبه ۴ تیرماه) به دادستانی نامه نوشتم و درخواست کردم حتی برای یک روز هم شده به ایشان اجازه مرخصی دهند تا ببینیم مشکل کاهش وزنشان چیست. اما روال دادستانی این است که کسی آنجا نشسته نامه را می گیرد و می گوید بروید زنگ می زنیم. اما در طول این دو سال یک پاسخ حتی با جواب منفی نیز دریافت نکرده ایم. یعنی هیچ گونه پیگیری صورت نمی گیرد.»
خانم محمدی همچنین افزود: «پزشکان بهداری زندان گفتند که پرونده را نگاه می کنند و به من خبر می دهند.»
وی ادامه داد: در عین حال با رئیس زندان رجایی شهر و مسئول سیاسی بند رجایی شهر نیز تماس گرفته و گفت: » به آنها گفتم، من نگرانم به کجا بگویم نگرانم. شما بر این حساب بگذارید که آقای زید آبادی مشکلی ندارد، نگرانی من را برطرف کنید.»
زیدآبادی که در دوران تبلیغات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از مهدی کروبی حمایت می کرد، یک روز پس از انتخابات بازداشت شد و در برخی جلسات محاکمه گروهی متهمان حوادث پس از انتخابات ایران که در مردادماه به صورت علنی برگزار شد، حضور داشت.
دادگاه بدوی پس از محاکمه غیرعلنی آقای زیدآبادی، او را به تحمل ۶ سال زندان، ۵ سال تبعید به گناباد و محرومیت دائمی از فعالیت های سیاسی و اجتماعی محکوم کرد.
پس از صدور حکم دادگاه بدوی، قرار بازداشت آقای زیدآبادی به قرار وثیقه تبدیل شد، اما با وجود تأمین ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه توسط خانواده، از زندان آزاد نشد.
احمد زیدآبادی در سال ۱۳۷۹ هم به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» محاکمه شد و حدود یک سال را در زندان به سر برد.
زیدآبادی در آذر ماه سال گذشته از سوی «انجمن جهانی روزنامه ها و ناشران خبر» برنده جایزه قلم زرین آزادی سال ۲۰۱۰ اعلام شد.
نوری زاد: زید آبادی متفکری آزاده، که چوب بی تربیتی های ما را می خورد
جون 26, 2011
متن این نوشتار به شرح زیر است:
من و زید آبادی در زندان هم بند نبوده ایم اما یک بند مشترک، مرا و او را به هم پیوند داده است. اگر گفتید چه؟
زید آبادی متفکری است آزاده، که این روزها، چوب بی تربیتی های ما را می خورد. در این سالهای پس از انقلاب، ما متعمدانه نخواسته ایم به سخن دیگرانی که چون ما نمی اندیشند، بها بدهیم. زید آبادی گرچه با نگرش های ما مخالف بود و هست، با این همه اما او یک ایرانی فهیم و اندیشمندی است که در همه ی شاکله ی فکری اش، جز سرفرازی ایران و ایرانی سراغ نمی توان گرفت.
زید آبادی را بجای زندان، باید بر چشم خود گذارد. باید به فهم او و نقدهای او امکان جولان داد. جامعه ای که خود را از نقد منصفان و دلسوزان خود بی نیاز بداند، به بد ورطه ای در می افتد. همان ورطه ای که امروزه درآن گرفتاریم.
من در سالهای حضور اصلاح طلبان در دولت، یکبار، وفقط یکبار، آنهم در دانشگاه شریف او را دیدم و با وی به مناظره نشستم. بازار سخنوری و سخن پردازی او آن روزها گرم بود. اما او، هرگز از دایره ی ادب، و انصاف دور نمی افتاد.
من چگونه فریاد بزنم که حاکمان و متولیان جمهوری اسلامی به این داغ بزرگ عنایت فرمایند و بدانند : درقاموس ابتدایی ترین خصلت های انسانی نیز، هرگز نمی توان یک نفر را دوسال تمام به زندان انداخت و یک روز هم به او مرخصی نداد؟
من می دانم که زید آبادی، با زندان و تهدید و تبعید، نرم نخواهد شد. و به زعم ما، به راه راست مورد نظر ما باز نخواهد گشت. او اگر ده سال دیگر نیز در زندان بی توجهی ما بماند و یک روزهم به او مرخصی داده نشود، همان خواهد بود که هست. پله ای از نردبان فهمیدگی خویش پایین نخواهد آمد.
به یاد داشته باشیم که : ما، زید آبادی را بخاطر فهم متغایرش زندانی کرده ایم. او جاسوس و عمله ی بیگانگان نیست. او خیانتکار و مزد بگیر اجانب نیست. او یک سرمایه دار وام گرفته از بانکهای رفاقت ما نیست. او یک منتقد است. من معتقدم برای او و امثال او باید راه گشود و پای آنان را برفرق سر نهاد و به استقبال فهمشان شتافت.
من، از طرف همه ی آنانی که به فهم، و به جولان فهم اعتقاد دارند و به آن بها می دهند، از زید آبادی و خانواده ی سرگردانش، پوزش می خواهم. زید آبادی اگر رفیق خود ما بود، اکنون مثل نورچشمی های فحاش و بی ادب ما ارج و قرب داشت و احدالناسی متعرض فضاحت های رسانه ای آنان نمی شد.
آهای متولیان دستگاه قضا، می شنوید چه می گویم؟ درهیچ کجای دین ما، و درهیچ کجای دنیای دیگران، نیامده است که یک نفر را بخاطر نقدهایش به زندان بیاندازند و دوسال تمام به او مرخصی ندهند. انصافتان کجاست؟ شما که مدعی فهم هستید! شما که خود خانه دارید و در خانه هایتان، صدای قهقهه ها و خنده های کودکانتان بلند است! شما که در توصیف صیانت از خانواده ساعت ها داد سخن در می دهید! کجاست عاطفه های انسانی شما؟ همسر و فرزندان زید آبادی، دوسال تمام است که یک ساعت، او را در کنار خویش نداشته اند.
بکجا می رویم ای بزرگان عرصه ی حرف؟!
ابراز نگرانی نسبت به وضعیت احمد زیدآبادی در زندان گوهردشت
جون 11, 2011
خانواده زیدآبادی با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت وی همچنین گفته اند «یقینا به دلیل مرگ مرحوم مهندس عزت الله سحابی و هاله سحابی و هدی صابر- که از دوستان زیدآبادی بودند- تحمل این مصیبتها نیز که در زندان طاقت فرساست، سبب وضعیت فعلی وی شده است، چرا که هر چه از او پرسیدیم چرا لاغر شدی، جواب داد هیچ مشکلی ندارم… همه جور آزمایش داده ام … اما گفته اند طوری نیست …»
احمد زیدآبادی روزنامه نگار زندانی از خرداد سال ٨٨ بازداشت شد و از آن روز تاکنون حتی برای یک روز به مرخصی نیامده است.
دادگاه انقلاب وی را به حکم سنگین و غیر انسانی شش سال زندان ،پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر از هرگونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث،به صورت کتبی یا شفاهی محکوم کرد، که دادگاه تجدید نظر حکم دادگاه بدوی را مورد تایید قرار داد.
هم اکنون شش زندانی در زندان رجایی شهر و دوازده زندانی در زندان اوین، در اعتراض به جانباختن هدی صابر، زندانی سیاسی اعتصابی، در اعتصاب غذا به سر می برند.
دیدار خانواده مرحوم آیت الله منتظری با خانواده محمودیان و زید آبادی
آوریل 11, 2011جمعی از بانوان بیت مرجع فقید، مرحوم آیت الله منتظری به دیدار تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی رفتند.
به گزارش خبرنگار تلویزیون رسا، طاهره منتظری همراه با چند تن از زنان اعضای بیت مرحوم آیت ا… منتظری به منزل مهدی محمودیان و دکتر زید آبادی رفتند و ضمن دلجویی از آنان خاطر نشان کردند که این شیوه حکومت داری اشتباه است و امیدواریم زودتر کنار گذاشته شود.
وی با ابراز تاسف از حوادث دو سال گذشته متذکر شد: با ارعاب و سرکوب و در بند نگهداستن بهترین جوانان و مردان و زنان این مملکت و محروم نگهداشتن آنها از حقوق اولیه انسانی به هیچ دستاوردی نخواهند رسید.
دختر مرحوم آیت الله منتظری که خود نیز سال ها به دلیل اعتراض به وضعیت زندان ها اتفات در جریان آن سال ها، مدت ها در حصر زندگی کرده بود، ضمن توصیه به صبر و استقامت به این خانواده ها آرزوی آزادی هر چه زودتر عزیزان دربند آنها را کردند.
همچنین ایشان در آستانه سال نو با خانواده های تقی رحمانی ،عبدا… مومنی ،مهندس آقایی نیز دیدارهایی داشته اند.
وبسایت کلمه



























