Posted on: مِی 16, 2010
- In: دل نوشته
- نوشتن دیدگاه
عدم به روز آوری
ضمن تشکر از کسانی که تا امروز گهگاهی از من و ملیکا و این وبلاگ یادی میکردند، به اطالاع کلیه دوستان و آشنایان میرساند این خونه درش تخته شده و کلاً از اینجا منتقل شدیم به یه دربند خانوادگی که خونه من اینجا و خونه سیده ملیکا اینجاس.
حاجی جان ما!
Posted on: مِی 8, 2010
- In: نینی گلابی | دل نوشته | دوستانه
- 1 Comment
سیده ملیکا: حاجی خوشکله صبر کند منم بیام!
بازگشت با پنیر
Posted on: مِی 5, 2010
- In: مطبخ | نینی گلابی | کدبانو | تقریباْ حاضری | دل نوشته | صبحانه
- 3 Comments
عرضم به حضورتون که قبلاً یه چیزایی در مورد پنیر و بنیر بستن و اینا اینجا بود اما حالا کو؟ خب سر جاشه دیگه! تو اون پست قرار بر این شده بود که بیام بگم چطوری مامان جان پنیر درست مکنه خب هرچند هنوز مامانم عکس نگرفته از پنیر بستن فعلا همین را داشته باشد تا بعدا.
ها راستی مامان من خو کلی پنیر بند شده، مادر هم خو کلی ماست بند شدن، مامانی هم خو دیه الی ماشاءالله زدن رو دست همه حالا شما پیشبینی کند موقعیت من را در آینده!
اینم از ماجرای پنیر بندی:
اول از مغازه تو میدون مجاهدین پهلوی آرد روشن مایه پنیر (قرص یا پودرش فرق نمکنه- مامان من قرص گرفته) میخرین بعد هم وقتی دارین برمیگردین خونه از چندتا سوپری سر راهتون 4-5 بسته شیر پاستوریزه میخرید (البته اگه شیر یخزده هم داشته باشید میتونید ازش استفاده کنید- آدمیزاده دیگه- مثل مامان خوشحال من).
خب حالا تو خونه یه قابلمه متناسب با مقدار شیرتون رو میذارین روی گاز و شیر رو خالی میکنید توش (اگه شیرتون یخزدهس اول بذارین یخش باز شه بعد). و گاز رو روشن کنید و بذارید دمای شیر به 35 درجه برسه؛ اینا مامانم مگه، من با دستم امتحان مکنم.
بعد به ازای هر 10 کیلو (10 بسته) شیر 1 قرص رو تو نصف استکان آب گرم حل میکنید، کمی نمک میزنید و میریزید توی شیر و با ملاغه هم میزنید، هم میزنید، هم میزنیــــــــــــــــــــــد تا دون دونای ریز بچسبه به ملاقه یا قاشقتون. حالا در قابلمهتون رو ببندد.
در اینجا مامانم مگه شیر سرماشه و برای اینکه سفت بشه و پنیر بشه باید گرمش کنیم برای همین من و مامان اونو لای پتو میپیچیم و مذاریم 2 ساعت بمونه تا خوب حال بیاد بعد با یه کارد اونو تو همون قابلمه تکه تکه میبریمش و دوباره میذاریم یه ساعت دیگه بمونه تا بیشتر حال بیاد و آب اضافی که تو شیر کردن بیرون بره.
حالا یه پارچه توری (صافی) با سوراخهای خیلی ریز که چیزی غیر از آب توش رد نشه رو روی یه سبد میذاریم و با یه کاسه جگرکهای پنیر رو میریزیم توش و میذاریم تا خوب آبش بره.
آهای مواظب باش یه ظرف بذار زیرش آب پنیرش هدر نره هنوز کارش داری!
نیم ساعت که شد سر پارچه را خوب میبندیم و حالا یا تو سبد یا روی یه سطح شیبدار میذاریم و یه چیزی مثل بشقاب میذاریم روشو بالاترش یه چیز سنگی مثل هاون یا سنگ قند شکن مامان من که من نمیتونم بلندش کن میذاریم روش تا خوب پنیر بیچاره رو بچلونه که کاملا آبش خارج بشه. بذارین چند ساعت بمونه.
در این حین آب پنیر رو با یخوده نمک چند دقیقه بجوشونید و بذارید سرد بشه وقتی خوب پنیرتون سفت شد اون رو از لای پارچه در بیارید، تکه تکه کنید و بندازید تو آب پنیر جوشیده سرد شده.
حالا:
اگر خوب پنیر درستیده باشید پنیرتون موندگاری داره تو آبش خیلی، خرابم نمشه اما اگر خوب پنیر ندرستیده باشید بعد از یه هفته میبیند که پنیراتون کم کم داره شل مشه و وا مره. برای همین اول کمکم پنیر درست کند تا خوب دستتون بیاد بعد پرپر درست کند.
به قول یارو …
Posted on: مِی 5, 2010
- In: دل نوشته
- 2 Comments
به قول یارو مملکته داریم؟
اول تو بوق میکنن که آهای ملت ما داریم 40.000 نیرو استخدام میکنیم.
روز آخر ثبتنام میان درگوشی میگن مجلس تصویب نکرده استخدام رو!
پن 1: تازه ثبتنام با کلی دردسر و بدو بدو و …
پن 2: پس تکلیف 5.000 تومنها چی میشه که تا الان 600 میلیون کرده تو جیبشون؟
اونایی که میدونن نخندن لطفاً
Posted on: آوریل 29, 2010
- In: دل نوشته
- نوشتن دیدگاه
آخیش! بالاخره راحت شدمِ بعد از چند روز. چه نعمتیه این ….
خدایا شکرت.
————————-
پن: بنا به دلایل امنیتی از پذیرفتن کامنت در این پست معذورم!

کی چی میگه: