Italian cuisine 2

در ایتالیا از اسامی مختلفی برای غذاخوریها و یا رستورانها استفاده میشود که متمایز کننده مشخصات ، نوع غذا و شاید قیمت هر کدام از دیگری باشه! تو این مطلب نگاهی به این تقسیم بندی میندازیم:

۱- Ristorante: یا همون واژه آشنای رستوران، جایی که شما سرویس کاملی میگیرید، یعنی: میز و صندلی، گارسون و سفارش غذا! این به معنی لوکس بودن نیست، بلکه مثل همه جاهای دیگه میتونه شامل رستورانهای ارزان قیمت و یا رستورانهای لوکس ۵ ستاره باشه!

۲-Bar: قاعدتا شما معنی این کلمه رو میدونید ولی این پیش فرض ممکنه در ایتالیا کمی فرق داشته باشه! بار در ایتالیا میتونه یک کافه کوچک سر کنج یک خیابون باشه که صبح به شما یک فنجون قهوه سریع و شیرینی بده و یا یک اسنک وقتی دارید از سرکار برمیگردید خونه! یا شایدم یک ناهار سبک! معمولا جایی برای قرار گذاشتن با رفقا!

۳-Trattoria: خب تشخیص این از رستوران کمی سخته معمولا تو خیابونهای فرعی ترو کم رفت و آمد تر واقع شده و مشخصه اصلی اینکه این غذا خوریها به صورت فامیلی اداره میشن و غذاهاشون به غذاهای خونگی نزدیکتره !

۴-Osteria: از نظر ساختار یک چیزی شبیه رستوران ولی یک پله پایین تر و شبیه به Trattoria ! همه عناصر بار رو داره بعلاوه سرویس رستوران!!! معمولا افراد محلی به اینجا مراجعه میکنن و نه توریستها! این هم یک نمونه اش که من با یک آدم محلی تو کوچه پس کوچه های واتیکان امتحان کردم و بینظیر بود.

۵-Taverna: شبیه معنی لغت انگلیسی آن: معمولا با دکوراسیون چوبی و بیشتر از پشت پیشخوان به شما سرویس داده میشه، جایی که میتونید توقف کوتاهی بکنید و سرپا غذایی بخورید یا چیزی بنوشید! با غذاهایی که معمولا گران نیستند و شباهت زیادی هم به بار (شماره ۱) دارن با این تفاوت که معمولا صبحانه در تاورنا سرو نمیشه و بیشتر عصرها فعال هستند.

۶-Tavola Calda: "میز داغ" میشه گفت فست فوود ایتالیایی! پیشخوانی پر از غذاهای آماده مثل برشهای پیتزا و یا پانینی! سفارش میدین ، براتون گرمش میکنه و ایستاده همونجا میخورید و یا میبرید!

۷-Pizzeria: نیاز به توضیح نداره! پیتزا فروشی!

۸-Rosticceria: یک جور Tavola Calda که معمولا مرغ و یا گوشت رست شده میفروشه !!!

۹-Cafe: تقریبا همون بار (bar) !!! با توجه بیشتر به قهوه و شاید میز و صندلیهایی بیرون مغازه!!!

۱۰-Gelateria: بستنی ایتالیایی فروشی!

۱۱-Paninoteca: ساندویچ فروشی ! با پایه لغتی Panino (پانینی) به معنی ساندویج که به شکل دکه و ماشینهای متحرک هم وجود داره !!!

متاسفانه از انواع این غذاخوریها عکس ندارم 

Australian cuisine

هیچ شکی نیست که Australian Cuisine - اگر بشه همچین اسمی رو روش گذاشت - قابل قیاس با  کوزین های مطرح دنیا نیست و بسیار هم محدود در حد پای گوشت، استیک کانگرو - Possum - وجی مایت - پاولووا و ... میباشد. هر چند استیک های خوب استرالیا رو نباید فراموش کرد که اون بدلیل دامداری خوبیه که دارن.

نکته ای که برای من در این چند سال جالب بوده حرکتی که جهت فرهنگ سازی برای خوب آشپزی کردن در استرالیا آغاز شده و این شامل فستیوالهای غذا و شوهای منتوع تلوزیونی مثل MKR و Masterchef و از همه مهمتر Junior Masterchef میباشد که این داستان با تبلیغات فراوان رادیو و تلوزیون و مطبوعات همراه شده!
خیلی از این برنامه ها زیر مجموعه و کپی نمونه برنامه های اروپایی بخصوص انگلیسی هستن! کشوری که تا ۱۰-۲۰ سال پیش همیشه کوزینش دستمایه طنز بوده ولی بواسطه همین فرهنگسازی در حال حاضر آشپزها و رستورانهای بسیار سرشناسی دارد مثل:

Gordon Ramsay , Jamie Oliver, Marco Pierre White, Heston Blumenthal, Nigella Lawson

جالب اینجاست که خیلی از این آشپزها بعلاوه اسامی نامدار دیگری از اروپا ، آسیا و آمریکا رو میتونید در این شو های تلوزیونی استرالیایی مشاهده کنید

اکثر این شوها تو ۳-۴ سال گذشته را اندازی شده و تو این برنامه ها سعی نشده که آشپزی رو محدود به ناحیه بکنن بلکه سعی   شده خوب پختن رو رواج بده! برنامه ای مثل Junior MasterChef - که شرکن کننده هاش بین ۸ تا ۱۲ ساله هستن - باعث ایجاد این شور و اشتیاق بین بچه ها و نسل جدید میشه و این یکی از راه های فرهنگ سازیه!

italian cuisine 1

آمدم باز آمدم با ناز و طناز آمدم !

آقا این وبلاگ نویسی من هم شده مثل ترک سیگار بعضیا ! هی قول میدم تنبلی رو ترک کنم ! و ترک میکنم یه پست مینویسم و دوباره روز از نو روزی از نو ! راستشو بخواین انگیزمو از دست دادم قبلا هم گفتم نوشتن در مورد رستورانهایی که در دسترس خواننده های وبلاگ نیست غیر از دیدن ۴ تا عکس فایده ای نداره - و این باعث شده مخاطبهای اینحا به کمتر از نصف برسه ! شاید مجبور شم زبان وبلاگ رو انگلیسی بکنم ! ولی برام سخته! بگذریم بریم سراغ مطلب جدید:

به نظر من اگر در خصوص اینکه آشپزی و غذای کدام کشور خارجی بیشتر مورد پسند ایرانیها است، نظر سنجی شود قطعا غذاهای ایتالیایی رتبه اول رو کسب میکنه و این از علاقه ما به انواع پاستا و ماکارونی و پیتزا کاملا مشهوده و من هم از این داستان مستثنی نیستم.

خب تو یکی دو پست بعد میخوام در مورد رستورانها و کوزین ایتالیایی بنویسم:

یه نظر من غذا بخش مهمی از زندگی و فرهنگ مردم ایتالیا رو تشکیل میده از قهوه فروشیهای سرپایی تا کافه های قدیمی و رستورانهای شیک و دکه های پیتزا فروشی. نان و روغن زیتون - سلامی - پاستا - ناکی- پیتزا -پانینی- شراب - لمونچلو - اسپرسو - جلاتی و گراپا !

وعده های غذایی در ایتالیا از قرار زیر است:

صبحانه با Colazione: معمولا شامل کافه لاته - کاپوچینو و بیسکویت
ناهار یا Pranzo: بین ساعت ۱ تا ۴ و در طول هفته شامل پانینی، لازانیا یا پیتزا
عصرانه Merenda: بین ۳ تا ۵ معمولا بیسکویت - کیک یا شیرینی
شام یا Cena : معمولا سبکتر از نهار مثل سوپ، سالاد - پاستا

و اما ساختار کامل یک وغده غذایی در کوزین ایتالیایی:

Antipasto: پیش غذا شامل سالامی - نان - پنیر - ماهی یا میگو سرد
Primo: غذای اول مثل: ریزوتو - پاستا - سوپ - ناکی - کرپ و یا لازانیا
Secendo: غذای اصلی که معمولا غذای گوشتی میباشد مثل مرغ - ماهی - بیف یا پورک گریل شده
Contorno:همون مخلفات غذای اصلی که معمولا شامل سبزیجات میشه
Dolce: که همون دسر خودمونه خوردن تیرامیسو - کیک یا پای رایجه
Frutta:یا میوه که با پنیر و یا مغز خشکبار همراه میشه
Digestivo:که به هضم غذا کمک میکنه و معمولا یک شات نوشیدنی الکلی مثل Limonvello یا Grappa میباشد
و در انتها قهوه: کم، قوی و داغ مثل اسپرسو

و حالا چند تایی عکس از غذا فروشیهایی که در شهر رم امتحان کردم:

یک پیتزای بی نظیر:

و یک رستوران محلی در واتیکان:

نان و شراب:

و در آخر:

وسعت مساله !!!!!

سلام

آقا یکی نیست بگه آخه برادر! مومن ! مگه مریضی ؟! خوب ببند در این صابمرده رو! ولی دلم نمیاد ! به جون شما ۳ ماه یه مطلب و سیو کردم ولی عکساشو نگذاشتم ای بسوزه پدر ک و ن گشادی!

ولی بجاش با یک وبلاگنویس قدر گپ زدم که فایلشو براتون میذارم اینجا ! حالشو ببرین !

مخلص همگی

مجله رادیویی همراه - شماره 102

آزاد نویس

راستی تو این شماره مجله رادیویی همراه همکارام با ابی یه مصاحبه کردن که شنیدنش خالی از لطف نیست.

مجله رادیویی همراه شماره 84

این هم لینک برنامه ۸۴ مجله رادیویی همراه در بخش بلاگ بازی این شماره وبلاگهای خارخاسک هفت دنده و شمال از شمال غربی معرفی میشوند.

مجله رادیویی همراه شماره 76

و باز هم مجله رادیویی همراه و بخش بلاگ بازی با معرفی وبلاگ طلای طفلک!

مجله رادیویی همراه شماره 76 

 

قول میدم خودمم یه پست بنویسم :)

مجله رادیویی همراه شماره 72

سلام دوستان

لطفا به شماره ۷۲ مجله رادیویی همراه و خصوصا بخش بلاگ بازی اون گوش بدین

تو این برنامه وبلاگ خانم سیلوئت معرفی شده

مجله رادیویی همراه شماره 68

سلام

این لینک برنامه این هفته بلاگ بازی در مجله رادیویی همراه میباشد.

الینک وبلاگ تلخون رو هم در ستون پیوندها میتونین پیدا کنین

مجله رادیویی همراه شماره 59

بریزبین - استرالیا - رادیو 4EB مجله رادیویی همراه شماره ۵۹ - بلاگ بازی و مصاحبه ای با سروش نویسنده وبلاگ ماهیتابه!

مجله رادیویی همراه شماره 56

بریزبین - استرالیا: مجله رادیویی همراه شماره ۵۶ و مصاحبه ای با علی نویسنده وبلاگ سکوت سفید!

Cafe on Exhibition -Melbourne

Cafe on Exhibition -Melbourne 

ژانویه سال ۲۰۱۰ برای چند روزی رفته بودیم ملبورن ، یک کافه ای نزدیک هتل محل اقامت ما بود که یکی دو باری برای صرف صبحانه بهش مراجعه کردیم.

از قرار این کافه بصورت خانوادگی اداره میشد با پیشینه ای فرانسوی !

با توجه به موقعیت کافه که در مرکز شهر  واقع شده ساعت کاری این کافه نیز همانند ساعت کاری اداری میباشد یعنی از صبح تا عصر و برای ناهار هم منوی ساده ای از ساندویچ ها و بعضا استیک رو شامل میشه. صبحانه ای که ما اونجا خوردیم واقعا خوب بود، کیفیت، کمیت، تنوع و قیمت همگی خوب و قابل قبول بود. بطور مثال یک Big Breakfast که از قرار دیس زیر بود به قیمت ۱۴ دلار ارئه میشد:

خلاصه اگر گذرتون اونورا افتاد یه سر بزنین و من رو هم  آپدیت کنین

کافه فلورین ونیز

آقایون ، خانومها همین جا رسما اعلام میکنم که بنده در وبلاگ نویسی آدم تنبل و ... گشادی هستم ! کاش یه زهر ماری بود که تو براش حرف میزدی و اون برات به فارسی تایپش میکرد!

عرضم به حضورتون که بیش از ۳۰ رستوران و غذاخوری امتحان شده در لیست پستهایی ننوشته ام قرار داره که بعضیهاشون رو بیش از یکسال پیش رفتم ! معمولا پستها رو بترتیب زمانی مینویسم ولی الان میخوام سنت شکنی کنم و در مورد یکی از جاهایی که به تازگی رفتم و خیلی ازش خوشم اومد بنویسم:

اگر تو اینترنت دنبال قدیمی ترین یا زیباترین قهوه خانه دنیا بگردین قطعا Caffe Florian در صدر لیستها قرارداره!

قهوه خانه فلورین عنوان قدیمی ترین کافه دنیا که از بدو تاسیس فعال بوده است را یدک میکشد!

این کافه در سال ۱۷۲۰ میلادی در میدان سنت مارکو شهر ونیز ایتالیا آغاز بکار میکند و کماکان نیز پا برجاست و یکی از جاذبه های توریستی این شهر زیباست.

کافه فلورین از بدو تاسیس مشتریان نامدار زیادی رو پذیرا بوده از جمله: گوته، چارلز دیکنز، مارسل پروست، ژان ژاک روسو، کازانوا و علی آقا سفالینه!

برای پذیرایی شدن در کافه فلورین دوانتخاب دارید: یکی اینکه داخل ساختمان بروید و از دیدن معماری، نقاشیها و دکوراسیون زیبای آن لذت ببرید و یا اینکه بروی صندلیهای چیده شده در مقابل کافه و دورن میدان لم بدهید و از دیدن مناظر میدان سن مارکو که بحق یکی از زیباترین میدانهای ایتالیا است همراه با شنیدن موسیقی کلاسیک که توسط ارکستر کوچک کافه نواخته میشود لذت ببرید.

البته که فراموش نکنید که هزینه لذت بردن از موسیقی جداگانه در صورت حساب شما درج میگردد.(۱۲ یورو برای هر نفر)!!! که بعلاوه هزینه یک فنجان قهوه ساده (حدود ۸ یا ۹ یورو) میشود بعبارتی ۲۱ یورو برای هر نفر بی شک در مقایسه با هر کجای دنیا، فلورین قهوه خانه ارزانی نیست ولی قطعا تجربه دلپذیری است.

از قرار فلورین چند شعبه دیگر هم در سالهای اخیر دایر کرده: یکی در فلورانس و دیگری در فروشگاه هرودز لندن و مثل اینکه در دبی و ابوظبی هم به همچنین! که قطعا هیچکدام قدمت و حال و هوای قهوه خانه اصلی را ندارد. 

بریزبین - رادیو 4EB - مجله رادیویی همراه شماره شماره ۵۲

در بخش بلاگ این برنامه در مورد وبلاگ "یادداشت‌های دختر گُل‌فروش مترو" صحبت کردیم 

رستوران وطن سیدنی

سال ۲۰۰۹بود که خانم گوگوش تشریف فرما شدند استرالیا ! و از اونجاییکه تو ولایت ما برنامه ای نداشتند لذا با گروهی از دوستان تصمیم گرفتیم که کنسرت ایشان را بهانه کرده و به مرکز رفته تا هم زیارتی کرده باشیم و هم سیاحتی! البته انگیزه این سفر برای علیا مخدره صرف یک پرس کلپچ مجلسی بود که مدتها تمنایش را میداشت و در بلاد ما یافت نمیشد!خلاصه فردای روز کنسرت پرسون پرسون و لرزون لرزون (عیال مزین به آنفولانزای خوکی  و تب و لرز بودند) رفتیم به محله اوبرن Auburn در سیدنی و رستوران ایرانی وطن:

از اونجاییکه من جزو جماعت بچه سوسولها حساب شده و کله پاچه دوست ندارم پس هیچ نظری هم در مورد غذا ندارم ولیکن خود رستوران یک فضای معمولی داشت و صاحب و آشپز رستوران مرد بسیار نازنین و خوش برخوردی بودند! دوستان از غذا راضی بودند و منوی اصلی و عکسها هم بسیار هیجان انگیز بودند!

مجله رادیویی همراه شماره 46

سلام و باز هم عیدتون مبارک !

جونم براتون بگه که ما تو ولایتمون یه رادیو محلی بین المللی !!! داریم که به ۵۲ زبان مرده و زنده و در حال جون دادن دنیا برنامه داره از جمله ۲ تا برنامه ۴۵ دقیقه ای به زبان فارسی! اسم این رادیو هست 4EB

من هم هر ماه یکبار تو این رادیو در مورد وبلاگ و این چیزا صوبت میکنم این هم لینک آخرین برنامه رادیویی ما:

مجله رادیویی همراه شماره 46

اگه دوست دارین در مورد وبلاگ شما هم توش صوبت بشه بیزحمت خبرم کنین !

سال نو مبارک!

Hard Rock Cafe - Fiji - Nandi

Hard Rock Cafe - Fiji

هارد راک کافه یک تم رستوران زنجیره ای آمریکایی است که اولین شعبه آن در سال ۱۹۷۱ و در لندن تاسیس شده و از سال ۱۹۷۹ شروع به تزئین رستوران با کلکسیونی از نماد های راک اند رول کردند، در حال حاضر این برند ۱۶۳ رستوران در ۵۲ کشور داره!

اولین نمادی که در دکوراسیون این رستورانها استفاده شده یک گیتار قرمز متعلق به حسن شماعی زاده ! نه نه نه مال اریک کلپتون بوده !

هارد راک کافه در سال ۲۰۱۰ یک شعبه به مساحت ۱۹۰۰ متر مربع و با فضایی جهت کنسرت را در بلوار هالیوود راه اندازی کرد!

در حال حاضر فقط یک شعبه از هارد راک کافه در استرالیا فعال است و آن هم در گلد کست قرار داره و شعبه های ملبورن و سیدنی در سال ۲۰۰۷ تعطیل شده و لیکن شعبه سیدنی به احتمال زیاد از آوریل ۲۰۱۱ و در محلی جدید گشایش خواهد یافت!

من شعبه Nandi در کشور فیجی رو امتحان کردم منوی غذاها خیلی به TGIF  و چیلیز نزدیکه و کیفیت خوبی هم داره!

  

تنبون خانوم شکیرا (قب)

دم و دستگاه آقای lenny kravitz

نو کامنت!

بند گیتار آقا هندریکس!

رخت چرکهای استیو تیلور!

توضیح در تصویر!

و غذاها:

دهکده توگا - فیجی 2 -Toga village Fiji

از الان بگم تو این پست خبری از رستوران نیست:

در یکی از روزهای اقامت در فیجی تصمیم گرفتیم که با فیجی واقعی و فرهنگش بیشتر آشنا بشیم در یک تور تفریحی سیاحتی ثبت نام کردیم و این بود داستان آن روز:

ضبح اول وقت یک اتومبیل ون اومد دنبالمون و باتفاق چند نفر دیگه این سفر به یکروزه آغاز شد، ابتدا به شهری کوچک بنام Sigatoka در ۶۰-۷۰ کیلومتری Nandi که در جنوب غربی جزیره اصلی واقع شده رفتیم که با احتساب وضعیت جاده و توقفها حدود ۱:۳۰طول کشید مسیر پر بود از مزارع نیشکر - آن نسل هندیهای فیجی که در پست قبل بهش اشاره کردم در زمانیکه فیجی مستعمره انگلستان بوده توسط انگلیسها و از هند به آنجا برده شده اند تا در مزارع نیشکر کار کنند - بعد از گذشتن از شهر به کنار رودخانه  Sigatoka رفته - این رودحانه ۱۲۰ کیلومتر طول دارد و از غرب تا مرکز جزیره امتداد داره- و به درون قایقهای تندرو منتقل شدیم و سپس قسمت هیجان انگیز و فراموش نشدنی سفر آغاز شد. رودخانه را به سمت شمال و شرق ادامه مسیر میدهیم در حالیکه از دیدن مناظر سیر نمیشویم، هر از چند گاهی در کرانه رودخانه روستایی دیده میشود از قرار هر روز یکی از این روستاها میزبان شرکت کنندگان در این تور هستند!

 بعد از حدود ۳۰-۴۰ کیلومتر در کنار رودخانه متوقف میشیم و پیاده به سمت ده حرکت میکنیم و بعد از ۱۰-۱۵ دقیقه به روستای Toga  میرسیم - قبل از ورود به ده به خانهما پارچه هایی داده میشود تا مانند دامن بدور پای خود بپیچند! تا پاهایشان معلوم نشود! (در ضمن تا یادم نرفته بگم که در فیجی پوشیدن دامن توسط آقایان کاملا رایجه) راهنمای محلی شروع میکنه به توضیح دادن: مردم فقیر هستند ولی شاد و اثری از افسردگی ناشی از فقر رو تو چهره هاشون نمیبینی، سکنه ده از دو خاندان تشکیل شدند که برای تحکیم بیشتر روابط ازدواجهایی با یکدیگر داشته اند و اکنون خود رو یک از یک فامیل میدونند!

هر ده یک رئیس یا بقول ما کدخدا داره که در زبان محلی به اون Ratu میگویند این واژه در فیجی کاربرد زیادی داره مثلا به رئیس جمهور با فرمانده ارتش هم لقب Ratu میدهند.

اکثر اهالی ده بهمراه رئیس در تالار ده منتظر ما هستند وارد تالار میشویم و در یک طرف آن به ردیف و مقابل رئیس و اهالی روی زمین مینشینیم ، از طرف تور هدیه ای آماده شده که میهمانان به رئیس اهدا کنند و طبق رسوم، این هدیه ریشه خشک شده Kava * است، این هدیه توسط مسن ترین عضو گروه مهمانان به رئیس داده میشود و راهنما به زبان محلی چیزهایی میگوید و رئیس هم پاسخهایی میدهد ! که معنا و مفهومش اینست که رئیس هدیه را پذیرفته و خوشامد میگوید!

*کاوا:  ریشه خشک شده گیاهی است به همین نام که بصورت پودر درآمده و پس از افزودن آب مینوشند و خاصیتی شبیه الکل و دیازپام داره!

بعد از معارفه نوبت میرسه به مراسم کاوا، در این قسمت پودر کاوا را درون کیسه ای پارچه ریختند و بالای قدح بزرگ چوبی قرار دادند و به آن آب اضافه کردند و در همین حین شعر ها و وردهایی به زبان محلی خواندند تا مایع جمع شده در ماسه به صورت آب گل آلودی درآمد و سپس درون کاسه چوبی که از پوست نارگیل درست شده بود به خوردمان دادند! راستش خیلی چیز خوشایندی نبود!!! بعد یکی از خانمها به صورت همه مان پودری مثل گچ مالید که دلیل آن دور کردن شیطان  از ما بود!!!

پس از آن تا آماده شدن ناهار به درون ده رفتیم و مشغول گشت و گذار و صحبت با اهالی شدیم. این یک نمونه از خانه اهالی توگا است و آن سنگ بزرگ وسط حیاط هم قبر پدر بزرگ صاحبخانه بود! راهنما میگفت در قبایل این مرسوم است که عزیزان در نزدیکی محل سکونتش دفن کنند!

این هم کلیسای ده!

نکته دیگه اینکه تا اواخر قرن ۱۹ آدمخواری تو فیجی به شدت رواج داشته، تا حدی که به فیجی لقب جزیره آدم خوارها را داده بودند! آحرین آدم خورده شده در فیجی یک مبلغ مسیحی بنام توماس بیکر + ۷ مسیحی فیجیایی دیگه بودند که در سال ۱۸۷۶ تناول شده اند و هم اکنون بقایای کفش و لباس ایشان بیادگار در موزه نگهداری میشود!

بعد از صحبتهای اشتها برانگیز در مورد آدمخواری نوبت به ناهار رسید، سفره ای سر تا سر سالن پهن شده بهمراه غذاهایی که تا به اون موقع ندیده،نشنیده و نچشیده بودم! غذاهایی کاملا محلی! سبزیجات - میوه ها - نان و ... ! راهنما میگفت غذاهایی که در این تور به مهمانان ارائه میشود بسته به آن دارد که مردان ده در آن روز چی شکار کرده باشند و سهم ما این مار ماهی بود! و صیفیجاتی پخته شده!

در طول نهار همه اهالی با ایما اشاره به تو غذاهای مختلف را تعارف میکردند و مراقب بودند که گشنه نمونی!

بعد از ناهار نوبت موزیک و رقص بود! همه پا شدند و مهمانها را هم بلند کردند و رقصیدیم ! و رقصیدیم! پیرها هم نشستند و دست زدند و شادی کردند! گیتار و موسیقی جزء جدا نشدنی از زندگی در فیجی است!

در مجموع بنظر من اهالی فیجی بسیار بسیار مهربان هستند! -البته قبل از سفر هشدارهایی در خصوص معامله کردن با فیجیایی های هندی دریافت کرده بودیم! - در عین فقر بسیار خوش قلب و شاد و قانع هستند، مردی را دیدم که پس انداز ۱۲ سال زندگیش را یکجا به برادر تازه ازدواج کرده اش داده بود تا زندگیش را شروع کند و میگفت"چه فرقی داره که من استفاده کنم یا برادرم، ما همه یک فامیل و خانواده هستیم!"

 

رستوران هتل Radisson - فیجی

Buuuuuuuuuulllllllllllllllllaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

این پست و پست آتی یک مقدار جنبه گردشگری هم داره: 

سال گذشته برای یک سفر ۴ روزه تفریحی به فیجی رفتیم:

فیجی مجموعه جزایری است واقع در قاره اقیانوسیه که از مجموعه ۳۲۳ جزیره در اقیانوس آرام جنوبی شکل گرفته است. این کشور از مستعمرات بریتانیا بوده که در سال ۱۹۷۰ اعلام استقلال کرده و نظام حکومتی جمهوری داره و معمولا هر ۷-۸-۱۰ سالی یک ک و د ت ا در اونجا اتفاق میافته ! حدود ۸۵۰۰۰۰ نفر جمعیت داره که به دو نژاد اصلی بومی فیجی ۵۲٪ و هندی ۴۱٪ تقسیم میشوند.

در حال حاضر اقتصاد فیجی بر پایه صادرات نیشکر - نارگیل - زنجبیل و طلا وتوریسم استوار است و نسبت بهکشورهای همجوار خود منابع طبیعی بالقوه خوبی خصوصا در زمینه صادرات ماهی - الوار - مس و طلا داره ولیکن بدلیل بی ثباتی سیاسی و ک و د ت ا های پیاپی که از سال ۱۹۷۸ آغاز وتا سال ۲۰۰۶ ادامه داشته چندان مجال گسترش و توسعه پیدا نکرده - با توجه به بعد مسافت و نرخ برابری دلار فیجی با دلار استرالیا فیجی جزو مقاصد ارزان قیمت و مورد توجه توریستهای استرالیا و نیوزیلند است. در مورد زندگی مردم فیجی در پست بعدی بیشتر توضیح میدم فعلا بریم سراغ رستوران:

رستورانهای هتل یکجورهایی متمرکز هستند و به نظر میاد که از یک آشپزخانه مشترک تغذیه میشوند و  به گفته وب سایت هتل به سالنها و فضاهای تقریبا جدا از هم تقسیم شده اند: رستورانی برای صرف صبحانه، رستوران غذاهای casual ، رستوران و پیشخوان پیتزا و ساندویچهای سبک و رستوران اصلی که غذاهای رسمی تر و یا بوفه آزاد ارائه میدهد- منکه هیچوقت نتونستم -بغیر از اون پیشخونی که پیتزا میداد اونهای دیگرو از هم تشخیص بدم ! به نظر من همشون یکی بودند فقط با تغییر ساعتهای کار اسمشون هم عوض میشد مثلا تا وقتی صبحانه سرو میگرد اسمش کافه صبحانه بود بعد تا وقت شام میشد رستوران ناتیلوس و بعد شام میشد نپتون!

صبحانه: بوفه کنتینانتال بود که تنوع خوبی هم از میوه ها و آبمیوه های استوایی داشت و میتونستی به ارتقائش بدی به بوفه کامل که شمال صبحانه گرم مثل املت وسوسیس و بیکن میشد! یکبار از کافه اونجا استفاده کردیم که کیفیت خوبی داشت و یکجورهایی تلاش شده بود تا رگه ای از استوایی بودن در غذا ها گنجانده شود مثل اضافه کردن آناناس در همبرگر!!! 

یک شب هم  از بوفه آزاد رستوران استفاده کردیم که اونهم خوب بود!

 

Pancakes at the Manor

یکی از وعده های غذایی که در بلاد کفر بسیار دیده شده است که اجنبی ها در خارج از خانه صرف کنند صبحانه است! که ابعاد آن میتواند از یک ساندویچ تخم مرغ و بیکن مکدونالدز شروع و تا یک برانچ کامل ادامه یابد!  

صبحانه از اون وعده های غذایی است که من دوست دارم در طول هفته در خانه و در کنار خانواده صرف کنم ولی برای تنوع با صبحانه کامل آخر هفته در خارج از خانه هم شدیدا موافقم

با معرفی و باتفاق دوست عزیزی که علاقه وافری به صرف صبحانه مفصل داره به رستوران Pancakes at the Manor در مرکز شهر بریزبین رفتیم ساختمان رستوران مورد اشاره هیچ شباهتی به رستوران نداره در حقیقت یک کلیسای قدیمی است که در سال ۱۹۰۴ بنا شده و از سال ۱۹۷۹ تبدیل شده به رستوران فوق! این رستوران جزو معدود رستورانهای ۲۴ ساعته در بریزبین است!

با توجه به کاربری قبلی ساختمان، رستوران از معماری داخلی جالبی برخورداره. سرداب کلیسا هم چند سالی است که به بار تبدیل شده!!!

منوی غذاها خصوصا صبحانه و دسرها بسیار هیجان انگیز است. غذاها کیفیت خوبی داره خصوصا پنکیک و Hash Brown و از نظر کیفیت هم چیزی فراتر از صبحانه است که میتواند به راحتی شما را تا بعد از ظهر سرپا نگه داره!

من تا به امروز ۲ با به رستوران فوق رفتم که هر دو بار هم در تعطیلات آخر هفته بوده و طبیعتا رستوران بسیار شلوغ بوده و این شلوغی بر سرعت عمل و سرویس دهی پرسنل تاثیر منفی گذاشته !

این هم آدرس رستوران:No.18 Charlotte St, Brisbane City

Montville Cafe's

Montville شهری است بسیار کوچک -۳۵۰ نفر سکنه -مشرف به Sunshinecoast  در ایالت کوئینزلند در فاصله ۱۰۶ کیلومتری شمال بریزبین و یکی از نقاط دیدنی و مورد علاقه من !

این شهر کوچک از یک خیابان اصلی تشکیل شده و پر از مغازه های خنزر پنزر و صنایع دستی و تزئینی فروشی و کافه است. یک شهر توریستی در ۳۵ دقیقه ای ساحل و حدود ۴۵۰متر بالاتر از سطح دریا بهمین خاطر میتونید شاهد منظره بسیار زیبایی از ساحل و اقیانوس باشید.

حدود ۱۰-۱۲ تا کافه و رستوران تو این ده است که من ۲ تا شون رو امتحان کردم یکی که در مرکز ده واقع شده و کافه ایست بسیار کوچک که غذاهایی تقریبا سبک و ساندویچ ارائه میدهد و در مجموعه ای بنام Coffee Pot Juice Bar & Poppy's واقع شده و کیفیت قابل قبولی هم داره:

 

و اما جای دوم که بیشتر به رستوران شباهت داره تا کافه: Montville Cafe Bar Grill رستورانی است با ساختمان و حیاطی بسیار زیبا که از نطر تنوع غدایی به مراتب از کافه قبلی بهتر است و صد البته گرون تر و البته مسکرات هم در آنجا سرو میشود. کیفیت غذاش خوبه و من طبق معمول همبرگر امتحان کردم  که یک جور همبرگر خونگی با کلی سبزیجات در مخلوط گوشتش بود که چندان به مذاق من خوش نیامد ولی در مجموع جای دلپذیریه:

نوروز مبارك

sSs BBQ BARNS

من این رستوران را در دسامبر ۲۰۰۸ امتحان کردم! امیدوارم نوشته ام خیلی بیات نباشه

sSs یک خانه استیک با تم Country  زنجیره ای استرالیایی است که حدود ۸ شعبه در استرالیا داره این رستوران در سالهای فعالیتش برنده بیش از ۳۰ جایزه ریز و درشت شده !

نمیدونم ترجمه بجای country چی میشه؟! فکر میکنم واژه روستایی یا غیر شهری درست باشه !

صاحب و پایه گذار این رستوران یک آشپز معروف اوزی بوده (و هست) و حساسیت زیادی هم بر انتخاب گوشت و طرز و زمان پخت استیکهایش داره تا اونجائیکه از قرار خودش هم یک دامپروری برای تامین قسمتی از گوشت مورد نیازش داره!

من شعبه بریزبین این رستوران رو رفتم، همونجوری که از تمن رستوران برمیآد کاملا یک رستوران و بار casual بود. میز و صندلی و پیشخوان و کفپوشهای چوبی، و یک بشکه بزرگ چوبی پر از بادوم زمینی پوست دار! روی هر مسز هم یک کاسه چوبی وجود داره که میتونی بری و کاسه تو پر از بادوم زمینی میکنی و بزنی به بدن!

ما بعنوان پیش غذا نون و کره سفارش دادیم که نونش فوق العاده عالی و تازه بود و برای غذا هم دو مدل استیک مرغ و گوشت که واقعا خوب بود.

- بعدها تو سایتش خوندم که یکی از معروفترین غذاهاش، خوراک ماهیچه یا ران گاو است و اگر بتونید ماهیچه فوق را بهمراه پیش غذا و دسر کامل بخورید ، دسر شما رو مجانی جساب میکنن و یک جایزه در حد تی شرت و کلاه هم بهتون میدن!

سیزلر- Sizzler

سیزلر یک رستوران زنجیره ای آمریکایی است که در سال ۱۹۵۸ اولین شعبه اش رو افتتاح کرده و برای سرو انواع استیک و غذای دریایی و سالاد بار معروفش، شناخته شده است.

تا اونجائیکه من سر در آوردم سیزلر در سال ۱۹۸۴ - ۱۰۰٪ مالکیت استرالیایی پیدا کرده و از زمان این نقل و انتقال مالکیت، ۵۰٪ به میزان مشتریان استرالیایی اش افزوده شده ! مالکیت این مجموعه رستوران متعلق به گروه Collin's Foods است که دفتر مرکزی آنها در بریزبین واقع شده و بغیر از ۲۶ شعبه سیزلر در استرالیا و ۱۹۷ شعبه در آمریکا،  ۱۱۴ شعبه KFC در کوئینزلند نیز توسط آنها اداره میشه ! شعب آمریکا عمدتا در ایالتهای غربی قرار دارند.

من یکبار به این رستوران رفتم و استیکش رو امتحان کردم  و همچنین از سالاد بارش هم استفاده کردم، هر چند که واقعا استیک خوبی داره ولیکن فکر میکنم دفعه های بعد فقط از سالاد بارش استفاده کنم  اونهم بدلیل تنوعی که داره که شامل انواع سوپ و پاستا و سالاد و میوه وشیرینی و  بستنی میباشد!

در ضمن این رستوران یک بوفه صبحانه هم در روزهای یکشنبه دارد که خیلی تعریفش را شنیدم ولی هنوز قسمت نشده که برم

رستوران باغ اسپانیایی در ‌Breakfast Creek Hotel

قبل از هر چیز بازگشت شکوهمندانه خودم رو در آستانه این روزهای عزیز به امت شکمچران و همیشه در صحنه تبریک و تهنیت میگم !!!

دلایل این تاخیر میهمانداری و تعطیلات سال نو میلادی و مشغله کاری بسیار و از همه مهمتر وسعت مسئله اعلام میگردد!

و اما ‌Breakfast Creek Hotel :

این هتل معروفترین پیاله فروشی کوینزلند و جزو ۳ پیاله فروشی معروف استرالیا میباشد!

ساختمان اصلی در سال ۱۸۸۹ ساخته شده و از سال ۱۹۰۰ این هتل در تملک کارخانجات آب جو سازی Perkins و سپس Castlemine  و بعد Castlemine Perkins ! بوده که آب جوی XXXX آن در استرالیا بسیار شناحته شده است در حدود ۷۲ سال این ملک در اجاره خانواده Cavill بوده و توسط آنها اداره میشده تا سال ۱۹۹۸ که از آن زمان این هتل بعنوان یک میراث تاریخی ثبت شده و به تملک سازمان ذیربط درآمده و توسط آنها اداره میگردد.

این هتل از محموعه چند بار و رستوران تشکیل شده که بعضی هاشون Casual هستند و بعضی رسمی تر ! این مجموعه طی سالها برنده جوایز بسیار زیادی شده از جمله بهترین استیک بریزبین - بهترین پای بریزبین و کسب رتبه ۲۰ از لیست ۱۵۰ جای دیدنی و فعالیت که میباست در کوینزلند انجام داد یا دید ! نکته این جایزه آخری اینکه این لیست ار نظرات مردم ۱۱۶ کشور دنیا که به کوینزلند سفر کرده اند تهیه شده ! 

مجموعه فوق حدود ۱۴۰ کارمند داره که این میتونه نشون دهنده وسعت و تعداد مشتریاش باشه !

رستوران "باغ اسپانیایی" در سال ۱۹۶۸ بعنوان یک خانه استیک در هتل مذکور افتتاح میشه! و اینجانب و  علیا مخدره سال گذشته رستوران فوق را با قدوم مبارک خود مزین فرمودیم:

و اما رستوران و استیک: راستش من انتظار بیشتری داشتم ! اول چون جای خیلی  شلوغیه رو سرویس دهیشون تاثیر گذاشته ! با توجه به ایکه اکثر رستورانهاشون در فضای باز هستن به نظافت اونجا باید بشتر اهمیت بدهند! طعم استیک و نحوه سرو خوب بود ولی با توجه به قیمتش من Hog's Breath  رو ترجیح میدم هرجند در چنین جایی همه چیز قیمت و طعم نیست بلکه لذت بردن از محیط و در و دیفال هم مهمه ! به هر حال اینجا یکی از نمادهای بریزبینه! و رفتن به این مجموعه رو به رفقای ساکن بریزبین و حومه توصیه میکنم !

تولد

تولدم مبارک !

برمیگردم!

بر میگردم! بزودی با کلی مطلب جدید

Lighthouse-Cleveland

یکی از جاهایی که در محدوده بریزبین من خیلی دوستش دارم دماغه Cleveland است فکر میکنم نیم ساعتی از مرکز شهر باید برونید تا بهش برسید. جای قشنگیه یک فضای سبز و یک فانوس دریایی و یک رستوران و بار و کافه !

رستورانش از دوقسمت تشکیل شده قسمت مایه داری (یا به قول مادر بزرگم قسمت آدابی!) و قسمت معمولی نشین !   برای استفاده از این قسمت میتونین چیپس و ماهی تون رو از قسمت زیر بگیرید و برید اونجا در تراس و کنار آب بنشینید و  در حالی که از دیدن منظره اقیانوس و شنیدن صدای امواج لذت میبرید غذای خوشمزتون رو نوش جان  کنید !

فکر میکنم گرفتن و خوردن چیپس و ماهی در آخر هفته ها از این چیپس و ماهی فروشی ها که "بگیر و ببر" دارن در کوینزلند ، یکجورهایی مثل داستان کباب کوبیده آخر هفته های خودمون در ایرانه!

بگذریم ! راستی اینجا کافه و بار باحالی هم داره که خیلی هم خوشگله!  ترجیحا بهتره در هوای آفتابی اونجا برید که بتونید از دیدن آسمان آبی هم لذت ببرید هر چند نشستن درون ساختمان در حالی که داره بیرون مثل بنز بارون میاد و نوشیدن یک فنجان قهوه داغ در حالیکه موجهای دریا و قطرات آب به شیشه پشت سرتون میخوره هم خالی از لطف نیست!

Hotel Broadway

هتل برادوی یک رستوران و پاب است که در منطقه Woolloongabba در بریزبین  واقع شده است.

این رستوران و پاب تفاوتهای خاصی با رستورانهای دیگه داره از قرار زیر:

مثلا اکثر موزیکهایی که در این رستوران پخش یا اجرا میشه اکثرا مربوط به دهه ۸۰ و ۹۰ میباشد!

یا :روزهای شنبه از ساعت ۶ تا ۱۲ صبح محصولات تازه خانگی مثل میوه، سبزیجات ، عسل یا نان به فروش میرسد.

و  اینکه ۱۵ مدل برگر در این رستوران طبخ و ارائه میگردد.

ولی از همه جالبتر و هیجان انگیزتر بخش مربوط به استیکها و کبابها است، در این قسمت شما مقابل ویترین مربوطه رفته و تکه استیک و یا کباب مورد نظر خود را ار بین انواع استیکهای گوشت یا سیخهای کباب میگو، مرغ یل سوسیس انتخاب نموده و به صورت خام از پیشخوان تحویل  میگیرید و خودتون روی یک باربیکیو بزرگ اون رو طبخ میکنید کلییه وسایل لازم و سسها نیز در اختیار شماست ونحوه طبخ نیز در محل درج شده است (خب چه کاریه  ؟!!! بشین تو خونه ات و مثل بچه آدم غذاتو بخور)

علاوه  بر این شما امکان استفاده از یک سالاد بار مختصر رو هم خواهید داشت !

قیمت یک تکه استیک یا سوسیس و سالاد بار ۱۰ دلار میباشد و برای نوشیدنی باید جداگانه پرداخت کنید بعضی از استیکها   یا میگو گرانتر است که ۱۲ دلار میشه! خلاصه تجربه بامزه ای بود!!!

برای اطلاعات بیشتر میتونید به وب سایش همسری بزنید: www.hotelbroadway.com.au .

Mac Arthurs- Magnetic Island

خب این پست یک جورهایی به پست قبلی ارتباط داره اونهم بخاطر موقعیت جغرافیایی این رستوران - البته یکجورهایی سفرنامه است تا رستوران گردی :

همیشه همکارهای اوزی بهم میگفتن تو که اینقدر میری Townsville یکسر هم برو جزیره مغناطیسی !!! Magnetic Island!   این جزیره در نزدیکی Townsville  واقع شده و با اتوبوسهای دریایی حدود ۳۰ دقیقه طول میکشه تا به اونجا برسی ! از اونجائیکه من هم پسر حرف گوش کنی هستم تصمیم گرفتم در یکی از سفرها عیال رو هم همراه کرده و یک روز اضافه بمونیم و بریم این جزیره رو ببنیم خلاصه هتلی تو جزیره رزرو کردیم و چون تو فصل تابستون هم بودیم، مایو و بیل و سطل و تیوپ هم با خودمون بردیم تا تنی هم به آب بزنیم ! غافل از اینکه ! داداش ! باهوش ! همه جا که مثل مملکت خودت نیست که تابستونها فصل شمال و شنا و پلاژ و ویلا و آفتاب و ... باشه!! بله سوتی ما در اینجا بود که با توجه به آب و هوای استوایی اون منطقه فصل تابستون - و خصوصا اون زمانی که ما اونجا بودیم - در اونجا فصل بارندگی بحساب میاد اونهم چه بارانی ! خلاصه عین مدتی که اونجا بودیم بارون میومد ! موقع رفتن به جزیره که اونقدر بارون زیاد بود و دریا متلاطم که یقین داشتم ما هم به سرنوشتی تایتانیکی دچار میشیم ! وقتی هم رسیدیم به اونجا با جزیره ای خلوت که اکثر رستورانها و فروشگاهایش بسته بود روبرو شدیم و بعد از پرس و جو متوجه شدیم که در اون زمان کمترین میزان  مسافر به اون جزیره میره بهمین خاطر خیلی از ساکنین جزیره هم که شغلهای فطلی و مرتبط با توریسم دارن به شهر میرن! خلاصه با توجه به میزان بارندگی و بسته بودن رستورانها، فقط تونستیم رستوران هتل رو امتحان کنیم که انصافا خیلی هم خوب بود و از اونجایی که غیر از ما فقط یکی دو تا نادان دیگر در هتل بودند لذا آشپز محترم حسابی وقت داشت و همچین دل به کار میداد!

خب اسم رستوران Mac Arthurs  بود که در هتل بین المللی جزیره آهنربایی ! واقع شده است!

بعد از صبحانه هم با دو عدد طوطی گرسنه روبرو شدیم که چون در آن وقت سال به دیدن آدمیزاد عادت نداشتند ما را هم حیوانی بی آزار قلمداد کردند و با هم رابطه خوبی برقرار کردیم و من اونقدر نون و کره بهشون خوروندم که فکر کنم حسابی رودل کردند!

علیرغم هوای بارانی ولی ما کل جزیره رو با سرویس مینی بوس رانی جزیره چرخیدیم و باید اقرار کنم جای واقعا زیبایی بود و یک جورهایی احساس میکردم مثلا Sawyer  هستم در سریال Lost  ! نه اینکه فکر کنین به خاطر شباهت اقلیمی جزیره اینو میگم ها ! نه بیشتر به خاطر شباهت اندام ایشون به خودم