اي كننده هاي نهي كننده !… بترسيداز روزي كه فيلمتان به در آيد! ( حرفي و حديثي از فيلمي كه به در آمد )

24 10 2008

حرف اول: آنچه ناديدنيست آن بيني !
از قيد جهان سر در گريبان خويش فرو داشتيم كه خبر(همان اس ام اس)  آمد كه چه نشسته اي كه تصويرِ متحرك خَفيه اي از همبستري و همنوائي مردي ازجنس ملايان و واعظان شهر با ضعيفه اي شوهر دار، از پستو بيرون افتاده و در حال اكران عمومي ست!… پس بشتاب تا آنچه ناديدني ست آن بيني !… گفتيم محل اكران كجاست كه پاسخ آمد در سايت وزين و خبرين بالاترين ! .. اين شد كه قدوم نگارين ما بعد مدتي فراقت و آسودگي دوباره به كوي يارِ  غار افتاد و  در يافتيم كه باري ؛ اين مخدوم قديم حضرت روح الله و انصاره  كه چنديست  در كُنج غربت  عزم رسوائي مخدومين سابق خويش  نموده ، اينبار سر در زير لاحاف ملائي شهرستاني و صاحب نفوذ كرده و هرچه بديده ، براي ديگران نيز تعريف كرده !… كه چه ؟ يعني بياييد و ببينيد اين فضاحت را و اين جسارت را و نماينده اين جماعت را !… كه واعظان شهر وحافظان ناموس خلق در ظل توجهات حكومت امام زماني ، چه بر سر ناموس خلق مي آورند و آنانكه در مسجد و منبر و tv  مردمان را به پاكيزه دامني و دل پاكي و دوري از معصيت مي خوانند و يوزارسيف ها  را از براي عبرت خلق از درهاي هفتگانه به كمك ياران سلحشور خود به سلامت عبور ميدهند ، چون خود به خانه ميرسند سلحشوروار ، رخت ريا بر جالباسي  نگذاشته،   لُختان و خيزان،  دام بر ضعيفگان نگونبخت مي نهند و دامن بر ناموس ديگران ميگشايند  و از حريم امن حكومت مشاطه بازان سالوس باز ، براي بازي با اَناريه و گلابيه هاي همين نازك تنان بلاگرفته ، چه بازيها و زيرو زبر كردنها كه بلدند !!
و چه جماعتي صف كشيده بود از براي ديدن فيلمي كه بازيگرانش خود غافل بودند  از بازي روزگار … روزگار كج مداري كه به يمن جادوي نت ، سر در خُم خُمره هر صاحب خُماري  كه بكشد ، بوي سُـكر ِ فُرادايش را به طرفةالعيني با جماعتي انبوه هم پياله ميشود !!

حرف دوم : آيتي و اشارتي!
اي كننده هاي نهي كننده …واي به روزي كه فيلمتان بدر آيد … چگونه توانيد كه بپوشانيد گناهتان را …  قسم به وب و هر چه د ر آن است كه ديگران را بر انچه ميكنيد گاه خواهد ساخت … پس بترسيد از وب كم هايي كه پشت فرفروژه ها پنهان است … و تو چه ميداني كه اينترنت چيست … دورگوي ِ دور پيدا…. سريع و سهل است اما نه در ممالك پارسيان … كه آنجا همه چيز كند است و سنگين …  از آن براي رسوايي خلق خدا بهره مگيريد اما با دشمنانش كه خلقي را به زنجير كشيده اند سختگير باشيد و مدارا نكنيد …كه آنان با شما مدارا نمي كنند بوقت تنگي و گناهتان…  و اينترنت براي شما نعمتيست اگر بدانيد وگرنه نكبتي …  اما نعمتش بيش از نكبتش …  و در آنچه مي بينيد سختگيرنده باشيد كه خداوند فتوشاپ كاران را دوست ندارد !

حرف سوم : ديدن يا نديدن ، مسئله اين است !
حكايت اين ويدئو كمي بغرنج است براي داوري…در بالاترين هم ديدم كه سر اين مسئله بحث و جدلهايي شده و مخالفين و موافقين هر يك از دري و زاويه اي در باره اش حرف زده اند: در باب حريم خصوصي بودن يا نبودنش ، اخلاقي بودن يا نبودنش ، درست بودن يا نبودن  انتشارش و از اين قبيل حرفها و نظرها .
اكثريت هم انگار با موافقين بوده در جماعت بالاتريني ها كه البته نه كليتي هستند از اهل وبـِستان فارسي و نه ميانگيني هستند از جماعت ايراني ، بلكه فقط جمعي هستند با سليقه ها و گرايشات سياسي و فكري كه سنجيدن تناسبشان با جمعيت تحصيل داران و جوانان ايراني نيز كار آساني نيست . اين را از اين رو مي گويم كه نمي شود در يك جريانات و اتفاقات اينچنيني ، ميزان گرفت بالاتريني ها را براي فهميدن گرايش ديگر گروههاي فكري و رفتاري در جامعه داخل و خارج ايران … بعبارتي گروه مرجع نيستند اين افراد .. يك چگالي در هم و برهم از جمعي مشتاق و گاهن معتاد به نت …بنابراين  اكثريت خواني رفتارشان را نمي شود چندان تسري داد به جمع هاي ديگر ايرانيان .
اما … اگر اطلاعات گذارنده اين ويدئو را در نت  صحيح بگيريم و رئال بودن اشخاص آن را بويژه جنس مذكرش را با همان مشخصات كه آمده – ريس ستاد اقامه نماز شهر – حقيقي باشد ، موضوع به واقع از يك بحث فردي و در حوزه زندگي شخصي فراتر خواهد رفت بويژه كه براي ما ايرانيان كه 30 سال است بطور رسمي وبسي بيش از اينها بطور غير رسمي ، سايه حضور دائمي اين واعظان و مروجان ديني را بر سر زندگي و حيات فردي و اجتماعي خود داريم موضوع ابعاد وسيعتري بخود مي گيرد . از همين رو هم هست كه اكثريت با ولع از انتشارش استقبال كردند و در موردش نظرات تند و صريحي مي دهند . اين پرده دري و رسوا سازي ِ  اصحاب قدرت و دين  به كمك رسانه اي نوين هرچند  تازگي دارد ولي به شيوه كلاسيك ترش  درزبان و ادب فارسي مسبوق به سابقه است. در زمانه اي كه شعرو نثر جايگاهي فراتر از مباحث هنري داشته و كاركردي رسانه اي نيز داشته است  كساني همچون سعدي و حافظ در حكايات و اشعارشان بارها به واعظان منبر نشين و محتسبان تاخته اند و فساد رفتاري و تضاد اندروني و بيرونيشان را به خلق نمايانده اند هرچند همواره اين پرده دري ها با رعايت اصولي همراه بوده است تا آسيب اخلاقي و اجتماعي چندان نباشد و به نوعي  جنبه تاديبي داشته براي خلق ظاهربين ِ ظاهرالصلاح ! . اما در وضع امروز ما  ديگر  اين رسوا سازيها حكمي فراتر دارد و براي بخشي يك مبارزه سياسي ست با بدنه نظامي كه در آن روحانيون نقش بتن آرمه اش را دارند !
بعد اخلاقي قضيه هم جاي حرف زياد دارد فارق از تعريفي كه از اخلاق ميكنيم . هرچند اين ويدئو روشنگر برخي مسائل حاشيه اي تر هم هست كه قصد طرحش را ندارم .
شخصن موضعم نسبت به انتشار اين ويدئو اين است كه شخص انتشار دهنده بهتر بود زمان اين ويدئو را به نصف مي رساند تا تنها بحث در حد افشاي همين آخوند و عمل خيانت آميزش (به لحاظ انساني وعرف اخلاقي) و مزورانه و دغلكارانه اش ( به لحاظ اجتماعي وعرف ديني ) باقي ميماند . اما اينطور به نظر مي رسد كه مدت زمان اين ويدئو و عمليات س/كس درون آن به آن هويت ديگري هم داده كه بيشتر فرعيست هرچند جنبه آموزشي اش براي مبتديان بدك نيست و گاهي نيز تحسين بر انگيز !!

حرف آخر:اين يك بود از هزاران !
ترديدي نيست كه اين قضايا براي ديگر معممين محترم نيز بي سابقه نيست و بلكه اين صنف در اين زمينه ها سوابق تاريخي و معاصر فراوان دارند و اين جماعت كه امروز جان و مال و عِـرض و آبروي مردم در يد بي كفايتشان است خود در تهديد آبروي ديگران و تحكم راني و عيب فرمائي بر رفتار شخصي مردمان كه رفتار جنسي نيز بخشي از آن است بيش از ديگر طيفهاي جامعه نقش دارند و حتا مجازاتهاي ديني و قانوني نيز امروزه در اختيار انهاست و از اين راه سوء استفاده ها ي بسيار داشته اند و ذهن اكثريت جامعه رضايتي از عملكردشان ندارد .    دو نمونه اش را كه از نزديك به خاطر دارم كه البته آنجا بحث ، بحث تجاوز بود و اينجا بحث ، بحث دلدادگي خارج از ضوابط و عرف است . يكي امامت جماعتي كه به دختر بچه 10 – 12 ساله خادم مسجدش تجاوز كرد وبي سرو صدا گم و گورش كردند و ديگري امام جمعه شهري كه به زن خانواده اي بي بضاعت در قبال كمك مالي  پيشنهاد تجاوز داده بود كه بدست همسر فرد كشته شد و آنجا هم قضيه را طور ديگري طرحش كردند تا آبروي صنف به خطر نيفتد  . از نمونه هاي  صيغه سازي و همجواري با همسران  شهدا هم كه علني نشده البته  كم سراغ نداريم !
خلاصه اينكه اين جماعت به اندازه كافي در اين باب مسائل داراي حُسن سابقه نزد عموم هستند و عجبا كه ميل جنسي در اين جماعت از ماكسيمم ميان صنوف ديگر برخوردار است و اين نمي تواند با شغل و تحصيلاتشان بي ارتباط باشد !! و بنظر ميايد مسئولين محترم حوزه بايد تجديد نظر جدي در مباحث فقهي آموزشي خود بنمايند . با اين اوصاف بايد در بيان و نشر شواهدي اينچنين وجدان عمومي جامعه را نيز مد نظر قرار داد و حدود و حريم شخصي افرادي را كه شخصيت حقوقي و سياسي ندارند را مورد ملاحظه قرار داد . در اين ويدئو زن خطاكار مي تواند شامل اين حريم باشد كه شايد قرباني اصلي اين رابطه نامتعارف و حالا اين رسوايي عمومي نيز خود اوست كه اين خود بحثي جدا گانه مي خواهد. هرچند براي بسياري نشر اين فيلم كه بر بي آبرو ساختن جماعت روحانيون  كمك ميكند آنقدر مهم است كه كمتر متوجه مطالب حاشيه اي تر مي شوند
حديث اين حكومت و متوليان رسميش يعني ملايان و آنچه با اخلاق و زندگي مردم كرده و ميكنند فراتر از اين حرفهاست و اين بخشي از باطن جماعتيست كه سعي كرده اند از خود روحانيت و قداستي ساختگي بسازند كه در انها نيست و آنها نيز چون ديگر انسانهايند كه اگر به طبيعت انساني و خطاپذير خود معترف بوده و پُر گوي ِ ملامت پيشه نباشند شايسته احترامند و اگر چون امروز، حاكمان پُر گوي ناقص العملي باشند كه ديكتاتوري پيشه كرده اند شايسته هيچ نيستند مگر زوال !








طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید