شبهای سپید
زمانی که چشمانم بسته میشود یک روز میگذرد یا که یک هفته؟ من در ورطهای حائل میان خوابهایم قدم میزنم، و نشانههایی آشکار میشوند… ببین آن چشمها را ! که به وقت عبور از دل تاریکی میدرخشند. در گرگ و میش این شبهای سپید، چه رویاهایی است، زیر بالش من! چیزهایی است آنجا که از…














