همين كه هستى، همين كه خستگى هاى بعد از چندين ساعت سر و كله زدن با بچه هاى مردم، سهم من است و پنهانش مى كنى. همين بودنت، همه ى لذت زندگى من است، همين با من خنديدنت، همين لحظه هاى روزمره ى هميشگى را با تو بودن، خودِ زندگى ست. همين كه كنارم خوابى و آرام و بى صدا از تو مى نويسم، يعنى دوستت دارم. يعنى مى خواهمت…
پ.ن: اين پُست با مشقت آپ شد 🙂

