نظریهی مجید محمدی دارای ایراد است:
١. مهمترین ایراد آن این است که هدف اصلی منظور وی با راه پیشنهادیاش محقق نمیشود. از نظر وی، سه کشور روسیه، چین و ایران به عنوان کشورهای بزرگ و مستبد برای جهان خطرناک اند و فدرالیسم یا تجزیهی این کشورها مفید است.
روسیه، قبلاً یک بار تجزیه شده است (شوروی) و نتیجه هنوز هم کشوری بزرگ است. اگر تجزیهی مجددی شکل بگیرد و فرضاً داغستان از روسیه جدا شود، باز هم روسیهی باقی مانده نیرومند و وسیع خواهد بود. این واقعیت را که روسیه یک ملت واحد، بزرگ و نیرومند است نمیتوان تغییر داد. مورد دیگر چین است. تجزیهی فرضی تبت و ترکستان زمینهای وسیعی را از چین جدا میکند، اما توان تهاجمی چین را نمیکاهد. تقریباً تمام تاسیسات صنعتی، کشاورزی و تجاری چین در مناطق چینینشین مرکزی قرار دارند. اگر چین بر اساس اقوام خود تجزیه شود، یعنی اگر تبت و ترکستان از آن جدا شوند و در مقابل تایوان به آن بازگردد، قدرت چین نه تنها کاهش نمییابد که با توجه به توانمندیهای بالای تایوان – که غول اقتصادی و نظامی است، افزایش نیز پیدا خواهد کرد. چین نیرومند و بزرگ را هم نمیتوان با تجزیه یا فدرالیسم مهار کرد. مورد بعدی ایران است که وضعی کمابیش مشابه دارد. اگر تجزیهی احتمالی بلوچستان، کردستان، ترکمنستان، عربستان و آذربایجان از ایران یا فدرالیزه شدن آن رخ دهد، نظام مرکزی باقی مانده از این تجزیهی بزرگ، باز هم خطرناک و نیرومند خواهد بود.
٢. پاکستان و افغانستان، به عنوان دو نمونهی تاریخی تجزیه، شایستهی تعمق اند. اولی از هند و دومی از ایران تجزیه شدند. هر دو نسبت به خاک اصلی، در فرهنگ و اقتصاد عقب مانده اند. امروز پاکستان و افغانستان، به عنوان اصلیترین پایگاه بنیادگرایی اسلامی، به بحرانی جهانی مبدل شده و چون کلافی سر در گم تمام جهان را مستاصل کرده اند. عقب ماندهگی رقتانگیز افغانستان و پاکستان هشدار دهنده است. ممکن است در تجزیهی احتمالی فرضی، کردستان ایران به دولتی واپسگرا مبدل نشود اما احتمال این که بلوچستان ایران، چچن روسیه و ترکستان چین به منطقه هایی واپسگرا تبدیل شوند زیاد است.
٣. آلمان نازی، پدیدهی فوقالعادهای برای بررسی سیاسی و اجتماعی است. هنگامی که در سال ١٩٣١ این کشور به توتالیتریانیسم میل کرد، حکومتی لیبرالدمکرات و فدرال داشت. با آغاز بحران اقتصادی، نه لیبرالیسم، نه دمکراسی و نه فدرالیسم نتوانست از شیوع نازیسم جلوگیری کند. آلمان زادگاه کانت بود و جامعه ای معنوی و اخلاقی داشت، کشورهایی چون روسیه، چین و ایران چنان پیشینهای ندارند، و نمیتوانند با اکسیر فدرالیسم مهار شوند.


