روزی صحابهای نقوی، خشمگینانه بر حضرت ظاهر شدند و به ایشان گفتند، اماما اجازه دهید این علویان بیشرف را جملگی به دو نیم تقسیم کنم! امام بسیار عصبانی شدند و رو به صحابه کردند و گفتند، ابله ! اینان هموطنان تو هستند هر چند گمراه و نیازمند روشنگری تو. دشمنان تو عباسیانند. سپس بی آنکه به صحابه اجازه دهد او را به دو نیم تقسیم کرد. صحابه دیگری از امام پرسید آیا این صحابه به رحمت رفته نیز هموطن شما نبود، امام بی درنگ صحابه پرسش کننده را نیز به دو نیم تقسیم کردند. ( امام و تضادهای همیشگی )