Monthly Archives: ژانویه 2013

وورد پرس میگه یک ساله شدم.  خیلی هم به میمنت :)

نوشته‌شده در به‌دست somapa | 2 دیدگاه

صبح برفی

برف میبارد و من پر از انرژی های خوبم. کلی متن خواندنی دارم که لغا تش را باید بجورم. از حال خوشم کم نمی کند ولی. امروز یک ماه هست که رژیمم و این طولانی ترین دوره ی پایبندی من … ادامه مطالعه

نوشته‌شده در در هم | 2 دیدگاه

یک شبی…

مثلا باد بیاید مرا و خانه را و همه را بردارد و بپیچد و بزوزد و بخواند و خشمگین و شاید هم نا خشمگین بنشاندم توی حیاط خانه ی توانیر.  صبح من از در بیرون بروم ، تهران باشم. تافتون … ادامه مطالعه

نوشته‌شده در در هم | 3 دیدگاه

به قول سهراب

چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی. چقدر هم تنها…

نوشته‌شده در در هم | 2 دیدگاه

در حياط بيمارستان

باد ميپچيد بين كاج ها برف كهنه لاي موهاي من پرستاران سوت زنان جنازه هاي زنده را جابجا مي كردند

نوشته‌شده در در هم | بیان دیدگاه

شب تنهایی خوب

در راستای خوب کردن حالم یک قدم مهمی برداشتم. آهنگ های گوشی قدیمی را مطلقا منتقل نکردم به گوشی جدید. همه ی اهنگهایی که این یکسال و خرده ای اشک ریخته بودم همراهشان ، یا بغض کرده بود وقت شنیدنشان … ادامه مطالعه

نوشته‌شده در دیدنی ها و شنیدنی ها, روزمره ها | برچسب‌خورده با | 2 دیدگاه

از چشیدنی ها

خیلی سبک و راضیم. گاهی برای یک وعده غذای کم کالری مغزم درد می گیرد ازبس باید کالری ها را دودوتا چارتا کنم ، امروز مثلا ازبس نمی دونستم ناهار چی بخورم که ماست و کدو خوردم!  .به سختی خودم … ادامه مطالعه

نوشته‌شده در آشپزخانه | برچسب‌خورده با | 10 دیدگاه

1001 Pfad

به یک مناسبت نامعلومی یکی از شبکه های تلوزیون امروز را اختصاص داده به مارکوپولو . از صبح نشستیم پشت هم مستند هایی میبینیم در باب مارکوپولو. هزار بار با هزار مسافر مسیرش را رفتیم و برگشتیم . الان من میتونم … ادامه مطالعه

نوشته‌شده در دیدنی ها و شنیدنی ها | ۱ دیدگاه

از گفتنی ها

من اگر سر نوشتن داشتم … میادم می نوشتم که ازینا پختم وکلی گفتم و شنیدم با همکلاسی ترکم و خیلی کیف داد و بوی کره و آرد گرفته جانم و خانه ام و همین حرف ها. سر نوشتن ندارم اما.

نوشته‌شده در آشپزخانه | 3 دیدگاه