اریخ اجرا : 24 تا 28 شهریور 89
سرپرست: حسین ساعدی
راهنما: نیما شاه محمدی
سایر اعضای تیم: هادی جوادی ، هادی بهادری ، مهدی درخشنده
علیرغم اینکه قله سبلان ، از نظر ارتفاع سومین قله ایران است ، ولی منطقه
ی سبلان به لحاظ وجود یخچال های دائمی اش بیشتر مورد توجه کوهنوردان بوده است ، و
سالانه پذیرای تعداد زیادی از کوهنوردان جهت آموزش یخنوردی و صعود یخچال های آن
است. چهار یخچال مهم در این منطقه وجود دارد : کسری غربی ، کسری شرقی ، هرم ،
شمالی سبلان. دو یخچال کسری به قله کسری و یخچال هرم به قله هرم منتهی می شوند و
این یخچال ها در جبهه ی شمالی این قله ها واقع شده است. قله های هرم و کسری از
طریق گردنه ی مرتفعی در سمت جنوب غربی قله سبلان ، به آن متصل می شوند. یخچال
شمالی سبلان نیز به قله سبلان منتهی می
شود و همانطور که از نامش برمی آید در جبهه ی شمالی
قله قرار دارد. از نظر طول یخچال ، کسری شرقی ، بلندترین یخچال این منطقه است.

نمایی کلی از قلل منطقه سبلان
صبح ساعت 5:15 بود که من(حسین ساعدی) روبروی ترمینال کرج به بقیه ملحق
شدم. قرار بود که با ماشین هادی جوادی(Jeep آهو!) این برنامه رو بریم. نه
صبح بود که رسیدیم به منجیل. صدایی از موتور می آمد که خبر بدی می داد. بعد از یک
ساعت و نیم خوردن صبحانه و استراحت کنار درخت سه هزار ساله ی هرزویل ، سراغ موتور
ماشین رفتیم که خوشبختانه مشکل خاصی نبود. ساعت حدودا 7 غروب بود که رسیدیم
اردبیل و نیما هم به ما ملحق شد. مسیر را در تاریکی ادامه دادیم. ساعت 10 بود که
ماشین خراب شد و به اجبار توقف کردیم. پس از خوردن شام ، خوابیدیم. چون از شب قبل
کمبود خواب داشتیم ، صبح ساعت 7 بیدار شدیم.
پس از خوردن صبحانه و آماده کردن کوله ساعت 8:30 به سمت دریاچه قارا
گلی حرکت کردیم. پس از پارک کردن ماشین و سپردن آن به عشایر ، راه افتادیم. کفشهای
سنگین ، کوله های سنگین ، یک و نیم ظهر بود که رسیدیم جانپناه کسری. خوردن نهار و
آماده کردن ابزارها تا ساعت 3 طول کشید. به سمت یخچال حرکت کردیم. هادی بهادری
نحوه گام برداری با کرامپون ، استفاده از تبر یخ و کرامپون ، نحوه بستن پیچ یخ و
برقراری کارگاه و کارگاه آبالاکف را گفت و مهدی درخشنده و هادی جوادی تمرین کردند.
هوا تاریک شده بود که به سمت جانپناه حرکت کردیم. شام برنج و قرمه سبزی خوردیم و
قرار شد ساعت 5:30 از خواب بیدار شویم و من(حسین) و هادی بهادری و نیما ، یخچال
شرقی کسری رو صعود کنیم.

جانپناه کسری
صبح ساعت 6:15 بالاخره موفق شدم هادی و نیما رو بیدار کنم. بعد از خوردن
صبحانه نیما گفت که حالش خوب نیست و نمی تواند با ما صعود کند. ساعت 7:30 بود که
من و هادی بهادری به سمت یخچال حرکت کردیم. تقریبا 9 بود که رسیدیم پای یخچال. هوا
خوب بود. آسمان صاف بود و ابری تو آسمان دیده نمی شد ولی دمای هوا در آن ساعت از
صبح - برای کنار یخچال - بالا بود. هادی حالش زیاد خوب نبود و سرماخوردگی ای که از
قبل داشت هنوز کامل خوب نشده بود. طناب ها را باز کردیم و به خودمان بستیم و هادی
جلو حرکت کرد و من پشت سرش شروع به حرکت کردم.
طبق صحبت های شب قبل ، وقتی ما روی یخچال شرقی بودیم ، نیما ، مهدی و هادی
جوادی هم روی یخچال غربی چند ساعتی تمرین کردند.
حرکت من یک مقدار از هادی سریعتر بود و مجبور می شدم که اضافه طناب رو دور
گردنم جمع کنم تا طناب بین سنگهای روی یخچال لاخ نشود. حدودا یک ساعت بعد هادی
اولین کارگاه رو زد. وقتی به کارگاه رسیدم شروع کردم به حمایت کردنش. تا اینجا
ریزش های خیلی کمی داشتیم. چهار طول را ضربدری صعود کردیم. سرعتمان بد نبود. کم کم
ریزش ها داشت زیاد می شد و صدای آب از کناره های یخچال داشت می آمد.

کارگاه سوم ، هادی در حال حمایت
هادی گفت که دیگر نمی
تواند سرطناب صعود کند. از اینجا به بعد مجبور شدم بقیه یخچال رو سر طناب بروم.
بعد از یک طول صعود ، تو کارگاه داشتم هادی رو حمایت می کردم که هادی گفت از زیر
پیچ یخ آب میاد بیرون!!! چاره ای نبود باید ادامه می دادیم. رو این یخ نمی شد فرود
رفت و ریزش ها بیشتر شده بود. به خصوص قسمت های پایینی یخچال خطرناکتر بود. هادی
چند بار گفت که یخچال را به سمت راست تراورس کنیم و از دست به سنگها ، به مسیرمان
تا قله ادامه دهیم ولی من مخالف بودم چون ریزش ها سمت راست خیلی زیاد بود و تراورس
واقعا خطرناک. اگرچه وسط یخچال هم گاهی سنگ ها زوزه کشان از کنارمان رد می شدند.
بعد از یک ساعت دیگر کاملا همه جا آب جاری بود و همه ی لباس هایمان خیس شده بود.
طولهای ششم و هفتم شیب بیشتر شد و مسیر کمی سختتر. انحنای یخچال شرقی به شکلی است
که ابتدا مقعر است و کم کم به محدب تغییر می کند و بیشترین شیب آن در میانه ی آن
حدودا 60 تا 70 درجه است.

ریزش های سمت راست یخچال
طولهای بعدی سعی می کردم به سمت راست حرکت کنم ولی کیفیت یخ خیلی پایین
بود و نمی شد پیچ یخ زد. طول دهم داشتم هادی رو حمایت می کردم که گفت ابزار حمایتش
(ای تی سی گاید) از دستش افتاده. زمان زیادی به غروب آفتاب نداشتیم و ادامه یخچال
هم شکافی داشت که معمولا کسی از آن رد نمی شود. هادی نزدیک کارگاه که رسید گفت
مسیر را به سمت راست تراورس می کند. ساعت از 6 بعد از ظهر گذشته بود که به هادی
رسیدم. طناب های یخ زده را جمع کردیم و کمی به سمت راست ادامه دادیم. حال هادی خوب
نبود و من هم خیلی خسته بودم ، و تا چند دقیقه ی دیگر آفتاب غروب می کرد. تصمیم
گرفتیم که بیواک کنیم.
لباسهایمان خیس بود. حتی کوله هادی هم کامل خیس شده بود. جایی لا به
لای چند سنگ را مرتب کردیم و جایی برای نشستن درست کردیم که خیلی هم صاف نبود. ولی
از سه طرف باد نداشتیم و پوشیده بودیم. شب سختی را پشت سر گذاشتیم. صبح صبر کردیم
تا آفتاب گرممان کند. از دیشب که یخچال را تمام کرده بودیم و به بچه ها خبر داده
بودیم ، تا صبح نتوانسته بودیم ، تماس بگیریم. بالاخره صبح توانستم با نیما صحبت
کنم. قرار شد هادی جوادی و نیما با آب و تنقلات از گرده به سمت ما صعود کنند.
ساعت 9 بود که به سمت قله حرکت کردیم. روی قله بودیم 10 صبح. چند تا عکس گرفتم.
برای فرود از گرده ی شمال شرقی حرکت کردیم. ابتدای مسیر ، پاکوب بود و
مسیر مشخص بود. بعد از یه دست به سنگ ، یال پهن تر شد و از دیگر از سنگ چین ها و
پاکوب خبری نبود. فقط هر چه جلو می رفتیم برجهای سنگی می دیدیم که دید را کمتر می
کرد. سعی می کردیم هر چه بیشتر به سمت چپ مایل شویم. چون سمت راستمان دیواره ی
بالای یخچال غربی قرار داشت. آخرین قطرات آب را هم روی قله خورده بودیم. هادی خیلی
کند حرکت می کرد. کوله اش را مقداری سبک کردم. صدای سوت شنیدیم ، من هم با سوت
جواب دادم و همینطور به سمت صدا حرکت می کردیم. بچه ها را دیدیم. یک دهلیز با شیب
تند را باید پایین می رفتیم. به بچه ها که رسیدیم ، استراحت کوتاهی کردیم و مسیر
را به سمت جانپناه تراورس کردیم. 15:30 بود که رسیدیم جانپناه.

مسیر برگشت از قله روی گرده غربی
سوپ و نوشیدنی خوردیم و
وسایل را جمع کردیم ، ساعت 5 بود که به سمت پایین حرکت کردیم. هوا کم کم داشت خراب
می شد. نزدیک ماشین که شدیم داشت باران می بارید. بعد از نیم ساعت قله ها را برف
پوشانده بود. از 7 گذشته بود که به سمت شابیل حرکت کردیم. قطورسویی شام خوردیم و
به سمت اردبیل حرکت کردیم. نیما اردبیل پیاده شد و ما در مسیر سرعین هم رفتیم و از
بزرگراه تبریز زنجان برگشتیم. ساعت 2بعد از ظهر روز یکشنبه بود که من ترمینال کرج
پیاده شدم.
پیشنهادها
1- زمان مناسب صعود یخچال های منطقه سبلان مهر و
اوایل آبان است. مناسب بودن شرایط یخچال در شهریور بستگی زیادی به شانس دارد. (که
هوا سرد باشد و بارندگی نباشد)
2- برای آموزش یخنوردی ، یخچال شمالی مناسب تر
است. چون بدون رفتن روی یخچال ، می توان روی دیواره یخی آن تمرین کرد. ولی روی
یخچال کسری برای رسیدن به یک شیب یخی تند باید مسافت زیادی از یخچال را صعود کرد و
علاوه بر زمان بر بودن ، خطر ریزش سنگ نیز زیاد است.
3- اجرای برنامه های راه دور با ماشین شخصی علاوه
بر مزایایی که دارد ، مشکلاتی نیز دارد. مشکلاتی از قبیل خستگی راننده ، خراب شدن
ماشین و ... که هر کدام می تواند به نحوی در زمان بندی برنامه اثر منفی داشته
باشد. پس برای این مشکلات زمان اضافه در نظر بگیرید.
جدول زمانی
برنامه
|
روز
|
تاریخ
|
ساعت
|
اقدام
|
|
چهارشنبه
|
24/6/89
|
4:40
|
حرکت از
تهران
|
|
چهارشنبه
|
24/6/89
|
5:15
|
سوار شدن
حسین ساعدی در ترمینال کرج
|
|
چهارشنبه
|
24/6/89
|
19:00
|
سوار شدن
نیما شاه محمدی در اردبیل
|
|
چهارشنبه
|
24/6/89
|
22:00
|
توقف
نرسیده به ابتدای مسیر صعود
|
|
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
7:00
|
بیدار شدن
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
8:30
|
حرکت به
سمت قارا گلی
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
9:15
|
رسیدن به
قارا گلی
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
9:45
|
حرکت از
قارا گلی به سمت جانپناه کسری
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
13:15
|
رسیدن به
جانپناه کسری
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
14:45
|
حرکت به
سمت یخچال کسری غربی
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
15:00
|
رسیدن
پای یخچال و شروع تمرین
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
19:00
|
بازگشت
به سمت جانپناه
|
|
پنجشنبه
|
25/6/89
|
20:00
|
رسیدن به
جانپناه
|
|
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
6:15
|
بیدار
شدن
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
7:30
|
حرکت به
سمت یخچال کسری شرقی
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
9:00
|
رسیدن
پای یخچال
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
9:15
|
شروع
صعود روی یخچال
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
10:00
|
شروع
حمایت
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
18:15
|
تمام شدن
یخچال
|
|
جمعه
|
26/6/89
|
19:00
|
تصمیم به
شبمانی
|
|
|
|
شنبه
|
27/6/89
|
9:00
|
حرکت به
سمت قله کسری
|
|
شنبه
|
27/6/89
|
10:00
|
قله کسری
|
|
شنبه
|
27/6/89
|
15:30
|
رسیدن به
جانپناه کسری
|
|
شنبه
|
27/6/89
|
17:00
|
حرکت به
سمت پایین
|
|
شنبه
|
27/6/89
|
19:00
|
رسیدن
کنار ماشین
|
|
|
|
یکشنبه
|
28/6/89
|
14:00
|
ترمینال
کرج
|
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 15:25 توسط "کمیته تبلیغات"
|