دهمین سالگرد تأسیس انجمن

قابل توجه تمامی هم نوردان در انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران 

قصد داریم امسال جشن دهمین سالگرد تأسیس انجمن را برگزار نماییم.

به همین منظور دوشنبه آتی مورخ ۸۹/۱۲/۱۶ این جشن را برگزار خواهیم کرد.


مکان : دانشگاه تهران ـ پردیس علوم ـ‌ سالن آمفی تئاتر دهشوری

زمان : دوشنبه  ۸۹/۱۲/۱۶

ساعت : ۱۸ الی ۲۰:۳۰

آبشار سنگان

با نزدیک شدن به پایان سال 1389، با سپاس بیکران از مساعدت و همکاری اعضای جدید و قدیم در اجرای موفق تقویم ها، شورای انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران در نظر دارد برای انتخابات شورای سال آینده از اعضای فعال و واجد شرایطی که تمایل به شرکت در انتخابات را دارند، ثبت نام نماید.

از علاقمندان خواهشمند است برای اعلام آمادگی جهت کاندید شدن، با شماره تلفن 09367240206 یا 09125306836 تماس حاصل نمایند.

تاریخ دقیق انتخابات متعاقبا اعلام خواهد شد.

با سپاس

شورای انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران

گزارش صعود به قله سرکچال

21 و 22/11/89

سرپرست: بهاره غلامی

مسئول فنی: حسین ساعدی

راهنما: بابک مولایی

مسئول امداد: زهرا صفاریان

سایر اعضای تیم: امیر فراهانی، مهدی درخشنده، حسین یوسف زمانیان، غلامرضا فتحی، امید علمداری، ریحانه رمضانپور، مینا طاهری و فائزه فلاح

شرح کامل گزارش:

قرار حرکت ساعت 4:30 درب فنی امیرآباد بود، 2 نفر از بچه ها در میان راه به ما پیوستند. سرپرست اعلام کرد که صبحانه داخل ماشین خورده می شود به دلیل کوتاه بودن مسیر هم تقریبا از همان ابتدا همه مشغول صرف صبحانه و بعد هم طبق رسم برنامه های زمستانه مشغول پوشیدن کفش های 2 پوش و بستن گتر شدند!

6:15 بود که به ابتدای جاده ی مبدا صعود رسیدیم و تا آماده شدن، 6:30 حرکت کردیم. برف جمع شده ی کنار جاده نشان از حجم برف بالای منطقه داشت. کمی که جلو رفتیم از کنار یکی از خانه های ویلایی مسیر را به سمت بالا تغییر دادیم. ضمن این تغییر مسیر با حجم برف بسیار زیادی مواجه شدیم که البته برای رسیدن به یال انتخاب دیگری نداشتیم.

بچه ها به نوبت برف کوبی می کردند. هوا صاف بود اما در ارتفاعات مه دیده می شد. حدود 8 بود که استراحت کردیم و دوباره به راه افتادیم.به خاطر حجم زیاد برف سعی می کردیم که حتی الامکان از روی تیغه های خط الراس و سنگ ها حرکت کنیم اما گاهی با نقاب های بزرگی مواجه می شدیم که ما را از لبه ها دور می کرد. در میان راه و در دامنه ی سمت چپ گاهی بهمن های فرو ریخته ای را می دیدیم.

ساعت 10 استراحت کوتاه دیگری داشتیم و دوباره به راه افتادیم. پس از کمی پیشروی با منطقه ای بهمن گیر مواجه شدیم، آهسته و یکی یکی عبور کردیم.سپس یال پیش رویمان را به سمت پائین ادامه دادیم تا به شیب زیر جانپناه برسیم. در آنجا، یعنی قله لجنی، به دلیل شدت باد در پناه تنها سنگ بزرگی که وجود داشت استراحت کردیم.

حدود 12:15 بود که به حرکت خودمان ادامه دادیم. شیب زیاد، برف تقریبا یخ بسته، و دست به سنگ شدن های گاه به گاه را به امید رسیدن به جانپناه و البته صرف نهاری که انرژی از دست رفته مان را بازمی گرداند، تاب می آوردیم. بالاخره ساعت 2 به جانپناه لجنی رسیدیم. پس از حدود 40 دقیقه استراحت وصرف نهار به راه افتادیم.

 شدت باد بیشتر شده بود و هوا سردتر، کمی هم بارش برف داشتیم. تا پیدا شدن محلی برای کمپ تقریبا 2 ساعت بالا رفتیم.حدود 4:30 بود که همگی مشغول کمپ زدن شدند.هوا رو به تاریکی می رفت،  در نهایت حدود 5:15 بود که همه داخل چادرها مستقر شدند. سرپرست ساعت حرکت صبح را 7 اعلام کرد.

به دلیل ماندن 3 نفر از بچه ها داخل کمپ چادرها جمع نشد. ساعت 7:20 بود که تیم قله در حالی که هوا نسبتا صاف بود شروع به حرکت کرد. و ساعت 8:45 بود که از طریق بی سیم اطلاع دادند که 8:30 به قله رسیده اند و مشغول انداختن عکس هستند. 45 دقیقه بعد از تماس، یعنی 9:30 تیم قله به کمپ بازگشته بودند.

ساعت حدود 10 بود که کمپ جمع شده و تیم آماده حرکت به سمت پایین شد. به غیر از باد شدیدی که برف ها را بلند می کرد و به صورتمان می کوبید همه چیز خوب بود! 40 دقیقه بعد به جانپناه لجنی رسیدیم. نیم ساعتی استراحت کردیم و نهار خوردیم و دوباره به راه افتادیم. بعد از جانپناه از شدت باد کاسته شد و هوا هم تقریبا آفتابی بود. هنگام  برگشت با عبور از کنار سنگها و حرکت به سمت پائین، به دلیل حجم برف زیاد گاهی تا زیر کمر داخل برف شدیم. در برگشت دامنه هایی را میدیدیم که به دلیل باد و بارش دیروز برفشان تخلیه شده بود. تا پایین تقریبا استراحتی نداشتیم و ساعت 3 بود که به ابتدای جاده و کنار خانه ویلایی رسیدیم. کمی استراحت کردیم که سرپرست از دیر کردن مینی بوس خبر داد به همین خاطر جلسه انتقاد و پیشنهاد را هم همان جا برگزار کردیم.ساعت 4 بود که سوار مینی بوس شدیم و رأس 7 جلوی درب فنی امیرآباد بودیم.

عکسها از حسین یوسف زمانیان

با تشکر ویژه برای عکس های زیبا

تصاویری از برنامه سرکچال

گزارش برنامه و ادامه ی عکس ها متعاقبا روی وبلاگ گذاشته خواهد شد.

جلسه توجیهی برنامه امروز مورخ 89/11/25 تشکیل نمی شود. اخبار جدید متعاقباً اعلام می گردد.

۸۹/۱۱/۲۱-۲۲

قله سرکچال (شمشک)

منتخب

جلسه توجیهی و ثبت نام: دوشنبه ۱۸/۱۱/۸۹ ساعت ۱۸:۰۰

مکان: خیابان ۱۶ آذر- روبروی درب دانشکده داروسازی- ساختمان شماره ۲ تربیت بدنی-انجمن کوهنوردی دانشچویان دانشگاه تهران

 

 

گزارش برنامه صعود به قله آبک

تاريخ اجرا : 8 بهمن  89

کادر سرپرستي:

سرپرست: ريحانه رمضانپور

راهنما: محمد رهبري

مسئول فني: غلامرضا فتحي

گزارش نويس: مهدي درخشنده

مسئول امداد: زهرا صفاريان

مسئول محيط زيست: کل تیم

تعداد افراد شرکت کننده:19

اطلاعات عمومی منطقه:

نام منطقه: ميگون، فشم، رودبار قصران

قله(ها): آبک، روته ،...

ارتفاع قله(‌ها):3488

وضعيت چشمه هاي منطقه:چشمه اي وجود ندارد

انواع مسير ( زمستانه و تابستانه): جنوب آبك شهر فشم،‌ جنوب غربیش میگون، شمال‌غربیش شمشك و جنوب شرقیش هم روته قرار دارد.یعنی از چهار مسیر می توان به آبک صعود کرد.  آبك روی خط‌الراسی فرعی قرار گرفته و فقط توسط گردنه شمالی خودش به خط‌الراس اصلی وصل است، اسم گردنه لجنی و اسم خط‌الراس هم سركچال_كلون بستك است.

ميزان برف در زمستان: معمولا منطقه در تمام سال برف دارد،و در زمستان هم حجم برف بالايي دارد

میزان آنتن دهی موبایل:کل منطقه آنتن دارد

 شيوه رسيدن به منطقه: حدود 500 متر بالاتر از ميدان ميگون

نوع وسيله نقليه: مینی بوس

ميزان جاده خاکي: نداشتی

مبدا صعود: روستای ميگون

ارتفاع مبدا صعود:2150

وسايل شخصي مورد نياز: کوله -پلار بالا و پایین –بادگیر-کلاه –دستکش -کفش مناسب(برای برف)-گتر- باتون

وسايل گروهي مورد نياز: کلنگ – طناب انفرادي – 2 عدد کرامپون


شرح کامل گزارش:

طبق قرار قبلی ساعت 4:40 با تأخیر 10 دقیقه ای با یک دستگاه مینی بوس از جلوی دانشکده فنی امیرآباد حرکت کردیم . در مسیر با کامل شدن تعداد 18 نفری بچه ها خودمان را از مسیر اتوبان ارتش به سمت جاده لواسانات رساندیم . مبدأ صعود ما روستای میگون شمالی واقع در بخش فشم از توابع استان تهران بود که رأس ساعت 6:30 در آنجا از ماشین پیاده شدیم و خود را برای صعود آماده کردیم. ساعت 6:40 از کوچه ای به نام «سیاه لیز» که از کنار جاده منشعب می شود شروع به بالا رفتن نمودیم در حالی که GPS ارتفاع مبدأ صعود را 2150 متر نشان می داد . مشخصه ابتدای مسیر پله های سنگی زیادی است که پس از بالا رفتن از آن ها به مسیر پاکوبی رسیدیم و بعد از طی مسیری 10 دقیقه ای به ساختمان مخابرات برخورد کردیم . یک گروه 5 نفری هم پشت سر تیم ما و با هماهنگی که با سرپرست انجام داده بودند اقدام به صعود نمودند . پس از کوهپیمایی در مسیری با شیب ملایم ساعت 7:50 استراحت کردیم . سپس دوباره به راه افتادیم در حالی که شیب تند تر شده بود و حجم برف هم به گونه ای بود که تیم را مجبور به برفکوبی نمود . برای جلوگیری از خستگی بچه ها برفکوب ها به نوبت عوض می شدند . در حالی که به ارتفاع حدود 3000 متری رسیده بودیم در ساعت 9:35 به تیم زمان استراحت داده شد و در ادامه مسیر ، آسمان آفتابی با وزش باد ملایمی همراه شد . در ساعت 11:15 به دیواره سنگی برخورد نمودیم که پس از استراحت کردن در پای آن و جمع نمودن باتوم ها آماده صعود از یک مسیر دست به سنگ شدیم . پس از رد کردن دست به سنگ ها تقریبا به شیب زیر قله رسیده بودیم که حجم برف در آنجا خیلی بیشتر شده بود . بالاخره در ساعت 13:15 همه تیم بر فراز قله آبک ایستاد . ارتفاع قله با GPS ،  3520 متر اندازه گیری شد. زمان روی قله را به خودن نوشیدنی گرم و خواندن سرود ای ایران و گرفتن عکس دسته جمعی گذراندیم . آقای رهبری نیز به معرفی قله های اطراف پرداختند هر چند که ابرهایی که هر لحظه بر تراکم آن ها افزوده می شد مانع دیدن کوه های اطراف می گردید . نهایتاً ساعت 13:35 به سمت پایین حرکت کردیم . برای فرود مسیر دست به سنگ ها را دور زدیم که مسیر انتخابی دارای برف خیلی زیادی بود و شیب هایی را که  احتمال  ریزش بهمن در آنها نیز می رفت با احتیاط کامل پایین آمدیم و ساعت 15:30 به مسیر صعودمان رسیدیم که در آنجا پس از رسیدن تمام تیم و استراحت به سمت پایین سرازیر شدیم . زمان استراحت بعدی در ساعت 16:30 بود که به صرف نهار اختصاص یافت . نهایتاً رأس ساعت 17:20 به ابتدای مسیر صعود رسیدیم . سپس به سمت میدان اصلی میگون رفتیم و آنجا از تأخیر 1 ساعتی مینی بوس به علت یک طرفه شدن جاده اطلاع یافتیم سرانجام ساعت 19:10 با رسیدن ماشین همگی سوار شدیم و به سمت تهران حرکت نمودیم و برنامه در ساعت 20:40 جلوی دانشکده فنی با موفقیت با اتمام رسید


سایر شرکت کنندگان : اشکان رضوانی ، هاله قاسمی فرد ، ژیلا حقیقی ، علیرضا مؤمنی ، فائزه فلاح ، حسین زمانیان ، مینا طاهری ، مهدی درخشنده ، علی اسدی ، امیدرضا بیات ، امید علمداری ، لاله شاهمحمدی ، محمد کاغذلو ، امیر فراهانی

عکس ها از حسین یوسف زمانیان

خط الراس کلکچال به توچال

۸۹/۱۱/۱۴-۱۵

منتخب

 

جلسه توجیهی و ثبت نام: دوشنبه ۱۱/۱۱/۸۹ ساعت ۱۸:۰۰

مکان: خیابان ۱۶ آذر- روبروی درب دانشکده داروسازی- ساختمان شماره ۲ تربیت بدنی-انجمن کوهنوردی دانشچویان دانشگاه تهران

۸۹/۱۱/۸

صعود به قله آبک (فشم)

منتخب

 

جلسه توجیهی و ثبت نام: دوشنبه ۴/۱۱/۸۹ ساعت ۱۸:۰۰

مکان: خیابان ۱۶ آذر- روبروی درب دانشکده داروسازی- ساختمان شماره ۲ تربیت بدنی-انجمن کوهنوردی دانشچویان دانشگاه تهران

جناب آقای نعمت بخش همنورد گرامی

درگذشت مادر عزیز و بزرگوارتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنیم. هرچند که تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما.

امیدواریم خداوند متعال ایشان را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و به شما و خانواده عزیز صبر و اجر عنایت فرماید.

دوره آموزشي اصول سرپرستي در برنامه‌هاي کوه نوردي

انجمن پزشکي کوهستان در نظر دارد در نيمه دوم بهمن ماه سال جاري دوره آموزشي "اصول سرپرستي در برنامه‌هاي کوه نوردي" را در تهران برگزار کند.

به گزارش
میراث آریا(chtn) با توجه به اينکه بسياري از حوادث کوه نوردي ناشي از عدم سرپرستي دقيق و آشنا نبودن سرپرستان به وظايف خود است انجمن پزشکي کوهستان بر آن است تا با برگزاري دوره آموزشي فوق از يکي از علل اصلي بروز حوادث که همان عدم آشنايي سرپرستان برنامه‌هاي کوه نوردي و مسؤولان گروه‌ها و هيأت‌هاي کوه نوردي به وظايف سرپرستي است بکاهد.

مباحث و طرح‌هاي آموزشي اين دوره

ادامه نوشته

چهارمین جشنواره یخنوردی انجمن كوه‌نوردان ايران

۱۳ تا ۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۸۹
تهران – رودبار قصران

انجمن کوهنوردان ایران برای چهارمین سال پیاپی، جشنواره یخ‌نوردی را برگزار میکند.

این جشنواره نیز همچون سال­های قبل با هدف:

•    گردهمایی یخنوردان سراسر کشور و تبادل دانش فنی و تجربیات آنها
•    آشنایی تازه‌کاران با رشته‌ی یخ‌نوردی و درای‌تولینگ
•    رشد سطح فنی یخ‌نوردی و آشنایی با تکنیک‌های جدید
•    تمرین و صعود آبشارهای منطقه

و در منطقه

ادامه نوشته

به نام تنها لایق پرستش

عنوان برنامه : صعود قله آتشکوه

تاریخ اجرا : جمعه 17/10/89

 

کادر سرپرستی:

    ۱-  سرپرست : حسین یوسف زمانیان

    ۲-  راهنما : محمد رهبری

    ۳-  مسئول فنی : ژیلا حقیقی

    ۴-  مسئول امداد : مینا طاهری

    ۵-  گزارش نویس : مهدی صامعی

سایر نفرات تیم: ۶- امیر فراهانی ۷- اشکان رضوانی ۸- حسین ساعدی ۹- محمد کاغذلو ۱۰- بهاره غلامی ۱۱- شیما فکار
۱۲- لاله شاه محمدی ۱۳- امیدرضا بیات ۱۴- هادی بهادری ۱۵- علی اسدی۱۶- سارا امینی ۱۷- میثم فهیمان  ۱۸- باقر حکیم

اطلاعات عمومی منطقه :

قله آتشکوه با ارتفاع 3850 متر در منطقه لواسانات استان تهران و در بخش مرکزی رشته کوه البرز قرار دارد.

براي صعود به اين قله بايد از قسمت شمال شرقي شهر تهران به سمت جاده لواسانات رفت و پس از آن جاده آسفالت را به سمت شرق ادامه داد؛ پس از طي هفت كيلومتر به روستاي افجه مي رسيد.پس از عبور از روستا به سمت شمال و شرق به جاده ی کوهستانی می رسید که به دشت هویج منتهی می شود.

از دیگر قلل منطقه می توان ریزان،  پرسون و ساکا را نام برد که دشت هویج را احاطه کرده اند و به ترتیب حدود 3600 و3100 و3300 متر ارتفاع دارند.

شرح برنامه :

ساعت 5 صبح روز جمعه 17 دی روبروی در دانشکده فنی دانشگاه تهران واقع در امیر آباد قرار حرکت بود.5:10، به دلیل تأخیر مینی بوس، به سمت روستای افجه حرکت کردیم. بدلیل کمبود وقت صبحانه را در مینی بوس خوردیم.

ساعت 6:50 در روستای افجه پیاده شدیم.، بدلیل حجم نسبتا کم برف، به دشت هویج نرفته و مستقیما به سمت "دشت گردو" حرکت کردیم، حدود ساعت 9 به دشت گردو رسیدیم.

پس از حدود 10 دقیقه استراحت و کم کردن لباس تیم شروع به حرکت کرد، در ادامه مسیر به طرف یال سمت چپ دشت حرکت کردیم که سنگی و با شیب تند تری نسبت به قبل بود، ساعت 10:30 حدود 10 دقیقه استراحت کردیم. باد ملایمی در ادامه ی مسیر بود و مه نیز شروع شده بود. با شروع مه و کم شدن دید، تیم بدون فاصله حرکت می کرد.11:30 به خط الرأس سنگی رسیدیم که نیاز به کمی احتیاط داشت و سرعت تیم کمی پایین آمد. بنا به پیشنهاد راهنما، بار تیم را سبک کردیم و تعدادی از کوله ها را روی خط الرأس گذاشتیم تا ادامه ی مسیر که کمی دست به سنگ بود با سرعت بیشتری طی شود.

مه جلو دید را گرفته بود و به ناچار سرعت تیم کم شده بود،  تا ساعت 13:40 به سمت قله حرکت کردیم، تقریبا در فاصله 1 ساعتی قله، به دلیل کمبود وقت و ناپایدار بودن شرایط جوی، سرپرست تصمیم به برگشت گرفت.

حدود ساعت 15 به کوله هایی که بر روی خط الراس گذاشته بودم، رسیدیم. پس از کمی استراحت به سمت پایین حرکت کردیم و حدود ساعت 17 به "دشت گردو" رسیدیم. 15 دقیقه ای جهت صرف نهار و استراحتی کوتاه توقف داشتیم، در ساعت 18:30 به روستا رسیدیم و سوار مینی بوس شدیم.

ساعت 20:30 در مقابل دانشکده فنی، برنامه به پایان رسید.

 

 

 

 

 

گزارش برنامه صعود به قله خرسنگ

تاريخ اجرا :3/10/89

کادر سرپرستي:    

سرپرست: زهرا صفاریان

راهنما:  محمد رهبری

مسئول فني: مینا طاهری

مسئول امداد: زهرا صفاریان

مسئول محيط زيست: همه گروه

تعداد افراد شرکت کننده: 19 نفر

 

اطلاعات عمومي منطقه:

نام منطقه: جاده فشم- روستای آبنیک

قله(ها): خرسنگ شمالی 3952 متر ، خرسنگ جنوبی 3940 متر

وضعيت چشمه هاي منطقه : رودخانه تا دشت جانستون

انواع مسير ( زمستانه و تابستانه): قله ی خرسنگ را می توان از سه مسیر صعود کرد – اول یال غربی که از اول جاده ی گرمابدر به خاتون بارگاه آغاز می شود (یال زمستانی) – دوم مسیر جنوبی که از روستای گرمابدر صعود می شود (کاملاً دست به سنگ) – سوم مسیر شمال شرقی (نرمال) از روستای آبنیک، که با مسیر صعود قله ی جانستون تا دوراهی دره غار بیوک هم مسیر می باشد.

ميزان برف در زمستان: زیاد

 

میزان آنتن دهی موبایل: بعد از روستا آنتن نداشتیم

 شيوه رسيدن به منطقه:  وسیله نقلیه(جاده ی فشم ،بعد از گذشتن از روستای لالان روستای آبنیک در سمت چپ جاده قرار دارد.)

نوع وسيله نقليه: مینی بوس

فاصله  تهران تا مبدا صعود: 30کیلومتری شمال شرق تهران (12 کیلومتری شمال شرق فشم)

مبدا صعود: روستای آبنیک

ارتفاع مبدا صعود: 2400 متر

طول و عرض جغرافیایی نقاط مهم:

نقاط GPS آب نیک :

E 51 37 .072

نقاط GPS دشت جانستون :

E 51 37.359
نقاط GPS قله خرسنگ :

E 51 38.330 N 35 59.429 N 36 00.816 N 36 01.598

مکانهاي مناسب چادر در تابستان: دشت جانستون و یا غار بیوک

مکانهاي مناسب چادر در زمستان: دشت جانستون و یا غار بیوک

وسايل شخصي مورد نياز: لباس گرم، هد لامپ، دستکش، کلاه، گتر

وسايل گروهي مورد نياز: طناب انفرادی، کلنگ

روستاهای واقع در طول مسیر، وضعیت جاده، گویش و فرهنگ مردم منطقه، آثار باستانی، وسایل فنی مورد نیاز، ...)

 

شرح کامل گزارش:

خرسنگ مجموعه ای از چند قله می باشد که در منطقه البرز مرکزی قرار داشته و شاید بتوان نام آنها را خرسنگ کوه گذاشت . بر روی خط الراس بلندی است که از گردنه یونزا شروع شده و با عبور از قله های یونزا ، اشتر ، خاتون بارگاه و گیزنو به خرسنگ شرقی ، خرسنگ بزرگ ، خرسنگ غربی و توسط گردنه لاری گردن (ولاره) به خرسنگ شمالی رسیده و از آنجا به قله های نسی جر ، جانستون ، وزواها و در نهایت گردنه وزوا می رسد . ادامه این خط الراس به سمت قله برج و از آنجا در دو شاخه یکی به سمت خلنوها و پالون گردن و نرگس ها و دیگری به سمت سرکچال ها و کلون بستک امتداد می یابد . خرسنگ به این دلیل به این نام نامگذاری شده که در قله سنگ های بزرگی وجود دارد . این قله در شمال آبادی گرمابدر ، آب نیک و در غرب دشت لار قرار دارد . از جنوب به قله خاتون بارگاه و گردنه یونزار و قله کاسونک منتهی می گردد و از شمال توسط گردنه ولاره به قله ۳۸۵۰ متری خرسنگ شمالی و قله جانستون و خلنو ختم می شود .:

 قرار حرکت ساعت 4:30 صبح از روبروی دانشکه فنی  بود که به علت تاخیر ماشین و و مشکلی که برای یکی از بچه ها پیش آماده بود ساعت 5:00 صبح به طرف روستای آبنیک واقع در جاده فشم حرکت کردیم. ساعت 6:30 صبح به روستای آبنیک رسیدیم. حدود 15 دقیقه صرف بستن کفش ها کردیم و سپس مسیر قله را پیش گرفتیم.. بعد از نیم ساعت از حرکت باید از رودخانه عبور می کردیم که به علت یخ زدن کنده درخت که به عنوان پل بود کمی عبور کردن را دچار مشکل کرده بود. نرسیده به دشت برف منطقه هنوز کم بود و بعد از دو ساعت یک توقف 20 ذقیقه ای برای صبحانه کردیم و سپس به راهمان ادامه دادیم. برف منطقه کم بود و نیازی به برف کوری سنگین نداشت و برای تمرین به نوبت برف کوبی می کردیم. قبل از رسیدن به خط الراس زیر قله شمالی خرسنگ شیب نسبتا تندی داشتیم که سرعت تیم را گرفت. ساعت 12 به خط الراس رسیدیم و برای 15 دقیقه استراحت کردیم. باد سردی شروع به وزش کرده بود و به علت برف زیاد جبهه شمالی قله گترها را به پا کردیم. ساعت 13 به traverse  زیر قله رسیدیم ( ارتفاع 3700 متر) ولی به علت برف زیاد و یخ زگی این قسمت وکمبود زمان  و با توجه به اینکه هواشناسی اعلام هوای بد را برای بعد از ظهر کرده بود و ابرهای باردار هم به سویمان می آمدند تصمیم به بازگشت گرفتیم. در طول مسیر برگشت نیز وزش باد ادامه داشت. ساعت 15:30 یک توقف 20 دقیقه ای برای صرف ناهار داشتیم و ساعت 18 سوار مینی بوس شدیم و ساعت 20:30 به دانشگاه فنی رسیدیم.

گزارش صعود به قله سکه نو

تاریخ برگزاری : ۲۱ آبان ۱۳۸۹

سرپرست : سمیه باقری 

راهنما:  آقاي جليلوند از گروه هفت خوان كرج

مسئول فني: علی نکوئیان

مسئول امداد: زهرا صفاریان

گزارش نويس: مهدي صامعي


     از ۴۳ نفري که ثبت نام کرده بودند، ۳۱ نفر در ساعت مقرر (۴:۳۰) روبروی در دانشکده فنی دانشگاه تهران حاضر شدند. ساعت ۴:۳۵ به سمت کرج حرکت کردیم. ۳ نفر به علاوه­ی ۲ راهنما ساعت ۵:۲۵ در کرج به ما ملحق شدند و تعداد کل افراد ۳۶ نفر شد و در همانجا نماز هم خواندیم و ساعت ۵:۳۰ به سمت وارنگرود که بعد از گچسر، جاده دیزین، خروجی وارنگرود بود حرکت کردیم. ساعت ۶:۵۵ به آنجا رسیدیم. در روستا آنتن نداشتیم. توضیحات راهنما مبنی بر قابل دسترسی بودن بسیاری از قلل ۴۰۰۰ متری از جمله آزادكوه از این روستا را شنیدیم و بعد از معارفه، ساعت ۷:۰۸ از مسیر کنار رودخانه شروع به حرکت کردیم. بايد توجه داشت كه در اينجا راه فرعي به سمت راست است كه نبايد آن را برويم. ساعت ۷:۳۰ به شیب رسیدیم و از مسیر آب نیز جدا شدیم. بعد از حدود ساعت ۴۰ دقيقه حركت در شيب روی خط الرأس قرار گرفتيم. استراحت در ساعت ۸:۵۰ تا ۹ بود. در ساعت ۹:۳۵ به مسیری رسیدیم که برف داشت وتیم برای پوشیدن گتر و دستکش توقف کرد و ۴ نفر به دليل نداشتن كفش مناسب و آمادگي جسماني لازم به همراه يكي از افراد باتجربه همانجا ماندند تا بعد از كمي استراحت به سمت روستا برگردند. ساعت ۱۰ بقيه تيم شروع به ادامه­ی حرکت کرد، که پس از حدود  ۱۰ دقیقه ۴ نفر دیگر خود را به تیم پایین رساندند و با آنها به سمت اتوبوس حرکت کردند. پس از گذشتن از مسیر نسبتاً پر برف در ساعت ۱۰:۵۰، ده دقیقه استراحت کردیم. برف منطقه تازه و پودري بود و حركت در آن به خصوص براي افراد تازه كار مشكل. در قسمتي از مسير دست به سنگ نيز داشتيم. استراحت بعدی در ساعت ۱۲:۱۵به مدت ده دقیقه بود. حدود ساعت ۱۲:۵۵ روی یکی از گردنه­ها آنتن داشتیم. در ساعت ۱۳:۱۵ به دليل اينكه دو نفر از افراد از ناحيه مچ پا دچار مشكل شدند و سرعت تيم خيلي كند شده بود، سرپرست تيم را دو قسمت كرد، ۱۳ نفري كه آمادگي جسماني و تجهيزات بهتري داشتند، به سمت قله حركت كردند و ۱۲ نفر باقيمانده بعد از صرف ناهار به سمت پايين. تیم پایین پس از استراحت و خوردن نهار در ساعت ۱۴:۲۵ به سمت پایین حرکت کرد. در ساعت ۱۵:۱۵ پنج نفر به قله رسیدند. بعد از ۱۵ دقیقه استراحت روی قله به سمت پایین حرکت کردند و در نهایت حدود ساعت ۱۷:۳۰ هر دو تيم به هم رسيدند. کمبود هدلامپ نیز باعث کندی کل تیم در این لحظات شده بود. راهنما قسمتي از مسير را گم كرد بنابراين تيم مجبور شد از مسير با شيب زياد و لغزنده پايين بيايد كه خوشبختانه با كمك افراد باتجربه اين سختي نيز آسان گشت. در نهایت ساعت ۱۹ تیم به روستا رسيد. ساعت ۱۹:۲۵ به سمت تهران حرکت کرديم. ساعت ۲۰:۱۵ جلسه­ی انتقاد و پیشنهاد برگزار شد و انتقاد اصلی کامل نبودن تجهیزات برخی افراد بود که در جلسه­ی توجیهی روی آنها تأکید شده بود. ساعت ۲۱:۰۵ در کرج توقف داشتیم و ساعت ۲۲:۰۵ اتوبوس پس از توقف روبروی خوابگاه­های فاطمیه و چمران و کوی، روبروی درب دانشکده­ی فنی دانشگاه تهران متوقف شد.

گزارش صعود دیواره بیستون

تاریخ اجرا : ۴ تا ۸ آبان۸۹

سرپرست: مینا طاهری

راهنما : آقای حسین هیزم کار

سایر اعضای تیم : سمیه باقری ، حسین ساعدی ، امید علمداری ، مهدی صامعی ، مهدی درخشنده

گزارش نویس : حسین ساعدی

 

پس از تجربه ی برنامه ی علم کوه و صعود گرده ی آلمان­ها توسط ۴ نفر از اعضای تیم، برای پاییز دیواره ی بیستون به عنوان برنامه ی پیک سنگ­نوردی در نظر گرفته شد. تمرینات آمادگی دیواره شامل ۶ جلسه تمرین در دیواره ی پل خواب (۳ جلسه با حضور آقای حسین بلنداختر به عنوان مربی و ۳ جلسه تمرین بدون مربی) بود. تاریخ دقیق برنامه ی دیواره ی بیستون هفته ی اول آبان ماه در نظر گرفته شد. هیچ یک از افراد تیم مسیرهای دیواره ی بیستون را نمی شناختند. بنابراین در پی راهنما ، با آقای حسین هیزم کار صحبت شد و به پیشنهاد ایشان قرار شد مسیر قرارگاه (کام اژدها) را صعود کنیم.

سه شنبه ۴ آبان ۸۹ ساعت ۸ شب اعضای تیم (به غیر از حسین ساعدی و آقای حسین هیزم کار) از ترمینال غرب به سمت کرمانشاه حرکت کردند و روز چهارشنبه از شهر کرمانشاه بازدید کردند. ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر بود که همه به کافه داریوش (کافه ی آقای شیرزادی) رسیدند. آقای هیزم کار زودتر از ما به کافه رسیده بود. من (حسین ساعدی) هم ساعت ۶ صبح چهارشنبه به تیم ملحق شدم.

قرار بود تیم ۷ نفره ی ما در سه کرده حرکت کند. کرده ی اول : حسین هیزم کار ، سمیه باقری و مهدی صامعی. کرده ی دوم : مینا طاهری و امید علمداری. و کرده ی سوم : من و مهدی درخشنده. ساعت ۷:۱۵ بود که کرده اول پای مسیر بود. وقتی من و مهدی درخشنده رسیدیم ابتدای مسیر ساعت کمی از ۸ گذشته بود و بقیه رفته بودند. ساعت ۱۰ بود که به اولین طول جدی که نیاز به ابزارگذاری و حمایت داشت رسیدیم. هر کرده به طور مستقل صعود می کرد و بعد از صعود نفر سرطناب نفر دوم هم ته طناب صعود می کرد. طول بعدی هم نیاز به حمایت و ابزارگذاری داشت. این طول تقریبا ۳۵ متری را آقای هیزم کار سرطناب رفت و بقیه با حمایت از بالا صعود کردند. تا پله اول دیگر مسیری که نیاز به حمایت باشد ، نداشتیم. ۲ بعد از ظهر بود که همگی به پله اول رسیدیم. با سرعت ما و زمان باقیمانده تا شب به احتمال زیاد باید شب را در جان­پناه قرارگاه می ماندیم. با اینکه آب به اندازه کافی برای شب نداشتیم مسیر را ادامه دادیم.

از پله اول به بعد آقای هیزم کار مسیرها را سرطناب صعود می کرد و سپس سمیه باقری و مهدی صامعی و من ازکنار آنها سرطناب صعود می کردم و مهدی درخشنده نفر دوم من. و مینا طاهری و امید علمداری از بالا توسط کرده ی اول حمایت می شدند. از پله ی اول تا جانپناه قرارگاه ۶ طول تقریبا ۳۰ تا ۳۵ متری داشتیم به جز طول چهارم که تقریبا ۵۰ متری بود. کارگاه های مسیر (به غیر از کارگاه طول چهارم) همگی رول بولت شماره ۱۰ بودند. ترای کم و شفت هم میانی های خوبی برای این مسیر بودند. به خصوص از ترای کم (ریز تا شماره های متوسط) خیلی استفاده کردیم. ساعت کمی از ۶ غروب گذشته بود که همگی رسیدیم به کارگاه آخر که کنار جانپناه بود.

شب طولانی ای در پیش داشتیم و هر چه به ساعت نگاه می کردیم زمان نمی گذشت. ۳ ساعتی خودمان را با مرتب کردن وسایل و خوردن تنقلات (بدون آب!) مشغول کردیم. ساعت ۱۰ شب بود که کم کم آماده خواب شدیم. جان­پناه کوچک بود و ما هفت نفر به صورت ساردینی! خوابیدیم. صبح ساعت ۶ بود که با سر و صدای بچه ها بیدار شدم و متوجه شدم که فقط من که کیسه بیواک داشتم راحت خوابیدم و بقیه تقریبا تمام شب بیدار بودند.

پس از صرف صبحانه ی تنقلاتی، آماده ی فرود شدیم. نفر اول ساعت ۷:۱۵ بود که فرود رفت. تا پله اول 3 طول ۵۰ متری و یک طول ۳۰ متری (که طول آخر بود) فرود رفتیم. البته بعد از دو طول فرود ، ۵۰ متری دست به سنگ تراورس کردیم تا روی مسیر صعود قرار بگیریم و از کارگاه های مسیر صعود برای فرود استفاده کنیم. ساعت ۱۰:۳۰ بود که آخرین نفر هم به پله اول رسید.

بعد از این باید به سمت راست (شرق) تراورس می کردیم؛ کمی پیاده روی و بعد دست به سنگ و بعد دو فرود ۲۵ متری (که البته به جای این دو فرود ، می توان یک فرود ۶۰ متری رفت). ادامه ی مسیر باز هم پیاده روی بود، تا به یک فرود ۲۰ متری رسیدیم که کارگاه آن دو میخ قدیمی بود. ساعت کمی از ۱۲ گذشته بود که به کافه ی آقای شیرزادی رسیدیم.

بعد از استراحت و صرف نهار قرار شد سوار اتوبوس ساعت ۱۸ کرمانشاه- تهران شویم. بالاخره ساعت ۱۹ بود که جلوی امامزاده باقر سوار اتوبوس شدیم و ساعت ۴ صبح روز شنبه برنامه در ترمینال غرب به پایان رسید.

گزارش برنامه کمپینگ و صعود به قله کلون بستک

چهارشنبه 24 آذر 89 

همانطور که در جلسه‌ی توجیهی دوشنبه گفته شده بود، قرار حرکت تیم ساعت 5.30 از جلوی درب دانشکده‌ی فنی امیرآباد بود. با تأخیری که مینی‌بوس داشت، ساعت 6 صبح با 16 نفر حرکت کردیم.

حدود دوساعت تا مبدأ صعود فاصله داشتیم. ساعت 7.30 بچه‌ها صبحانه را در اتوبوس خوردند و کمی بعد از گذشتن از منطقه‌ی دربند‌سر‌، جاده به خاطر بارش برف با بلوک های سیمانی بسته شده بود‌. بعد از آماده شدن تیم و بستن گتر‌ها‌، سرپرست جلسه‌ی معارفه را برگزار کرد.

مسئول فنی، آموزش و راهنما : اشکان رضوانی

جلودار : مینا طاهری

عقب‌دار : امیر فراهانی

مسئول امداد : زهرا صفاریان

ساعت 8:15 تیم شروع به حرکت کرد. در جاده‌ی شمشک به دیزین مسیر را طی کردیم‌. هر یک ساعت تقریباً استراحت‌های 10 دقیقه‌ای داشتیم. مسیر بسیار ساده بود و از این جهت با ارزش بود که بدن بچه‌ها گرم شد و نکته‌ی مهم‌تر آموزش‌هایی بود که اشکان در مورد نحوه‌ی لباس پوشیدن در زمستان‌، نحوه‌ی استفاده‌ی به جا از لباس‌ها در زمستان‌، نکات مهم در مورد تغذیه و البته خوردن آب برای جلوگیری از سرمازدگی به تیم داد‌.

در همین حین هر یک از اعضای تیم‌، به نوبت به عنوان جلودار حرکت می‌کردند که در انجام این کار باید به سرعت کل تیم، درست گام برداشتن و توجه به مسیر، دقت می‌کردند.

ساعت 13 به پایین جاده‌ی فرعی‌ای رسیدیم که به سمت یال اصلی کلون‌بستک می‌رفت‌. بعد از توقف نیم‌ساعته‌ی ما، اردوان مسیر برگشت از جاده‌ی دیزین - چالوس را چک کرد.

ساعت 14 بود که به ایستگاه هواشناسی رسیدیم - سال گذشته ما دقیقا ابنجا از مینی بوس آقای کیان پیاده شدیم - بنا به تشخیص سرپرست و مسئول فنی بلافاصله حرکت کردیم‌. تا محل کمپ 30 دقیقه فاصله داشتیم‌. طرز گام برداشتن در شیب‌های برفی و دقت کردن به جای پاها و عوارض و توجه به آمادگی ذهنی علاوه بر آمادگی جسمانی نکاتی بودند که اشکان به بچه‌ها آموزش می‌داد. بعد از رسیدن به محل کمپ در ساعت 14:30، روش چادر زدن در زمستان آموزش داده شد (برف منطقه نسبت به سال قبل خیلی خیلی کمتر بود).  

بعد از برپا شدن چادر اشکان در مورد نحوه‌ی تمیز کردن کفش و گتر از برف و وارد شدن به چادر و گرم کردن بدن به‌ویژه پاها و همچنین نحوه‌ی نگه‌داری از گتر و جوراب خیس در چادر اشاره کرد.

ساعت 16 همه‌ی چادر‌ها بر پا شدند. از هر چادر یک یا دو نفر برای درست کردن بلوک برفی و آوردن برف بیرون بودند.

ساعت حدود 16:38 دقیقه بود‌. همه‌ی بچه‌ها توی چادر‌ها بودند و خورشید در حال غروب کردن‌!

بعد از جابه‌جا شدن اعضای هر چادر، اشکان و اردوان برای بررسی وضعیت جسمی و روحی بچه‌ها به چادر‌ها سر‌ زدند‌.

اشکان از سرپرست‌ چادرها خواست تا نحوه‌ی برف آب‌کردن را به نفرات چادرشان آموزش دهند.

ساعت خواب 21:30 و ساعت حرکت فردا 7 صبح اعلام شد.

پنج‌شنبه -  25 آذر 89

صبح پنج شنبه چند دقیقه مانده به 7 تقریباً تمام اعضای تیم بیرون بودند. باد نسبتاً شدیدی می‌وزید. رأس ساعت 7 تیم به جلوداری زهرا صفاریان حرکت کرد. یکی از بچه‌ها به دلیل تأخیر در آماده شدن در کمپ ماند. بعد از در آمدن کامل آفتاب باد منطقه هم کم شد. شیب‌ها‌ی منتهی به قله‌ی 4200 متری کلون‌بستک را پشت سر می‌گذاشتیم. قسمتی از مسیر هم دست به سنگ بود. ساعت 8 بود که به دلیل مناسب نبودن حال یکی از بچه‌ها تیم به سمت کمپ برگشت. (تقسیم کردن تیم در زمستان یکی از نکاتی است که باید با دقت زیادی انجام شود. هر دو قسمت تیم باید از نظر شرایط بدنی و ذهنی و شناخت مسیر کاملاً در شرایط مناسب و مطمئنی باشند. علت بازگشت تیم به پایین، نبود تعداد نفرات کافی آشنا به مسیر بود.)

هوا خیلی خوب بود و باد ملایم و آفتاب خوبی داشتیم‌. ساعت 8:45 همه‌ی اعضای تیم به کمپ رسیدند‌. ساعت 10:30 با چادر‌های جمع شده و بعد از گرفتن عکس یادگاری از شیب پایین رفتیم. در مسیر نحوه‌ی صعود و فرود در شیب‌های برفی، گام برداشتن، استفاده از باتون و روش‌های تراورس کردن شیب‌ها‌ی برفی توسط اشکان آموزش داده و تمرین شد.

بعد از رسیدن به گردنه‌ی دیزین برای برگشت از مسیر چالوس دامنه‌های کنار پیست اسکی را به سمت دیزین پایین آمدیم. استراحت‌های مناسبی هم در طول مسیر داشتیم.

ساعت 13:15 به محل قرار با ماشین (هتل دیزین) رسیده و مشغول تمیز کردن کفش و گترها شدیم. ساعت 14:30 هم آقای کیان به ما رسیدند و به سمت تهران حرکت کردیم.

برنامه در ساعت 17 در مقابل دانشکده‌ی فنی امیرآباد پایان یافت.

صعود قله میش چال

ساعت ۵:۴۰ دقیقه تهران را به مقصد روستای کنه ده واقع  در منطقه آزاد بر  ترک گفتیم. در کرج تعداد نفرات کامل شد و ساعت ۸ صبح به مبدا صعود رسیدیم. بعد از برگزاری  جلسه معارفه و صحبت های راهنما در مورد مسیر صعود خود را در ساعت ۸:۱۰ دقیقه و از ارتفاع ۲۳۰۰متری با جلوداری حسن مولایی و عقبداری امیر فراهانی شروع کردیم.

( مبدا صعود روستایی است وله نام و از توابع منطقه آزاد بر، یک رودخانه دارد که وجود یخ دردر این فصل در آن آشکار بود و راه دسترسی به آن جاده ایست آسفالته که در ۶۰کیلومتری  جاده چالوس  بعد از نسا در سمت چپ جدا می شود. مسیر صعود بعد از روستا پاکوب است و به سمت یال جنوب شرقی می رود.هوا منطقه در این فصل نسبتا سرد و خشک است.)

شیب ابتدای مسیر ملایم بود و مشکلی برای حرکت ایجاد نمی کرد. کمی بعد از حرکت به چشمه ایی نزدیک شدیم که برای دسترسی به آن می بایست از مسیر صعود خارج شد و تنها راهنما برای استفاده از آب چشمه به سمت آن رفت.

 پس از  حدود یک ساعت کوهپیمایی ، ساعت ۹:۰۵ دقیقه توقفی داشتیم و پس از صرف صبحانه و تدریس کوتاه نحوه گامبرداری در کوه و استفاده صحیح از باتوم(به علت حضور افرادی که تجربه کافی نداشتند) ،ساعت ۹:۳۰ مجددا حرکت خود را به سمت قله آغاز کردیم.

با افزایش ارتفاع،شیب مسیر تند تر می شد و سرعت باد فزونی می یافت  که در نتیجه آن تیم مجبور به استفاده از کلاه، دستکش و بادگیر شد. نزدیک ساعت ۱۲  به زیر قله رسیدیم که از این به بعد مسیر ما به سمت جنوب منحرف می شد  .این یال را کاملا برف در بر گرفته بود برفی که شدیدا پوک و پودری بود و تیم را مجبور به برفکوبی کرد.

بالاخره در ساعت ۱۳ قله صعود شد.  این صعود برای برخی از اعضای تیم تجربه جدیدی محسوب می شد. پس از ۲۰دقیقه استراحت که بچه ها با خواندن سرود ای ایران و گرفتن عکس دسته جمعی سپری نمودند راهنما به تشریح قله های اطراف پرداخت که از آن جمله می توان به کرچانی ، کلاشویا،هفت خان، سکه نو و آزاد کوه اشاره کرد . همچنین قلل علم کوه نیز از دور خود نمایی میکرد.سپس حرکت خود را به سمت پایین آغاز کردیم.

با توجه به یکدست نبودن تیم ، حرکت کمی از انضباط خارج شد و بین تیم فاصله افتاد.و چندین استراحت برای رسیدن تمامی تیم و حرکت مجدد داده شد ساعت ۱۴:۲۰به مدت ۳۵ دقیقه برای صرف نهار توقف کردیم سپس به سمت مبدا صعود به  راه افتادیم. با نزدیک شدن به غروب آفتاب هوا نیز رو به سرد شدن نهاد.اواخر مسیر بازگشت با مسیر رفت تفاوت کرد وشیب آن زیاد بود که فقط برای فرود توصیه می شود. سرانجام ساعت ۱۶:۱۵به  مبدا صعود رسیدیم .سپس سوار اتوبوس شدیم و به سمت تهران حرکت کردیم و برنامه در ساعت ۲۰جلوی دانشکده فنی به پایان رسید.

 

انعكاس خبر گردهمايي امداد انفرادي بر روي caverinfo.com  

http://www.caverinfo.com/2010/12/iranian-alpine-caving-self-rescue-techniques-gathering/

۸۹/۱۰/۳

صعود به قله خرسنگ

(فشم)

همگانی-منتخب

 

 

جلسه توجیهی: دوشنبه ۲۹/۹/۸۹- ساعت ۱۸:۰۰

محل تشکیل جلسات: خیابان ۱۶ آذر-روبروی درب دانشکده داروسازی-ساختمان شماره ۲ تربیت بدنی- انجمن کوهنوردی دانشجویان دانشگاه تهران                                                    شماره تماس:۰۹۳۶۷۲۴۰۲۰۶

توجه:

۱-شرکت در جلسه توجیهی اجباری است.

۲- از جواب دادن به هرگونه تماسی خارج از ساعات اداری معذوریم. در ضمن پیام های اس ام اسی پاسخ داده نخواهند شد.

روز جهانی کوهستان

 

 

بیستم آذر، برابر با ۱۱ دسامبر، از سال ٢٠٠٣ روز جهانی کوهستان نامیده شده است. سازمان جهانی خواربار (FAO) که از سوی سازمان ملل، نهاد مسوول اعلام و پی گیری برنامه های این روز است، برای هر سال یک شعار به منظور جلب توجه همگان به یکی از موضوع های مربوط به کوهستان، اعلام می کند. شعار امسال (۲۰۱۰)،  «اقلیت‌های کوه‌نشین و مردمان بومی» است.

هدف موضوع امسال، بالا بردن آگاهی عمومی در باره‌ی مردمان بومی و اقلیت‌های کوه‌نشین، و در باره‌ی محیط زیست، میراث فرهنگی ، سنت‌ها و رسم‌های آنان است. 
روز جهانی کوهستان، امسال تلاش می‌کند شرایط مناسبی فراهم سازد تا اهمیت توانمند سازی جامعه‌های بومی را آشکار سازد و به آنها برای حفاظت از دانش سنتی؛ تجربه‌ی کشاورزی، واکنش آنان به تغییر جهانی آب و هوا، شیوه‌ی بهداشت و درمان، گونه‌های جانوری و گیاهی، سنت‌های شفاهی، مهارت‌ها و هنرهای آنان یاری رساند.

عين فراخوان بين‌المللي روز جهاني كوهستان از اين قرار  است:

Dear Colleague 

   The United Nations General Assembly has designated 11 December, from 2003 onwards, as the International Mountain Day”. It is observed every year with a different theme relevant to sustainable mountain development. The theme for the International Mountain Day 2010 is “Mountain Minorities and Indigenous Peoples”. It aims to raise awareness about indigenous peoples and minorities who live in mountain environments and the relevance of their cultural heritage, traditions and customs.  

This year’s International Mountain Day provides an apt occasion to reflect on how important it is to empower indigenous communities and help them promote and preserve traditional knowledge, including sciences, agricultural practices, responses to global change, medicines and health practices, fauna and flora, oral traditions, crafts and arts. 

: منابع

http://mountainwatch.persianblog.ir/post/1318/

http://amansouri.blogfa.com/

گزارش صعود به قله شروین

تاريخ اجرا : ۱۲/۹/۸۹

کادر سرپرستی:

سرپرست: امید علمداری

راهنما: مینا طاهری

مسئول فني: اردوان بهارلو

گزارش نويس: امید علمداری

مسئول امداد: صمد قره داغی

مسئول محيط زيست: علی اسدی

اطلاعات عمومی منطقه:

 منطقه: توچال (شمال تهران)

توصیف جغرافیایی منطقه : چشمه ها منجر به جویبارهای منطقه شده و پوشش گیاهی تنک منطقه را نیز تغذیه میکنند. این قله در شمال منطقه ای به نام بند یخچال میباشد که سابقا یخجال بوده است و به دلیل گرمای هوا خشک شده است

قله(ها): شروین، اسپیلت

ارتفاع قله(‌ها): شروین- 3050 اسپیلت- 3120

وضعيت چشمه هاي منطقه:محل، تعداد و ميزان آب چشمه‌ها و مکان های تهیه ی آب در طول مسیر: آب چشمه ها بسیار کم بود ولی در ابتدای مسیر قله شروین که از مسیر پناهگاه شیرپلا جدا میشود "چشمه نرگس" علیرغم بارش کم آب اندکی داشت.

انواع مسير ( زمستانه و تابستانه): در هر دو فصل قابل صعود میباشد

میزان آنتن دهی موبایل: در ابتدای مسیر و کمی بالاتر از جانپناه شروین جایی که به پناهگاه شیرپلا دید دارد.

شيوه رسيدن به منطقه: شمال تهران، منطقه دربند

نوع وسيله نقليه: تاکسی

مبدا صعود: میدان سربند

مکانهاي مناسب چادر در تابستان: در منطقه یک جانپناه و یک پناهگاه وجود دارد در صورت نیاز: بند یخچال

مکانهاي مناسب چادر در زمستان: بند یخچال

وسايل شخصي مورد نياز: کفش و کوله مناسب، صبحانه و ناهار، 1.5 لیتر آب، تنقلات، باتونو لباس گرم

وسايل گروهي مورد نياز: طنابچه انفرادی و وسایل امداد

 شرح کامل گزارش:

قرار ساعت 7 صبح در میدان سربند بود، به خاطر تاخیر چند نفر از اعضای تیم 7:15 حرکت آغاز شد و از مسیر دربند شروع به صعود کردیم، در ابتدای مسیر روستای پس قلعه از بالا دیده میشد. دمای هوا بر خلاف اعلام هواشناسی(3-5 درجه) گرم بود و به همین خاطر مسیر تا ابتدای مسیر فرعی قله شروین مسیر شلوغ بود. بدون استراحت تا قراراه هلال احمر که ابتدای مسیر دست به سنگ شیرپلا هم هست صعود کردیم و صبحانه را در ساعت 8:55 در کافه رجب خوردیم، ساعت 9:30 مسیر را ادامه دادیم این سمت مسیر توسط کوهنوردان برای امنیت بیشتر طناب ثابت کار گذاشته شده است و بعضی از جاها پله و یا پل فلزی قرار دارد، ساعت 10:10 به ابتدای مسیر قله شروین رسیدیم که ارتفاع 2250 دارد و با تابلو راهنما مشخص شده است، حدود 5 دقیقه همراه با استراحت برای اعضای تیم خصوصیات مسیر شرح داده شد، این قسمت مسیر ریزشی بود و باید دست به سنگ صعود کرد، به همین منظر کسی اجازه نداشت از باتون استفاده کند و حرکت بسیار کند بود؛ در این قسمت مسیر همراه داشتن طناب انفرای در صورت بروز مشکل کارآمد خواهد بود. ساعت 10:40 جانپناه شروین دیده میشد که کمی پایین تر از مسیر ما قرار داشت. ساعت 11:30 به قله شروین رسیدیم که هیچگونه برفی در آن به چشم نمیخورد و باد ملایمی در حال وزیدن بود. این قله در بالای دیواره ای سنگی به همین نام واقع است و دلیل نامگذاری ان مرگ سنگ نوردی به همین نام در این منطقه بوده است. بعد از خوردن مقداری آب و تنفلات و کمی استراحت ساعت 12:00 شروع به فرود کردیم، قرار بر این بود که به جای مسیر شیرپلا دربند از مسیر بندیخچال دربند فرود بیاییم، بعد از رسیدن به جانپناه شروین و عبور از شن اسکی ها که سرعت تیم را بسیار کند کرده بود به منطقه بندیخچال رسیدیم، و ساعت 15:00 برای صرف ناهار و استراحت در کمپینگ باغچه توقف کردیم، ساعت 15:45 مسیر را ادامه دادیم و در ساعت 16:30 به ابتدای مسیر در میدان سربند رسیدیم.

قله ی یخچال همدان

تاريخ اجرا : 4و5 آذر 89

کادر سرپرستي:

سرپرست: زویا نیکنام

کمک سرپرست ها:،باقر حکیم،امیر فراهانی،حسن مولایی

راهنما: حسین رحیمی

مسئول فني: باقر حکیم

گزارش نويس: زویا نیکنام

مسئول امداد: امید علمداری

مسئول محيط زيست: ریحانه رمضانپور – کل تیم

تعداد افراد شرکت کننده:12

 

اطلاعات عمومي منطقه:

نام منطقه: دره ی روستای مراد بیگ

قله(ها):  یخچال

ارتفاع قله(‌ها):3580

وضعيت چشمه هاي منطقه: در بهار که چشمه های بسیار زیادی در منطقه وجود دارد. در پاییز(فصلی که برنامه اجرا شد) هم آب چشمه ها قابل استفاده بود.در بعضی قسمت ها آب یخ زده بود.

محل، تعداد و ميزان آب چشمه‌ها و مکان های تهیه ی آب در طول مسیر: منطقه از نظر چشمه و آب قابل خوردن کاملا غنی بود.بعد از خانه ییلاقی ها در مسیر پاکوب چشمه بود.همچنین در خود پناهگاه هم آب چشمه از لوله براحتی قابل استفاده بود.

انواع مسير ( زمستانه و تابستانه):مسیر زمستانه  از روی یال که یک جاده ی کاملا مشخص با شیب کم اما طولانی است.مسیر تابستانه از دره- کنار چشمه که کمی بالاتر از خانه ی های ییلاقی از سمت چپ شروع می شود .

ميزان برف در زمستان: در این فصل از پایین پناهگاه برف داشتیم .محوطه ی دور پناهگاه هم در قسمت هایی که آفتاب کمتری داشت برف داشت.

میزان آنتن دهی موبایل:از پناهگاه آنتن داشتیم.در مسیر هم تا قبل از خانه های ییلاقی آنتن داشتیم.

 شيوه رسيدن به منطقه: بعد از ورود به شهر همدان از روستای دره ی مراد بیگ (مبدا حرکت) حرکت تیم شروع می شود.

نوع وسيله نقليه: مینی بوس

فاصله  تهران تا مبدا صعود: حدود 300 کیلومتر

ميزان جاده خاکي: نداشتیم

مبدا صعود: روستای مراد بیگ

مکانهاي مناسب چادر در تابستان:خانه های ییلاقی – پناهگاه  

مکانهاي مناسب چادر در زمستان: خانه های ییلاقی - پناهگاه

 وسايل شخصي مورد نياز: کوله-کیسه خواب-پلار بالا و پایین –بادگیر-کلاه –دستکش-زیرانداز-کفش مناسب(برای برف)-گتر- باتون

وسايل گروهي مورد نياز: چادر-فلاسک –زیرانداز چادر-کلنگ –کپسول گاز-سرگاز


شرح کامل گزارش:

ساعت 5 صبح روز پنج شنبه 4 آذر ماه از جلوی در فنی امیر آباد به سمت همدان با 12 نفر حرکت کردیم(2 نفر از بچه ها پای برنامه کنسل کردند و یک نفر هم نیومد). مینی بوس از مسیر جاده ی ساوه به سمت همدان حرکت کرد و ساعت 11.45 به میدان سپاه-چراغ قرمز همدان رسیدیم. حسین رحیمی راهنمای برنامه با تیم همراه شد.بعد از رسیدن به روستای مراد بیگ و آماده شدن تیم،ساعت 12.30 بچه هاحرکت کردند.30 دقیقه بعد در کوچه باغ ها برای ناهار توقف کردیم و ساعت 1.30 بعد از جلسه ی معارفه و مشخص کردن مسئول فنی(باقر حکیم)،جلودار (امیر فراهانی) و عقبدار(حسن مولایی) حرکت کردیم!حسین رحیمی جلوتر از همه حرکت می کرد.ساعت 2.30 به خانه های ییلاقی رسیدیم.هوا گرم بود.مسیر حرکت تیم جاده ی صافی بود که شیب کمی داشت .تیم تقریبا هر 1 ساعت حرکت می کرد.ساعت 5.10 در نزدیکی پناهگاه بودیم.خورشی در حال غروب بود.در آخرین استراحت زیر پناهگاه به خاطر باد و سرد شدن هوا،بچه ها کلاه و دستکش و بادگیر پوشیدند.برف سه هفته پیش منطقه کاملا سفت شده بود و در بعضی قسمت ها هم یخ زده بود.باقر و ریحانه و زویا و حسن با کلنگ در تیم بودند.ساعت 6 به پناهگاه رسیدیم و بعد از مشخص شدن محل کمپ(پشت پناهگاه)بچه ها 15 دقیقه فرصت داشتند که چادر ها را بر پا کنند.ساعت 6.35 همه ی چادر ها برپا شده بود!قرار بر این شد که ساعت 7.15 همه برای خوردن شام به پناهگاه مجهز صاحب الزمان برویم.(پناهگاه 2 طبقه که کَفِش موکت بود و برای کفش ها طبقه داشت و دمپایی برای استفاده ی عموم+دستشویی تمیز و مناسب+آب چشمه که بوسیله ی یک لوله براحتی قابل استفاده بود و در کنار اون سقف زده یده بود و یک صندلی- نیمکت مانند که برداشتن آب راحت باشد.)

ساعت 9.30 برنامه ی حرکت فردا مشخص شد و بچه ها به چادر هایشان رفتند.

جمعه صبح ساعت 6.15 تیم 11 نفره ی ما به همراه راهنما به سمت قله حرکت کردند.(یکی از بچه ها پشت پای چپ اش را کفش زده بود.)در طول مسیر به سمت قله ،طلوع زیبای خورشید را دیدیم و با استراحت کوتاه بچه ها در مسیر ساعت 7.45 به قله رسیدیم.بعد از خوردن خوراکی های مخصوص قله و خواندن سرود ای ایران و گرفتن عکس به سمت پناهگاه حرکت کردیم.ساعت 8.45 به پناهگاه رسیدیم. بچه ها چادر ها را جمع کردند و بعد از اماده شدن تقریبی کوله ها  و خوردن صبحانه ساعت 10 به سمت روستای مراد بیگ و مینی بوس حرکت کردیم.حد.د 15 دقیقه بعد از حرکت در مسیر برگشت(که همان مسیر رفت بود)شیب کنار پاکوب را تراورس کردیم و ادامی هی مسیر برگشت تیم از کنار چشمه در داخل دره بود(به دلیل برف نداشتن منطقه این مسیر انتخاب شد در غیر این صورت این مسیر خطر بهمن دارد.)ساعت 11 کنار چشمه استراحت کردیم.بعد از پر کردن بطری های آب تیم حرکت کرد و ساعت 12 کنار خانه های ییلاقی توقف داشتیم.ساعت 1.30 هم به مینی بوس که در میدان روستای دره مراد بیگ بود رسیدیم.(مسیر برگشت از دره از نظر زمانی هم کوتاه تر بود.)

بعد از گذاشتن کوله ها برای ناهار به یک رستوران که مورد تایید راهنما بود رفتیم و دیزی سنگی خوردیم .بعد از ناهار از کتیبه های گنج نامه و آرامگاه باباطاهر عریان هم دیدن کردیم و ساعت 5.15 حسین رحیمی با دو بسته "کماج-شیرینی محلی همدان-" از ما جدا شد و ما هم به سمت تهران حرکت کردیم.ساعت 11 شب جلوی فنی بودیم

اطلاعیه

در راستای ایجاد تغییراتی برای بهبود وبلاگ، از عکس های زیبای شما برای قالب وبلاگ استقبال می کنیم.

(عکس های خود را به آدرس s_fakar@yahoo.com ایمیل کنید. )                                  

گزارش برنامه یخچال کسری

اریخ اجرا : 24 تا 28 شهریور 89

سرپرست: حسین ساعدی

راهنما: نیما شاه محمدی

سایر اعضای تیم: هادی جوادی ، هادی بهادری ، مهدی درخشنده

علیرغم اینکه قله سبلان ، از نظر ارتفاع سومین قله ایران است ، ولی منطقه ی سبلان به لحاظ وجود یخچال های دائمی اش بیشتر مورد توجه کوهنوردان بوده است ، و سالانه پذیرای تعداد زیادی از کوهنوردان جهت آموزش یخنوردی و صعود یخچال های آن است. چهار یخچال مهم در این منطقه وجود دارد : کسری غربی ، کسری شرقی ، هرم ، شمالی سبلان. دو یخچال کسری به قله کسری و یخچال هرم به قله هرم منتهی می شوند و این یخچال ها در جبهه ی شمالی این قله ها واقع شده است. قله های هرم و کسری از طریق گردنه ی مرتفعی در سمت جنوب غربی قله سبلان ، به آن متصل می شوند. یخچال شمالی سبلان نیز به قله سبلان منتهی می

شود و همانطور که از نامش برمی آید در جبهه ی شمالی قله قرار دارد. از نظر طول یخچال ، کسری شرقی ، بلندترین یخچال این منطقه است.      

نمایی کلی از قلل منطقه سبلان

صبح ساعت 5:15 بود که من(حسین ساعدی) روبروی ترمینال کرج به بقیه ملحق شدم. قرار بود که با ماشین هادی جوادی(Jeep آهو!) این برنامه رو بریم. نه صبح بود که رسیدیم به منجیل. صدایی از موتور می آمد که خبر بدی می داد. بعد از یک ساعت و نیم خوردن صبحانه و استراحت کنار درخت سه هزار ساله ی هرزویل ، سراغ موتور ماشین رفتیم که خوشبختانه مشکل خاصی نبود. ساعت حدودا  7 غروب بود که رسیدیم اردبیل و نیما هم به ما ملحق شد. مسیر را در تاریکی ادامه دادیم. ساعت 10 بود که ماشین خراب شد و به اجبار توقف کردیم. پس از خوردن شام ، خوابیدیم. چون از شب قبل کمبود خواب داشتیم ، صبح ساعت 7 بیدار شدیم.

 پس از خوردن صبحانه و آماده کردن کوله ساعت 8:30 به سمت دریاچه قارا گلی حرکت کردیم. پس از پارک کردن ماشین و سپردن آن به عشایر ، راه افتادیم. کفشهای سنگین ، کوله های سنگین ، یک و نیم ظهر بود که رسیدیم جانپناه کسری. خوردن نهار و آماده کردن ابزارها تا ساعت 3 طول کشید. به سمت یخچال حرکت کردیم. هادی بهادری نحوه گام برداری با کرامپون ، استفاده از تبر یخ و کرامپون ، نحوه بستن پیچ یخ و برقراری کارگاه و کارگاه آبالاکف را گفت و مهدی درخشنده و هادی جوادی تمرین کردند. هوا تاریک شده بود که به سمت جانپناه حرکت کردیم. شام برنج و قرمه سبزی خوردیم و قرار شد ساعت 5:30 از خواب بیدار شویم و من(حسین) و هادی بهادری و نیما ، یخچال شرقی کسری رو صعود کنیم.

جانپناه کسری

صبح ساعت 6:15 بالاخره موفق شدم هادی و نیما رو بیدار کنم. بعد از خوردن صبحانه نیما گفت که حالش خوب نیست و نمی تواند با ما صعود کند. ساعت 7:30 بود که من و هادی بهادری به سمت یخچال حرکت کردیم. تقریبا 9 بود که رسیدیم پای یخچال. هوا خوب بود. آسمان صاف بود و ابری تو آسمان دیده نمی شد ولی دمای هوا در آن ساعت از صبح - برای کنار یخچال - بالا بود. هادی حالش زیاد خوب نبود و سرماخوردگی ای که از قبل داشت هنوز کامل خوب نشده بود. طناب ها را باز کردیم و به خودمان بستیم و هادی جلو حرکت کرد و من پشت سرش شروع به حرکت کردم.

طبق صحبت های شب قبل ، وقتی ما روی یخچال شرقی بودیم ، نیما ، مهدی و هادی جوادی هم روی یخچال غربی چند ساعتی تمرین کردند.

حرکت من یک مقدار از هادی سریعتر بود و مجبور می شدم که اضافه طناب رو دور گردنم جمع کنم تا طناب بین سنگهای روی یخچال لاخ نشود. حدودا یک ساعت بعد هادی اولین کارگاه رو زد. وقتی به کارگاه رسیدم شروع کردم به حمایت کردنش. تا اینجا ریزش های خیلی کمی داشتیم. چهار طول را ضربدری صعود کردیم. سرعتمان بد نبود. کم کم ریزش ها داشت زیاد می شد و صدای آب از کناره های یخچال داشت می آمد.

 

کارگاه سوم ، هادی در حال حمایت

 هادی گفت که دیگر نمی تواند سرطناب صعود کند. از اینجا به بعد مجبور شدم بقیه یخچال رو سر طناب بروم. بعد از یک طول صعود ، تو کارگاه داشتم هادی رو حمایت می کردم که هادی گفت از زیر پیچ یخ آب میاد بیرون!!! چاره ای نبود باید ادامه می دادیم. رو این یخ نمی شد فرود رفت و ریزش ها بیشتر شده بود. به خصوص قسمت های پایینی یخچال خطرناکتر بود. هادی چند بار گفت که یخچال را به سمت راست تراورس کنیم و از دست به سنگها ، به مسیرمان تا قله ادامه دهیم ولی من مخالف بودم چون ریزش ها سمت راست خیلی زیاد بود و تراورس واقعا خطرناک. اگرچه وسط یخچال هم گاهی سنگ ها زوزه کشان از کنارمان رد می شدند. بعد از یک ساعت دیگر کاملا همه جا آب جاری بود و همه ی لباس هایمان خیس شده بود. طولهای ششم و هفتم شیب بیشتر شد و مسیر کمی سختتر. انحنای یخچال شرقی به شکلی است که ابتدا مقعر است و کم کم به محدب تغییر می کند و بیشترین شیب آن در میانه ی آن حدودا 60 تا 70 درجه است.

ریزش های سمت راست یخچال

طولهای بعدی سعی می کردم به سمت راست حرکت کنم ولی کیفیت یخ خیلی پایین بود و نمی شد پیچ یخ زد. طول دهم داشتم هادی رو حمایت می کردم که گفت ابزار حمایتش (ای تی سی گاید) از دستش افتاده. زمان زیادی به غروب آفتاب نداشتیم و ادامه یخچال هم شکافی داشت که معمولا کسی از آن رد نمی شود. هادی نزدیک کارگاه که رسید گفت مسیر را به سمت راست تراورس می کند. ساعت از 6 بعد از ظهر گذشته بود که به هادی رسیدم. طناب های یخ زده را جمع کردیم و کمی به سمت راست ادامه دادیم. حال هادی خوب نبود و من هم خیلی خسته بودم ، و تا چند دقیقه ی دیگر آفتاب غروب می کرد. تصمیم گرفتیم که بیواک کنیم.

 لباسهایمان خیس بود. حتی کوله هادی هم کامل خیس شده بود. جایی لا به لای چند سنگ را مرتب کردیم و جایی برای نشستن درست کردیم که خیلی هم صاف نبود. ولی از سه طرف باد نداشتیم و پوشیده بودیم. شب سختی را پشت سر گذاشتیم. صبح صبر کردیم تا آفتاب گرممان کند. از دیشب که یخچال را تمام کرده بودیم و به بچه ها خبر داده بودیم ، تا صبح نتوانسته بودیم ، تماس بگیریم. بالاخره صبح توانستم با نیما صحبت کنم.  قرار شد هادی جوادی و نیما با آب و تنقلات از گرده به سمت ما صعود کنند. ساعت 9 بود که به سمت قله حرکت کردیم. روی قله بودیم 10 صبح. چند تا عکس گرفتم.

برای فرود از گرده ی شمال شرقی حرکت کردیم. ابتدای مسیر ، پاکوب بود و مسیر مشخص بود. بعد از یه دست به سنگ ، یال پهن تر شد و از دیگر از سنگ چین ها و پاکوب خبری نبود. فقط هر چه جلو می رفتیم برجهای سنگی می دیدیم که دید را کمتر می کرد. سعی می کردیم هر چه بیشتر به سمت چپ مایل شویم. چون سمت راستمان دیواره ی بالای یخچال غربی قرار داشت. آخرین قطرات آب را هم روی قله خورده بودیم. هادی خیلی کند حرکت می کرد. کوله اش را مقداری سبک کردم. صدای سوت شنیدیم ، من هم با سوت جواب دادم و همینطور به سمت صدا حرکت می کردیم. بچه ها را دیدیم. یک دهلیز با شیب تند را باید پایین می رفتیم. به بچه ها که رسیدیم ، استراحت کوتاهی کردیم و مسیر را به سمت جانپناه تراورس کردیم. 15:30 بود که رسیدیم جانپناه.

 

مسیر برگشت از قله روی گرده غربی

 سوپ و نوشیدنی خوردیم و وسایل را جمع کردیم ، ساعت 5 بود که به سمت پایین حرکت کردیم. هوا کم کم داشت خراب می شد. نزدیک ماشین که شدیم داشت باران می بارید. بعد از نیم ساعت قله ها را برف پوشانده بود. از 7 گذشته بود که به سمت شابیل حرکت کردیم. قطورسویی شام خوردیم و به سمت اردبیل حرکت کردیم. نیما اردبیل پیاده شد و ما در مسیر سرعین هم رفتیم و از بزرگراه تبریز زنجان برگشتیم. ساعت 2بعد از ظهر روز یکشنبه بود که من ترمینال کرج پیاده شدم.

پیشنهادها

1-     زمان مناسب صعود یخچال های منطقه سبلان مهر و اوایل آبان است. مناسب بودن شرایط یخچال در شهریور بستگی زیادی به شانس دارد. (که هوا سرد باشد و بارندگی نباشد)

2-     برای آموزش یخنوردی ، یخچال شمالی مناسب تر است. چون بدون رفتن روی یخچال ، می توان روی دیواره یخی آن تمرین کرد. ولی روی یخچال کسری برای رسیدن به یک شیب یخی تند باید مسافت زیادی از یخچال را صعود کرد و علاوه بر زمان بر بودن ، خطر ریزش سنگ نیز زیاد است.

3-     اجرای برنامه های راه دور با ماشین شخصی علاوه بر مزایایی که دارد ، مشکلاتی نیز دارد. مشکلاتی از قبیل خستگی راننده ، خراب شدن ماشین و ... که هر کدام می تواند به نحوی در زمان بندی برنامه اثر منفی داشته باشد. پس برای این مشکلات زمان اضافه در نظر بگیرید.

 

جدول زمانی برنامه

روز

تاریخ

ساعت

اقدام

چهارشنبه

24/6/89

4:40

حرکت از تهران

چهارشنبه

24/6/89

5:15

سوار شدن حسین ساعدی در ترمینال کرج

چهارشنبه

24/6/89

19:00

سوار شدن نیما شاه محمدی در اردبیل

چهارشنبه

24/6/89

22:00

توقف نرسیده به ابتدای مسیر صعود

 

پنجشنبه

25/6/89

7:00

 بیدار شدن

پنجشنبه

25/6/89

8:30

حرکت به سمت قارا گلی

پنجشنبه

25/6/89

9:15

رسیدن به قارا گلی

پنجشنبه

25/6/89

9:45

حرکت از قارا گلی به سمت جانپناه کسری

پنجشنبه

25/6/89

13:15

رسیدن به جانپناه کسری

پنجشنبه

25/6/89

14:45

حرکت به سمت یخچال کسری غربی

پنجشنبه

25/6/89

15:00

رسیدن پای یخچال و شروع تمرین

پنجشنبه

25/6/89

19:00

بازگشت به سمت جانپناه

پنجشنبه

25/6/89

20:00

رسیدن به جانپناه

 

جمعه

26/6/89

6:15

بیدار شدن

جمعه

26/6/89

7:30

حرکت به سمت یخچال کسری شرقی

جمعه

26/6/89

9:00

رسیدن پای یخچال

جمعه

26/6/89

9:15

شروع صعود روی یخچال

جمعه

26/6/89

10:00

شروع حمایت

جمعه

26/6/89

18:15

تمام شدن یخچال

جمعه

26/6/89

19:00

تصمیم به شبمانی

 

شنبه

27/6/89

9:00

حرکت به سمت قله کسری

شنبه

27/6/89

10:00

قله کسری

شنبه

27/6/89

15:30

رسیدن به جانپناه کسری

شنبه

27/6/89

17:00

حرکت به سمت پایین

شنبه

27/6/89

19:00

رسیدن کنار ماشین

 

یکشنبه

28/6/89

14:00

ترمینال کرج