تمرینات سنگ پیشرفته27-30/6/87
مربی:اقای علی نژاد
سرپرست:هادی بهادری
محل تمرین:روز اول و دوم بند یخچال ,روز سوم دیواره شروین, روز چهارم پل خواب
اعضا تیم:باقر حکیم ,هادی بهادری ,حسین ساعدی ,مجتبی کیانی ,علی نکوییان
مربی:اقای علی نژاد
سرپرست:هادی بهادری
محل تمرین:روز اول و دوم بند یخچال ,روز سوم دیواره شروین, روز چهارم پل خواب
اعضا تیم:باقر حکیم ,هادی بهادری ,حسین ساعدی ,مجتبی کیانی ,علی نکوییان
ساعت 30/6 صبح روز جمعه، مقابل كوي پسران، زمان شروع برنامه آبشار شاهاندشت بود. به علت تعداد زياد بچهها، ساعت 10/7 با سه اتوبوس و 107 نفر حركت كرديم. بعد از گذشتن از امامزاده هاشم، پلور، آب اسك، نياك، نوا، پل مون، رينه، آب گرم لاهيجان و گزنك ساعت 10/10 به پل وانا رسيديم. که 65 كيلومتر مانده به آمل بود.
بعد از جمع شدن بچهها و صحبت سرپرست، ساعت 20/10 به سمت روستاي شنگلده حركت كرديم. بعد از گذشتن از روستا و مسيري سرسبز و آسان، ساعت 15/12 به محلي سكو مانند رسيديم. در اين محل به صرف ناهار و استراحت پرداختيم و ساعت 45/12، تيمي 60 نفره به سمت قلعه ملك بهمن حركت كردند.
بعد از ديدن نمايي بيروني از قلعه و اطراف آن، ساعت 30/13 تيم قلعه به سمت محل استراحت برگشتند و ساعت 40/13 به محل رسيدند. بعد از گرفتن عكسهاي دسته جمعي، همگي به سمت آبشار شاهاندشت حركت كرديم. به علت تعداد زياد بچهها با كمي كندي در حركت مواجه بوديم.
ساعت 45/14 به آبشار رسيديم.آب آبشار نسبت به سالهاي گذشته كمتر بود و در نتيجه توانستيم اطراف آن بايستم. تعدا زيادي از بچهها تنها به ديدن آبشار اكتفا كردند و تعداد كمي هم با پوشيدن لباس و يا بدون لباس زير آبشار رفتند! ساعت 30/15 به سمت پايين برگشتيم. ساعت 17 به اتوبوسها رسيديم و بعد از جمع شدن همه بچهها و صحبت سرپرست، ساعت 20/17 به سمت تهران حركت كرديم. ساعت 21جمعه شب، برنامه مقابل در كوي پسران به اتمام رسيد.
گزارش از نرگس اران
ساعت 7 صبح بود که 39 نفر از جوانان طبیعت دوست این مرزوبوم بعد از معرفی خودمون و آشنایی با كادر سرپرستي، پر انرژی وبا انگیزه به راه افتادیم.
مسؤل امداد:زهرا صفاریان
مسول فني :بهمن اسفندياري
جلو دار:هادي جوادی
عقب دار:محسن حيدري
جمعه بود و مثل همیشه درکه پر بود از كوهنورد.
آهسته و پیوسته راه میرفتیم تا اینکه در ساعت 9:10 سرپرست اعلام استراحت کردند. مشغول صرف صبحانه بودیم که یکی از همنوردان به ما ملحق شد. ساعت 9:45 به سمت پناهگاه حرکت کردیم ساعت 11:50خسته اما با لبخند به پناهگاه رسیدیم :
سرعتی استراحت کردیم!!!
ساعت 11:11 بود که 17 نفر از در پناهگاه به مقصد پلنگ چال خارج شدیم
سرپرست: آقای هادی جوادی
جلو دار: آقای علی نصر
عقب دار و مسؤل امداد:خانم زهرا صفاریان
در راه به خاطر صرفه جویی در انرژی سرودها تنها زمزمه میشدند
ساعت 12:10 به مدت 10 دقیقه استراحت کردیم. زیبایی طبیعت، هوای ابری و هم صحبتی با انسانهایی ارزشمند فرصت خسته شدن را به ما نمی داد؛ بعد از مسیری که کمی تا قسمتی دشوار بود در ساعت 1:20 دومین استراحت را داشتیم. کم کم صدای «بچه ها دیگه چیزی نمونده» «قله همین پشته» « 5 دقیقه بیشتر راه نیست» بلند شد...
و اما بشنوید از آن گروه :
آنها که 22 نفر بودند به همراه سرپرست 11:30 از پناهگاه حرکت کردند و بعد از 1 ساعت پیاده روی در مسيرقله ، برای نهار و دور هم خوش بودن 1 ساعت توقف داشتند و دوباره به پناهگاه برگشتند(2:15) بعد از کمی استراحت به سمت پایین راه افتادند؛ در ساعت 4:30 به مدت15 دقیقه جلسه ی انتقاد و پیشنهاد برگزار کردند(جای ما هم خالی بوده گویا)و در نهایت در ساعت 5:30شاد و خرم به میدان درکه رسیدند.
... و اما ما بالاخره در ساعت 2:50 به قله پلنگ چال در ارتفاع 3500 متری از سطح دريا رسیدیم.
بعد از ذوق کردن! و صرف نهار در ساعت 3:30 حرکت کردیم و کم کم سرودها بلند و بلندتر خوانده شد!
متاسفانه زانوی یکی از دوستان دچار مشکل شد و آقای بهمن اسفندیاری (مسؤل فنی)وایشان از گروه جدا شده و آهسته تر پایین آمدند.
ساعت 5:55 هد لامپها را درآورده و به راهمان ادامه دادیم؛ خسته ولی همچنان با لبخند پایین میامدیم حدود 7:45 بود که استراحت دیگری همراه با خوردن خرما و آبنبات داشتیم :
لبخندمان بیشتر و بیشتر میشد تا بالاخره تمام تيم قله ساعت 9 به میدان درکه رسيد و با استقبال با شکوه همراه با آبمیوه ی سرپرست مواجه شد!
یک خسته نباشید و دستتون درد نکنه ی بزرگ میگم به همه کسانی که وقت و انرژی میذارن تا انجمنی به پا بمونه و برنامه هایی این چنین اجرا بشه و یک خسته نباشید دیگه (از نظر اندازه با قبلی چنان تفاوتی نمیکنه)به خودم ودیگردوستان میگم که با حضور پر نشاط خودمون در برنامه ها باعث هرچه بهتر اجرا شدن آنها شده و به ارتقاء و پایداری انجمن کمک میکنیم.
مراقب خودتون باشین
گزارش برنامه : مينا غبرايي